عشق و دلبستگی سالم
زمانی که شما به جای این که مانند یک کودک یا بزرگسال وابسته به فردی وابسته شوید، مانند یک فرد بالغ عاشق میشوید، به رابطهای کاملاً متفاوت نیاز دارید. به عنوان یک فرد عاشق بالغ شما باید پیوسته بر پیوندهای درونی خود توجه داشته باشید – چگونه وجود خود را سرشار از عشق کنید و ارزش فردی خود را درک کنید. به جای این که به یک نفر احتیاج داشته باشید که به شما احساس دوستداشتنی بودن و ارزشمند بودن بدهد باید خودتان احساس ارزشمندی داشته و سرشار از عشق باشید. شما میتوانید این احساس درونی را تجربه میکنید زیرا یاد گرفتهاید که چگونه خود را از عشقی که از منابع معنوی میگیرید سیراب کنید. زمانی که عاشق و سرشار از عشق باشید تمایل خواهید داشت که این عشق را با یک نفر دیگر که او نیز یک عاشق بالغ سرشار از عشق است سهیم شوید. در این صورت شما تمایل خواهید به جای دریافت عشق و وابسته بودن، عشق خود را به اشتراک بگذارید.
چطور وابستگی ناسالم در رابطه عاطفی دردسرساز میشود
فردی که شما به عنوان یک فرد وابسته انتخاب میکنید کاملاً متفاوت از فردی است که یک عاشق بالغ انتخاب میکند. افرادی که ما انتخاب میکنیم به اندازه ما آسیب دیدهاند و به طور مشابه به اندازه ما سالم هستند. قطعاً هر چه شما بیشتر بر پیوندهای درونی خود کار کنید و هر چه بیشتر توجه به خود را یاد بگیرید، بیشتر به سمت افرادی که چنین خصوصیاتی دارند جذب میشوید. زمانی که شما مانند فردی وابسته یک نفر را انتخاب میکنید، فردی را انتخاب خواهید کرد که مشابه خود شما است. مشکل اینجاست که فردی که تلاش میکند به شما عشق بدهد خودش نیز آرزو دارد که از شما عشق بگیرد. دو نفری که فقط میخواهند از یکدیگر عشق دریافت کنند و نمیتوانند عشقشان را با هم تسهیم کنند در نهایت از یکدیگر ناامید میشوند. هر یک از آنها دیگری را برای این که آن طور که فکر میکرده به عشق نداده است سرزنش میکند. غالباً به این دلیل که والد این هیچ یک از این افراد حاضر نیست مسئولیت این احساسها را بپذیرد ارتباط آنها با هم قطع میشود و هر یک دیگری را برای این نارضایتی شماتت میکنند.
یک زن مستقل کیست؟
افراد تصورات و تعریفهای متفاوتی از زنان مستقل دارند. زنی که قبضهایش را خودش پرداخت میکند، وسایلش را خودش میخرد و به مردی اجازه نمیدهد روی ثبات یا اعتمادبهنفس او تاثیر منفی گذارد. زنی که به طور کامل از خود حمایت میکند و به توانایی خود افتخار میکند، مستقل تلقی میشود. یک زن مستقل احساس و باورهای خود را بر زبان میآورد و بر اساس ارزشهای خود زندگی میکند. زنان مستقل در همه سطوح مستقل هستند – آنها استقلال مالی دارند، هدفهای خود را دنبال میکنند و بهترین دوست خود هستند. یک زن مستقل خودش را همانطور که هست دوست دارد و به زندگی شخصیاش، دستاوردهایش اهمیت میدهد، اما هرگز خودمحور نیست.
زنان قوی و مستقل، الهامبخش همه هستند؛ اما برخی مردان حتی نمیدانند با چه گنجی روبهرو هستند. مردان اینقدر در نقش مردسالارانه خود فرورفتهاند که حتی نمیدانند شما بدون آنها چهقدر قوی هستید.
اگر در یکی از این روابط گرفتار شدهاید، ممکن است نیاز به دیدن نشانههایی داشته باشید که بدانید چهقدر قوی و مستقل هستید.
- او میداند چه کاری انجام میدهد و بهخوبی از خود و اطرافیانش مراقبت میکند.
- او به پیشنهادات اطرافیان گوش میدهد، اما وقتی تصمیم خود را گرفت، مصمم جلو میرود.
- او جسور است و از بیان نظرات خود واهمهای ندارد و ایدههایش را منطقی و دستیافتنی میبیند.
- او زندگی را خیلی دراماتیک نمیبیند. کمی درام در زندگی خوب است، اما اغراق را دوست ندارد.
- او هر موقعیتی را مشاهده و تجزیهوتحلیل میکند، سپس به مسائل واکنش نشان میدهد.
- او توقعات زیادی از خود دارد، چرا که به خود و دستیابی به آنها ایمان دارد.
- او انتظارات غیرواقعی از خود و اطرافیانش ندارد. علاوه بر این به آنها در دستیابی به اهدافشان کمک میکند.
- او میتواند با هر شرایط و موقعیتی بهتنهایی مقابله کند.
- او از نظر مالی مستقل است و هرگز از زیر بار مسئولیتها شانه خالی نمیکند.
- او همیشه معتقد است همه چیز باید دوطرفه باشد و وقت و انرژی خود را صرف افرادی نمیکند که برای او اولویت نیستند.
زنان اطراف خود را دوباره ببینید. دنبالکردن این نشانهها شما را به زنان مستقل زیادی میرساند. یک زن مستقل نهتنها باری بر دوش دیگران اضافه نمیکند، بلکه بارها در مسیر زندگی باری از دوش آنها برمیدارد.
دارلین لنسر، نویسنده و درمانگر، یکی از افرادی است که در این مورد می گوید: بسیاری از افراد به صورت کامل مستقل نمی شوند و به جای آن احساسات و رفتار ما را پیرامون چیزی خارجی شکل می دهند.مستقل بودن یا خودمختار بودن به این معنا است که نویسنده زندگی خود باشیم.
شما قوانینی را وضع کرده که بر اساس آن زندگی می کنید و باید مالک حقیقی واقعیات، ادراکات، احساسات، افکار و نظرات خود باشید. خودمختاری یعنی اعتماد به این که خودمان باشیم و خودآگاهی برای دانستن اینکه چه کسی هستیم و چه می خواهیم.
جاد در ادامه می گوید: من واژه استقلال و خودمختاری رابه جای هم استفاده می کنم. لنسر واژه خودمختاری و وابستگی متقابل را ترجیح می دهد چون ما موجودات اجتماعی هستیم و به یکدیگر وابسته ایم.
جاد معتقد است که استقلال واقعی از عشق به خود ناشی می شود. زمانی که من خود را قبول نداشته باشم، به خودم و تصمیم هایی که میگیرم، اعتماد ندارم. بنابراین به دیگران اجازه می دهم که دیگران در مورد رفتارهای من و اینکه من چه کسی هستم اظهار نظر کنند.
در ادامه با نظرات جاد و لنسر که در مورد روش هایی برای مستقل بودن ارائه داده اند، آشنا می شویم. پس قدم به قدم با ما همراه باشید.
خودتان را بشناسید.

لنسر می گوید: زمانی که نتوانید خود را بشناسید نمی توانید مستقل باشید. او پیشنهاد می کند که برای این که خودتان را بشناسید، اتفاقاتی که در طول روز برای شما پیش می آید را یادداشت کرده و به آن فکر کنید. از خودتان بپرسید که آیا من حقیقت را گفتم؟ به این ترتیب شما متوجه فاصله بین احساسات درونی، کلمات و رفتارهایتان در محیط و جامعه می شوید.
برای مثال ممکن است شما پاسخ مثبت به درخواست کسی بدهید که واقعا نمیخواستید آن را قبول کنید. شما از این تمرین یاد می گیرید که به احساسات خود اهمیت بدهید و توجه داشته باشید.
عقاید و پیش فرض های خود را به چالش بکشید
جاد در ادامه می گوید که مراقب اعتقادات خود باشید و آن ها را رعایت کنید و باید تمایل داشته باشید که گاهی آن ها را زیر سوال ببرید. گاهی اعتقادات شما به حدی عادی هستند که ما حتی نمی ایستیم که ببینیم آیا آن ها انعکاس دهنده آنچه که واقعا احساس میکنیم هستند یا خیر. پاسخ هایی وجود دارند که اغلب تاکید بر گذشته دارند.
معمولا این دیدگاه ها توسط محیط خارجی و افرادی که در پیرامون ما هستند، شکل می گیرند. ارزیابی دوباره این نظرات و دیدگاه های ما، کلید اصلی رشد است. بدون تغییر هیچ تحولی ایجاد نمی شود.
قاطع باشید
قاطع بودن یک راه قوی و مطمئن برای بهبود زندگی و افزایش اعتماد بنفس است که به شما کمک می کند که خودمختار باشید. همچنین لنسر در کتاب الکترونیک خود به نام حرف دلتو بزن، قاطع باش اشاره می کند که محدودیت ها را تعیین کنید و ۱۰ راه برای رسیدن به اعتماد بنفس و راهنمای کلی برای توقف انتقاد از خود را یادآور می شود.
قاطع بودن مهارتی است که می توانید آن را تمرین کنید و به این معنا است که مرزهای سالم را تعیین کنید، مهارت نه گفتن را بیاموزید و در مورد احساسات و نیازهای خود صادق و شفاف باشید. طبق گفته روانشناس، دکتر رندی پترسون در کتاب کار قاطعیت، قاطع بودن به این معناست که به خود و اطرافیانتان احترام بگذارید.
با قاطعیت ما می توانیم روابط با خود و دیگران را گسترش دهیم و کمک می کند انسان های واقعی با نظرات واقعی، تفاوت های واقعی و نقص های واقعی باشیم در حالی که همه این چیزها را قبول داریم. ما سعی نمیکنیم که آینه کسی دیگر باشیم. تلاش نمیکنیم تا منحصر بودن کسی را نادیده بگیریم و سرکوب کنیم و وانمود کنیم که کامل هستیم. ما خودمان می شویم و به خود اجازه میدهیم که آنجا باشیم.
شروع به تصمیم گیری کنید

لنسر در ادامه اضافه می کند که یک راه برای اینکه خودتان تصمیم گیری کنید این است که مشخص کنید چگونه می خواهید روز خود را سپری کنید. از خودتان بپرسید: چه کاری می خواهید انجام دهید و در این کار علایق و سلیقه های شخصی خود را در نظر بگیرید. تصمیم گیری از دیگر روش هایی برای مستقل بودن است.
نیازهای خود را تامین کنید
افرادی که در رابطه به دیگران وابسته هستند به صورت معمول در برطرف کردن نیاز دیگران عالی هستند، اما نیاز خود را نادیده می گیرند. لنسر اضافه می کند که هر فردی یک سری نیاز اعم از احساسی، اجتماعی، فیزیکی و روحی دارد.
رابطه عاطفی سالم برای ازدواج
به طور کلی می توان گفت که تعاریف مختلفی در ارتباط با روابط عاطفی سالم وجود دارند که هر فرد بر حسب معیارهای خود آن را معنی می کند. در واقع به رابطه عاطفی سالم گفته می شود که در دو نفر بتواند به شکل آگاهانه و مستقلانه نسبت به همدیگر کشش و احساس داشته باشند. روابط مناسب ازدواج چیست؟ یکی از مهمترین روابطی که در نهایت به ازدواج ختم شود روابط عاطفی بین طرفین است. یک رابطه سالم عاطفی باید به این شکل باشد که هر دو طرف با داشتن هویت فردی مستقل تصمیم بگیرند تا در کنار هم قرار بگیرند. در طی این مسیر دو طرف باید به عقاید و علایق هم احترام بگذارند و هر دو برای یک ازدواج موفق تلاش کنند.
شکل گیری روابط ناسالم زناشویی
همه ما این را می دانیم که قرار نیست که از مشکلات ما یک شبه پایان برسد. یک رابطه ناسالم به آرامی شکل می گیرد و آرام آرام بر فرد اثر می گذارد. یک رابطه ناسالم نشانه هایی که دارد که شما با آشنا شدن در این زمینه می توانید جلو رخ دادن چنین رویکردهای را بگیرید. اولین فاکتوری که شما را به سمت یک رابطه ناشایست می کشاند این است که در پاسخ به سوال روابط مناسب ازدواج چیست؟ بگوید نمی دانم. یک رابطه ناسالم در شرایطی روی می دهد که واقع بینی و حقیقتی وجود نداشته باشد. زمانی که اعتماد، آزادی فردی و اعتماد در بین زوجین کمرنگ شود روابط ناسالم شکل می گیرد.
روابط نامناسب ازدواج چه روابطی هستند؟
روابط نامناسب ازدواج چیست؟ شما با دانستن آن که به چه روابطی ناسالم گفته می شود؛ احتمال خطا کردن شما پایین می آید. در نتیجه در روابطتان با دقت عمل بالاتری عمل خواهید کرد. از مهمترین مواردی که می تواند یک رابطه را ناسالم پیش ببرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
تغییر دادن خصوصیات فرد مقابل
می توان گفت روابطی که با این امید شکل می گیرند که در آینده فرد را تغییر خواهند داد؛ از بدترین روابط برای ازدواج هستند. زمانی که فرد مقابل شما علایق و اعتقادات شما را نمی پذیرد و دائما شما در تلاش اند تا به گونه ای او را تغییر بدهید در این رابطه موفق نخواهید بود. حتی به قطعیت می توان گفت که باید به اتمام برسد. زمانی این طرز فکر در فرد شکل می گیرد؛ که خود را فراتر از طرف مقابلش می داند. او به شخصیت فرد مقابلش احترام نمی گذارد. به همین خاطر می توان گفت که روابطی که فرد در تلاش برای تغییر دادن دیگری است در دسته روابط ناسالم برای ازدواج بر شمرده می شوند.
عشق و علاقه کاملا یک طرفه
روابط مناسب ازدواج چیست؟ شاید بتوان گفت که زندگی که بدون عشق و علاقه شکل بگیرد به سرانجام می رسد. زمانی که فرد دیگری بیش از اندازه دوست دارد؛ در حالی طرف مقابل علاقه چندانی به فرد نشان نمی دهد. در اصل یک سیکل نادرست از روابط زناشویی شکل گرفته است که می تواند برای هر دو آسیب زننده باشد. عشق یک طرفه می تواند رابطه را از مسیر درستش خارج کند و از نشانه های یک رابطه ناسالم برای ازدواج کردن به حساب می آید.
نبود اعتماد به نفس و بدبینی
گاهی در روابط بین فردی پیش می آید که فرد به همه چیز با دید بدی نگاه می کند. در چنین رابطه هایی که بدبینی، شک و عدم اعتماد به نفس پر رنگ است این رابطه به ازدواج موفق ختم نمی شود. اگر با چنین کسی روبرو هستید به او اعتماد نکنید و از رابطه خارج شوید.
پنهان کاری و روابط ناسالم ازدواج
روابط نامناسب ازدواج چیست؟ رابطه که در آن فرد سعی کنید تا چیزی را از دگیری پنهان کند؛ سالم نیست. زمانی که در رابطه کسی چیزی را پنهان می کند در واقع می توان گفت که آن رابطه تمام شده است و مناسب ازدواج نیست.
نشانه های عشق واقعی در رابطه که قطعا نمی دانید
به گزارش آناسی، شریک زندگی شما باید بتواند شما را همان طور که هستید بپذیرد و دوست داشته باشد. اگر در پی تغییر یا کنترل شماست به عاشق بودن او شک کنید. عشق واقعی را چگونه می توان تشخیص داد؟ یکی از پیچیده ترین احساسات آدمی عشق، است که تمام اعضای روانی و جسمانی را تحت تاثیر قرار می دهد. با این مطلب از خبرنگاران به بیان ویژگی های رابطه عاشقانه سالم می پردازیم.
ویژگی های رابطه عاشقانه سالم
یک رابطه عاشقانه سالم همواره ویژگی هایی دارد که می توان آن را به خوبی تشخیص داد. ویژگی هایی که در ادامه به شما می گوییم اگر در رابطه شما نباشد یک جای کار می لنگد. در ادامه به معرفی این ویژگی ها می پردازیم.
شادی و محبت
اگر شما مدام در حال گریه کردن برای کسی هستید، عاشق او نیستید. عشق واقعی باید شادی ایجاد کند نه درد و عذاب. هنگامی که با هم مهربان هستید، هر دو احساس رضایت، درک متقابل و خوشحالی خواهید داشت. درک نیازها، خواسته ها، ترس ها و مسائل فرد مقابل باعث می گردد عشق شما عاقلانه و معنی دار باشد.
شفقت و دلسوزی از ویژگی های رابطه عاشقانه سالم
این عنصر، یعنی شما تمایل و توانایی درد و رنج طرف مقابل را داشته باشید. شما باید رنج های او را درک کنید و فقط اینگونه می توانید به او در کاهش رنج هایش یاری کنید. برای اینکه حال بهتری داشته باشید به مطلب علت خوشحالی دائمی زوج های جوان جیست؟ سر بزنید.
آزادی
داشتن آزادی زمانی که در رابطه با کسی هستید، نشانه بسیار محکم و مطمئنی از عشق واقعی است. باید بدانید عشق بردگی و اسارت نیست. این آزادی باعث می گردد که هر دو طرف در رابطه خود حقیقی و اصیل باشند و دراین صورت مطمئن می شوند که معشوقه آن ها، خود او را همان طور که هست دوست دارد. علاوه بر آن، وقتی عشق به این کیفیت می رسد، به این معنی است که شما آزاد هستید تا عقاید و ایده های خود را بدون احساس ترس یا ناراحتی با یکدیگر به اشتراک بگذارید.
خوشبختی از ویژگی های رابطه عاشقانه سالم
این عنصر، تمام 3 عنصر قبلی را به هم متصل می نماید. هنگامی که شما عاشق کسی هستید، او شما را با شادی حقیقی سرشار می نماید. احساس رضایت و خوشحالی می کنید و هر روز در مقابل مسائل قوی تر می شوید. باید بدانید که اگر احساس شما باعث ترس، اضطراب و پنهان کاری گردد هرگز عشق نیست.
چگونه به عشق واقعی دست پیدا کنیم؟
- ابتدا خودتان را درست کنید. برای این که فرد مناسب خود را پیدا کنید و به عشق واقعی دست یابید ضروری است قبل از این که وارد رابطه عاطفی شوید، اشتباهاتتان در روابط قبلی را پذیرفته و آن ها را اصلاح کنید.
- مرزهای خود را معین کنید و به آن ها پایبند بمانید.
- از جملات و کلمات سالم بهره ببرید و از توهین و تحقیر یکدیگر بپرهیزید.
- تنها درصورتی می توانید به عشق واقعی و خالص برسید که مسئولیت کارهای خود در زندگی را بپذیرید و از بهانه تراشی و قربانی جلوه دادن خود در مقابل شریک زندگی تان بپرهیزید.
- در روابط عاطفی انتظارات خود را به تعادل برسانید. نباید مدام انتظار فداکاری از طرف مقابل داشته باشید. عشق واقعی بدون داشتن هیچ چشم داشتی حاصل می گردد.
- عشق واقعی با وابسته شدن در تضاد است. زمانی که با شخصی وارد رابطه عاطفی می شوید سعی کنید زیاد به او وابسته نشوید و به زندگی مستقلانه خود ادامه دهید.
با توجه به توضیحات ارائه شده، وجود نشانهها و ویژگیهای زیر در رابطه عاطفی نشان میدهد احساس شما نسبت به طرف مقابلتان دلبستگی سالم و عشق واقعی است و علاقه شما صرفاً بر اساس وابستگی نیست:
عشقتان مشروط به دریافت محبت نیست
جامعه شناسان غالباً پیمانهای ناگفته در روابط را توضیح میدهند. گاهی اوقات ما به یک نفر عشق میدهیم و متقابلاً انتظار داریم که او همه خواستههای ما را برآورده کند. زمانی که فرد مقابل نمیتواند این کار را انجام دهد و هر آن چه ما میخواهیم را به ما بدهد، عصبانی میشویم زیرا آن چیزی که در ذهن داشتهایم به واقعیت تبدیل نشده است. احساس عدم اطمینان درونی ما باعث میشود که رابطه را تبدیل به یک بازی کنیم زیرا از این که فرد مقابل عاشق ما نشود میترسیم.
در یک عشق و دلبستگی سالم، شما طرف مقابل خود را به خاطر آن چیزی که هست دوست دارید نه به خاطر آن نوع عشقی که به شما میدهد. رد صورتی که شما به طرف مقابل خود توجه داشته باشید و تصمیم میگیرید به دلیل ویژگیهای شخصیتی او، مهربان بودن، ساختن لحظات خوش یا احساس راحتی که با او دارید با او یک زندگی مشترک بسازید. شما عاشق او خواهید بود؛ نه فقط به این دلیل که او شما را دوست دارد.
از زمان باهم بودنتان لذت میبرید
زمانی که با هم هستید واقعاً خوشحالید و از با هم بودن لذت میبرید. واضح است که اگر شما واقعاً عاشق کسی باشید دوست دارید که با او باشید. زمانی که شما از نظر عاطفی وابسته باشید، نخواهید توانست از زمانهای با هم بودن لذت ببرید و دائماً تلاش میکنید که به او بچسبید زیرا شما با این فرد معنا پیدا میکنید.
زمانی که معشوق در کنارتان نیست باز هم میتوانید خوشحال باشید
از طرف دیگر، اگر شما واقعاً عاشق کسی باشید، زمانی هم که تنها هستید میتوانید عاشقانه زمان خود را سپری کرده و آن به عنوان بخشی از ارتباط سالم خود بدانید. اگر شما از نظر عاطفی وابسته باشید، تنهایی برای شما ترسناک میشود و سعی میکنید از آن اجتناب کنید.
ترس تنها شدن یا مجرد ماندن ندارید
آنچه باعث ترس بالقوه شما از جدایی میشود این است که طرف مقابل را در زندگی خود از دست بدهید، تنها بمانید یا تا فلان سن مجرد بمانید. ترسی که شما در هنگام فکر کردن به از دست دادن یک نفر دارید به شما میگوید که واقعاً نسبت به وی چه احساسی دارید. اگر شما از احتمال جدایی میترسید و آزار میبینید باید از اول شروع کنید یا تنها بمانید یا از نظر مالی مستقل شوید، جدا شدن و از دست دادن کسی که عاشقش شدهاید ممکن است بیش از آنچه فکر میکنید باعث وابستگی شما شود.
عشق و رابطه روال زندگیتان را مختل نمیکند
شما درگیر زندگی خود هستید و نمیتوانید به دلیل این که با یک نفر رابطه دارید از زندگی خود صرفنظر کنید. عشق ذهن شما را باز میکند. وابستگی (ترس) ذهن شما را میبندد و باعث میشود که زمانهایی که با شریک زندگیتان هستید، خود را فراموش کنید.
صاحب سبک زندگی و عقاید مستقل هستید
شما از این که مورد تأیید دیگران قرار نگیرید ترس عمیق و شدیدی دارید. شما مجبور نیستید که عقاید خود را قبل از بیان، کنترل کنید، باید آزادانه صحبت کنید و نباید از این که از یک نوع موسیقی یا کتاب لذت میبرید یا از نوع لباسهایی که میپوشید خجالت بکشید. این کارها باعث میشوند که شما بیشتر بخواهید که خودتان باشید.
سعی در تغییر دادن طرف مقابل ندارید
گاهی اوقات ممکن است افراد حتی متوجه نشوند که در حال کشیدن حصار در اطراف فردی هستند که دوستش دارند. عشق واقعی به این معنی است که یک نفر را به خاطر آنچه هست دوست بدارید بدون این که نیاز داشته باشید که او به شخصی که شما آرزو دارید، تبدیل شود. بهترین هدیه که شما میتوانید به دیگران بدهید این است که به آنها کمک کنید که رشد کرده و بتوانند از حداکثر ظرفیت و پتانسیلهای فردی خود دست یابند؛ یعنی شما باید به طور فعالانه به وی کمک کنید تا به اهدافی که دارد دست یابد و البته در این راه نیابد مسیر او را سد کنید بلکه باید اجازه دهید که پرواز کند.
اجازه نمیدهید دیگران شما را به بازی بگیرند
شریک زندگی شما نباید با امتناع مکرر از قبول تعهد با ذهن شما بازی کند. عشق شما سالم است. مهمترین تفاوت بین عشق و وابستگی، کیفیت رابطه شما است: این فرد باید با شما در کمال عشق و احترام رفتار کند و شما نیز متقابلاً باید این کار را انجام دهید.
برای خودتان ارزش و احترام قائلید
شما هرگز از طرف شریک زندگی خود برای انجام کاری که نمیخواهید انجام دهید نباید تحت فشار قرار گیرید. چه در مسائل جنسی یا اجتماعی و چه در هر مورد دیگری شما هرگز نباید به خاطر رضایت و خوشایندی شریک زندگیتان کاری را که دوست ندارید انجام دهید. راحتی شما مهمتر از تمایلات زودگذر و موقتی دیگران است.
اساس رابطه شما علاقه است نه درماندگی
شما باید رابطه خود را با عشق آغاز کنید نه با درماندگی و عجز. شما با هم هستید زیرا فکر میکنید که عاشق هم شدهاید نه به این دلیل که به سن خاصی رسیدهاید و نه به خاطر این که وی بهترین فردی بوده است که آمده و نه برای این که شما به تنهایی نمیتوانید از نظر عاطفی خود را تأمین کنید و نیاز به توجه فرد دیگری دارید.
رابطه عاطفی به شما آرامش میدهد نه اضطراب
یک رابطه سالم باید به شما آرامش، راحتی و سعادت بیشتری بدهد و نباید باعث ترس، حسادت یا نگرانی شما شود. این که برای مدتی نسبت به یک نفر حسادت داشته باشید یا نگران خوب پیش رفتن امور باشید کاملاً طبیعی است اما زمانی که شما در یک رابطه صحیح هستید، برآیند این حسها باید کاملاً مثبت باشد. زمانی که شما وابسته میشوید، ترس از “از دست دادن” بیش از هر چیز دیگری شما را اذیت میکند.
راه رهایی از وابستگی ناسالم
زمانی که شما میبینید که طرف مقابل شما، درون خالی شما را پر میکند یا زمانی که مسائل عاطفی حل نشده دارید دچار سردرگمی و آشفتگی میشوید، احتمال این که از نظر عاطفی وابسته شوید زیاد است. برای این که بتوانید یک نفر را واقعاً دوست داشته باشید ابتدا باید درک کنید و بفهمید که چگونه عاشق فردی شوید که قرار است تمام روز خود را با او بگذرانید: یعنی خودتان.
خوددرگیری و داشتن لیستی از کارهایی که شما در آنها عالی نیستید راحت و ساده است اما اگر انرژی خود را برای پیدا کردن نقاط قوت خود و استفاده از آنها متمرکز کنید در مسیر رشد رابطه خود حرکت خواهید کرد.
اگر به فردی وابسته شدهاید که فکر میکنید بدون وجود او نمیتوانید زندگی کنید سعی کنید که یاد بگیرید که آن چیزی را که از او میخواهید، خودتان به خود و دیگران بدهید. شما باید برای خودتان تبدیل به شخصی شوید که از دیگران میخواهید برای شما باشند – رفتارهایی که دوست دارید در طرف مقابل ببینید را یاد بگیرید تا بتوانید به جای وابسته شدن، عاشق شوید. همچنین در این صورت شما قادر خواهید شد که یک نفر را به خاطر آن کسی که هست دوست داشته باشید و نه به خاطر آن کارهایی که میتواند برای شما انجام دهد. به جای این که نیاز به دریافت عشق داشته باشید، عشق قلبی خود را به دیگران داده و از این کار لذت ببرید و سرشار از عاشقی شوید.
وابستگی اگر تبدیل به چسبندگی عاطفی شود میتواند در رابطه عاطفی دردسرساز شود، زیرا اساساً فرد وابسته به دنبال پر کردن خلاهای روانی خود در رابطه است و به همین سبب در مقابل عشقش انتظارات نامعقولی از طرف مقابل خواهد داشت.
نشانههای عشق و دلبستگی سالم در رابطه عاطفی این است که عشقتان مشروط به دریافت محبت نیست، از زمان باهم بودنتان لذت میبرید و زمانی که معشوق در کنارتان نیست باز هم میتوانید خوشحال باشید.
برخلاف وابستگی در دلبستگی سالم شما ترس تنها شدن یا مجرد ماندن ندارید و رابطه روال زندگیتان را مختل نمیکند. همچنین صاحب سبک زندگی و عقاید مستقل هستید و متقابلاً سعی در تغییر دادن طرف مقابل ندارید.
در رابطه مبتنی بر دلبستگی سالم و عشق حقیقی، برای خودتان ارزش و احترام قائلید و اجازه نمیدهید دیگران شما را به بازی بگیرند. اساس رابطه شما عشق است نه درماندگی و رابطه عاطفی به شما آرامش میدهد نه اضطراب.
برای راه رهایی از وابستگی ناسالم، بهتر است ضعفها و خلأهای روانی خود را بشناسید و سعی کنید با افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشید. طرف مقابل را به خاطر هر آنچه هست بدون توقع دوست داشته باشید. همه انتظاراتی که از طرف مقابلتان دارید لیست کنید و ابتدا خودتان شبیه آن کسی شوید که میخواهید طرف مقابلتان باشد.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد