کیفیت زندگی احساس و درک فرد از خوب زیستن است. این احساس از رضایت در جنبه هایی از زندگی که برای فرد معنی دار می باشند، منشا می گیرد. از جمله این جنبه ها می توان موارد زیر را مثال زد:
- داشتن اعتماد به نفس
- توانایی سازگاری با محیط
- برقراری روابط اجتماعی سالم و مشارکت اجتماعی سالم
- شاغل بودن و کسب درآمد
- احساس شادی و آرامش
- لذت بردن از اوقات فراغت
حوادث، بیماری ها و شرایط مختلف ممکن است بخشی از توانایی های فرد را تحت تاثیر قرار دهد. این وضعیت ها فرد را با چالش های متعددی رو به رو می سازد. یکی از مهمترین چالش ها می تواند چالش های درمانی باشد که فرد را به کلینیک های توانبخشی می کشاند. یکی از مهمترین جنبه های درمان فرد که ممکن است در بسیاری از مراکز توانبخشی روی آن تاکید نشود، کیفیت زندگی می باشد. کیفیت زندگی یک شاخص بسیار مهم و کارآمد برای ارزیابی اثرات مداخلات توانبخشی می باشد. نتیجه این امر استقلال، افزایش رضایتمندی از روند زندگی و مشارکت اجتماعی است. کیفیت زندگی احساس رضایت کلی از زندگی است، که از طریق ارزیابی زندگی فردی که از نظر ذهنی هوشیار است، تعیین می شود. این ارزیابی ذهنی است و تمام حوزه های زندگی را شامل می شود. بهترین روش برای ارزیابی این است که در مورد آنچه برای کیفیت زندگی افراد مهم است سوال شود. همچنین از آنها بخواهیم که خود این کیفیت را چگونه ارزیابی می کنند. جنبه های مختلف کیفیت زندگی برای افراد مختلف به یک اندازه مهم نیستند و در شرایط مختلف فرق می کنند. این یک روش کیفی برای ارزیابی می باشد. برای آزمایشات و ارزیابی های بالینی به پرسشنامه نیاز است. منتهی روش های کیفی ترجیح داده می شوند.
ارزیابی از طریق پرسشنامه، یک ارزیابی جهانی و تک بعدی شخصی است که تحت تاثیر عوامل بسیار زیادی می باشد. بنابراین، شامل طیف وسیعی از تجربیات، حالات، ادراکات و حوزه های تفکر فرد در مورد زندگی خود و جامعه است. هر دو ارزیابی کمی و کیفی می تواند شامل ابعاد فرهنگی، جسمی، روانی، بین فردی، معنوی، مالی، سیاسی، زمانی و فلسفی باشد.
ما از زندگی چه می خواهیم؟ این سوال جذابی است و به همان اندازه جواب دادنش سخت. ما زندگی می کنیم زیرا یک روز در اوایل کودکی متوجه شدیم که زنده هستیم و از قبل دلایل زیادی برای ادامه زندگی به ما داده شده است. این بیانگر این واقعیت است که چیزهای زیادی در مورد زندگی وجود دارد که به ما لذت و احساس خوشبختی می دهند. حتی اگر گاهی اوقات غمگین باشیم و یا گاهی بیمار: ما به خاطر چیزهای شاد زندگی می کنیم. ما زندگی می کنیم زیرا افرادی هستند که ما را دوست دارند و افرادی نیز هستند که ما دوستشان داریم و این در کیفیت زندگی ما تاثیر گذار است. ما زندگی می کنیم زیرا می خواهیم چیزهایی را پیدا کنیم، یاد بگیریم و قادر به انجام کارهایی باشیم که دوست داریم انجام دهیم. ما زندگی می کنیم زیرا دیگران ما را می خواهند و ما نیز می خواهیم آنها در کنار ما زندگی کنند. ما زندگی می کنیم زیرا امید داریم و می خواهیم ببینیم در آینده چه اتفاقی می افتد. ما میخواهیم زندگی کنیم چرا که می دانیم زندگی در بهترین حالت ممکن بسیار خوب خواهد بود و این دلیل بزرگی برای زندگی کردن است. در ادامه راه هایی برای افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه داشتن یک زندگی شاد تر را بیان می کنیم.
بنابراین بدون توجه به این که کجای این جهان قرار گرفته اید، مهم ترین چیز ها در لیست شما باید شامل موارد زیر باشد:
1-سلامت
سالم بودن یک موضوع بسیار مهم است و مهم ترین بخش وجودی ما را تشکیل می دهد. بدون جسم سالم، زندگی ما عمر کوتاهی پیدا می کند. پس بسیار مهم است که به سلامت بدن خود اهمیت دهیم و از مواد مغذی و سالم استفاده کنیم، زیرا بدن ما لایق یک رژیم غذایی متعادل و انجام فعالیت فیزیکی منظم می باشد. طبق تحقیقات سرویس های مربوط به سلامت انسان در دپارتمان آمریکا، داشتن یک سبک زندگی سالم می تواند خطر ابتلا به بیماری های مزمن ( مانند بیماری قلبی و سرطان ) را کاهش دهد و سلامت کلی را بالا ببرد.
2- خانواده
ممکن است گاهی اوقات خانواده خود را ترد کنید و یا از دست آن ها عصبانی و کلافه شوید اما این مسئله کاملاً طبیعی است. مطمئن باشید که فقط خانواده در غم و شادی همراه شما می باشند. فرقی ندارد که چه خانواده ای دارید اما آن ها در هر حال راهنمای شما هستند و می توانند از شما حمایت کرده و به شما چیز های زیادی یاد بدهند.
دوست داشته شدن از سمت اعضای خانواده بدون قید و شرط است و شما نیز باید همین کار را انجام دهید. بعضی از افراد بدون قدر شناسی واقعی از خانواده، زندگی را طی می کنند اما خانواده آن ها بی دریغ از آن ها حمایت می کنند اما این افراد فقط اوقات تلخ خود را در کنار خانواده سپری می کنند. بنابراین اگر به اعضای خانواده خود نشان نداده اید که چقدر برای شما مهم هستند، اکنون زمان انجام این کار است.

3- دوستان
دوستان مانند اعضای خانواده یک بخش مهم از شادی و خوشبختی می باشند. اغلب کسانی هستند که می توانید بهترین لحظات زندگی خود را با آن ها به اشتراک بگذارید و در کنار آن ها احساس اعتماد به نفس کنید و حتی مشکلات شخصی را نیز با آن ها در میان بگذارید. دوستان واقعی سخت به دست می آیند اما انسان های کاملاً قابل اعتمادی هستند که می توانید به آن ها تکیه کنید. شاید در مراحل مختلف زندگی دوستان مختلفی داشته باشید اما در نتیجه فرصت دارید رابطه های جدید را با افراد جدید در زندگی خود آغاز کنید.
4- عشق
عشق می تواند یک جنبه مرکزی از زندگی هر فرد باشد که البته فقط منظور ما داشتن همسر نیست، البته بعضی از افراد همسر خود را به طرز ویژه ای دوست دارند اما شما نیز می توانید محبت های بسیار عمیق را از سمت اعضای خانواده یا دوستان تان هم داشته باشید. عشق احساسی است که در شغل، فعالیت های زندگی، هیجانات و سرگرمی ها به شما انگیزه می دهد. علاوه بر آن می توانید عشق را به شکل های مختلفی تجربه کنید. مثلاً ممکن است در تعطیلات باشید و در یک شهر خاصی به غیر از شهر خودتان و با فرهنگی کاملا متفاوت با خود عاشق شوید. چیزی که مهم است این است که در زندگی همیشه عشق و علاقه خود را دنبال کنید.
5- هدف
داشتن هدف یک جزء مهم و اساسی در زندگی است. بدون هدف نمی توانید انگیزه رسیدن به چیز های عالی یا حتی انجام دادن کار های ساده مثل بلند شدن از رختخواب هنگام صبح را داشته باشید. طبق نظر روانشناسی به نام استیو تیلر، نداشتن هدف در زندگی ما را مستعد کلافگی، اضطراب و افسردگی می کند. در حالی که داشتن یک هدف بسیار قوی می تواند تاثیر مثبتی روی زندگی ما داشته باشد. اگر داستان زندگی سرمایهگذاران موفق را خوانده باشید، می بینید که اکثر آن ها یک هدف خاصی را در زندگی دنبال می کردند. آن ها به چیزی که می خواستند، اعتماد داشتند. به همین دلیل برای آن سخت تلاش می کردند و این هدف چیزی است که ما هم در زندگی به آن نیاز داریم.
6- اشتیاق و علاقه
در کنار اهدافی که دارید، آرزو ها و رویا ها می تواند مایه امیدواری در زندگی باشد. زمانی که در زندگی علاقه و اشتیاقی در مورد چیزی داشته باشید ، می توانید سخت برای آن تلاش کنید تا نتیجه آن را به دست بیاورید. مثلاً کتان هودان یک میکاپ آرتیست خود ساخته است اما اشتیاق او به لوازم آرایش باعث شد که اکنون بتواند یک قلمروی زیبایی جداگانه برای خودش داشته باشد و بیش از ۶۰۰ میلیون دلار ارزش دارد.
در نتیجه شور و اشتیاق ممکن است برای هر کس متفاوت باشد. بعضی از افراد زمانی که در جامعه هستند، دچار این شور و علاقه می شوند . در حالی که بعضی دیگر دوست دارند در حیطه شخصی و خصوصی خودشان قرار بگیرند. فقط باید مطمئن شوید که اشتیاق شما یک علت خوب دارد و می تواند لذت را نه تنها به شما، بلکه به افراد دیگر هم هدیه کند.
7- نیکی و خوبی
در کنار یک بدن سالم، بسیار مهم است که ذهن سالمی هم داشته باشید. خوشبختانه ما در دوره ای زندگی می کنیم که سلامت بسیار حائز اهمیت است. افرادی که هر گونه اختلالات ذهنی و مشکلات در زمینه سلامت ذهن دارند، باید تحت درمان قرار بگیرند و از آن ها مراقبت کنند تا بتوانند یک زندگی شاد را برای خود رقم بزنند.
راهکار های زیادی وجود دارد که شما بتوانید سلامت ذهنی و جسمی خود را بالا ببرید. فعالیت هایی را پیدا کنید که به آرامش شما کمک می کند. فرقی ندارد که این فعالیت یک مدیتیشن روزانه ، گوش دادن به یک پادکست انگیزشی یا پیاده روی و یا افکار خاص باشد. هر روشی را که انتخاب می کنید، مطمئن شوید که سلامتی کامل را در هر فعالیتی در خودتان ارتقا می دهید.
8- تحصیلات
داشتن تحصیلات به شما کمک می کند که در زندگی پیشرفت کنید. لزوماً منظور ما این نیست که حتماً باید درجات بالای علمی را طی کنید تا بتوانید موفق شوید. بلکه منظور ما این است که باید چیز های جدید را به صورت روزانه در زندگی یاد بگیرید . در مورد تحصیلات همه چیز بستگی به خودتان دارد. ممکن است بخواهید یک ویدیوی آموزشی تماشا کنید، یک مستند یا یک فیلم ببینید، یک کتاب مطالعه کنید و یا اخبار بخوانید. چیزی که مهم است، اطلاعاتی است که از این موارد کسب می کنید و آن را در زندگی به کار می بندید.
9- زمان
توانایی داشتن برای ارزش دادن به زمان در زندگی اهمیت بسیار زیادی دارد. زمان یک موهبت بدون قیمت و با ارزش است و باید از مزایای آن استفاده کنید. زمانی که فهم و درک بهتری از زمان پیدا کنیم، می توانیم عاداتی را در خودمان به جریان بیندازیم و ساختار فعالیت های روزانه خود را تعیین کنیم. می توانیم کار هایی را انجام دهیم که به پیشرفت ما کمک کند . هم چنین برنامه هایی را برای گذراندن وقت کنار اعضای خانواده دوستان و علاقه مندی ها به کار ببندیم.
10- آب
آب جزء حیاتی بدن ما می باشد. بدون آب تمیز نمی توانیم زندگی کنیم. بدن ما ۶۰ درصد از آب تشکیل شده و همه سلول ها، اندام های بدن و بافت ها برای تنظیم دما و بهبود عملکرد بدن از آب استفاده می کنند. بنابراین باید مطمئن شویم که بدن ما دهیدراته یا کم آب نشده و در خطر بیماری قرار نگرفته است. برای این اطمینان، حتماً باید حداقل ۶ لیوان آب در طول روز بنوشیم.
11- غذا
غذا می تواند به یک عادت برای ما تبدیل شود اما بسیار مهم و ضروری است که باید به آن توجه کنیم بدن ما به کربوهیدرات، پروتئین، چربی، مواد معدنی و ویتامین برای عملکرد مناسب و سالم ماندن نیاز دارد . بنابراین برای این که از سلامت خود مراقبت کنیم، حتما باید از یک رژیم غذایی متعادل و سالم پیروی کنیم.
12- خواب
خواب نقش بسیار مهمی در سلامت ذهنی و جسمی ما دارد. گزارشات مربوط به سلامتی نشان می دهد که خواب کم تر از ۷ الی ۸ ساعت در شب می تواند خطر ابتلا به بیماری قلبی و سکته را بالا ببرد. کمبود خواب نه تنها سلامت ما را به خطر می اندازد، بلکه اثر منفی روی روحیه ما نیز خواهد داشت. حتما متوجه شدید که بعضی روز ها آنقدر کلافه هستید و اصلاً حوصله ندارید و علت آن هم کم خوابی در شب گذشته است، زیرا کیفیت پایین خواب مستقیماً عاملی برای ایجاد اختلالات ذهنی مانند افسردگی و اضطراب است.
شناسایی علل و درمان بی انگیزگی
منظور از بی انگیزگی یا احساس پوچی، از دست دادن علاقه به جنبههای مختلف زندگی مانند انجام فعالیتهای روزانه یا تعامل با دیگران است که میتواند بر میزان توانایی شما در حفظ شغل، حفظ روابط و لذت بردن از زندگی تأثیر بگذارد.
همه افراد گاهی بی انگیزگی یا بی تفاوتی را تجربه میکنند. زمانی این مسئله نگرانکننده میشود که این حالت نشانهای از چندین اختلال عصبی و روانی مانند افسردگی باشد. در صورت مزمن شدن میتواند به سندرم بی انگیزگی (Amotivational Syndrome) تبدیل شود که مطمئنا نیاز به درمان تحت نظر روانشناس یا روانپزشک دارد.
سندرم بی انگیزگی یک بیماری روانی است که با تغییر در شخصیت، احساسات و عملکرد شناختی فرد مشخص میشود. فرد مبتلا به این سندرم معمولا علائم عدم تمرکز، بی علاقگی و حافظه ضعیف را تجربه میکند. این بیماری برای اولین بار در دهه ۱۹۶۰ در بین افرادی که سابقه طولانی مصرف حشیش داشتند مشاهده شده است. امروزه در میان افرادی که داروهای روانگردان مانند مت آمفتامین را مصرف میکنند نیز مشاهده میشود.
بنابراین در صورت مواجهه با بی انگیزگی به زندگی، بی انگیزگی برای کنکور، بی انگیزگی و افسردگی، تنبلی و بی انگیزگی، خستگی و بی انگیزگی، بی انگیزگی و لاغری خود یا هریک از اعضای خانواده باید سریعا به فکر درمان باشید. این مشکل روحی میتواند یک فرد را سالها از روند عادی زندگی دور کند!
علائم بی انگیزگی
علامت اصلی بی انگیزگی سطح انرژی پایین و عدم تمایل به انجام یا تکمیل هر کاری است. در این شرایط ممکن است هنگام ملاقات با افراد جدید یا امتحان کردن چیزهای جدید بیتفاوت باشید. حتی ممکن است علاقهای به شروع فعالیتها یا پرداختن به مسائل شخصی نداشته باشید.
اصولا ظاهر چهره تغییری نمیکند اما حالات و احساسات به طرز بارزی متفاوت میشوند. به همین دلیل، تمایل دارید که زمان بیشتری را به تنهایی سپری کنید. بی تفاوتی مداوم میتواند بر توانایی شما در حفظ روابط شخصی و عملکرد خوب در مدرسه یا محل کار تأثیر بگذارد.
در رابطه با نمونههایی از بی انگیزگی در بیماران، میتوان به مشکلات کاری (از دست دادن شغل و ناتوانی در انجام وظایفی که باید انجام داده شوند)، بیتوجهی به بهداشت شخصی (موهای نامرتب و حمام نکردن)، ناتوانی فیزیکی (نشستن برای مدت طولانی بدون آنکه کاری انجام شود) و مشکلات آموزشی (انجام ندادن تکالیف و شرکت نکردن در کلاس درس) اشاره کرد.
باید بدانید که بی انگیزگی همان افسردگی نیست اما میتواند یکی از علائم افسردگی باشد. افسردگی ممکن است باعث ناامیدی و احساس گناه شود. خطرات جدی مرتبط با افسردگی شامل مصرف مواد و خودکشی است. به طور کلی، از علائم بی انگیزگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- انجام کارهای روزمره به سختی
- احساس بی تفاوتی
- فقدان احساسات نرمال
- عدم علاقه به انجام فعالیتها
- نداشتن انگیزه برای رسیدن به اهداف
- سطوح پایین انرژی و خستگی غیر معمول
- خواب آلودگی مداوم
- کاهش مشارکت در انجام فعالیتها
- فقدان احساسات در پاسخ به رویدادهای مثبت و منفی
اگر احیانا به سندرم بی انگیزگی مبتلا شده باشید احتمالا با علائم زیر نیز مواجه خواهید شد:
- حافظه ضعیف و فراموشی کوتاهمدت
- عدم تمرکز برای انجام وظایف
- بیتوجهی
- انزوای اجتماعی
- از دست دادن حس جاهطلبی و آیندهنگری
علائم سندرم بی انگیزگی تا حدود زیادی مشابه افسردگی است و گاهی هنگام تشخیص به اشتباه گرفته میشوند. اگر احساس میکنید بی انگیزه و بی علاقه به چیزهایی هستید که معمولاً شادی را برای شما به ارمغان میآورند، ممکن است دچار این سندرم شده باشید.
علل بی انگیزگی
اغلب افراد هر از گاهی در زندگی خود احساس بی انگیزگی میکنند. وقتی این بی انگیزگی مزمن شود، میتواند بر بسیاری از مسائل زندگی تأثیر بگذارد و به یک مشکل مهم تبدیل شود. جالب است بدانید که بی انگیزگی یکی از علائم بسیاری از اختلالات روانی و عصبی است. از جمله:
- بیماری آلزایمر
- اختلال افسردگی مداوم (معروف به دیستیمیا، نوعی افسردگی خفیف مزمن)
- فراموشی پیشانی گیجگاهی
- بیماری هانتینگتون
- بیماری پارکینسون
- فلج فوق هستهای پیشرونده
- روانگسیختگی یا اسکیزوفرنی
- سکته
- زوال عقل عروقی
یک مطالعه در سال ۲۰۱۱، ضایعاتی در لوب پیشانی مغز افرادی که دارای علائم بی انگیزگی بودند کشف کرد. البته گاهی ممکن است ناشی از سکته مغزی باشد که بر این قسمت از مغز تأثیر میگذارد.
یک فرد همچنین میتواند بی انگیزگی را در نبود یک بیماری زمینهای تجربه کند. مثلا نوجوانان گاهی با آن مواجه میشوند که معمولاً با گذشت زمان از بین میرود. بی انگیزگی و بی علاقگی طولانیمدت در نوجوانان طبیعی نیست.
هنوز هیچ تحقیق قطعی برای نشان دادن علت دقیق سندرم بی انگیزگی وجود ندارد. برخی از محققان این وضعیت را با مصرف زیاد ماری جوانا مرتبط کردهاند. مصرف مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) به عنوان داروهای ضد افسردگی نیز میتواند به طور بالقوه باعث بروز این سندرم شود.
این سندرم یکی از شایعترین بیماریهای روانی در افرادی است که سابقه استفاده از مواد روانگردان را دارند. به نظر میرسد مواد روانگردان نحوه عملکرد مغز شما را تغییر میدهند.
با انواع بی انگیزگی بیشتر آشنا شوید
در مطالعهای که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، محققان گونههای متفاوتی از بی انگیزگی را شناسایی و توصیف کردند:
- بی انگیزگی احساسی که با فقدان احساسات مثبت و منفی مشخص میشود
- بی انگیزگی رفتاری که با فقدان رفتارهای مبتکرانه مشخص میشود
- بی انگیزگی عمومی که با پاسخهای عاطفی ضعیف و عدم مشارکت اجتماعی مشخص میشود
تحقیقات نشان میدهند که بی انگیزگی و بی تفاوتی با مشکل آنهدونیا (anhedonia) یا فقدان لذت ارتباط تنگاتنگی دارند. افرادیکه سطوح بالاتری از بی انگیزگی را تجربه میکنند شدت مشکل آنهدونیا در آنها بیشتر است.
از انواع سندرم بی انگیزگی نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- سندرم بی انگیزگی ناشی از ماری جوانا. این مورد برای اولین بار در بین افرادی که ماری جوانا استفاده میکردند، مشاهده شد. با این حال، ارتباط بین مصرف ماری جوانا و سندرم بی انگیزگی همچنان مورد بحث است. در حالی که برخی از مطالعات نشان میدهند که مصرفکنندگان مکرر ماری جوانا به احتمال زیاد دچار سندرم بی انگیزگی میشوند اما برخی دیگر معتقدند که ماری جوانا نه تنها مسئول این بیماری نیست، بلکه به عنوان داروی تفریحی منجر به افزایش رفاه کاربران آن میشود. یک مطالعه در مورد ارتباط بین مصرف ماری جوانا و سندرم بی انگیزگی پیشنهاد میکند که مصرفکنندگان مزمن ماری جوانا که از بی انگیزگی شدید رنج میبرند، ممکن است از قبل افسردگی داشته باشند و علائم این سندرم تنها میتواند نشانه افسردگی آنها باشد. برخی از مطالعات دیگر گزارش میدهند که سندرم بی انگیزگی در بین ۱۶ تا ۲۱ درصد از مصرفکنندگان مزمن ماری جوانا رخ میدهد.
- سندرم بی انگیزگی ناشی از SSRI. برخی از افراد در اثر استفاده طولانیمدت یا کوتاهمدت از SSRI ها دچار سندرم بی انگیزگی میشوند. SSRI ها برای تقلید از پیامرسانهای شیمیایی مانند سروتونین در مغز ما طراحی شدهاند تا به تسکین علائم افسردگی کمک کنند. با این حال، گاهی اوقات باعث میشوند که گیرندههای اصلی سروتونین در مغز ما آسیب ببینند یا فرسوده شوند. وقتی این گیرندهها آسیب ببینند یا فرسوده شوند، ممکن است انگیزهای برای انجام کارهایی که معمولاً از آنها لذت میبرید نداشته باشید و حتی احساس ناراحتی و بیتفاوتی کنید. سندرم بی انگیزگی یک عارضه جانبی بالقوه در اثر استفاده از SSRI ها است که اغلب گزارش نمیشود. در حالی که دادههای محدودی در مورد این موضوع وجود دارد و تحقیقات بیشتری باید در مورد چگونگی ایجاد آن انجام شود، محققان مطالعهای در سال ۲۰۰۴ نشان دادند که ۲۰ درصد از شرکتکنندگان پس از مصرف SSRI ها بیتفاوتی و ۱۶.۱ درصد از دست دادن حس جاهطلبی خود را گزارش کردهاند. اگرچه گزارشهای متعددی مبنی بر ایجاد سندرم بی انگیزگی در اثر مصرف SSRI ها وجود دارد اما هنوز هیچ تحقیق قطعی وجود ندارد که این وضعیت را با استفاده از SSRI ها مرتبط کند. بنابراین تحقیقات بیشتری در مورد وضعیت بی انگیزگی و استفاده از SSRI ها باید انجام شود.
آیا امکان پیشگیری از بی انگیزگی وجود دارد؟
مطمئنا اگر روال زندگی طبق یک برنامه مشخصی پیش برود، احتمال بی انگیزگی روانی بهخصوص در جوانان پایین میآید. مگر اینکه دچار یک مشکل عصبی زمینهای مانند موارد بالا شده باشید که با درمان به موقع آنها میتوان از پیشرفت اختلال بی انگیزگی پیشگیری کرد.
در هر صورت، بی انگیزگی و بی هدفی و بی انگیزگی کارکنان و دانش آموزان (بهخصوص بی انگیزگی تحصیلی در دوران کرونا) بیدلیل نیست و یک مدیریت صحیح با ارائه پاداش میتواند مانع از بروز آنها شود.
اگر اطرافیان شما تمایل به مصرف ماری جوانا دارند، پیشنهاد میکنیم برای پیشگیری از بروز سندرم بی انگیزگی شما به سراغ مصرف آن نروید. امروزه مصرف داروهای ضد افسردگی به یک روال عادی تبدیل شده است و اکثر افراد مجبور به مصرف آنها هستند. پیشنهاد میکنیم با شروع تمرینات ورزشی و اهمیت بیشتر به خود، زمان مصرف آنها را کوتاه کنید تا دچار سندرم بی انگیزگی نشوید.
نحوه صحیح تشخیص بی انگیزگی
اساسا این مشکل باید توسط روانشناس یا روانپزشک تشخیص داده شود زیرا علائمی مشابه با افسردگی دارد. در ابتدا روانشناس یا روانپزشک در مورد نوع احساسات، رفتارها و نحوه عملکرد شما در زمینههای مختلف زندگی سوالاتی میپرسد. معمولا متخصص در هنگام معاینه از ۴ معیار زیر برای تست بی انگیزگی استفاده میکند:
- کاهش یا عدم وجود انگیزه. بیمار با توجه به سن، فرهنگ و وضعیت سلامتی خود انگیزه کافی را ندارد.
- بروز تغییرات رفتاری، فکری یا احساسی. تغییرات رفتاری ممکن است میزان مشارکت بیمار در مکالمات یا انجام کارهای روزانه را دشوار کند. تغییرات فکری شامل کاهش علاقهمندی به اخبار، رویدادهای اجتماعی و تفکر عمیق است.
- کاهش کیفیت زندگی. تغییرات رفتاری معمولا بر زندگی حرفهای و روابط شخصی بیمار تأثیر منفی میگذارند.
- وجود فاکتورهای دیگر. معلولیت جسمی یا مصرف مواد مخدر میتواند باعث بی انگیزگی بیمار شود.
اصولا وجود چنین علائمی باید برای ۴ هفته یا بیشتر طول بکشد تا متخصص شک به بی انگیزگی بیمار کند. در برخی موارد، روانپزشک ممکن است معاینه فیزیکی انجام دهد یا دستور انجام تست آزمایشگاهی برای تشخیص سایر شرایط پزشکی و بیماریهای زمینهای مرتبط بدهد.
انواع راههای درمان بی انگیزگی شدید
خوشبختانه امروزه راهکارهای موثری برای درمان افسردگی و بی انگیزگی وجود دارد و داروها و روان درمانی میتوانند به بازیابی علاقه شما به زندگی کمک کنند. نحوه صحیح درمان بی انگیزگی به دلایل زمینهای آن بستگی دارد. بیمار ممکن است بتواند با تغییر شیوه زندگی و مراقبت از خود این اختلال را مدیریت کند.
دارو برای بی انگیزگی
برای بی انگیزگی ناشی از اختلالات عصبی پیشرونده مانند پارکینسون یا آلزایمر، روانپزشک ممکن است داروهایی را تجویز کند تا علائم برطرف شوند. هنوز هیچ داروی اختصاصی برای درمان بی انگیزگی که مورد تأیید FDA یا سازمان غذا و داروی آمریکا باشد وجود ندارد. روانپزشکان معمولا در شرایط حاد با تجویز داروهای محرک زیر به بهبود وضعیت بیمار کمک میکنند:
- داروهای ضد افسردگی که بیماری آلزایمر را درمان میکنند، مانند دونپزیل، گالانتامین و ریواستیگمین
- داروهای ضد افسردگی مانند پاروکستین، سرترالین و بوپروپیون
- محرکهای گردش خون مغزی و متابولیسم که علائم سکته مغزی را درمان میکنند مانند نیجرگلین
- محرکهای دوپامین که بیماری پارکینسون را درمان میکنند مانند روپینیرول
- داروهای ضد روانپریشی که برای درمان اسکیزوفرنی استفاده میشوند
- داروهای محرک روانی که غالباً برای درمان بی انگیزگی بدون علت زمینهای شناخته شده مورد استفاده قرار میگیرند (نمونههایی شامل متیل فنیدات (ریتالین)، پمولین (سایلرت) و آمفتامین)
روان درمانی برای بی انگیزگی
اصولا برای درمان بی انگیزگی شدید همراه با افسردگی یا اضطراب، روانپزشک علاوه بر دارودرمانی دستور روان درمانی تحت نظر یک روانشناس را نیز میدهد. درمان شناختی رفتاری (CBT) یکی از رویکردهایی است که به افکار و رفتارهای اساسی که ممکن است به احساس بی تفاوتی و بی انگیزگی خفیف کمک کنند، میپردازد.
خوشبختانه تحقیقات در مورد سایر درمانهای بالقوه بی انگیزگی مزمن ادامه دارد. یکی از درمانهای احتمالی، تحریک الکتروتراپی جمجمه است. این رویکرد ممکن است به درمان بی انگیزگی پس از آسیب بخش لوب پیشانی مغز کمک کند. در این روند درمان پوچی و بی انگیزگی، متخصص روانپزشک یک جریان الکتریکی کوتاه و با ولتاژ پایین را در پیشانی بیمار اعمال میکند تا بتواند مغز را تحریک کند. معمولا بدون درد است.
درمان بالقوه دیگر، تحریک شناختی است. این روش معمولا برای افراد مبتلا به آلزایمر استفاده میشود که شامل مشارکت در فعالیتهای گروهی به منظور تحریک امواج مغزی است. به عنوان مثال میتوان به بازی یا نگاه کردن به تصاویر برای تشخیص حالات چهره اشاره کرد.
درمان سندرم بی انگیزگی
از آنجاییکه بیمار مبتلا به سندرم بی انگیزگی علائم افسردگی از خود نشان میدهد، استفاده از داروهای ضد افسردگی و روان درمانی معمولاً برای درمان این بیماری توصیه میشود.
با این حال، اگر تصور شود که مصرف مستمر SSRI ها عامل سندرم بی انگیزگی شما باشد، به احتمال زیاد پزشک توصیه میکند که دوز دارو کاهش یابد یا در نهایت متوقف شود. امروزه سه روش کلی برای درمان سندرم بی انگیزگی ناشی از مصرف SSRI ها وجود دارد:
- کاهش دوز داروی SSRI
- افزودن داروی دوم که میتواند به کاهش علائم بی انگیزگی کمک کند
- تعویض دارو با گروه دیگری از داروهای ضد افسردگی مانند مهارکنندههای بازجذب سروتونین-نوراپی نفرین (SNRIs)
موثرترین روش برای درمان سندرم بی انگیزگی ناشی از ماری جوانا، کاهش تدریجی مصرف ماری جوانا است. توقف ناگهانی ممکن است علائم فرد را بدتر کند.
درمان بی انگیزگی با داروهای گیاهی
خوشبختانه مصرف داروهای گیاهی مانند موارد زیر میتواند به رفع اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به بی انگیزگی کمک زیادی کند:
- اسطوخودوس
- گل گاوزبان
- زعفران
- بهارنارنج
- چای سبز
اگر داروهای ضد افسردگی مصرف میکنید، توصیه میکنیم پیش از شروع استفاده از دمنوش یا چای گیاهی با متخصص طب سنتی مشورت کنید. مواردی از اختلال دارویی مشاهده شده است.
درمان بی انگیزگی در طب سنتی
طب سنتی معتقد است که عامل اصلی بی انگیزگی و بی حوصلگی، غلبه مزاج سرد و تر بر بدن است. پس بهتر است مصرف مواد غذایی با طبع گرم مانند خرما، موز، نارگیل، گردو، انبه و غیره افزایش پیدا کند. استشمام رایحه گلهای محمدی، بابونه و رز نیز کمک زیادی میکند.
اگر امکان انجام طب سنتی را دارید اصلا تعلل نکنید. ماساژ بدن با روغنهای اساسی مانند روغن زیتون، کنجد و نارگیل نیز میتواند به رفع خستگی مزمن کمک زیادی کند.
چه زمانی به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنیم؟
اگر احساس بی تفاوتی و از دست دادن انگیزه برای انجام فعالیتهای معمول را دارید، صحبت با یک مشاور آموزشدیده یا روانپزشک که میتواند وضعیت شما را به طور دقیق تشخیص دهد، مفید است. آنها میتوانند نگرانیهای شما را مورد بحث قرار دهند و راهنمایی کنند تا دیدگاه مثبتتری نسبت به زندگی پیدا کنید. اگر لازم است برای انجام درمانهای دارویی و روانی همکاری کنید. جالب است بدانید که برخورداری از حمایت خانواده یا دوستان نیز میتواند به شما در بازیابی علاقه به زندگی کمک کند.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد