نشانههای شکست در رابطه عاطفی

پیش از آنکه به بررسی علت تکرار شکست عاطفی بپردازیم باید بدانیم که منظور از شکست عاطفی چیست و چه زمانی باید نسبت به دوام رابطه عاطفی خود نگران باشیم چرا که حساسیت نسبت به وضعیت یک رابطه عاطفی و آنچه که در لحظات قد کشیدن رابطه میگذرد از جمله نخستین اقداماتی است که باید برای مراقبت از رابطه توسط هر دو طرف انجام شود.
در این بخش ابتدا لازم است بدانیم که یک رابطه عاشقانه قبل و بعد ازدواج هرگز مسیر همواره صعودی را طی نخواهد کرد.
اینکه تصور کنید یک رابطه عاطفی خوب و ایدهآل رابطهای است که هرگز هیچگونه چالش، تعارض و اختلافی در آن اتفاق نیفتد کاملا اشتباه است.
رابطه عاشقانه در بهترین حالت درست مانند یک موج سینوسی است که اوج و قعرهای خود را دارد اما این بالا و پایین شدنها نباید شدت بسیار زیادی داشته باشد به طوری که موج سینوسی تبدیل به یک خط زیگزاگ شود. در یک رابطه عاطفی نرمال زمانهایی وجود دارد که تصور میکنید در اوج هستید و میتوانید به راحتی ذهن یکدیگر را بخوانید اما گاهی روزهای چالشبرانگیز نیز از راه میرسند و لحظاتی احساس میکنید که کیلومترها از دنیای درون روانی همدیگر دور هستید.
متاسفانه کم و بیش امکان بهبود یک رابطه عاشقانه اشتباه وجود دارد و اکثر مواقع به جای بهتر شدن، به مرور زمان رابطه بدتر می شود و مشکلات نیز اضافه تر می شوند. بهمین خاطر به محض اینکه احساس کنیم در رابطه ای ناسالم گیر افتاده ایم به جای ترس، باید سریع به فکر چاره باشیم. برای اینکه تشخیص بدهیم که این رابطه سالم است یا خیر، خوب است به برخی سوالات در ذهن خود پاسخ دهیم . مثلا اینکه این رابطه باعث پیشرفت من خواهد شد یا درجا زدن و پسرفت؟ اینکه اگر به این رابطه ادامه دهم و منجر به ازدواج شود، آیا من با این شخص خوشبت خواهم شد و یا دائم مانند این دوران بین ما ناراحتی و کشکمکش خواهد بود؟ خصوصیات و ویژگی های اخلاقی این شخص، برای من تا چه حد قابل تحمل و غیرقابل تحمل می باشند! بعنوان همسر آیا می توانم او را در جمع همکاران یا خانواده او را مطرح کنم و چقدر به معیارهای من نزدیک است؟ آیا مطمئن هستم که او با حضورش در زندگی من باعث حال خوب و اعتماد به نفس من خواهد شد یا برعکس ترجیح می دهم رابطه ای مخفیانه داشته باشم چون فقط دوستش دارم نه اینکه بخواهم او را به کسی نشان دهم چون در شأن من نیست!!!
رابطه اشتباه چه ویژگی هایی دارد؟
همانطور که گفته شد، بسیاری افراد جرات جدا شدن و ترک یک رابطه عاشقانه ای که دارای اشکال است را ندارند. عواملی مانند ترس، عدم اعتماد به نفس، اختلالات روحی مانند مهرطلبی، وابستگی، ترس از نداشتن حامی و ... در این شرایط دخیل و مؤثر هستند. بهمین خاطر است که ما همیشه تاکید می کنیم درباره خودتان بیشتر فکر کنید ببینید دنبال چه هستید و از یک رابطه چه انتظارات و توقعاتی دارید. اینکه می خواهید یک رابطه را شروع کنید صرفا برای اینکه تنها نباشید، خب قطعا امکان اشتباه در انتخاب شما وجود خواهد داشت. چون شما ملاک ها و معیارهای اصلی برای انتخاب یک کیس مناسب را در نظر نمی گرید. یا مثلا افرادی که برای فراموش کردن شخصی که دوستش داشته اند، سریع تصمیم می گیرند رابطه جدیدی را آغاز کنند و اینگونه وارد یک رابطه اشتباه می شوند. از جمله مواردی که می توان با مشاهده آنها متوجه شوید که در یک رابطه ناسالم قرار گرفته اید، اینها هستند:
پرخاش و جنگ طلبی در رابطه
افرادی که در رابطه زیاد اهل بگو مگو هستند و بسیار پرخاشگر هستند، چه با شما و چه با اشخاص دیگر و چه با حیوانات، و یا در بدترین حالت اقدام به رفتارهای ناشایست فیزیکی مانند کتک زدن، سیلی زدن، پرت کردن اشیاء و رفتارهای اینگونه دارند فرد مناسبی نیستند برای ادامه رابطه. این ویژگی بسیار بسیار اهمیت دارد و بهیچ عنوان نباید نادیده گرفته شود چون قطعا عواقب ناراحت کننده ای خواهد داشت.
مصرف الکل و مواد مخدر
افرادی که دائما تمایل به مصرف مواد مخدر یا نوشیدن مشروبات الکلی دارند، افرادی هستند که نمی توانید به آنها اعتماد کنید. نه اینکه انسانهای بدی باشند، ولی بخاطر سومصرف، نمی توانند انسان های معتمد یا راستگو یا وفادار به عهد خود باشند چون ممکن است در لحظه و در یک حال خوب، به شما قولی بدهند که به محض نیاز داشتن به مواد یا مشروبات الکلی، به طور کامل قول خود را فراموش کنند. توضیح بیشتر اینکه اولویت آنها اول مصرف مواد است بعد شما و خواسته ها و رضایت شما.
خودخواهی و تصمیم گیری اجباری
اینکه در رابطه شما هیچ نقشی در تصمیم گیری نداشته باشد، و طرف شما هیچ اهمیتی به نظر شما ندهد و بخواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند و اصلا نگران رضایت شما نباشد و شما باید همیشه با نظر او موافقت کنید و هیچ گاه جرات ابراز ناراحتی یا نارضایتی نداشته باشید، ادامه دادن رابطه در این شرایط کار خطرناکی است.
انتقاد و ایراد گیری های دائمی
برخی افراد برای اینکه خود را خوب جلوه دهند، دائم در حال انتقاد و سرزنش کردن بقیه هستند کهثابت کنند بقیه بد ولی خودشان خیلی خوب هستند و این رفتار در رابطه آنها نیز مشاهده می شود. این افراد با ایرادگرفتن های بی دلیل و پی در پی سعی می کنند که اعتماد به نفس طرف مقابل خود را تا حدی کم کنند که شخص احساس کند فقط در این رابطه دوام خواهد آورد و تنها طرف مقابل اوست که او را تحمل می کند و هیچ کس دیگری جز او نیست که ایراد هایش را بپذیرد در نتیجه با خاری و خفت رابطه را ادامه می دهد بدون اینکه متوجه بشود که اعتماد به نفسش را از دست داده و به محض به دست آوردن دوباره ی آن می تواند هم خود را از رابطه فعلی نجات دهد و هم بعدها بهترین انتخاب را داشته باشد.
رنجش و قهرهای طولانی مدت
رنجش و به دنبال آن قهر معمولا زمانی در یک رابطه عاطفی تکرار میشود که یکی از طرفین احساس کند که دیده و شنیده نمیشود. این دعواها و تعارضها اگر حل نشود در طولانی مدت مانند آتشی به باغ رابطه شما افتاده و هرآنچه که هست را میسوزاند زیرا رنجش و قهرهای تکراری و طولانی مدت دو طرف رابطه را نسبت به یکدیگر سرد نموده و صفت اشتراک در رابطه کمرنگ میگردد.
آغاز بیاحترامی
احترام متقابل سنگ بنای هر رابطه پایدار و موفقی است. کمتر اتفاق میافتد که یک زن و مرد در روزهای آغازین ارتباط عاطفی خود به یکدیگر از گل نازکتر گفته یا بنا را بر پرخاش و بی احترامی بگذارند اما این آسیب در دراز مدت و طولانی شدن رابطه بسیار شایع است.
بیاحترامی در رابطه به سرعت شما را به سمت تکرار در شکست عاطفی پیش خواهد برد.
تکرار عدم صداقت
هیچ رابطهای با دروغ ادامه نخواهد یافت زیرا خورشید هرگز پشت ابر نمانده و اعتمادی که از بین رفته به راحتی ترمیم نخواهد شد. دروغ در مورد مسائل جدی و فریبهای پرتکرار یکی از مهمترین نشانههای شکست عاطفی میباشد که به راحتی قابل ترمیم نیست.
بیاعتمادی و خیانت
خیانت را دیگر میتوان تیر خلاص در یک رابطه عاطفی دانست. اگر در روابط عاطفی خود مدام مورد خیانت قرار میگیرید یا شریک عاطفی خود را با عدم تعهد به مرز جنون شک و بیاعتمادی می رسانید باید تصمیمی جدی برای ریشهیابی علت تکرار شکست عاطفی خود داشته باشید.
فاصله گرفتن
رابطه عاطفی در هر دو شکل بعد و قبل از ازدواج یک ارتباط دو طرفه است که بر مبناء منافع مشترک شکل میگیرد بنابراین نزدیکی به یکدیگر و حفظ اشتراکات مثبت از جمله اصلیترین نشانههای دوام یک رابطه عاطفی میباشد در غیر این صورت به هر اندازه که فاصله زیاد شود به همان اندازه در حال نزدیک شدن به تکرار شکست عاطفی خواهید بود.
گارد دفاعی بالا
اگر در روابط عاطفی خود مانند یک جنگجو آماده برای رزم هستید که سپر دفاعی محکمی را مقابل خود گرفته و به هیچ وجه تصمیم برای پایین آوردن گارد خود ندارد نباید از تکرار شکست در ساختن یک رابطه عاشقانه پایدار و امن تعجب کنید.
تحقیر و سرزنش
یکی از جدیترین نشانههای سقوط یک رابطه به دره شکست و جدایی، رفتار مبتنی بر تحقیر و و سرزنش مداوم طرف مقابل میباشد. در چنین وضعیتی رابطه شانس بسیار کمی برای بقاء خواهد داشت. آیا شما همان شخصی هستید که طرف مقابل خود را برای هر حرکت کوچکی سرزنش نموده و تلاش میکند تا با تحقیر دیگری عزت نفس آسیب دیده خود را ترمیم کند؟
مقصر بودن دائمی شما در رابطه ناسالم
اگر در رابطه ای هستید که دائما احساس می کنید مقصرید و خطاکار، و این حس را طرفتان به شما القا کرده است که باید دائم از او عذرخواهی کنید و یا حتی با اینکه او اشتباه کرده اما در نهایت شمایید که باید از او عذرخواهی کنید و دعوا و کشمکش را پایان دهید بدانید که دارید یک رابطه اشتباه را ادامه می دهید. در این رابطه وقتی شما از کاری که طرف مقابل شما انجام داده، ناراحت می شوید و این قضیه را با او در میان می گذارید، او آنقدر موضوع را پیچیده می کند تا اشتباه و کوتاهی به شما برگردد و خود را ناراحت و ملول نشان می دهد و آخر سر شما مجبور می شوید که برای اینکه حال او را خوب کنید،به ناچار از حق خود بگذرید و موضوع اصلی ناراحتی خود را کنار بگذارید و در این فکر باشید که چگونه او را خوشحال کنید تا بحث و دعوای بینتان تمام شود.
افرادی که مانع پیشرفت شما می شوند
برخی افراد حتی با اینکه دچار شک و بدبینی هم نیستند، اما باز هم نمی توانند شاهد پیشرفت دیگران باشند. مخصوصا درباره همسر خودشان. آنها تصور می کنند که باید همواره از همسر خود از لحاظ شغلی یا مالی بالاتر باشند. چون ترس از دست دادن دارند. این افراد نیز برای ازدواج مناسب نیستند اگر شما فردی هستید که می خواهید در زندگی مشترک همچنان زن یا مرد مستقلی باشید و همواره پیشرفت کنید، این ازدواج برای شما قطعا مناسب نخواهد بود.
البته معیارها و نشانه های دیگری برای یک رابطه مسموم وجود دارند که ممکن است در برخی روابط وجود داشته باشند و ما توصیه می کنیم که حتما وقتی موردی را می بینید که باعث دلسردی شما از یک رابطه می شود آن را جدی بگیرید. نه اینکه بخاطر هر اختلاف نظر یا بحث سریعا دچار تردید شوید، خیر. اما حتما رضایت و خوشحالی خود را در رابطه مدنظر داشته باشید و با دلسوزی و از خودگذشتگی های بی منطق به رابطه ادامه ندهید چون هر رابطه به محض اینکه جذابیت های ابتدایی خود را از دست بدهد و به سمت عادی شدن پیش برود، آن موقع است که اختلافات و تفاوت ها نمود پیدا می کند و شاید آنوقت بخاطر وابستگی ها و دلبستگی ها نتوان اآن را رها کرد و یا جداشدن با گذراندن سختی های زیادی همراه باشد.
علت تکرار شکست عاطفی
حال که نشانههای اصلی نزدیک شدن به تجربه تکرار شکست عاطفی را شناختید اگر نسبت به این علائم آگاه و هوشیار باشید احتمالا دیگر از شکست رابطه عاشقانه خود شوکه نخواهید شد و میتوانید علاج پیش از واقعه کنید که تنها راه آن، ریشهیابی علت تکرار شکست در وجود خودتان است. احتمالا اکنون که اینجا و در حال مطالعه این محتوا هستید پس از بارها تجربه شکست دیگر به این نتیجه رسیدهاید قطع ارتباط با دنیای بیرون و مقصر دانستن دیگران کمکی به شما نخواهد کرد و با این نشخوارهای فکری فقط سند تنهایی خود را امضا میکنید.
آیا این علتجویی به تنهایی قابل انجام است؟
بدون شک هر آگاهی، چراغی است که در ذهن ما روشن شده و مسیر تاریک پیش رو را آشکار مینماید اما دشوار به نظر میرسد که یک فرد بتواند به تنهایی و بدون دریافت کمک از یک ناظر متخصص و هوشمند بیرونی آنچه که درونش میگذرد را کشف کند. هیچگاه قدرت فریب ذهن و ناخودآگاه خود را دست کم نگیرید.
اگر ذهنتان تا کنون با خطاهای شناختی خود ماجرای شکست را اینگونه جلوه داده که تمام زنان یا مردان کره زمین بد هستند و این شما هستید که قربانی تکرار شکست عاطفی خود هستید بدون شک در آینده نیز قادر خواهد بود که شما را از مسیر درک درست علت تکرار در شکست عاطفی و درمان آن منحرف کند.
در بسیاری موارد علت اصلی تکرار شکست در رابطه عاطفی اختلالات شخصیت است. کسانی که دارای سطحی از انواع اختلالات شخصیت مانند شخصیت خودشیفته، وابسته، اجتنابی یا ضداجتماعی و پارانویید هستند تقریبا محال به نظر میرسد که بتوانند به راحتی و به تنهایی علت تکرار شکست رابطه عاطفی خود را جستجو نموده و آن را بپذیرند. بنابراین دریافت کمک از یک رواندرمانگر فردی نخستین و مهمترین گام برای ارزیابی درست علت تکرار شکست عاطفی است.
چرا در یک رابطه ناسالم می مانیم
15 سبک دفاعی مختلف وجود دارد که هرکدام از آن ها عواقب و نتایجی را به دنبال دارند.
در ادامه توضیحاتی داده می شود که به وسیله آن یاد می گیرید در کدام سبک دفاعی قرار دارید. به طور مثال اگر فرد رمانتیکی هستید و زود عشق می شوید این سبک شما را از آشنایی با عشق حقیقی محروم می کند و فرصت شناخت واقعی طرف مقابل را از شما می گیرد و درها را برای شناخت همسر آینده تان بسته نگه می دارد.
هدف سبک هایی که در ادامه ذکر می شود ایجاد امنیت در روابط و دوستی ها است. در تمرین زیر سوالاتی طرح شده است که با پاسخگویی به آن ها می توانید سبک دفاعی خود را تعیین کنید. پس از آن خواهید دید که چگونه این سبک شما را از آشنایی و تجربه عشق واقعی محروم می کند و چگونه می توانید از دست آن ها خلاص شوید.
سبک های دفاعی
به چهارده مورد زیر نگاه کنید و سعی کنید سبک دفاعی خود را از بین آن ها حدس بزنید. سپس بعد از پاسخگویی به سوالات مربوطه می توانید با اطمینان سبک خود را شناسایی کنید»
به سبک های زیر توجه کنی، جملات یا سوالات هر قسمت را به دقت بخوانید و پاسخ به آن ها را در یک دفتر یادداشت کنید. جواب های مثبت خود را بشمارید اگر به سه سوال از پنج سوال هر قسمت پاسخ مثبت داده باشید سبک دفاعی شما به احتمال زیاد همان است. به همه سوالات پاسخ دهید، شاید شما بیش از یک سبک دفاعی داشته باشید. سپس در ادامه به درمان هریک پرداخته شده است.
نجیب زاده
- آیا از دیگران انتظار دارید که همیشه اهداف شما را دنبال کنند؟
- آیا انتظار دارید همیشه مورد توجه دیگران باشید و به خواسته هایتان پاسخ داده شود؟
- آیا بیش تر اوقات از میزان توجهی که دیگران به شما دارند ناراضی هستید؟
- آیا فکر می کنید، همسرتان باید شما را پرستش کند در حالی که خودتان نسبت به او بی تفاوت هستید؟
- آیا تا به حال کسی به شما گفته است که انتظارات بسیار بالایی دارید؟
اجتناب کننده:
- آیا در کارها و تصمیم گیری ها بیش از اندازه نیاز تعلل می کنید؟
- آیا از چیزهایی که شما را می ترسانند پرهیز می کنید؟
- آیا می گویید که می خواهید فلان کار را انجام دهید اما در عمل کار دیگری انجام می دهید؟
- آیا با تجزیه و تحلیل بیش از حد فرصت های خود را از دست می دهید؟
- آیا در نظر دیگران شما کسی هستید که از انتخاب کردن می ترسید؟
کنترل کننده:
- آیا دوست دارید کنترل رابطه در دست شما باشد؟
- آیا دوست دارید تمام تصمیم گیری ها از سمت شما صورت بگیرد؟
- آیا برای تحقق انتظارات خود از دیگران به آن ها فشار می آورید؟
- آیا در نظر دیگران شما کسی هستید که همیشه اداره امور را به دست می گیرید؟
- آیا زیاد از دیگران می شنوید که از نمی توانند انتظارات شما را به تحقق برسانند؟
بی اراده:
- آیا همواره از دیگران می شنوید که در تصمیم گیری کند هستید؟
- آیا قبل از این که کسی را به خوبی بشناسید به او نزدیک می شوید؟
- آیا بدون این که فکر کنید خطر را می پذیرید؟
- آیا به جای اینکه چیزی را تجربه کنید آن را تصور می کنید؟
- آیا از روابطی که قابل پیشبینی هستند دوری می کنید؟
مستقل:
- آیا بیش تر از اینکه از احساسات خود استفاده کنید از هوش خود بهره می گیرید؟
- آیا از آسیب پذیری نفرت دارید؟
- آیا در نظر دیگران به دیدارهای خود بی توجه هستید؟
- آیا در ابراز احساسات خود مشکل دارید؟
- آیا در نظر مردم فرد سرد و پر افاده ای هستید؟
نیازمند:
- آیا از نامزدتان انتظار دارید هر وقت با او تماس می گیرید برای شما وقت داشته باشد؟
- آیا فکر می کنید نامزد شما باید تمام مشکلاتتان را حل کند؟
- آیا به طور معمول از نامزد یا همسرتان کمک می گیرید؟
- آیا در نظر دیگران شما به تنهایی نمی توانید مشکلات خود را حل کنید؟
- آیا برای خوشبختی و خرسندی در زندگی به توجه زیادی احتیاج دارید؟
خوش گذران:
- آیا تنها با کسانی دوست می شوید که دوستی با آن ها لذت بخش می باشد؟
- آیا به محض برخورد با مشکلات شکست را می پذیرید؟
- آیا در زندگی از درد پرهیز می کنید؟
- آیا نمی توانید جدی باشید؟
- آیا از دیگران می شنوید که دیگر وقت این رسیده است که بزرگ شوید و مانند بزرگسالان رفتار و تصمیم بگیرید؟
مهاجم-دفاعی:
- آیا وقتی از دست نامزدتان ناراحت هستید، ابراز ناخرسندی برای شما دشوار می شود؟
- آیا در نظر نامزدتان آدم عصبی به نظر می رسید در حالی که خودتان اینگونه فکر نمی کنید؟
- آیا برای این که از او فاصله بگیرید مشکل درست می کنید؟
- آیا ابراز ناراحتی و عصبانیت برای شما دشوار است؟
- آیا تابه حال از دیگران شنیده اید که به روش های غیرمستقیم آن ها را ناراحت کرده اید؟
کمال گرا:
- آیا اغلب از نامردتان ایراد می گیرید؟
- آیا بیش تر از اینکه به نکات مثبت او توجه کنید نکات منفی او را می بینید؟
- آیا هرکسی را می بینید تصور می کنید که درخور و اندازه شما نیست؟
- آیا وقت زیادی را به پشیمانی می گذرانید؟
- آیا فکر می کنید که یک همسر ایده آل پیدا خواهید کرد؟
راضی کننده:
- آیا بیش تر توجه تان به این است که شخص مقابل از شما خوشش بیاید؟ به جای این که فکر کنید شما از او خوشتان می آید؟
- آیا خواسته های نامزدتان را به خودتان ترجیح می دهید و فقط نیازهای او را می بینید؟
- آیا مطرح کردن نیازهایتان برای نامزدتان دشوار است؟
- آیا فکر می کنید باید در بهترین حالت خودتان باشید تا دیگران شما را دوست بدارند؟
- آیا از دیگران زیاد می شنوید که باید خواسته هایتان را بیش تر مطرح کنید و به خودتان بیش تر اهمیت بدهید؟
ناجی:
- آیا بیش تر نامزدهای شما در گذشته برای کارهای خود به مدیریت شما احتیاج داشته اند؟
- آیا برای بهبود اوضاح و احوال همسر یا نامزدتان وقت زیادی را صرف می کنید؟
- آیا مراقبت از دیگران احساسی مانند قهرمان ها به شما می دهد؟
- آیا تاکنون از دیگران شنیده اید که بیش تر با آدم های بی اصل و نسبت دوست می شوید؟
- آیا تا به حال نامزد خوشحال با کفایت و با لیاقتی داشته اید؟
رمانتیک:
- آیا هرکسی را که می بینید عاشق او می شوید؟
- آیا درست پس از اولین ملاقات به ازدواج با افراد فکر می کنید؟
- آیا پیش از این که شناخت واقعی از نامزدتان پیدا کنید، او را به عرش می رسانید و از آن ها بت می سازید؟
- آیا دیگران به شما می گویند بیش از اینکه عاشق نامزدتان باشید، عاشق عشق هستید؟
- آیا با نشان دادن بیش از حد احساساتتان نامزدتان را می ترسانید؟
منفی باف:
- آیا فکر می کنید تمام روابط شما به شکست ختم خواهند شد؟
- آیا از نظر دیگران فردی منفی باف هستید؟
- آیا بیش از ایکه به خوشحال بودن فکر می کنید به شکستن و غم فکر می کنید؟
- آیا فکر می کنید که روابط عاشقانه همیشه با شکست همراه است؟
- آیا از تلاش دوباره وحشت و ترس دارید؟
تک همسر:
- آیا دیگران همیشه از شما می پرسند که چه چیز مثبتی در همسرتان می بینید؟
- آیا از مجرد بودن فراری هستید و از تنها بودن ترس دارید؟
- آیا با دیدن چند فرد همزمان مخالف هستید؟
- آیا داشتن نامزد برای شما مهم تر از فردی است که انتخاب می کنید؟
- آیا از تنها بودن ترس و وحشت دارید و برای همین نامزد کرده اید؟
در مورد سبک دفاعی خود چه می توانید بکنید؟
اکنون که سبک دفاعی خود را انتخاب کردید وقت این است که دلیل انتخاب این سبک را تشخیص دهید. در نظر داشته باشید که این علت ها بسیار مهم هستند، بنابراین سعی کنید که اطلاعات بیش تری راجع به سبک دفاعی خود جمع آوری کنید و با کمک گرفتن از آن ها روابط خود را بهبود ببخشید.
نجیب زاده
دنیا حول محور من می چرخد
فرض کنید سارا دختری است که در کودکی هر چیزی را که می خواهد به دست می آورد. او همیشه دختر کوچولوی پدرش است و به همین دلیل از نامزد آینده خود نیز همین خواسته را دارد. شاید در ابتدا از نظر مردها با اعتماد به نفس و با جذبه به نظر برسد اما به مرور مردها نیز توقع دارند که در رابطه ای دو طرفه قرار بگیرند.
فراموش نکنید که در یک رابطه پویا و سالم مرد و زن به یک اندازه نقش دارند و نمی توان انتظار داشت که رابطه یک طرفه پیش برود.
علت احتمالی:
شاید در دوران کودکی به شما توجه بسیاری شده است و هرچه خواسته اید را به دست آورده اید و از آنجایی که همیشه مرکز توجه بوده اید هرگز یاد نگرفته اید که رفتار شما چه تاثیری بر دیگران دارد.
درمان:
سعی کنید کم تر از خودتان بپرسید که از رابطه چه چیزی نسیب شما می شود و بیش تر برای نیاز های دیگران از خود گذشتگی داشته باشید. به رابطه مانند یک جاده دو طرفه نگاه کنید که در آن به خواسته هردو به شکل معقول و یکسانی رسیدگی می شود.
اجتناب کننده
اگر می شود کاری را به فردا موکول کرد بهتر است امروز از انجام آن خودداری شود.
فرصت ها در زندگی ما بسیار زیاد هستند اما ترس ما را از انتخاب وا می دارد و موجب می شود، فرصت های طلایی را از دست بدهد. سعی کنید، برای دستیابی به عشق حقیقی در زندگی تان جایی و وقتی را در نظر بگیرید. درگیری بیش از حد در فعالیت های روزانه شما را از یافتن همسر واقعی و ایده آلتان محروم می کند.
علت احتمالی:
اغلب طفره رفتن در تمامی افراد خانواده دیده می شود. آیا پدر و مادرتان هنگام نگرانی به طور کامل مشکل را نادیده می گرفتند و به آن بی توجهی می کردند؟ چنین ایده ای از پیشرفت شما جلوگیری می کند، بنابراین به محض برخورد با موقعیت های مناسب بی درنگ عمل کنید.
درمان:
به ترس اجازه ندهید فرصت های احتمالی شما را بدزدد. برای یافتن همسر ایده آل خود تلاش کنید. هر قدم کوچکی شما را به دستیابی به اهدافتان نزدیک و نزدیک تر خواهد کرد. پیروزی خود را جشن بگیرید. فکر نکنید که با دست روی دست گذاشتن و انتظار به عشق حقیقی دست خواهید یافت.
کنترل گر:
تمام شرایط باید در کنترل من باشد.
مهسا عاشق مردهایی بود که می توانست آن ها را مانند موم در دست خود بگیرد برای همین جیغ می کشید، غر می زد و هر کاری انجام می داد تا به خواسته خود برسد. از نظر او این کار شدنی بود و تنها دو نتیجه را در پی داشت یا نامزدهایش از کنترل گری او خسته می شدند و او را ترک می کردند یا خودش علاقه و احترام خود را نسبت به آن ها از دست می داد و آن ها را ترک می کرد.
شکل دادن به سرنوشت خود کار خوبی است اما باید به دیگران اجازه دهیم تا انتخاب های خود را داشته باشند. اجازه ندهید که نیاز شما به کنترل کردن دیگران آن ها را از رسیدن به خواسته هایشان باز دارد.
علت احتمالی:
شاید در دوران کودکی به طور کامل تحت کنترل دیگران بوده اید و هرگز به خواسته های شما به عنوان یک کودک بها داده نشده است. اما اکنون که این قدرت را دارید بیش از اندازه کنترل گر شده اید. یا شاید در کودکی والدین تان راهنمای خوبی برای شما نبوده اند و مجبور شده اید که در همان سن کنترل همه چیز را به عهده بگیرید، به عبارت دیگر چاره ای بجز این کار نداشته اید. اکنون نیز در روابط خود اعتمادی به کسی نداشته و به همین دلیل دیگران را کنترل می کنید.
درمان:
ترس های خود را ببینید، نفس عمیق بکشید و به همسرتان اجازه دهید بیش تر در تصمیم گیری ها نقش داشته باشد و دخالت کند. کنترل خود را از اوضاع و احوال بردارید و ببینید که چه اتفاقی خواهد افتاد، مطمئن باشید که از این تجربه های جدید چیزهای زیادی را یاد خواهید گرفت.
بی اراده:
شرایط را خوب بررسی نمی کنم.
سنا فکر می کند با هر مردی که دو بار دیدن کرد به عشق حقیقی رسیده است اما بعدا که به درستی او را می شناسد ناامید و دلشکسته می شود.
خطرپذیری در آشنایی ها می تواند نکته مثبتی باشد اما بررسی احتمالات قبل از تصمیم گیری های مهم در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است. شما تسلیم هوا هوس هایتان هستید بنابراین بدون درنگ با ان شخص نامزد می کنید در حالی که شناخت درستی از او ندارید بنابراین شکست های زیادی را تجربه می کنید. بهتر است قبل از اینکه خود را متعهد کنید شناخت بهتری از نامزدتان به دست بیاورید، تا از شکست ها در آینده جلوگیری کنید. سعی کنید ارام و آهسته و با احتیاط بیش تری پیش بروید.
علت احتمالی:
شاید هویت شما در خانواده شخصی بی اراده بوده است و دیگران به جای شما تصمیم گیری می کرده اند. به همیت دلیل شما هرگز به بها و نتیجه کاری که می کنید فکر نمی کنید.
درمان:
قبل از تصمیم گیری به خودتان زمان کافی دهید تا اطلاعات کافی را جمع کنید. برای این کار می توانید از دوستان و اطرافیان یا مشاور کمک بگیرید. نتایج تصمیم خود را بررسی کنید و سپس بهترین تصمیم را بگیرید.
مستقل
من سردمزاج و خودخواه هستم
فرض کنید سروش فردی مستقل در رابطه خود است که مشکل و درگیری عاطفی با نامزد خود ندارد او تصور می کند که بود و نبود نامزدش تاثیری در زندگی او ندارد. در ابتدا زنان از این ویژگی او خوششان می آید زیرا آزادی عمل زیادی در این رابطه پیدا می کنند اما به مرور علاقه خود را از دست می دهند و ناامید می شوند زیرا در کنار او هرگز احساس مهم بودن پیدا نمی کنند و تصور می کنند که ادامه دادن رابطه با چنین شخصی هدر دادن وقت و انرژی می باشد و نتیجه ای به همراه ندارد.
استقلال و مستقل بودن امری مفید می باشد. اما نامزد شما نیز دوست دارد از او قدردانی شود و تصور کند که به او اهمیت می دهید و برای او ارزش قائل هستید. در غیر این صورت او از رابطه و شما دلسرد خواهد شد و در انتها شما تنها می مانید.
علت احتمالی:
شاید غرور در خانواده شما چیز با ارزشی باشد، شاید اجازه نداشته اید که ضعف و آسیب پذیری از خودتان نشان دهید و به همین دلیل به مرور در بروز احساسات خود به مشکل برخورده اید.
درمان:
سعی کنید با ابراز احساسات و قدردانی از دیگران آسیب پذیری خود را نشان دهید. در روابط و دوستی های خود واقعی تر باشید و نگران نباشید که دیگران به احساسات شما صدمه وارد می کنند. وقتی غرور خود را زیر پا بگذارید و احساسات خود را نشان دهید چیزی ارزشمند به دست می آورید که می تواند در تمام زندگی به شما کمک کند.
نیازمند
من برای ادامه زندگی به کمک احتیاج دارم.
تصور کنید که محمد در خانواده ای بسته و سنتی بزرگ شده است و با وجود این که در دوران دانشجویی و تحصیل از خانواده خود دور بوده است روزی سه بار با مادر خود صحبت می کرده است. او در بزرگسالی هم انتظار دارد که به همین شکل مورد محبت قرار بگیرد و همسر و نامزدش همیشه برای او وقت بگذارد. اما این انتظار غیرمنطقی می باشد. در حقیقت او انتظار دارد که همسرش ذهن او را بخواند و تمام نیازهایش را برطرف کند. در حالی که هیچ انسانی قادر به انجام این کار ها نمی باشد و بالاخره خسته و ناامید می گردد.
به خاطر داشته باشید که کمک گرفتن از دیگران به خودی خود امر بد و ناپسندی نمی باشد اما فرد باید توانایی ایستادن بر روی پاهای خودش را داشته باشد تا بتواند در یک رابطه سالم به طور منطقی نیازهای خود و نامزدش را برطرف کند.
علت:
همان طور که بیان شد احتمالا خانواده شما معتقد بوده اند که استقلال در جامعه امروزی بسیار مهم نمی باشد به همین دلیل همیشه مراقب و نگهبان شما بوده اند و نگذاشته اند هیچ وقت برای خود تصمیم بگیرید و روی پاهای خود بایستید.
درمان:
در برطرف کردن نیازها و خواسته های خود مقتدرانه تر عمل کنید. ترس از تنهایی را شناسایی کنید و به سمت استقلال حرکت کند. برای این کار می توانید از گام های کوچک شروع کنید. هر بار که می خواهید از کسی کمک بگیرید فکر کنید که آیا خودتان می توانید از پس آن بربیایید یا خیر.
سعی کنید به راه حل های متفاوت فکر کنید و ببینید چگونه می توانید انتخاب متفاوتی داشته باشید و به جای کمک گرفتن از دیگران خودتان دست به کار شوید.
خوش گذران
احتمالا شما زندگی را جدی نمی بینید و تنها هدف زندگی برای شما خوش گذرانی می باشد و به همین دلیل اغلب دوستانی را انتخاب می کنید که آن ها هم خوش گذران هستند. این کار می تواند باعث شود که متوجه اهمیت بسیاری از جنبه های زندگی نشوید و تنها به خوش گذرانی اهمیت بدهید.
علـت:
شاید یکی از والدین شما به خوش گذرانی بیش از مسئولیت های دیگر می پرداخته است و شما او را به عنوان الگو در زندگی انتخاب کرده اید.
محیطی که پایه و اساس آن هوسرانی و خوش گذرانی بوده بدون شک نتوانسته امنیت مورد نیاز شما را در دوران کودکی فراهم کند و شما کم کم خود را با این وضعیت تطبیق داده و تصمیم گرفته اید که زیاد به دیگران متکی نباشید، زیرا از برطرف کردن نیاز های شما عاجز هستند.
درمان:
به جای فرار با حقیقت روبرو شوید و آن را بررسی کنید ببینید وقتی رابطه جدی می شود چه اتفاقی می افتد؟ آیا می ترسید و احساس ناراحتی می کنید یا وقتی رابطه خسته کننده می شود می گریزید و سرانجام هنگامی که تصمیم می گیرید با کسی بمانید چه اتفاقی می افتد؟
تهاجم-دفاعی
آن ها را وادار می کنم با احساسات من کنار بیایند
تصور کنید سینا علاقه خود را به نامزد یا همسرش از دست داده است اما نمی تواند حقیقت را به او بگوید بنابراین به او قول می دهد که با او تماس بگیرد اما این کار را نمی کند، او آنقدر این کار را تکرار می کند تا نامزدش او را ترک کند. وی به نتیجه دلخواه خود می رسد در حالی که هرگز به طور مستقیم حرفی در مورد آن نزده و کاری نکرده است.
اگر نتوانید احساسات خود را به طور مستقیم آشکار کنید، رابطه تان در خطر نابودی و سقوط قرار می گیرد. همه ما با این حالت ها آشنا هستیم یعنی بعضی افراد به جای آن که به طور مستقیم خواسته های خود را مطرح کنند به صورت غیرمستقیم و با تحت فشار دادن احساسات ما به نتیجه دلخواه خود می رسند.
علت احتمالی:
شاید در گذشته شما نمی توانسته اید خشم خود را به خانواده تان نشان دهید و هرگز یاد نگرفته اید که چگونه احساسات واقعی خود را بروز دهید.
درمان:
سعی کنید، خشم خود را شناسایی و آن را به طور مستقیم آشکار کنید. با احساسات خود در تماس باشید تا خود و همسرتان بتوانید در مورد آن ها با یکدیگر صحبت کنید و یکدیگر را حمایت کنید. به یکدیگر اجازه دهید تا احساسات واقعی خود را بروز دهند پس از این که چند بار این کار را تکرار کنید بروز احساسات برای شما راحت تر می شود.
کمال گرا:
هیچ کس آن طور که باید و شاید لایق من نیست.
در طول تاریخ دانشجوها، محققان، ورزشکاران و انسان های مهمی وجود داشته اند که زندگی را برای دیگران آسان تر کرده و کارهای بزرگی انجام داده اند. اما هیچ کدام از آن ها کامل نبوده اند.
تصور کنید با هرکسی که بیرون می روید احساس می کنید از شما پایین تر است و لیاقت شما را ندارد این احساس مانند یک پرچم قرمز است که باید نسبت به آن نگران باشید.
به طور معمول افراد کمال گرا منتظر بهترین چیزها هستند و اغلب به چیزهایی که اکنون در اختیار آن ها می باشند قناعت نمی کنند. تلاش برای بهبود شرایط خود و زندگی امری با ارزش می باشد اما اگر این کمال گرایی مانع رسیدن شما به عشق حقیقی و ازدواج شود شما فرصت های زیادی را از دست می دهید و ممکن است روز به روز تنها تر شوید.
علت احتمالی:
شاید پدر و مادر شما با شما همچنین رفتاری داشته اند یعنی شما را انسان کاملی می دانسته اند و نقاط ضعف شما را نادیده می گرفته اند. یا شاید تنها زمانی شما را دوست داشتند که شما در بهترین حالت خود بودید و نقطه ضعفی نداشتید یا شاید همیشه ایرادهایتان را به رخ شما می کشیدند و از آن بر خلاف شما استفاده می کردند. اکنون با این روش شما آموخته اید که چگونه با دیگران و نزدیکان خود رفتار کنید.
درمان:
به نکات مثبت توجه کنید و به یاد داشته باشید که همه دارای نکات قوت و ضعف هستند. اگر شما به طور معمول تنها به نقص های دیگران توجه کنید باید یاد بگیرید که توجه خود را به نکات مثبت هم معطوف سازید. پیوسته به این نکته دقت کنید که آیا انتظارات شما از دیگران منطقی هستند یا خیر. در عین حال با نامزدتان اجازه دهید تا نکات مثبت خود را به شما نشان دهد.
راضی کننده
آیا همیشه سعی می کنید دیگران راضی نگه دارید؟ آیا هرگز نیازهای خود را در زندگی بیان نمی کنید و به جای آن به نیازها و خواسته های دیگران می پردازید؟ در این صورت نامزد شما هرگز نمی تواند خود واقعی شما را بشناسد و عاشق شما شود.
البته باید دقت داشته باشید که دقت به نیازهای دیگران امری مهم و ضروری است اما نباید نیازهای دیگران را در اولویت قرار دهید. روزی می رسد که متوجه می شوید او شناختی از خود واقعی شما ندارد یا متوجه می شوید که دیگر علاقه ای به او ندارید.
علت احتمالی:
احتمالا در خانواده همیشه در شرایطی قرار داشته اید که ابتدا به نیازهای دیگران توجه کرده اید، اول دیگران را راضی نگه داشته اید و در انتها نیازهای خود را بیان کرده اید. شاید در خانواده شما کسی به خواسته ها و نیازهای شما توجهی نداشته است و شما هم به مرور آموخته اید که این نیازها را سرکوب کنید.
درمان:
دقت داشته باشید که آیا تمایل شما به راضی نگه داشتن دیگران، انتخاب شماست یا بر شما تحمیل شده است. پیامد این انتخاب چیست؟
به خواسته های خود در ارتباط با نامزدتان توجه بیش تری داشته باشید و راه هایی انتخاب کنید که بتوانید به وسیله آن خواسته های خود را با دیگران در میان بگذارید.
ناجی
اشخاصی را پیدا می کنم که منتظر ناجی باشند.
سارا، عاشق دیدن مردانی بود که به او نیاز داشتند. او توانایی های نهفته در آن ها را شناسایی می کرد و با تلاش زیاد آن ها را به خواسته هایشان می رساند و تمام وقتش را برای پیشرفت آن ها می گذاشت. وی به رشد خود اهمیت بسیار کمی داشت و در نهایت با خشم نامزد خود روبرو می شد زیرا او تصور می کرد که سارا سعی دارد او را کنترل کند یا او را تغییر دهید.
همه ما از کمک دیگران حتی نجات آن ها لذت می بریم اما مشکل اینجاست که «بیش تر مردم تنها زمانی تغییر می کنند که خوشان بخواهند و سخت برای آن تلاش کنند در غیر این صورت احساس می کنند که تحت فشار قرار گرفته اند و عصبی می شوند.» از خودتان بپرسید که چرا کسی را برای ازدواج انتخاب نمی کنید که همانی باشد که می خواهید تا دیگر نیاز به تلاش شما وجود نداشته باشد.
علت احتمالی:
شاید نقش شما در خانواده، نقش ناجی بوده است. همه برای حل کردن مشکلات به شما مراجعه می کردند و شما نیز از این کار لذت می بردید بنابراین مسئولیت های زیادی ناخواسته بر دوش شما گذاشته شده است. همچنین احساس می کنید که نقش مهمی در خانواده دارید و باید برای پیشرفت و ترقی دیگران هرکاری بکنید و انقدر به این کار معتاد می شوید که کم کم پیشرفت و رشد خودتان را فراموش می کنید.
درمان:
به رفتار خودتان دقت کنید و واقع بین باشید آیا دوست دارید دیگران را تغییر دهید؟ یک تکه کاغذ بیاورید و ایرادات و فواید این کار را بر روی آن بنویسید، به خاطر داشته باشید که این کار می تواند برای همسرتان آزار دهنده باشد و به او القا کند که به اندازه کافی خوب و مطلوب نیست بنابراین به او فرصت دهید که خودش باشد و برای پیشرفت و رشد خودتان تلاش کنید.
رمانتیک:
من عاشق عشق هستم نه تو
نسترن آدم بسیار رمانتیکی بود او در اولین دیدار در ذهنش به بچه هایش و خانه آینده خود فکر می کر. این داستان پردازی ها انقدر برای او جالب بود که حال و واقعیت را فراموش می کرد و در آینده غرق می شد. در این حالت او به شخصیت و ویژگی های همسرش توجهی نداشت و تنها به آینده چشم دوخته بود.
عاشق رابطه بودن بسیار زیباست اما شناخت انسان ها نیز در طول زمان اهمیت زیادی دارد و این امری است که باعث تداوم زندگی مشترک می شود زیرا به مرور عشق کمرنگ می شود اما شناخت و تفاهم بین زوجین باعث تداوم رابطه میان آن ها می شود. وقتی شما رویا پردازی را کنار بگذارید و به خود واقعی همسرتان توجه کنید می توانید آن را به درستی دریابید و با این کار زمینه را برای عشق مساعد سازید.
علت احتمالی:
شاید خانواده شما عاشق پیشه و یا احساساتی بوده باشند. شاید بیش تر از آنکه به واقعیت های زندگی روزمره پرداخته باشند به عشق و احساسات اهمیت می دادند و همیشه شما را تشویق می کردند که اینگونه فکر کنید و به مادیات اهمیتی ندهید.
بی شک اگر بتوانید از این دیدگاه به زندگی نگاه کنید نکات مثبت زیادی می بینید اما اگر عشق و احساسات بر واقعیت های زندگی غلبه کند بهای گزافی پرداخت خواهید کرد.
درمان:
سعی کنید احساسات خود را بر مبنای شناخت دقیق از همسرتان بنا کنید، نه عشق. به همسرتان همچون موجودی کامل عشق بورزید نه بخاطر داستانی که در ذهن خودتان ساخته اید. چنانچه عشقتان را بر مبنای واقعیت بنا کنید، روابط بهتر و زیبا تری را تجربه خواهید کرد.
منفی باف
این هرگز به کارم نخواهد آمد پس چرا برای آن وقتم را تلف کنم؟
سیما از گذشته امید خود برای به دست آوردن مرد ایده آل خود را از دست داده بود. مردها را خیانت کار و افرادی می دانست که تنها به دنبال رابطه جنسی هستند و به همین دلیل نمی توانست به آن ها اعتماد کند. هرگاه به دیدار مرد جدیدی می رفت بیش تر ناامید می شد و کم کم به این باور رسید که باید از رسیدن به مرد آرزوهای خود دست بکشد و تنهایی را انتخاب کند.
تمامی ما تجارب خوب و بدی داشته ایم اما دوباره تلاش می کنیم و ناامید نمی شویم در حقیقت این چیزی است که باعث پیشرفت و خوشحالی ما می شود اگر هرکس شکست های خود را بپذیرد دیگر کسی پیشرفت نخواهد کرد. چرا این باور را قبول کرده اید که دیگر نمی توانید همسر خود را پیدا کنید؟
باید به جنبه های مثبت رابطه فکر کنید و آن ها را دوباره برای خود ایجاد کنید. اگر فکر کنید تمامی این روابط با شکست روبرو خواهد شد، بی شک شکست را تجربه خواهید کرد بنابراین نگاه و دیدگاه خود را تغییر دهید.
علت احتمالی:
شاید والدین شما بسیار بدبین بوده اند و در نتیجه شما هم یاد گرفته اید که نسبت به دنیا بدبین باشید و به جای دیدن جنبه های مثبت همیشه بدترین ها را می بینید. در حقیقت شما آنقدر نگران طرد شن هستید که خود را از یک رابطه سالم و دو طرفه محدود می کنید.
درمان:
نگاه به بدترین جنبه های هرچیز به چه قیمتی برای شما تمام شده است؟ حتما چیزهای زیادی را بخاطر آن از دست داده اید بنابراین به خودتان اجازه بدهید که شادی را تجربه کنید و به خوبی های دیگران امیدوار باشید. هر روز فهرستی از موفقیت های خود فراهم کنید و حداقل سه مورد مثبت را یادداشت کنید. هرگاه شروع به منفی بافی کردید به خودتان یادآوری کنید که باید انتظار بهترین ها را داشته باشید و به بهترین ها فکر کنید.
تک همسری
من همیشه باید کسی را کنارم داشته باشم
سینا همیشه یک نامزد داشت از سن 15 سالگی او را انتخاب کرده و هرگز او را رها نکرده بود بسیاری از مردم متعجب بودند که چگونه او در آن سن انتخاب درستی داشته است. به نظر می رسید که سینا بدون حضور نامزدش خود را کامل نمی دید و برای همین هرگز او را رها نمی کرد زیرا در کنار او بود که وجودش معنی می گرفت.
ماندن در روابط و آشنایی به مدت طولانی درس های آموزنده ای را به همراه دارد اما ما از دیدن افراد جدید هم درس های زیادی می آموزیم. حتی تنها ماندن هم درس های زیادی به همراه دارد.
اگر شما همیشه از یک رابطه بلند مدت وارد رابطه بلند مدت دیگری می شوید باید از خودتان بپرسید که آیا ممکن است چیزهای جدیدی تجربه کنید؟ و چرا نمی توانید تنها بمانید؟ راجع به خود و خواسته هایتان بیش تر فکر کنید.
علت احتمالی:
شاید با یکی از والدینتان رابطه نزدیکی داشته اید و یاد گرفتید که تمام جنبه های زندگی خود را با دیگران شریک شوید بنابراین برای شما داشتن رابطه صمیمی با دیگران اهمیت زیادی دارد و اگر به داشتن همچنین روابطی عادت داشته باشید بدون آن ها احساس کامل بودن پیدا نمی کنید. گویا گمشده ای دارید یا در جایی مشکلی است.
درمان:
آیا بیش تر از آنکه خواهان همسرتان باشید خواهان رابطه با او هستید؟ سعی کنید برای برقراری ارتباط با خودتان وقتی را در نظر بگیرید، به پیاده روی بروید، تنهایی مسافرت کنید سعی کنید بیش تر به خودتان عشق بورزید و خودتان را بشناسید در این صورت می توانید رابطه ای را پیدا کنید که بر اساس عشق شکل گرفته است نه بر اساس نارضایتی و ناامیدی.
چقدر این دورهای اشتباه تکرار می گردد؟!
اغلب افراد حداقل یکبار در روز یک کار را به صورت اشتباه انجام می دهند و یا کاری غلط از آنها سر می زند. در بعضی از موارد ممکن است این اشباهات قابل چشم پوشی باشند و گاهی نیز ممکن تبعات این امر به حدی بزرگ باشند که به کلی مسیر زندگی شما را تغییر دهند، اما چگونه می توانیم از تکرار مجدد اشتباهات جلوگیری کنیم؟ بگذارید به زمانی برگردیم که شما آخرین اشتباهتان را انجام داده داده اید، آنرا به یاد بیاورید حتی اگر بسیار کوچک بوده باشد، به عنوان مثال ریختن قهوه روی یک سند، قطعا بعد از وقوع این رخداد موجی از وحشت و استرس شما را فرا گرفته است و مدت زیادی به بازخورد های این اتفاق فکر کرده اید.
هیچکس کامل نیست، پس قطعا بروز اشتباه از همه افراد قابل پیش بینی خواهد بود.
برخی افراد به خوبی اشتباهات خود را قبول می کنند، برای اولین بار پس از رخداد یک اشتباه ممکن با عذر خواهی کردن همه چیز به روال طبیعی خود باز گردد اما تکرار یک اشتباه اصلا کار درستی نیست!
حال چه این اشتباه در زندگی شخصی شما باشد و یا اینکه مربوط به محیط کار.
زمانی که شما اشتباهاتتان را سرلوحه کار قرار نداده و از آنها درس نگیرید قطعا هم به خودتان و هم نزدیکانتان آسیب هایی وارد خواهید کرد که حتی ممکن است رابطه شما را نیز تحت الشعاع قرار دهد، اولین پیامد این اتفاق بی اعتمادی نسبت شما خواهد بود؛ کسی که دائما یک اشتباه را تکرار می کند اصلا فرد قابل اعتمادی نیست!
قبل از هر چیز باید این را مد نظر قرار دهیم که ما معمولاً بر اساس تجربیاتی که در دوران کودکی داریم باورهایی را در ذهنمان ایجاد می کنیم و باعث تکرار الگوهای رفتاری در ما میشود . بنابراین همه ما به دلیل تجربه دوران کودکی خود، با یکسری از الگوهای رفتاری راحت تر هستیم و برایمان آشنا تر است. بنابراین در خیلی از مواقع بهجای اینکه ما یک رابطه اشتباه یا فرد اشتباهی در زندگیمان داشته باشیم یک الگوی ارتباطی معیوب داریم. بنابراین در خیلی از مواقع، احتیاجی به این نیست که ما شخص مورد نظرمان را عوض کنیم یا از رابطه خارج شویم. در حقیقت آن چیزی که تعیین میکند یک رابطه سالم یا رابطه اشتباه باشد، نحوه عملکرد خودمان و میزان وقت و انرژی است که برای رابطه می گذاریم. باتوجه به توضیحاتی که ارائه شد، ادامه بحث را به اینگونه مطرح میکنم؛
چطور تفاوت رابطه سالم و ناسالم عاطفی را بفهمیم؟ چه چیزهایی در یک رابطه اشتباه است و رابطه را سمی میکند؟
در یک رابطه سالم همه چیز به صورت متعادل وجود دارد و تعادل در رابطه حاکم است. در یک رابطه سالم گذشت و فداکاری وجود دارد. اگر برای یکدیگر قدمی بر می دارید به خاطر یکدیگر انجام می دهید نه برای اینکه در ازای آن چیزی را به دست آورید. اما در عین حال، این تعامل و کاری به خاطر دیگری انجام دادن دو طرفه است و هیچ یک از طرفین حس فدا شدن ندارند. یک رابطه سالم، رابطه بدون دعوا و جدل نیست یا یک جاده بدون پستی و بلندی نیست، بلکه در یک رابطه سالم هم پستی و بلندی وجود دارد.
اما روابط سمی داستان دیگری دارد. معمولاً زوجین در این مسیر بیشتر از آنکه خوشحال باشند احساس غم و ناراحتی میکنند. اگر در این رابطه قرار گرفته باشید، احتمالا این رابطه دیگر برایتان لذت بخش نیست، اگرچه ممکن است هنوز هم شریک زندگی خود را دوست داشته باشید و اگر مدتی از شریکتان دور باشید احتمالا این فاصله برایتان سخت است.
بنا به دلایلی، به نظر می رسد همیشه به روشی اشتباه یکدیگر را نوازش می دهید این نوازش میتواند فیزیکی و یا کلامی باشد. همه ما نیاز داریم به اینکه نوازش بگیریم و چه کسی بهتر از شریک زندگیمان؟
در روابط ناسالم عاطفی، بیشتر از آنکه در کنار یکدیگر تجربیات خوشایندی داشته باشید، بر سر مسائل جزیی اختلاف نظر دارید و این اختلاف نظر منجر به بحث میشود حتی ممکن است بهجای اینکه مانند گذشته منتظر شریکتان باشید تا فرصتی پیش بیاید و با او وقت بگذرانید، تصور اینکه ممکن است ساعاتی را با او وقت بگذرانید هم برایتان استرس آورباشد.
در ادامه مبحث نشانههای یک رابطه سمی را بررسی میکنیم. این علائم میتواند بسیار واضح باشند یا اینکه برای دستیابی به نشانهها احتیاج به کنکاش و بررسی رابطهتان داشته باشید. بهعلاوه اگر هر یک از این نشانهها را در خود یا شریک زندگیتان مشاهده کردید، اینکه چطور میتوانید به رابطهتان کمک کنید را مطرح خواهیم کرد.
نشانه های یک رابطه سمی
- 1-عدم حمایت: روابط سالم مبتنی بر تمایل متقابل برای دیدن موفقیت دیگری در همه زمینههای زندگی است. اما وقتی همه چیز سمی میشود، هر دستاوردی تبدیل به یک رقابت میشود. به طور خلاصه، زمانی که با هم میگذرانید دیگر حس مثبتی ندارید. شما احساس حمایت یا تشویق نمیکنید، در عوض، ممکن است این تصور را داشته باشید که نیازها و علایق شما اهمیتی ندارد و شریکتان فقط به آنچه میخواهد اهمیت میدهد.
- 2-تحقیر و سرزنش: بهجای محبت و احترام متقابل، بیشتر مکالمات شما مملو از تحقیر، سرزنش و انتقاد است. دکتر گاتمن (روانشناس آمریکایی که تحقیقات زیادی روی زوجین انجام داده است) میگوید تحقیر و سرزنش یکی از دلایل اصلی طلاق است.
- 3-حسادت: درحالیکه تجربه کمی حسادت گاهبهگاه کاملاً خوب است؛ اما اگر حسادت شما را از تفکر مثبت در مورد موفقیتهای شریک زندگی خود باز دارد، میتواند به یک مشکل تبدیل شود. حسادت یک حس کاملاً طبیعی و انسانی است؛ اما زمانی که منجر به سوءظن و بی اعتمادی مداوم شود، میتواند بهسرعت رابطه شما را از یک رابطه سالم به رابطه سمی تبدیل کند.
- 4-کنترل کردن یکدیگر: یا شریک زندگی شما همیشه از شما میپرسد که کجا هستید؟ ممکن است زمانی که شما بلافاصله به پیامکها پاسخ نمیدهید یا تا زمانی که این کار را انجام ندهید به شما پیامک نمیدهید، آزرده یا عصبانی شوند. این رفتارها ممکن است ناشی از حسادت یا عدم اعتماد باشد.
- 5- گفتگو نکردن درباره احساسات و ناراحتیهایتان: حرفهای نگفته و رنجشهایی که از شریکتان دارید باید گفته بشود اگر بازگو نشوند، تبدیل به کینه میشود و در نهایت باعث میشود از این رابطه ناامید شوید. اگر نمیتوانید به همسرتان برای شنیدن نگرانیهایتان اعتماد کنید، رابطه شما میتواند سمی باشد.
- 6-عدم صداقت: فرایند حضورتان در رابطه به اینگونه است که دائماً در مورد مکان یا افرادی که با آنها ملاقات میکنید، دروغ میسازید. شاید به این دلیل که میخواهید از گذراندن وقت با شریک زندگی خود اجتناب کنید یا به این دلیل که نگران هستید که اگر حقیقت را به او بگویید شریکتان چه واکنشی نشان خواهند داد.
- 7-انتظار: خودتان یا شریکتان برای زمان طرف مقابل اهمیتی قائل نیستید و معمولاً شریکتان را منتظر میگذارید. به خاطر داشته باشید که برخی از افراد ممکن است با برنامه ریزی و انجام بهموقع برنامهها مشکل داشته باشند، بنابراین شروع گفتگو در مورد این رفتار ممکن است کمک کند. اگر رفتار او عمدی نباشد، ممکن است بعد از توضیح اینکه چرا شما را آزار میدهد، تغییر مثبتی را در این زمینه شاهد باشید.
- 8-مسائل مالی: روابط زوجین باید مبتنی بر اشتراکات و ما باشد؛ بنابراین باید در مورد مسائل مالی، رابطه را به سمتی هدایت کنیم که بهجای پول من، پول ما مطرح باشد و در مورد اینکه با این پول چه کارهایی میتوانید انجام دهید مشورت کنید و به یک توافق برسید و به آن پایبند باشید؛ بنابراین اگر در مورد امور مالی خود به توافق رسیده باشید و یکی از شرکا به طور مداوم به این توافقنامه احترام نگذارد، رابطه به سمت یک رابطه سمی هدایت میشود.
- 9-استرس پایدار: همه ما در طول زندگی با چالشهایی مواجه میشویم که تنشهایی را برای ما به دنبال دارد. اما اگر بدون اینکه عامل بیرونی برای تنش وجود داشته باشد، مدام احساس اضطراب کنیم میتواند نشاندهنده مشکل در رابطه باشد.
- 10-نادیده گرفتن نیازهایتان: این موضوع بسیار بستگی به این دارد آیا خودتان نیازهای خودتان را در نظر میگیرید یا همواره به دلیل جلوگیری از تنش و درگیری، نیازهای خود را سرکوب میکنید. مثلاً شما و همسرتان از قبل منزل یکی از اقوامتان دعوت شدید؛ اما همسرتان به منزل میآید و میگوید دقیقاً همان روز برای پدرم تولد گرفتیم. و شما برای جلوگیری از ایجاد تنش میپذیرید. شریکتان هم ممکن است این برداشت را کند که خودتان هم مایل به حضور در آن جمع نبودید درحالیکه شما فکر میکنید به خاطر همسرتان این کار را انجام دادید.
- 11-عدم تمایل درباره صحبت درباره شریک زندگیتان: شما برای جلوگیری از اینکه بخواهید درباره رابطهتان چیزی را توضیح دهید از جمعهای دوستانه و خانوادگی اجتناب میکنید. همچنین فکر کردن و نگرانی درباره رابطهتان بیشتر وقت آزاد شما را میگیرد.
- 12-عدم مراقبت از خود: ممکن است از سرگرمیهایی که زمانی دوست داشتید کنار بکشید، سلامتی خود را نادیده بگیرید و اوقات فراغت خود را قربانی کنید. این ممکن است به این دلیل اتفاق بیفتد که شما انرژی لازم برای این فعالیتها را ندارید یا به این دلیل که شریک زندگیتان وقتی کار خودتان را انجام میدهید، شما را با مخالفت خود درگیر تنش میکند.
- 13-خوش بینی افراطی درباره تغییر: شما تصور میکنید اگر به تنهایی برای رابطه تلاش کنید بدون اینکه طرف مقابلتان برای رابطه تلاش کند، میتوانید همه چیز را تغییر دهید؛ درحالیکه در رابطه سالم هر دو برای رابطه تلاش میکنند و فعال هستند. درصورتیکه تلاش شما باعث شود طرف مقابل هم فعال شود و برای رابطه تلاش کند، میتواند نشانه یک رابطه سالم باشد و مسیر رابطه به سمت بهبودی پیش میرود.
- 14-دفن کردن مشکلات: شما نگران هستید که مطرحکردن مشکلات، تنش شما را افزایش دهد؛ بنابراین از تعارض اجتناب میکنید و بدون آنکه درباره مشکلتان با شریکتان صحبت کنید سعی میکنید آن را دفن کنید.
آیا روابط سمی را میشود تغییر داد؟ درصورتیکه بتوان هر دو نفر در رابطه را برای تغییر فعال کرد و هر دوی آنها تمام تلاششان را برای بهبود رابطه انجام دهند.
رابطه سمی نوعی رابطه است که موجب می شود احساس کنید مورد حمایت ناکافی، سوءتفاهم، تحقیر یا مورد حمله قرار گرفته اید. در مرحله اول هر رابطه ای که به جای بهتر کردن احساس شما، تنها بدتر می شود؛ می تواند با گذر زمان سمی می شود. در این مقاله آنچه درباره روابط سمی باید بدانید شامل مواردی است آنچه که رابطه را مسموم می کند و روش هایی که به شما کمک می کند یک رابطه سمی را تشخیص دهید. علاوه بر این می توانید نکاتی درباره روش های کارآمد پیدا کنید تا بدانید چه زمانی باید یک رابطه را تمام کرد یا روابط سمی را مدیریت کنید. رابطه سمی تنها محدود به ارتباط عاطفی نمی شود؛ بلکه در هر گونه ارتباط می تواند بروز کند؛ از زمین بازی گرفته تا اتاق خواب. حتی ممکن است در بین اعضای یک خانواده روابطه سمی دیده شود. زمانی یک رابطه را رابطه سمی می شناسند که سلامتی هر فرد به لحاظ عاطفی، روانی و حتی جسمی در معرض خطر باشد. افراد مبتلا به بیماری های روانی مانند اختلال دوقطبی، افسردگی اساسی، یا افسردگی پنهان، بیشتر در معرض روابط سمی قرار می گیرند زیرا چنین افرادی به احساسات منفی حساس تر و هم چنین از نظر ثبات عاطفی ضعیف تر هستند؛ بنابراین راحت تر مورد هدف افراد سمی قرار می گیرند. البته بدین معنا نیست تنها این گونه افراد درگیر روابط سمی می شوند بلکه همه افراد حتی کسانی که دارای روان سالم هستند به طور بالقوه ممکن است در رابطه سمی قرار بگیرند.
از یک سوراخ دوبار نیش نخورید!
در اینجا قصد داریم تا با استفاده از 5 گام اساسی از اشتباه های پیاپی دوری کرده و در مسیر موفقیت گام برداریم
اولین گام: اعتراف به گناه
تا زمانی که قبول نکرده اید کار شما اشتباه بوده قطعا هیچ تجربه ای از آن عمل کسب نخواهید کرد، زیرا با تصور صحیح بودن آن کار دوباره به تکرار آن خواهید پرداخت.
بنابراین یک نفس عمیق بکشید و اعتراف کنید که اشتباه کرده اید، این اشتباه را به فرد مربوطه اطلاع دهید و از او عذر خواهی کنید و آنها را مطمئن کنید که به دنبال یافتن یک راه حل مناسب هستید.
عذر خواهی کردن شخصیت شما را از بین نخواهد برد! بلکه اعتراف به اشتباه عملا از روی شهامت فرد صورت می گیرد.
مطمئنا بعد از مدتی اشتباه شما فراموش خواهد شد اما شجاعت شما در اعتراف به آن در یاد همگان باقی خواهد ماند.
اغلب افراد عادت دارند تا اشتباهات خود را پنهان کنند و یا اینکه دیگران را عامل اشتباه خود معرفی کنند، قطعا این افراد هیچوقت از اشتباه خود درس نخواهند گرفت و دائما درجا خواهند زد.
لازم به ذکر است در صورتی که شما به اشتباهتان اعتراف نکرده و دیگران به وسیله یک منبع خارجی از این اشتباه اطلاع یابند اعتبار شما به کلی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت و شاید دیگر فرصتی برای جبران نداشته باشید.
گام دوم: بازنویسی خطا
دید شما نسبت به اشتباهاتتان چگونه است؟ نحوه واکنش و دید شما نسبت به اشتباهتان مسیر بعدی شما را مشخص خواهد کرد.
برخی افراد پس از انجام یک اشتباه تا مدت ها سر در گم بوده و دائما خود را سرزنش می کنند، حتی درباره برخی اشتباهات بزرگ ممکن است فرد دچار افسردگی شود.
اما عده ای دیگر اشتباه خود را به عنوان پلی به سمت پیروزی و شانسی برای کسب تجربه بیشتر به حساب می آورند.
اگر شما نسبت به اشتباهات خود چنین دیدی داشته باشید می توانید به کسب موفقیت های بزرگتر امیدوار باشید.
لازم است تا بعد از پذیرش اشتباه به دنبال یافتن راهکاری برای جبران و عدم تکرار دوباره آن کار غلط باشید تا از تکرار مکررات جلوگیری شود.
برای مثال ممکن است در طول انجام یک کار مسیر فرایند را به خوبی طی نکرده باشید، در این صورت لازم است تا یک چک لیست را برای خود تهیه کنید، این چک لیست مسیر را برای شما مشخص خواهد کرد.
برای دستیابی به موفقیت لازم است تا دست از سرزنش کردن برداشته و بجای آن به راهکاری برای بهبود اوضاع بیاندیشید؛ کنترل اوضاع را در دست بگیرید و توانمدی های خود را شکوفا کنید.
طرز فکر شما ارتباط مسقمی با درس گرفتن از خطا ها دارد، سعی کنید همیشه از خطا های خود درس بگیرید.
طرز فکر صحیح در رابطه با انجام یک اشتباه این است از آن درس گرفت و آنرا نه به منزله یک شکست، بلکه فرصتی برای بهبود و ترمیم دوباره قلمداد کرد.
نکته: برخی افراد نیز از گفته بالا سوء استفاده کرده و تمامی اشتباهات خود را با این گفته توجیه می کنند.
یادگیری بهانه خوبی برای سر به هوا بودن نیست! اعتراف به اشتباه اولین گام مهم در یادگیری است.
هوشمندانه عمل کنید و حسن نیت خود را در انجام امور به دیگران نشان دهید.
تشویق این رویکرد حتی باعث تشویق افراد به ریسک کردن و افزایش خلاقیت در آنها خواهد شد.
گام سوم: آنالیز اشتباه
لازم است تا سوالاتی را برای خود طراحی کنید تا بتوانید به منشاء بروز خطا بازگردید.
- در حال سعی کردن برای انجام چه کاری بودم؟
- چه اتفاقی افتاد؟
- این اتفاق چه زمانی رخ داد؟
- چرا اشتباه رخد داد؟
لازم است تا پرسش های بالا را به صورت منطقی نه احساسی، مورد بررسی قرار داده تا بتوانید علت اشتباه را بشناسید.
برای مسائل پیچیده و یا مهم تر، استفاده از یک ابزار دقیق تر، مانند چارت سازی فاکتور خسارت، می تواند راه حلی مناسب تر باشد.
بررسی این پرسش ها باید عامل بروز اشتباه را شناسایی کرده و به منظور جلوگیری از تکرار آن، آنچه که می بایست تغییر پیدا کند و یا آنچه که باید از وقوع آن جلوگیری شود مشخص شود.
گام چهارم: آموخته های خود را تمرین کنید
یکی از مهم ترین خطرات پیش روی شما تکرار مجدد این اشتباهات بر اثر فشار کاری است که می تواند دوباره شما را به حالت روتین گذشته بازگرداند.
برای تداوم این روند موفقیت آمیز لازم است تا همه ی آموخته های خود را که در مرحله سوم از آنها یاد شد به تمرین بگذارید.
در اینجا باید مهارت ها، دانش، منابع و یا ابزار هایی که شما را از تکرار خطا دور نگه می دارند را شناسایی کنید.
کار هایی را که به شما محول می شوند را با دقت انجام دهید چون راه حل های سریع احتمالا منجر به اشتباهات بیشتری خواهند شد.
هر کاری که شما برای اجرای یادگیری های خود انجام می دهید باید بادوام باشد تا بتواند تاثیر گذاری لازم را داشته باشد.
به عنوان مثال یکی از علل رایج بروز اشتباه در شما به علت فراموش کاری است، باید از ابزار هایی برای تقویت حافظه و یا ابزار های “یاد آوری” استفاده کنید.
البته دقت بیشتر به جزئیات هم می تواند شما را در این زمینه یاری کند اما باز هم همین عامل ممکن است باعث پرت شدن حواس شما از موضوع اصلی بشود.
اپلیکیشن های طراحی شده برای تلفن های هوشمند در این زمینه بسیار مفید خواهند بود.
اشتباه دیگر ممکن است به علت تفاوت های فرهنگی ایجاد شده باشد، در این صورت افزایش آگاهی درباره طرف مقابل و همچنین تقویت مهارت های اجتماعی می تواند بهترین گزینه پیش روی شما باشد.
در صورت بروز یک اشتباه سازمانی لازم است تا یادگیری ها به روش گسترده تری پیگیری شوند، برای این کار می توانید یک برنامه کاری تهیه کرده و روند امور را به ترتیب بنویسید.
گام پنجم: بررسی روند پیشرفت
لازم است تا بعد از گذشت مدتی روند پیشرفت و میزان تکرار پذیری اشتباهات خود را کنترل کنید و در صورت نیاز برنامه های جامع و دقیق تری را به کار گیرید.
به عنوان مثال استفاده از چرخه “تولید و بررسی نقشه، انجام دادن، چک کردن و انجام دوباره” بسیار مفید خواهد بود.
بعد از بررسی چرخه فوق متوجه خواهید شد که در کجای مسیر خطا رخ داده و لازم است تا در کدام قسمت توجه بیشتری به خرج داده شود.
چه زمانی باید یک رابطه را تمام کرد؟
یک تحقیق در دانشگاه میشیگان در سال 2016 نشان داد که “استرس و کیفیت رابطه [منفی] مستقیماً بر سیستم قلبی عروقی تأثیر می گذارد.”و در دراز مدت ، همه این عوامل به سلامتی شما آسیب می رسانند و حتی ممکن است شما را به سمت مقابله ناسالم مانند خوردن یا نوشیدن احساسی سوق دهد. در زیر نکات مهم برای مدیریت و تمام کردن رابطه های سمی گفته شده است:
افراد خودشیفته
افراد خودشیفته همیشه به توجه و تحسین دیگران نیاز دارند. آنها در جستجوی فردی هستند مدام به آنها افتخار کند، اینگونه افراد در برخورد با دیگران به راحتی به خود اجازه می دهند سایرین را تحقیر یا توهین کنند یا تقصیرات را به گردن دیگران بیندازند. در برخورد با افراد خودشیفته اگر به طور مداوم احساس می کنید نسبت به خود احساس بدی دارید، از آنها فاصله بگیرید و یا اگر مجبور به تحمل آنها هستید مراقب رفتار خود باشید زیرا آنها هیچگونه تغییری در رفتار خود نمی دهند.
به خود یادآوری کنید که قرار نیست آنها را تغییر دهید و مقابله با آنها ممکن است فقط خشم بیشتری را درست کند بدون اینکه چیزی حل کنید.
بین خود و آنها فاصله بگذارید.
اگر شخص مجبور است در زندگی شما باشد ، بپذیرید که باید مراقب رفتار خود باشید.
همکاران
اگر با همکار مجاور خود رابطه سمی دارید به فکر جابجایی میز کار خود باشید. اگر او مدام از دست شما شاکی است او را به سرپرست خود ارجاع دهید و با آرامش به کار خود بازگردید.
خانواده و دوستان
اگر با اعضای خانواد خود رابطه سمی داشته باشید مدیریت آن احتمالا دشوارتر خواهد بود، زیرا امکان حذف فرد مسموم عملا کار آسانی نخواهد بود.
اگر دوست مسموم دارید و مجبورهستید زمان بیشتری را با آنها سپری کنید، بهتر است برای چند ماه رابطه خود را با آنها قطع کنید البته طوریکه آنها کاملا متوجه این دوری و قطع رابطه نشوند.
اگر چه نمی توان از رابطه سمی با همکار و اعضای خانواده جلوگیری کرد ولی با ایجاد مرزهای سالم، مراقبت از خود و خودآگاهی قابل مدیریت هستند. گاهی لازم است برای نمایش وجهه بهتر خود، بر روی رابطه کار کرد. در ادامه برخی از موارد آورده شده است تا بتوانید با یک رابطه سمی کنار بیایید:
- درمورد آنچه احساسات شما را تحت تاثیر قرار داده است با شخص مقابل صحبت کنید. نیازها و احساسات خود را به طور کامل بشناسید و در عین حال مسئولیت سهم خود را در تغییر این شرایط برعهده بگیرید.
- درباره آنچه که به عنوان یک مشکل می بینید بحث کنید و درباره اینکه در این رابطه نیازهای هر دوی شما برآورده می شود، اطمینان کنید.
- رابطه خود را دوباره ارزیابی کنید و از خود بپرسید: آیا این شخص به عزت نفس و سلامت کلی روان من آسیب می زند؟
- زمانی را که با فردی هستید که ناامیدی یا ناراحتی را وارد زندگی شما می کند ، محدود کنید. اگر این فرد کسی است که باید با او تعامل داشته باشید ، مانند یکی از اعضای خانواده یا همکار، لازم است تعداد تعاملات را محدود کنید.
- اگر تصمیم دارید درباره نگرانی های خود صحبت کنید ، هنگام توصیف احساسات و عواطف خود از عبارت “احساس می کنم” استفاده کنید. انجام این کار باعث می شود احساس دفاعی در فرد مقابل ایجاد نشود و گفتگوها به نتیجه برسد.
- دبرخی از افراد مسموم به سادگی تمایلی به تغییر ندارند – به ویژه کسانی که فاقد خودآگاهی یا مهارت های اجتماعی هستند، بهتر است این افراد را کنار بگذارید.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد