مؤلفهها و سازوکارهای رضایت زناشویی
رضایت در زندگی زناشویی نقش مهمی در سلامتی روانی شما ایفا میکند و شاهرگ اساسی برای حیات یک رابـطه زناشویی است. رضایت زناشویی با فراهم شدن نیازهای عاطفی و جنسی همچنین برآورده شدن انتطارات زوجین از یکدیگر کسب میشود. در واقع زن و مرد با وجود تمام چالشها و فراز و نشیبهای زندگی مشترک به رضایت نسبی از ازدواج خود دست یافتهاند. در صورت وجود رضایت زناشویی، زوجین با قبول مسئولیتها نقش خود را به خوبی ایفا میکنند و هر دو طرف برای رسیدن به رویاها و اهداف زندگی خود با یکدیگر مشارکت میکنند. رضایت در زندگی مشترک همچنین باعث افزایش صمیمیت بین زوجین، حس همدلی و از خود گذشتگی، تعهد و احترام متقابل میشود.
شناخت
برای درک اینکه آیا رفتار همسر پرهزینه یا مفید است، شناختها یا افکار در مورد رفتار، اهمیت دارند. اگر همسر یک رفتار منفی(پرهزینه) انجام دهد، ممکن است این رفتار یا به ویژگیهای شخصیتی همسر(مثلاً تنبل است)، یا به شرایط رفتار همسر(به عنوان مثال، روز اظهار مالیاتی در محل کار بوده و او تمایلی به درست کردن شام ندارد) نسبت داده شود. در مورد رضایت زناشویی، نسبت دادن رفتار پرهزینه به ویژگیهای شخصیتی همسر، به جای شرایط پیرامون رفتارش، با کاهش رضایت زناشویی و همچنین زوال زناشویی همراه است. این اسنادهای ناسازگار، اغلب با رفتارهای منفی در مباحث حل مسئله زناشویی همراه است و به نظر نمیرسد این اسناد در نتیجه افسرده بودن، داشتن شخصیت روان رنجور یا گرایش به پرخاشگری فیزیکی باشد. به نظر میرسد نحوه تفسیر رفتار با میزان رضایت از ازدواج مرتبط است.
احساسات فرد در مورد رفتارها یا عواطف، ارتباط نزدیکی با افکار فرد در مورد رفتارها دارد. تحقیقات در مورد عاطفه و رضایت زناشویی هنوز جامع نیست. طبق برخی از مطالعات، عاطفه منفی با کاهش رضایت زناشویی مرتبط است، در حالی که برخی دیگر نشان دادهاند که تأثیری ندارد یا حتی آن را افزایش میدهد. تحقیقات آتی باید به طور خاص روشن کنند که عاطفه منفی چه ارتباطی با رضایت زناشویی دارد.
فیزیولوژی
بین متاهل بودن و حفظ سلامت جسمانی رابطه کاملاً اثبات شدهای وجود دارد. عملکرد فیزیولوژیکی دو فرد متاهل به خوبی این قضیه را تأیید میکند. طبق تحقیقات اخیر، زوجهایی که از رابطه خود راضیتر هستند، در مقایسه با زوجهایی که رضایت کمتری دارند، هماهنگی بیشتری را بین سیستمهای فیزیولوژیکی خودشان نشان میدهند. یعنی زوجهای دارای رضایت زناشویی به احتمال بیشتری به حفظ هماهنگی میان سیستمهای الکترودرمال(یا مقاومت الکتریکی پوست) و ضربان قلب یکدیگر کمک میکنند، که شاید مکانیسمی برای حفظ سلامت جسمانی زوجهای متاهل نسبت به افراد مجرد است.
الگوهای تعاملی
الگوهای تعامل بین همسران میتواند بر میزان رضایت آنها از ازدواج تأثیر بگذارد. الگویی که اغلب مربوط به نارضایتی زناشویی است، الگوی تقاضا/کناره گیری(demand/withdrawal) است. در این الگو، یکی از طرفین(اغلب زن) از دیگری بابت تغییر انتقاد کرده یا نق میزند، در حالی که شریک دیگر(معمولاً شوهر) از رویارویی و بحث طفره میرود. این الگو به گونهای عمل میکند که انتقاد اولیه منجر به جدایی میشود، که این امر خودش منجر به تقابل بیشتر و حتی جدایی بیشتر میشود. بنابراین این الگو پیامدهای واضحی برای رضایت زناشویی دارد، به طوری که باعث نارضایتی هر دو طرف میشود.
حمایت اجتماعی
یکی دیگر از مؤلفههای رضایت در ازدواج، میزان حمایت اجتماعی از هر یک از شرکا و رابطه است. فرآیندهای حمایتی به طور قابل اعتمادی با عملکرد خوب زناشویی و همچنین با پیامدهای مفید درون خانوادهها در ارتباط است. شریک ازدواجی که حمایت اجتماعی خوبی از همسر خودش دارد، به رضایت زناشویی همسر کمک میکند.
خشونت
خشونت فیزیکی نیز ارتباط تنگاتنگی با رضایت زناشویی دارد. احتمال نارضایتی افرادی که در روابط آزاردهنده فیزیکی درگیر هستند بیشتر از افرادی است که درگیر روابط آزاردهنده نیستند. تشدید خشونت فیزیکی میتواند ناشی از عوامل بسیاری باشد که یکی از آنها مصرف الکل است. جاب تعجب است که نوعی پرخاشگری فیزیکی در 57 درصد از ازدواجهای جدید وجود دارد، که نشان میدهد شاید رابطه بین خشونت و رضایت زناشویی آنطور که اغلب تصور میشد ساده نیست.
عوامل زمینهای در رضایت زناشویی
عوامل زیادی در ارزیابی رضایت زناشویی دخیل هستند که شامل شخصیت همسر، عملکرد او در رفتارهای محافظت از همسر، احتمال خیانتش، مطلوبیت هر یک از طرفین، وجود فرزندان و سایر عوامل میشوند. اگر یکی از شریکها متوجه شود که دیگری در این حوزهها هزینههایی را تحمیل میکند(یا مشکلساز است)، شاید از طریق گفتگو با شریک یا جستجوی شریک جدید و مناسبتر، به آنها رسیدگی کند.
ویژگیهای شخصیتی همسر
به نظر میرسد میزان رضایت یک فرد از ازدواجش تا حدی با ویژگیهای شخصیتی همسرش در ارتباط است. شخصیت اغلب با پنج بعد سنجیده میشود که شامل برونگرایی (شادخویی، تسلط و برونگرایی در مقابل تسلیم بودن و درونگرایی)، توافقپذیری(گرمی و قابل اعتماد بودن در مقابل سردی و مشکوک بودن)، وظیفهشناسی (قابل اعتماد و منظم در مقابل غیرقابل اعتماد و نامنظم)، روان رنجوری(ثبات هیجانی، ایمنی و یکنواختی در مقابل عصبی و دمدمی بودن) و گشودگی به تجربه(عاقل، ادراکی و کنجکاو در مقابل فقدان بصیرت) هستند. نارضایتی زناشویی اغلب به بی ثباتی هیجانی همسر مربوط است، اما به داشتن شریکی با وظیفه شناسی پایین، دارای توافق اندک و گشودگی یا عقلانیت پایین هم مربوط میشود. افرادی که با چنین افرادی ازدواج میکنند، اغلب شکایت دارند که همسرانشان افرادی غافل، وابسته، مالکیت، تحقیر کننده، حسود، خائن، غیرقابل اعتماد، بی احساس، خودمحور، دارای گرایش جنسی به دیگران و مبتلا به سوء مصرف الکل هستند. بنابراین، ویژگیهای شخصیتی هر یک از همسران کمک زیادی به رابطه میکند و به ازدواج رضایت بخش رسیده یا با طلاق به پایان میرسد.
محافظت از همسر
حتی پس از یافتن یک شریک مناسب و ایجاد یک رابطه پایدار، باز هم چالشهایی برای حفظ آن رابطه به وجود میآیند. مردان و زنان اغلب سعی میکنند با انجام رفتارهای محافظت از همسر، مانع از تعرض شخص دیگری به ازدواج خودشان شوند. در واقع برخی از این رفتارها میتواند هزینههایی را به همسر تحمیل کند و در نتیجه با کاهش رضایت زناشویی مرتبط است. این رفتارهای محافظت از همسر شامل انحصار وقت شریک(به عنوان مثال، او تمام اوقات فراغتش را با همسرش میگذراند تا نتواند با زنان دیگر ملاقات کند)، تهدید یا تنبیه خیانت(مثلاً وقتی مچ او را در حال معاشقه با شخصی گرفت، او را کتک زد) و دستکاری هیجانی(مثلاً او را تهدید کرد که اگر ترکش کند، به خودش آسیب میرساند) هستند. ازدواجهایی که در آن یک یا هر دو شریک به طور مکرر این رفتارهای محافظتی پرهزینه را انجام میدهند، اغلب ازدواجهایی توأم با نارضایتی هستند.
ارزش همسر
ارزش همسر را میتوان به عنوان مطلوبیت یک شریک و ترکیبی از ویژگیهای مختلف از جمله جذابیت فیزیکی، هوش و شخصیت در نظر گرفت. ازدواجهایی که در آنها بین شرکا از نظر ارزش همسر اختلاف وجود دارد، ازدواجهایی هستند که در آن احتمال خیانت هر دو طرف زیاد است که نشاندهنده نارضایتی زناشویی است. به عنوان مثال، زمانی که شوهر دارای ارزش همسری بیشتر از همسرش است، احتمال خیانت خودش و همسرش(شاید به دلایل تلافی جویانه)، افزایش مییابد. رضایت زناشویی کمتر مرتبط با این دشواری زمینهای زناشویی، از ارزشهای همسری متفاوت بین شرکا نشأت میگیرد و شاید فردی با ارزش بالاتر از همسرش در جای دیگری به دنبال شریکی همسانتر برود.
فرزندان
داشتن یک فرزند، شرایط زناشویی را به شدت تغییر میدهد. رضایت زناشویی تحت تأثیر فرزندان است و بر آنها تأثیر میگذارد. حضور فرزندان در ازدواج تأثیر متناقضی دارد که باعث افزایش ثبات ازدواج (حداقل در سنین کودکی فرزندان) و در عین حال کاهش رضایت زناشویی میشود. یعنی پدر و مادر بودن باعث میشود شادی ازدواج کمتر شود اما احتمال دوام آن بیشتر میشود. بعلاوه، نزاع زناشویی، که شاخصی از نارضایتی است، در تفاوتهای عملکرد خوب بین کودکان طلاق و کودکان عادی، نقش دارد.
سایر عوامل
علاوه بر این، عوامل زمینهای خانوادگی، مانند رضایت از ازدواج والدین، با رضایت زناشویی در ازدواج فعلی فرد در ارتباط است. شاید جای تعجب دارد که به نظر میرسد رضایت زناشویی والدین بیشتر از طلاق والدین با رضایت زناشویی فعلی خود فرد در ارتباط است.
سبکهای دلبستگی بزرگسالان نیز با رضایت زناشویی در ارتباط است. زیرا بزرگسالان دارای سبک دلبستگی ایمن بیشتر از افراد دارای سبک دلبستگی اجتنابی یا دوسوگرایانه، از ازدواجشان راضی هستند. ظاهراً برخی از شرایط، مانند حوادث آسیب زا(مثل طوفان یا سرطان بیضه) رضایت زناشویی را تقویت میکنند. با این حال، عوامل استرسزا در حوزههای اقتصادی یا شغلی اغلب به کاهش رضایت زناشویی کمک میکنند. به عنوان مثال، عاطفه منفی در روابط زناشویی در بین کارکنان پایین رتبه از کارکنان ارشد بیشتر است.
به نظر میرسد رضایت زناشویی، علاوه بر پرخاشگری کلامی و فراوانی اختلاف، با انجام فعالیتهای مذهبی مشترک(مانند نماز خواندن با هم) و درک مقدس بودن رابطه هم در ارتباط است. وجود شرکای جایگزین در محیط اطراف زوجین هم با احتمال طلاق بیشتر در ارتباط است ولی معیار مستقیمی برای رضایت زناشویی محسوب نمیشود.
عوامل تعیین کننده در رضایت زناشویی
به صورت کلی سه عامل وجود دارد که نوع نگرش به رابطه و رضایت زناشویی را در افراد کنترل میکند. از این سه عامل یکی مربوط به فرد، دیگری مربوط به محیط و عامل سوم مدیریت ارتباطی زوجین است.
عوامل فردی
عوامل فردی، مجموعهای از رفتارها و ویژگیهایی را در بر میگیرد که به خود فرد و نوع نگرش او بستگی دارد. در این دسته شریک فرد به اندازه خود فرد اهمیت ندارد بلکه پویشهای روانی و نحوه تفکر و رفتارهای فرد بیشترین اهمیت را داراست. از عوامل موثر در این زمینه میتواند به پاتولوژی و شخصیت فرد، باورهای مذهبی و اجتماعی، سلامت روان، سلامت جسمانی و سن اشاره کرد.
۱. ویژگیهای شخصیتی: ویژگیهای شخصیتی معمولا برآیندی از تربیت و ساختار زیستی افراد هستند که میتوانند باعث سازگاری و ناسازگاری افراد شوند. این ویژگیها در صورت ناهنجار بودن، در جلسات مشاوره روانشناسی میتواند تغییر یافته و صفات سازگار جایگزین آنها شود. تحقیقات نشان می دهد تقریبا 29% از حس رضایت زناشویی بستگی به ویژگی شخصی افراد دارد.
۲. ویژگیهای جسمانی: ویژگیهای جسمانی یکی دیگر از مسائلی ست که افراد را درگیر خود میکند. ممکن است فردی معلولیتی داشته باشد و به دلیل معلولیت خود نتواند حداقل اعتماد به نفس کافی را داشته باشد. این تعارض به وجود آمده در فرد میتواند سازگاری او را برای زندگی زناشویی پایین بیاورد.
۳. سلامت روان: سلامت روان را میتوانیم اصلیترین عامل در رضایت زناشویی بعد از مهارتهای حل تعارض در نظر گرفت. افرادی که سلامت روان بالاتری دارند به طور کلی اضطراب بیمارگونه را کمتر تجربه میکنند و ارتباط صمیمیتر و سالم تری با همسر خود برقرار میکنند. عدم تعادل روانی همسر می تواند مشکلات بسیاری در زمینه های مختلف زندگی از جمله انواع اختلالات جنسی ایجاد نماید.
عوامل محیطی
عوامل محیطی مثل میزان درآمد و توان اقتصادی، فرزندان، جامعه و فرهنگ حاکم هر کدام میتوانند بر رضایت زناشویی اثر داشته باشند.
۱. فرهنگ و محیط: فرهنگ و محیط هر کدام به شکلی میتواند روی رضایت زناشویی تاثیر گذار باشد. فرهنگ میتواند فاکتوری به نام حمایت اجتماعی را ایجاد کند. البته حمایت اجتماعی بر خلاف تصور ما همیشه خوب نیست. این حمایت ها میتواند مخرب باشد و به صورت دخالت اطرافیان در زندگی زناشویی ظاهر شده و مشکلات بسیاری به همراه داشته باشد.همچنین نوع تربیت و محیط تربیتی از عوامل مهمی است که صفت مثبت نگری و حس رضایت را تقویت یا تضعیف می کند.
۲. وضعیت اقتصادی: وضعیت اقتصادی بدون شک نمیتواند به تنهایی عامل بالا رفتن رضایت زناشویی شود. اما مشکلات مالی در زندگی زناشویی موجب می شود زوجین سطوح پایینتر رضایت در زندگی مشترک را تجربه کنند. معمولا تعارضات زناشویی در زمانی که اوضاع اقتصادی نامساعد هست، بیشتر میباشد.
۳. فرزندان: نگهداری از فرزندان نیاز به صرف انرژی بسیار زیادی دارد. زوجین ممکن است به دلیل صرف این انرژی، نتوانند برای زندگی زناشویی خود وقت گذاشته و این امر میتواند در نهایت رضایت از زندگی مشترک را پایین آورد.
عوامل ارتباطی
عوامل ارتباطی معمولا با آموزش و یادگیری قابل تغییر هستند و میتوانند ارتقا پیدا کنند. بالاتر رفتن ابزارها و مهارتهای ارتباطی میتواند در نهایت عوامل محیطی را نیز در سیطره خود قرار دهند.
- روشهای حل تعارض: روشهای حل تعارض شاید مهمترین فاکتور برای رضایت در زندگی زناشویی باشد. در ابتدای زندگی زناشویی معمولا رویکرد افراد نسبت به همسر خود، تحمل مشکلات و سختی های زندگی مشترک است. بدون اینکه در مورد ناراحتیها و دغدغههای خود صحبت کنند. اما تلاش نکردن برای حل آنها معمولا توان افراد تحلیل میبرد و شرایط را برای دعوایی تمام عیار فراهم میکند. برخورد مثبت با مشکلات و تشریک مساعی زوجین در حل آن ها می تواند موجبات تحکیم روابط و حس آرامش بیشتر باشد.
2. مهارتهای ارتباطی: توانایی ارتباط صحیح با همسر و مهارتهای ارتباطی بالا عاملی مهم در رضایت زندگی مشترک است. در واقع زوجهایی که از این مهارت برخوردار هستد، میتوانند به خوبی با یکدیگر تعامل برقرار کنند، در مورد نیازها و خواسته هایشان صحبت کنند و در صورت پیش آمدن مشکل و تعارض به خوبی مسائل را حل کنند.
3. کیفیت رابطه زناشویی: رابطه زناشویی از ابعاد ارتباطی بسیار مهم و تاثیر گذار در رضایت زناشویی زوجین است. افرادی که میتوانند در مورد خواسته ها و نیازهای جنسی خود به طور شفاف با یکدیگر حرف بزنند و در طول رابطه می توانند نیازهای فرد دیگر را در الویت قرار دهند اغلب از رضایت زناشویی بالاتری برخوردارند.
رضایت زناشویی در طول زمان
یکی از مؤلفههای رضایت زناشویی، درک عواملی است که در حال حاضر بر آن تأثیر میگذارند. همچنین باید بفهمیم که این عوامل چگونه بر رشد آن در طول زمان نقش دارند.
زمانی اعتقاد بر این بود که رضایت زناشویی در طول زمان یک مسیر U شکل را دنبال میکند، به طوری که زوجها ازدواج خود را با رضایت آغاز میکردند، این رضایت در طول سالها تا حدودی کاهش مییابد، اما پس از سالها زندگی مشترک دوباره به سطوح اولیه ازدواج میرسد. این مورد در مطالعات مقطعی مشاهده شد. در این مطالعات، رضایت زناشویی یک بار در شرکتکنندگان با سنین مختلف ارزیابی شد. حالا با دنبال کردن مسیر رضایت زناشویی زوجهای خاص در طول سالها، به درک بهتری از رضایت زناشویی میرسیم. اکنون به نظر میرسد که به طور متوسط، رضایت زناشویی در طی 10 سال اول به طور قابل توجهی کاهش مییابد و در دهههای بعدی به تدریج کاهش مییابد. تفاوتهای فردی در مسیری که رضایت زناشویی در طول زمان دنبال میکند وجود دارد، با این حال، رضایت زناشویی در همه به صورت خطی کاهش نمییابد(کاهش آهسته و پیوسته)، بلکه شاید در برخی مواقع شامل کاهشهای چشمگیرتری هم باشیم، یا حتی ممکن است افزایش یابد. یک مطالعه نشان داد که اقلیتی از زوجها در نمونه خودشان، میزانی از افزایش رضایت زناشویی را در طول زمان گزارش کردند.
تا به امروز، بسیاری از متغیرهای زمینهای که قبلاً ذکر شد، مانند حضور فرزندان، اختلاف ارزشهای همسری و احتمال خیانت، در ارتباط با ویژگیهای شخصیتی خاصی از جمله روان رنجوری و ثبات عاطفی، به عنوان عواملی در کاهش کلی رضایت زناشویی در طول زمان محسوب شدهاند.
اندازه گیری رضایت زناشویی
ارزیابی رضایت زناشویی در تحقیقات، اغلب از طریق نظرسنجیهای خودگزارشی انجام میشود، که در آن شرکت کنندگان به سؤالات مختلفی پاسخ میدهند و رضایت خود را از جنبههای مختلف ازدواج ارزیابی میکنند. مفهوم رضایت زناشویی لزوماً با ارزیابی فقدان نارضایتی در رابطه سنجیده نمیشود. عواملی که منجر به تنش زناشویی میشوند، لزوماً معکوس عوامل منجر به روابط رضایت بخش نیستند. عواملی که روابط سالم را ترویج میکنند و در ازدواجهای رضایتبخش و طولانیمدت وجود دارند هم باید در نظر گرفته شوند. بنابراین، اندازهگیریهای کامل رضایت زناشویی، ویژگیهایی را ارزیابی میکنند که به طور منفی و مثبت در ازدواج نقش دارند.
نشانه های وجود رضایت زناشویی در ارتباط با همسر
وجود ویژگیهای خاصی در رابطه با همسر به ما نشان میدهد که هیجانات مثبت در زندگی مشترک غلبه بیشتری دارند و رضایت زناشویی بالاتر است. از جمله این ویژگیها میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
1- برخورداری از قدرت پذیرش
بسیار اهمیت دارد که پس از ازدواج بتوانید همسر خود را به عنوان یک شخص منحصر به فرد در نظر بگیرید و او را با تمام ویژگیهای مثبت و منفی که دارد بپذیرید. توجه داشته باشید که ما پس از ازدواج نمیتوانیم ویژگیهای شخصیتی همسرمان را مطابق میل خود تغییر دهیم و از او فردی باب میلمان بسازیم. تلاش دائمی برای تغییر همسر بعد از ازدواج همواره زندگی مشترک را درگیر تنش و اختلاف میکند و آسیبهای روانی مختلف از جمله تهدید اعتماد به نفس را برای فرد مقابل به بار میآورد.
2- پایبندی و تعهد کافی
متعهد بودن زوجین یکی از مهمترین عواملی است که در داشتن یک زندگی موفق و رضایت بخش به افراد کمک میکند. افراد متعهد در واقع تصمیم گرفتهاند با وجود تمام سختیها و مشکلات احتمالی در کنار یکدیگر بمانند و هرگونه بحرانی را در کنار هم پشت سر بگذارند. این امر با ایجاد حس اعتماد و امنیت بنیان خانواده را محکم کرده و رضایت زناشویی بالاتری را رقم میزند.
3- تداوم داشتن عشق
گرم نگه داشتن رابطه عاشقانه پس از آغاز زندگی مشترک و با وجود تمام روزمرگیها هنری است که بسیاری از زن و شوهرها از وجود آن بی بهره هستند. غرق شدن در کار یا تربیت فرزندان و در پی آن بیتوجهی به احساسات یکدیگر به طور خاموش سطح رضایتمندی زوجین از زندگی مشترک را کاهش میدهد و منجر به بروز تنشهای گوناگون در رابطه میشود. اگر احساس میکنید که از نظر عاطفی از همسر خود فاصله گرفتهاید و دیگر نمیتوانید همانند سابق رابطهای توام با عشق با او داشته باشید کمک گرفتن از یک روانشناس متخصص در حیطه زوج درمانی میتواند در بازسازی رابطه و پیشگیری از مشکلات جدی تر در آینده بسیار موثر باشد.
4- برخورداری از مهارت همدلی
برخورداری از مهارت همدلی در هر نوع رابطه بین فردی بسیار مهم است و در احساس صمیمت و نزدیکی نقش بسزایی دارد. همدلی به این معنا است که بتوانید گاهی خود را جای همسرتان بگذارید و تلاش کنید دنیا را از زاویه چشم او نگاه کنید. این امر باعث میشود که فرد مقابل احساس کند در رابطه بیشتر درک میشود و احساساتش از جانب همسرش قابل پذیرش هستند. بررسیها نشان میدهند افرادی که همسران همدل تری دارند اغلب از رابطه زناشویی خود احساس رضایتمندی بیشتری میکنند.
5- داشتن رویکرد حل مسئله برای حل تعارضها
داشتن رویکرد حل مسئله به این معناست که شما هنگام برخورد با مشکلات زندگی به جای غرق شدن در احساسات و هیجانات منفی بتوانید ذهن خود را آرام کرده و به دنبال گزینههای موجود برای حل مشکل بگردید. افرادی که توانایی مهارت های حل مسئله ندارند، اغلب درگیر هیجانات شدیدی نظیر خشم و غم میشوند و نمیتوانند به راحتی از مشکلات زندگی عبور نمایند. همین مسئله میتواند هرگونه تعارض کوچکی را به یک بحران تبدیل کرده و کیفیت زندگی زناشویی را به طور کل تحت تاثیر قرار دهد.
همچنین تحقیقات نشان می دهد جنسیت افراد در نوع نگرش آن ها و حس رضایتمندی آن ها دخیل است. به عنوان مثال میزان رضایت زناشویی ناشی از رضایت شغلی در مردان 81% و در زنان 2.72 % گزارش شده است.
چگونه میتوان به رضایت زناشویی دست یافت؟
بسیاری از زوجها در آرزوی رسیدن به رضایت در زندگی مشترک هستند؛ آرزویی که با تلاش و برنامه ریزی دست یافتنی است. داشتن انتظارات واقع بینانه از ازدواج و افزایش مهارتهای لازم برای ازدواج مانند توانایی حل تعارضها، افزایش آگاهی در مورد تفاوتهای جنسیتی، مهارت گفت و گوی موثر بین زوجین، ابراز صحیح احساسات و توجه به نیازهای همسر، مهارتهای لازم برای برقراری رابطه جنسی لذتبخش و... میتواند راهگشا باشد. از آن جایی که روابط جنسی نقش مهمی در رضایت در زندگی زناشویی ایفا میکند مشاوره جنسی به شما کمک میکند تا این روابط را از حالت یکنواختی معمول خارج کنید و نیازهای جنسی همسرتان را به خوبی ارضا کنید.
توصیه هایی برای افزایش رضایت زناشویی
در کنار مراجعه به متخصصین زوج و خانواده رعایت برخی نکات کلی در زندگی زناشویی میتواند به شما کمک کند تا سطح رضایتمندی کلی خود را ارتقا ببخشید. از جمله مهم ترین نکات در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
- تلاش کنید گاهی از زاویه چشم همسرتان به دنیا نگاه کنید و به او نشان دهید او را درک میکنید.
- برای احساسات فرد مقابل ارزش قائل باشید و از طریق واکنشهای کلامی و غیر کلامی به همسرتان نشان دهید که به احساساتش اهمیت می دهید.
- زبان بدن مردان و زنان با یکدیگر متفاوت است. بنابراین به زبان بدن خود دقت کنید. گاهی اوقات انجام کارهای سادهای نظیر برقراری ارتباط چشمی هنگام صحبت کردن یا فشردن دستها هنگامی که فرد مقابل غم و رنجی را با ما در میان میگذارد میتواند تاثیر شگرفی بر بهبود روابط بگذارد.
- با وجود تمام تفاوتها تلاش کنید برای عقاید یکدیگر احترام بگذارید.
- دست از تلاش برای تغییر شخصیت یکدیگر بردارید. سعی کنید یکدیگر را همان طور که هستید بپذیرید و از مقایسه همسر با دیگران بپرهیزید.
- در ارتباط با یکدیگر ذهن خوانی نکنید و در حین گفت و گو بیشتر بر افکار و احساسات خودتان تمرکز کنید.
- خواستهها و نیازهایتان را به طور واضح با یکدیگر در میان بگذارید و انتظارات غیر منطقی در زندگی زناشویی را کنار بگذارید.
مرکز حامی هنر زندگی با سال ها تجربه در زمینه مشاوره خانواده و روانشناسی برای حل مشکلات زناشویی خدمت رسانی می کند.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد