تاثیر رژیم غذایی نامناسب بر سلامت روان:

از آنجا که آنچه برما می گذرد ماحصل واکنش های شیمیایی مضری است که در اثر عملکرد واسطه های شیمیایی مغز به وجود می آید ، غذاهایی وجود دارند که بر این واسطه های شیمیایی مغز یا نور و ترانس میتورهای مثل دوپامین ، نوراپی نفرین و سروتونین تاثیر می گذارند. اعمال برخی تغییرات در رژیم غذایی طی پنجاه سال گذشه نقش مهمی در افزایش بیماریهای روانی داشته است . روشی که در حال حاضر برای تولید غذاها به کار می رود تعادل مواد مغذی مهم مورد مصرف را به هم زده است .گرایش مردم به مصرف غذاهای حاوی قند و چربی بیشتر و اجتناب از مصرف مواد غذایی تازه منجر به افسردگی و مشکلات حافظه و .... می شود..توجه به مشکلات سلامت روان با تغییرات در رژیم غذایی گاهی اوقات در مقایسه با مصرف دارو یا مشاوره نتایج بهتری دارد. محققان می گویند افزایش کشاورزی صنعتی باعث ورود آفت کش ها به مواد غذایی شده و ترکیب چربی بدن حیوانات را به علت تغیه جدید آنها ، تغییر داده است . رژیم غذایی موجب تغییر تعادل اسیدهای چرب مهم امگا ـ سه و امگا ـ شش در مرغ که مغز باید از عملکرد مناسب آن مطمئن باشد ، نیز شده است .در مقابل چربی های اشباع شده که مصرف آنها افزایش یافته است و به مقدار زیاد در غذاهای آماده یافت می شوند روند عملکرد مغز را کند می کنند .
یک متخصص تغذیه در این مورد می گوید : در حال حاضر مدارکی که سلامت روان و دریافت مواد غذایی را به هم مربوط می کند اندک است و بنابر این تحقیق و نتیجه گیری قطعی در این باره دشوار است ، اما به طور کلی توصیه های ارائه شده در زمینه مواد غذایی با توصیه های موجود جهت حفظ سلامت مطابقت دارد.
نتایج یک مطالعه جدید که در مجله International Journal of Food Sciences and Nutrition منتشر شده نشان می دهد اختلال در سلامت روان با کیفیت پایین رژیم غذایی مرتبط است. در این مطالعه مشخص شد در بزرگسالانی که مقادیر بیشتری غذاهای ناسالم مصرف می کردند در مقایسه با کسانی که رژیم غذایی سالم تری داشتند احتمال بروز علائم متوسط یا شدید مشکلات روانی بیشتر است.این نتایج از یافته های سایر مطالعات که نشان داده بودند بین بیماری های روانی و رژیم غذایی ناسالم ارتباط وجود دارد، حمایت می کند. به عنوان مثال، مشاهده شده مصرف بیشتر قند و شکر با اختلال دو قطبی و مصرف زیاد غذاهای سرخ شده و غلات تصفیه شده (بدون سبوس) با بروز افسردگی مرتبط است.در این مطالعه اطلاعات مربوط به بیش از ۲۴۰ هزار نفر جمع آوری شد. نتایج نشان داد ۱۷ درصد بزرگسالان از مشکلات روحی و روانی رنج می برند. شدت این مشکلات در ۱۳/۲۳ درصد افراد متوسط و در ۳/۷ درصد آن ها شدید بود. نتایج این مطالعه نشان می دهد در افرادی که به بیماری های روحی و روانی مبتلا هستند باید به کیفیت رژیم غذایی توجه ویژه ای شود.
ارتبار رژیم غذایی با بیماری های روحی و روانی:
ارتباط تغذیه و روان دو سویه است
غذا خوردن یا نخوردن و غذای سالم خوردن یا نخوردن نمیتوانند علل اصلی مشکلات روان ما باشند. تحقیقات بسیاری نشان میدهند که بین آن چه میخوریم و رفتاری که نشان میدهیم رابطهای دوطرفه وجود دارد. تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو برگرفته از این رابطه دو طرفه است؛ به معنای این که هم احساسات، رفتار فردی و عوامل محیطی بر تغذیه ما اثر میگذارند و هم تغذیه ما بر عواطف و واکنشهای ما اثرگذار است. به همین دلیل است که بیماریهایی تحت عنوان Eating disorder یا اختلال خوردن وجود دارند. در این اختلال فرد به صورت غیر طبیعی و صدمهزا کم اشتها یا بسیار پراشتها میشود که دلایل مختلفی دارد. بسیاری از افراد دارای این مشکل تصویر تحریف شده و غیر واقعی از بدن خود هستند و برای مثال گمان میکنند چاق و بدهیکل شده اند، در نتیجه نخوردن و یا خوردن و پس از آن بالا آوردن را انتخاب میکنند که میتواند منجر به مرگ آنها شود. برخی از افراد با استرس شدید، در دفاع از خود شروع به خوردن بیش از اندازه میکنند و معمولا غذاهایی را انتخاب میکنند که مغز را فریب میدهد و کمبود هورمونهای شادمانی را جبران کرده، مانند یک مخدر به طور موقت آنها را شاد میکند. شکلات، قند مصنوعی و کافئین از جمله این مواد هستند.
تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو با چند مثال ساده
پیشگیری بهتر از درمان
میدانید که مشکلات روحی مشکلاتی ناشی از نقص کارکرد مغز در مسئلهای خاص اند و در واقع فیزیکی اند. به همین علت است که میتوانیم از دارو برای درمان آنها استفاده کنیم، با ورزش کردن حالمان را بهتر سازیم و یا با پیش گرفتن سبک زندگی سالم شامل خوردن مواد غذایی مورد نیاز بدن، علائم بیماریهایی همچون افسردگی را کاهش دهیم. کمبود ویتامین و مواد معدنی به شما حالت خستگی میدهد و سبب ناامیدی و رنجش زود هنگام شما و در نهایت بروز علائم افسردگی میشود. پس رژیم غذایی درست میتوان نقش پیش گیرنده را بازی کند و از پدید آمدن این بیماریها جلوگیری کند.
خوردن یک رژیم غذایی کامل و غنی از مواد مغذی می تواند به بهبود خلق و خو، افزایش سطح انرژی وبه شما کمک کند که شفاف تر فکر کنید. عناصر مختلفی در اینجا نقش دارند، از تعداد کربوهیدرات هایی که می خورید تا تاثیر کمبود ویتامین ها و مواد معدنی بر سلامت روان. بیایید با بررسی اهمیت کربوهیدرات ها شروع کنیم.
امروزه مشخص شده غذاهایی که می خوریم نه تنها بر جسم بلکه بر روان ما نیز تاثیرگذار هستند. مصرف غذاهای سالم مانند غلات کامل و سبوس دار، سبزیجات، میوه ها، حبوبات (عدس، لوبیا و …)، ماهی، مغزهای خوراکی و روغن زیتون و کاهش مصرف غذاهای ناسالم مانند غذاهای پرچرب، شیرین و فست فودها با تاثیری که بر روی مغز دارد می تواند به حفظ سلامت روان و پیشگیری از بیماری های روحی و روانی موثر باشد.تغذیه سالم سبب می شود حجم هیپوکامپ افزایش یابد. هیپوکامپ بخش مهمی از مغز است که در یادگیری، حافظه و سلامت روان نقش دارد.در افرادی که از یک رژیم غذایی سالم پیروی می کنند احتمال بروز افسردگی به طور قابل توجهی کمتر است. اما زیاده روی در مصرف غذاها و نوشیدنی های شیرین، غذاهای فرآوری شده و غذاهای سرخ شده احتمال ابتلا به این بیماری را تقریباً ۶۰ درصد افزایش می دهد.امگا ۳ که یک اسید چرب با چند پیوند دوگانه است در ماهی، مغزهای خوراکی، دانه بزرک و … یافت می شود. فولات (ویتامین B9) در سبزیجات برگ سبز، غلات کامل و حبوبات وجود دارد.
هم امگا ۳ و هم فولات شانس ابتلا به افسردگی را کاهش می دهند.در سال ۲۰۱۴ میلادی محققان با انجام مطالعه ای نشان دادند افزایش مصرف میوه ها و سبزیجات سبب افزایش احساس رضایت و خوشنودی در فرد می شود. همچنین مشخص شده که رژیم غذایی مدیترانه ای که سرشار از حبوبات، غلات کامل، میوه ها، سبزیجات و ماهی است می تواند با بروز افسردگی مقابله کند.پروبیوتیک ها باکتری های مفید موجود در روده و غذاهایی مانند ماست و کفیر هستند. سلامت روان در افرادی که پروبیوتیک مصرف می کنند وضعیت بهتری داشته و این افراد اضطراب و استرس کمتری را تجربه می کنند. نتایج یک مطالعه نشان داد باکتری های موجود در ماست التهاب بدن را کاهش می دهد. گفته می شود که التهاب مزمن تا حدودی در بروز مشکلاتی مانند استرس، افسردگی و اضطراب نقش دارد.تحقیقات انجام شده بر روی دانش آموزان نشان می دهد مصرف شکلات تلخ خلق و خو را بهبود داده و به کاهش علائم افسردگی کمک می کند. زیرا فلاونوئیدهای موجود در شکلات التهاب سلول های عصبی را کاهش داده و مانع مرگ سلول های مغزی می شوند.حتی مصرف برخی ادویه ها نیز می تواند برای حفظ سلامت روان مفید باشد. یکی از این ادویه های مفید زردچوبه است که حاوی ترکیبی به نام کورکومین می باشد. کورکومین خاصیت ضد التهابی و آنتی اکسیدانی داشته و به همین علت می تواند به کاهش علائم اضطراب کمک کند.اختلال دو قطبی بیماری روانی دیگری است که با رژیم غذایی مرتبط است. محققان با انجام تحقیقاتی نشان دادند که منیزیم می تواند علائم مانیا یا شیدایی را در این بیماران کاهش دهد. این بیماران احتمالاً از مصرف غذاهای حاوی اسید چرب امگا ۳ نیز سود خواهند برد. با این حال، لازم است در مورد ارتباط بین تغذیه با اختلال دو قطبی تحقیقات بیشتری انجام شود.
وقتی ویتامین ها و مواد معدنی خاصی را به اندازه کافی دریافت نکنیم، هم سلامت جسمی و هم سلامت روانی ما آسیب می بیند. بهترین راه برای اطمینان از دریافت کافی ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز، خوردن یک رژیم غذایی متنوع و متعادل ، غنی از میوه و سبزیجات است. برای برخی، ممکن است مکمل مورد نیاز باشد، اما حتما این موضوع را با پزشک یا متخصص تغذیه چک کنید.
در اینجا چند نمونه از انجمن رژیم غذایی بریتانیا وجود دارد که نشان می دهد چگونه کمبود ویتامین/مواد معدنی مختلف می تواند بر خلق و خوی شما تأثیر بگذارد.
آهن: کمبود آهن می تواند باعث احساس ضعف، خستگی و بی حالی شود. غذاهای غنی از آهن عبارتند از: گوشت قرمز، مرغ، ماهی، لوبیا و حبوبات و غلات غنی شده.
ویتامین های گروه B: دریافت نکردن ویتامین های B1، B3 و B12 به اندازه کافی می تواند باعث احساس ضعف، خستگی و تحریک پذیری شود. غذاهای پروتئینی حیوانی مانند گوشت، ماهی، تخم مرغ و لبنیات و غلات غنی شده سرشار از ویتامین B هستند.
فولات: وقتی فولات کافی دریافت نمی کنید، در معرض خطر بیشتری برای احساس افسردگی هستید. فولات را می توان در سبزیجات سبز، مرکبات، جگر، لوبیا و غذاهای غنی شده مانند مارمیت یافت.
سلنیوم: کمبود سلنیوم ممکن است احتمال احساس افسردگی و سایر حالات خلقی منفی را افزایش دهد. منابع خوب سلنیوم شامل آجیل برزیلی، دانه ها، نان سبوس دار، گوشت و ماهی است.
یک راه مفید برای اطمینان از اینکه رژیم غذایی شما غنی از مواد مغذی است، اطمینان از دریافت حداقل پنج وعده میوه و سبزیجات در هر روز است.
اضطراب کم آبی
هیدراتاسیون و تغذیه دست به دست هم می دهند، اما حجم وسیع اطلاعات موجود اغلب می تواند ما را تحت تأثیر قرار دهد و باعث ایجاد احساس اضطراب شود. برای برخی، این احساسات می تواند شدید باشد. اضطراب از دست دادن آب، ترسی از این است که شما به اندازه کافی آب نمی نوشید. ممکن است از رفتن به هر جایی بدون بطری آب خود ترس داشته باشید. این ترس می تواند منجر به مصرف زیاد آب – بیش از نیاز بدن شما – شود که می تواند منجر به بیماری شود. این ترس ناشی از عدم تامین آب کافی بدن برای انجام بهترین عملکرد است. این شکل مزمن اضطراب ارتباط تنگاتنگی با اختلال وسواس فکری اجباری و ارتورکسیا دارد.
قند خون
حفظ قند خون در اندازه نرمال برای افراد با استرس و اضطراب مهمتر است و اگر از راههای بیرونی مانند خوردن کیک و شیرینی را آن را تامین کنید منجر به بروز مشکلات دیگر میشود. بهتر است قند مورد نیازتان را از غلات کامل، نان سبوس دار و برنج قهوهای به دست آورید. همچنین حواستان به مصرف مناسب کربوهیدرات باشد. سوء مصرف یا کم خوردن کربوهیدرات حالاتی منفی را به وجود میآورد که شامل بیانگیزگی، غم و خشم است.
ویتامین D
کاهش این ویتامین، که منبع اصلی آن نور خورشید است و سپس در ماهیهای چرب، مواد غذایی غنی شده و دارای مکمل و زرده تخم مرغ دیده میشود، اختلالات خلقی و شناختی و به ویژه افسردگی را افزایش میدهد و اگر فرد به کمبود این ویتامین دچار باشد، حتما بسیاری از علائم افسردگی را تجربه کرده است. اگر به خوردن ماهی علاقه دارید حتما آن را در دستور غذایی خود جا دهید. غذاهای دریایی نشانههای اسکیزوفرنی، افسردگی، افسردگی دوقطبی و… را کم میکنند و باید هفتهای دو بار مصرف شوند. البته، مکملهای ویتامین D و امگا 3 جایگزین این مواد غذایی برای افراد غیر علاقمند اند.
امگا 3 در رشد مغز و سیگنالینگ آن نقشی اساسی دارد و سطح استرس را کاهش میدهد.
کافئین، شکلات و چربی اشباع
تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو خود را در مواد بسیار مضری همچون چربی اشباع نشان میدهد. کره، روغن نخل و انواع روغنها جزو این دسته هستند و از تبدیل غذاهای مفید به ذرات مغذی جلوگیری میکنند و اجازه جذب مواد مورد نیاز بدن به آن را نمیدهند. کافئین و شکلات نیز موادی گول زننده اند که وضعیت روحی فرد را تا مدتی تغییر میدهند و پس از آن فرد به حالت ابتدایی خود بازمیگردد و دوباره و دوباره به شکلات و کافئین نیاز پیدا میکند. افراد مبتلا به اضطراب باید میزان کافئین مصرفی خود را کاهش دهند و از خوردن شکلات تلخ، چای، قهوه و نوشابه خودداری کنند. چای سبز تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو بهتری دارد و در کنار عطر اسطوخودوس بسیار آرامش بخش است. این افراد همچنین میتوانند مصرف قند و شکر مصنوعی را کم کنند یا کنار بگذارند و جایگزینهای بهتری برای آن بیابند.
رژیم مدیترانهای
تنها الگوهای رژیم غذایی توجه دانشمندان را جلب نکرده و مواد مغذی نیز دارای ارزش بالایی هستند. موادی همچون فولات، منیزیم، آهن، روی، ویتامینهای B12 و B6 و D حال روحی را بهبود میبخشند و کمبود آنها در افراد افسرده بسیار دیده میشود. گفته میشود که رژیمهایی مرسوم همچون رژیم مدیترانهای، سرشار از میوه و سبزیجات، غلات سبوس دار، ماهی، حبوبات، غذاهای دریایی، مغزها، دانهها، روغن زیتون و کاهش مصرف گوشت قرمز و شیرینیجات تخریب سلولهای عصبی را به تاخیر میاندازد و علائم بیماریهای روحی را کاهش میدهد.
تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو به ما توصیه میکند که زردچوبه، پیاز، زنجبیل، پونه، رزماری، سیر، سیب، آلبالو، انگور، پرتقال، گریپ فروت و… بیشتری مصرف کنیم. هر چند نیازهای فردی و باعث نسبی بودن این پیشنهادات میشود و درمانی بودن هیچ یک به اثبات نرسیده است.
مواد نگهدارنده و رژیم غربی
محصولات فرآوری شده و دارای مواد نگهدارنده اثر بسیار مخربی بر سلامت روانی دارند و حافظه و یادگیری را تحت تاثیر قرار میدهند. افرادی که دارای مشکلاتی همچون پرخوری عصبی هستند میل بیشتری به این مواد غذایی دارند و تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو را به شکل منفی تجربه میکنند. رژیم غربی و مصرف فست فود زیاد، مواد غذایی دارای چربی و نمک و آرد فرآوری شده چاقی، اختلالات خلقی، بیماریهای قلبی، دیابت و… را به ارمغان آورده و مشکلات رفتاری و شناختی زیادی پدید میآورند. هیپوکامپ مغز که مسول آموختن و به یاد آوردن است، تحت تاثیر این مواد نگهدارنده آسیب میبیند.
علائم اضطراب کم آبی بدن عبارتند از:
- نظارت بر میزان مصرف روزانه خود به لیتر
- وقتی بطری آب خود را ندارید احساس ترس می کنید
- نگرانی در مورد اینکه از کجا آب تهیه کنید، به عنوان مثال هنگام خرید یا مسافرت
- تجربه حملات پانیک زمانی که آب فوراً در دسترس نیست
تغذیه درمانی و هیدراتاسیون
توصیههای توصیهشده برای مصرف شش تا هشت لیوان در روز (تقریباً دو لیتر) میتواند به عنوان یک دستورالعمل کلی برای مصرف آب، در کنار در نظر گرفتن نیازهای غذایی فردی شما استفاده شود. مقدار خاصی از هیدراتاسیون مورد نیاز از فردی به فرد دیگر متفاوت است، بنابراین هنگام در نظر گرفتن میزان آب کافی برای هیدراتاسیون، مهم است که کل سبک زندگی خود را تنظیم کنید. به غیر از گوش دادن به تشنگی خود، راه دیگری برای قضاوت در مورد نیاز آب از طریق رنگ ادرار است. در حالت ایده آل، شما می خواهید ادرار زرد کم رنگی داشته باشید – توجه داشته باشید که اگر ریبوفلاوین (ویتامین B2) مصرف می کنید، می تواند ادرار را زرد روشن کند. بسیاری از سبزیجات حاوی مقدار زیادی آب هستند و میتوان آنها را در مصرف روزانه شما به حساب آورد، از جمله بیشتر میوهها، خیار، کرفس، کاهو، کدو سبز، گوجهفرنگی، سیبزمینی، کلم و حتی غذاهایی مانند ماهی قزل آلا و تخممرغ اگر بیش از حد پخته نشده باشند. اگر مصرف سبزیجات و میوه های شما کم است، باید بیشتر بنوشید تا مطمئن شوید که به اندازه کافی دریافت می کنید.
اگر نگران این هستید که آب زیاد یا خیلی کم می نوشید، صحبت با یک درمانگر تغذیه که می تواند نیازهای هیدراتاسیون شما را برطرف کند، می تواند مفید باشد.
چه غذایی بخوریم؟
بهتر است غذایی بخوریم که شکر کمتر و غلات، مغزها، دانه ها، میوه ها و سبزیجات بیشتری داشته باشند. غذاهای شکردار سریعاً در خون جذب می شوند. این اتفاق ممکن است موجب افزایش انرژی ناگهانی شود و خیلی زود به علت افزایش تولید انسولین این انرژی افت کند و حس خستگی به جا بگذارد. غلات، دانه ها، میوه ها و سبزیجات خواص بسیار بیشتری دارند و شکر آن ها به آهستگی جذب می شود. این غذاها مواد مغذی زیادی دارند و حاوی ویتامین B1 (ویتامینی که در کنترل خلق و حالت روانی نقش ایفا می کند) و اسیدفولیک و زینک (مکمل های حاوی این مواد مغذی نقش خودشان را در ارتقای خلق آدم هایی افسرده ثبت کرده اند) هستند.
مصرف غذا
تکنیک های تولید غذا در طول زمان تغییر کرده اند و با تغییرات سبک زندگی ها غذاهای فراوری شده افزایش یافته اند. این به این معنا است که ما غذاهای تازه، حاوی مواد مغذی و محلی کمتری می خوریم. در عین حال مصرف چربی، شکر، الکل و مواد افزودنی افزایش زیادی داشته اند.تخمین ها نشان می دهند که به طور متوسط، هر فرد در انگلستان و دیگر کشورهای صنعتی، هر ساله، بیشتر از 4 کیلوگرم مواد افزودنی مصرف می کند.اگر افزایش آگاهی انسان ها درباره تاثیر تغذیه بر سلامت روان با کمک نهادهای دولتی و اجتماعی همراه شود، نه تنها جسم سالم تری خواهیم داشت بلکه آرامش روانی بیشتری کسب خواهیم کرد.
آیا تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو میتواند به درمان مشکلات روانی کمک کند؟
این که دقیقا چه فعل و انفعالاتی در حال رخ دادن است برای انسان ناشناخته مانده و دلایل بیماریهایی همچون افسردگی آن قدر زیاد اند که با حذف یکی از آنها نمیتوان سبب درمان بیماری شد. داشتن تغذیه مناسب مکملی برای درمان است و یک درمان کامل به حساب نمیآید؛ چرا که روان انسان و کارکرد مغز پیچیدهتر از آن است که تنها با یک فاکتور تحت تاثیر قرار بگیرد. نظریات مختلفی در رابطه با تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو و چگونگی آن وجود دارد. برخی میگویند که اثر التهابی برخی الگوهای غذایی میتوانند اضطراب و افسردگی را کم کنند و به فروکش کردن این بیماریها کمک کنند. بسیاری از افراد با سلامت روان خدشه دار شده با افزایش سطح التهاب مواجه اند و باید از مواد غذایی ضد التهاب و آنتی اکسیدان استفاده کنند؛ هر چند ارتباط دقیق بین رژیم غذایی، التهاب و تغییر در سلامت روان مشخص نیست. فرضیه دیگر، تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو به وسیله تاثیر بر باکتریهای روده یا میکروبیتای روده است. ارتباطی قوی بین سلامت روده و عملکرد مغز وجود دارد و باکتریهای سالم روده 90 درصد پیام رسان عصبی سروتونین را تولید میکنند و نشانههای افسردگی را کاهش میدهند. رژیم غذایی نقش مهمی در سلامت و تنوع میکروبیای روده دارد و ممکن است به طور غیر مستقیم و از طریق تاثیر بر این عضو، نقش غیر مستقیمی در وضعیت روانی ما داشته باشد.
از سوی دیگر افرادی که رژیم غذایی مناسبی دارند معمولا سبک زندگی منظمتری داشته و زندگی آنها دارای روتینهای ورزشی، خواب منظم و عاداتی همچون عدم استفاده از دخانیات است؛ همین امر دلیلی برای بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات خلقی میباشد. هنگامی که رژیم غذایی سالمی را در پیش گیریم، تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو به مغز غذا میرساند و موادی که مغز برای روحیه مثبت نیاز دارد را تامین میکند. در ادامه سیگنالهای سلولهای مغزی بهبود مییابند و مغز کارایی بهتری خواهد داشت. رژیم غذایی منظم میزان قند خون را در حالت ثابتی نگه میدارد. عدم تعادل قند خون و بالا و پایین شدن آن سبب بروز مشکلات عاطفی، احساس خستگی، افسردگی و سایر اختلالات خلقی میشود. قند خون پایین فرد را بیحال میکند قند خون بالا محرک بروز بیماریهای روانی است.
مواد غذایی موثر بر فرایند هضم، بر حالات روحی اثرگذار اند و اگر آن را مختل کنند فرد به خوردن مواد عاری از ویتامین و مواد معدنی روی میآورد. میبینیم که این مشکلات تا چه حد فیزیکی اند و بدن انسان با تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو میتواند آنها را تا حدی کنترل کند. ارتباط تغذیه بد و مشکلات روحی به قدری در هم آمیخته است که مشخص نیست کدام یک علت و کدام یک معلول است و هر دو در چرخهای پایان ناپذیر به هم گره خورده اند.
سبک زندگی ناسالم زمینه بروز مشکلات روحی را به دنبال میآورد و مشکلات روحی باعث ناسالم شدن سبک زندگی فرد میشوند.

افسردگی و چاقی
نمیتوان گفت که همه افراد افسرده چاق هستند و یا تمامی افراد با اضافه وزن زیاد به افسردگی دچار میشوند؛ اما همچنان ارتباط تنگاتنگی میان این دو وجود دارد و علاوه بر پرخوری عصبی و اختلال خوردن، بسیاری از داروهای درمان افسردگی و مشکلات خلقی اشتها آور هستند. فشار جامعه بر افراد با دارای وزن زیاد، به ویژه خانمها و عدم رضایت فردی از بدن، رنج و استرس زیادی به شخص وارد میکند. تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو باعث میشود که خوردن غذای چرب و مواد قندی و محصولات فرآوری شده فرد را عصبیتر کنند و نیاز او به این مواد بیشتر و بیشتر شود. اگر نگاهی ساده انگارانه به موضوع داشته باشیم، میبینیم که این مواد غذایی مانند مخدر عمل میکنند و فرد چاق افسردهتر و چاقتر میشود؛ مگر این که در جایی این کار را متوقف کند و به دنبال رژیم غذایی سالمی باشد. باز هم تاکید میکنیم که بسیاری از افراد با مشکلاتی همچون افسردگی با کمبود وزن مواجه اند و چاقی تنها یکی از احتمالات برای تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو میباشد. به علاوه، کسانی که دارای اضافه وزن هستند لزوما مشکل پرخوری عصبی و اختلال خوردن ندارند. چاقی دلایل مختلفی مانند ژنتیک دارد و لزوما به معنای ورزش نکردن یا اشتهای زیاد از حد نیست. اگر این افراد با کمک افراد حرفهای و متخصص وزن اضافه خود را کاهش دهند روحیه بهتری خواهند داشت.
آب خوردن چه تاثیری در بهبود وضعیت روانی دارد؟
سلولهای مغزی، همچون سایر سلولهای بدن به آب نیاز دارند و نبود آب را به عنوان عامل اضطراب آور میبینند. نخوردن آب فرد را دچار تنش میکند و گیجی، تند خویی، کاهش انرژی و عدم تمرکز را باعث میشود. آب جریان خون را بهبود میبخشد و به دفع بیشتر سموم کمک میکند. وجود سم احساس ضعف و بیماری را تشدید میکند و کم آبی تمایل به خوردن مواد غذایی ناسالم و سمی را افزایش میدهد. این مواد غذایی اکثرا سبب کم آبی بیشتر شده و احساس تشنگی را افزایش میدهند.
برای مثال زمانی که از چیپس، کربوهیدراتهای تصفیه شده، کافئین و… استفاده میکنید، بدن برای دفع آنها به آب بیشتری نیاز پیدا میکند و در نتیجه آب بیشتری نیز از دست میدهد. نوشابه گازدار به یک باره قند خون را بالا میبرد و فرد پس از دفع آن با کمبود انرژی مواجه میگردد. میوهها و سبزیجات دارای آب بیشتر شما را شاداب و بانشاط میکنند و همین نشانگر تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو به واسطه نوشیدن آب است.
دانشمندان، کارشناسان تغذیه، رواندرمانگرها و سایر پزشکان و محققان، ارتباط دقیق و خطی برای تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو پیدا نکرده اند و همواره در حال جست و جوی بیشتر برای تشخیص مکانیسمهای دفاعی پیچیده مغز و نوع کارکرد آن هستند. اما میبینیم که انسان ممکن است با انتخاب مواد غذایی درست به بهبود سلامت روانش کمک کند. اگر دچار مشکلاتی نظیر افسردکی، استرس و سایر بیماریهای روحی و روانی هستید یا علائم آن را در خود میبینید، پیش از هر چیز از یک نفر کمک بگیرید و سعی کنید به پزشک و مشاور مراجعه کنید. نکته این جا است که بسیاری از افراد با چنین مشکلاتی انگیزه خوب غذا خوردن و یا رفتن به سراغ پزشک را ندارند؛ پس اگر در اطرافیان خود کسی را میشناسید که همواره با اختلالات خلقی درگیر است، تلاش کنید تا کنار او باشید و او را درک کنید. تاثیر رژیم غذایی در خلق و خو فرضیهای اثبات نشده اما امیدوار کننده است و فرد با یک رژیم غذایی خوب میتواند کیفیت زندگی خود را بالا ببرد.
منبع:
Jim E. Banta et al. International Journal of Food Sciences and Nutrition 2019.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد