دکتر جواد تقوی روانشناس تخصصی

آنها معتاد به حرف زدن هستند به طوری که خاموش کردنشان بسیار سخت است. آنها به سراغ شما می آیند و بی وقفه شروع به حرف زدن می کنند، انگار با خودشان حرف می زنند و گویی شما اصلاً وجود ندارید. این افراد دربارهی هر چیز و هر کس حرف می زنند، در حالی که چه بسا حرفهایشان ربطی به یکدیگر نداشته باشد. در اصطلاح گویی به اسهال دهانی مبتلا هستند. آیا پرحرفی بیماری روانی است؟ برخی از افراد بیشتر از دیگران صحبت می کنند که این ممکن است بخاطر اختلالات روانی یا ویژگی های شخصیتی آنها باشد. افراد برون گرا معمولا بیشتر صحبت می کنند و خوش صحبت تر و دارای روابط اجتماعی گسترده تری هستند و در این متن منظور بحث ایشان نیستند اما بعضی وقت ها پرحرفی دلیل اختلالات روانی مثل دو قطبی، اسکیزوفرنی، اختلال شخصیت خودشیفته، اختلالات اضطرابی و اختلال نقص توجه و بیش فعالی می باشد؛ به ویژه زمانیکه فرد بدون در نظر گرفتن موضوع بحث و یا تخصص خویش در خصوص هر موضوعی نظر داده، حرف می زند و دیدگاه خویش را با لحنی فیلسوفانه بیان می دارد. کورت_ونه_گات، در کتاب معروف خویش با عنوان گهواره گربه در توصیف این افراد از اصطلاح پفیوز استفاده کرده و اینطور بیان مي دارد که، پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چه می گویند، او باید مخالفتش را بکند.
یک آدم پفیوز تمام سعی اش را می کند که تو همیشه خیال کنی گند زده ای. مهم نیست تو از چه حرف میزنی، او بهتر از تو می داند و در مورد همه چیز، همه چیز را می داند. دلایل ریشه ای این بحث را شاید بتوان در الگوی مشابه تربیتی، محدودیت های خانوادگی برای ابراز نظر، محروم سازی های عاطفی از سوی پدر و مادر و بروز و ساخت باور هسته ای ضعیف در خصوص خویش و تلاش جبرانی برای به تصویر کشیدن نمایی متفاوت از این امر به دیگران است. یک ویژگی خاص این افراد در خصوص مسائل اجتماعی اینطور است که وقتی فعالیتی در اجتماع رخ می دهد ایشان در پس تمام صحبت هایشان نهایتاً می خواهند به اینجا برسند که همه اشتباه کرده اند و بهترین کار هیچ کاری نکردن است.
در واقع از دید اینها هیچ وقت، وقتش نیست و همیشه این راهش نیست! همیشه به یاد بسپاریم که آگاه بودن با سطح سواد یا تعداد کتاب هایی که خوانده ایم فرق می کند؛ آگاهی در ارتباط مستقیم با سطح مسئولیت پذیری ماست، بطوریکه ممکن است عزیزی دیپلم داشته باشد یا دو کتاب بیشتر نخوانده باشد ولی در قبال و اندازه همین سطح آنقدر مسئول باشد که بسیار آگاه تر از دکتری باشم که دوهزار کتاب خوانده و جز حرف زدن هیچ مسئولیت دیگری را در خصوص جامعه خویش نمی پذیرد.
برای رفع این ویژگی یا اختلال در خویش:
۱. ابتدا باید علت های پرحرفی را پیدا کنید.
۲. در صورتی که با سکوت دچار استرس می شوید، راه هایی برای کنترل آن داشته باشید.
۳. بهتر است درباره معایب پرحرفی بدانید.
۴. کمی سکوت کردن در جمع را تمرین کنید.
۵. سعی کنید، از بیان جزئیات خودداری کنید.
۶. میان حرف ها و صحبت های دیگران نپرید.
۷. بهتر است هنر گوش دادن داشته باشید.
۸. شما دو گوش و یک زبان دارید پس دوبرابر حرف زدن گوش کنید.
۹. اگر کسی نظر شما برایش مهم باشد مستقیماً از شما سوال می کند پس با سکوت و صحبت به موقع موجب ارزشمندتر شدن خویش خواهید گشت. همچنین اگر شما با یک فرد پرحرفی طرف هستید بهتر است برای خود بیشتر ارزش قائل شده و مدیریت زمان داشته باشید و اجازه ندهید خیلی در دام صحبت های طولانی گرفتار شوید. شاید لازم باشد که قدری صریح تر و بی پرده تر با او حرف بزنید و به عبارتی از شگرد رویارویی مستقیم استفاده کنید تا بیش از این بازیچه ی چنین فردی نشوید. دکتر جواد تقوی روانشناس تخصصی
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد