اما زمانی که این علاقه قلبی دو طرفه باشد و هر دو طرف برای تقویت این علاقه تلاش کنند، به تدریج یک رابطه عاطفی شکل میگیرد. در رابطه عاطفی دو فرد نسبت به یکدیگر از نظر احساسی مسئولیت پیدا میکنند. این مسئولیت ممکن است در جوانب مختلف زندگی بروز پیدا کند.
ابتدا این مسئولیت تنها عاطفی بوده و هر دوی این افراد باید از نظر احساسی یکدیگر را تامین کنند. اما پس از جدیتر شدن این رابطه یا به شکل رسمی و یا به شکل احساسی، مسئولیتهای دیگری به دوش طرفین گذاشته خواهد شد. هیچ دو فردی روی کره زمین دقیقا شبیه به هم نیستند و حقیقتا شباهت بیش از حد دو فرد ممکن است باعث اصطکاک بیشتر در روابط نیز بشود.

یکی از محققان در زمینه علوم انسان یک تحقیق بسیار زیبا در اجتماع انجام داد. او قصد داشت معنی تفاهم را به دقت پیدا کند. بسیاری از ما “تفاهم” را با “شباهت” یکسان میبینیم که این یک اشتباه بسیار بزرگ است. در اصل هدف اصلی این تحقیق هم نشان دادن تفاوت این دو عبارت بوده.
او از مردم جامعه به این شکل سوال میکرد که آیا اگر یکی عین خودتان اما با جنس مخالف خلق کنند، حاضر هستید با او ازدواج کنید؟ منظور از شباهت دقیق، وجود تمام صفات خوب و بدی است که یک انسان درون خود دارد و در این تحقیقات منظور دقیقا این بود که گذشته و آیندهای مشابه نیز داشته باشند. جالب است بدانید که اکثرا به این سوال پاسخ منفی دادند و ترجیح میدادند با کسی ازدواج کنند که با او متفاوت باشد.
اساسا یکی از اصول مهم پایداری روابط عاطفی، وجود تفاهم است. تفاهم از فعل فهمیدن گرفته شده. این یعنی باید طرفین یکدیگر را بفهمند. فهمیدن عبارت بسیار گستردهای است که باید به صورت کامل در مورد آن بحث کرد. فهمیدن با گذشت یکسان نیست، فهمیدن حتی معنای فداکاری در زندگی را نیز نمیدهد. در اصل شما باید طرف خود را به صورت کامل بفهمید. مثلا این را بفهمید که فلان رذیلتهای اخلاقی در او کاملا نهادینه شده و به جای سعی در تغییر آن و بحث و جدلهای همیشگی، سعی کنید تا آن را بفهمید و خودتان را با آن تطبیق دهید.
هیچ انسانی بدون گناه نیست. در حقیقت هر یک از افراد روی زمین تنها شکل گناهانش با دیگری تفاوت دارد. شما نمیتوانید روی درک کردن و فهمیدن زوج خود، نام بخشش و گذشت را قرار دهید. فهمیدن زوج خود مهمترین وظیفهای است که هر کس بر عهده دارد. اما واقعا وظایف یک نفر نسبت به زوج خود در یک رابطه چیست؟
زمانی که صحبت از وظیفه به میان میآید، بر خلاف دیگر رفتارهای انسانی، هیچ معیار، قانون و یا دست نوشتهای در مورد وظایف طرفین در رابطه عاطفی وجود ندارد که بتوان به آن استناد کرد. اصولا شما نمیتوانید بر طبق یک اصول از پیش نوشته در رابطه نقش بازی کنید و انتظار داشته باشید که طرف شما نیز از همین قواعد پیروی کند. قاعده خاصی وجود ندارد، چون رفتار انسانی را نمیتوان در چهارچوب قانون و اصول تعریف کرد.
در نتیجه وظایف تعیین شدهای برای هیچ یک از طرفین وجود ندارد و تمام وظایف و مسئولیتها بر اساس احساس، عرف و منطق بنا شدهاند. تعریف وظایف طرفین یک رابطه احساسی بسیار سادهتر از چیزی است که فکر میکنید. تنها کافیست کفش طرف خود را پا کرده و کمی در مسیر او قدم بردارید. کمی دنیا را از عینک عشق خود ببینید و با مشکلات، دغدغهها، علایق، سلایق و دیدگاه او بیشتر آشنا شوید.
در درجه دوم تصور کنید که جایگاه شما برعکس شده. دقیقا در این نقش فرو بروید و ببینید که چه رفتاری را دوست دارید؟ آیا علاقه دارید که ابراز علاقه شما یک طرفه بماند؟ اگر نه، پس وظیفه شما ایجاب میکند تا به طرف خود ابراز علاقه کنید. آیا دوست دارید که اشتباه شما بخشیده شود؟ اگر اینطور است پس شما نیز باید گذشت کنید. روابط انسانی کاملا دو طرفه است اما نباید انتظار داشته باشید که عین رفتار شما را طرفتان انجام دهد. این یعنی اگر گذشت کردید، نمیتوانید حتما انتظار بخشش و گذشت را از طرف خود داشته باشید.
بزرگترین آفت زندگی و روابط عاطفی زمانی پیش میآید که از خودمان برای طرف مقابل وظایفی را تعریف کنیم. بدتر از آن زمانی است که طرف خود را به دلیل انجام ندادن این وظایف توبیخ کرده و از او بازخواست کنیم. عاطفه قانون بر نمیدارد و اصل دل حاکم است، پس با فرد مورد علاقه خود همانند یک زیردست برخورد نکنید. این مساله اصلا جنسیت بر نمیدارد و در مورد هر یک از طرفین قابل تعمیم است.
بخشش چیست؟
تعریف بخشش در روانشناسی این گونه است: بخشش تصمیمی آگاهانه و عمدی برای رهایی از احساس رنجش یا انتقام نسبت به فرد یا گروهی است که به شما آسیب رسانده اند. بدون توجه به اینکه آیا واقعا مستحق بخشش شما هستند یا خیر.
درک این موضوع که بخشش چیست؟ بسیار مهم است و گام حیاتی در فرایند بخشش به حساب می آید. پس سعی کنید برای بخشش تعریف مشخصی داشته باشید که با باورهای مذهبی، خانوادگی و شخصی شما سازگار باشد.
وقتی شما کسی را می بخشید به معنای این نیست که اشتباه و خطایی را که در حق شما انجام داده است، انکار کنید. بخشش و گذشت نه به معنای فراموش کردن است و نه به معنای چشم پوشی و انکار خطای دیگران. بخشش شما را مجبور نمی کند که با شخصی که به شما آسیب رسانده است آشتی کنید. اگر چه بخشش می تواند به ترمیم یک رابطه آسیب دیده کمک کند. اگر بین شما و همسرتان تعارضاتی بوده است و شما تصمیم گرفته اید او را ببخشید و رابطه خود را بازیابی کنید. می توانید از جملات عاشقانه کمک بگیرید.
و لذا، دوباره از خود بپرسیم که معنای گذشت چیست؟ تا چه حدی باید بخشش و گذشت داشت؟ گذشت را شاید بتوان یکی از اساسیترین عوامل پایداری روابط عاطفی دانست. قطعا در روابط دو انسان با یکدیگر کج فهمیهای زیادی به وجود میآید که کاملا هم طبیعی است. اصولا اگر در یک رابطه هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، یعنی یکی از دو طرف خود واقعیاش نیست و در حال نقش بازی کردن است. به همین دلیل اگر در رابطه عاطفی خود دچار تنش و درگیری شدید، این یعنی که روال عادی و طبیعی زندگی را پیش میروید.
اما بخشش و گذشت در چه مواردی جایز است؟ اساسا برای پاسخ به این سوال باید یک سری خط قرمز برای خودتان مشخص کنید. به عنوان مثال برای اکثر آقایان و خانمها، خیانت یک خط قرمزی محسوب میشود که اصلا قابل بخشش نیست و البته که همینطور هم است. حال شما هستید که باید با خودتان خلوت کنید و یک سری موارد را فرای خط قرمز خود قرار دهید. در مورد این خط قرمزها با طرف خود صحبت کنید و به او بگوید که پا گذاشتن فرای این خط قرمز برای من قابل بخشش و گذشت نیست.
گاهی ما برای اینکه فداکاری در زندگی داشته باشیم، بارها و بارها طرف خود را مورد گذشت قرار میدهیم. اما از این غافل هستیم که هر بار طرف مقابل را جریحتر میکنیم تا با قساوت قلب تمام اشتباه خود را تکرار کند. به گفته یکی از متخصصان، زمانی که فردی از خط قرمز شما عبور کرد انگار که عمدا به وسیله یک خودرو با شما تصادف کرده، در این حالت شاید بتوانید زنده بمانید و به زندگی خود ادامه دهید، اما زمانی که اشتباه او را ببخشید، انگار به او اجازه دادهاید تا یک بار دیگر با دنده عقب مجددا شما را لگد مال کند. در نتیجه اینکه چه جایی گذشت جایز است و چه جایی ایستادگی دقیقا در همینجا مشخص میشود. بهتر است سر مسائل جزئی داد و قال راه نیندازید و زندگی را به کام هردوی خود تلخ نکنید و در عوض سر مسائل جدیتر استوار عمل کنید.
فواید بخشش و گذشت چیست؟
گذشت در زندگی به عنوان یک خصیصه انسانی، زیباترین جلوه های اخلاقی را در مناسبات اجتماعی ترسیم و بویژه در زندگی مشترک، حضور موثر و نافذی دارد. در واقع، زن و شوهر بیش از هر مجموعه انسانی دیگر باید نسبت به هم روحیه بزرگ منشی داشته که یکی از این نشانه های آن، عفو و گذشت و مدارا نسبت به هم است.
واقعیت این است که برخی تصور میکنند اداره زندگی صرفاً از راه تنبیه و ایجاد رعب و وحشت بدست میآید. در حالی که بالعکس یکی از عواملی که به خانواده پایداری و انسجام میبخشد، پیوند محکم عاطفی بین همسران، گذشت و محبت، حفظ و گسترش این پیوند، و همچنین ارتباط صحیح بر پایه گفتگو، تفاهم و درک متقابل است. این امر نه تنها بر پایه عهد و میثاقی است که وصف جاودانگی دارد، بلکه موجب همدلی و برقراری پیوندهای عمیق در میان فرزندان نیز می گردد. بنابراین برای یک رابطه زناشویی مثبت باید همراه با تغییر شرایط و تغییر شخصیت همسر انعطاف پذیر باشیم و در روابط با همسر چشم پوشی از خطاها را جزو ابزارهای لازم برای یک زندگی موفق بدانیم. نگه داشتن درد و عصبانیت و فکر کردن به کسی که به شما آسیب رسانده است، برای خودتان نیز مفید نیست. نبخشیدن باعث ایجاد مشکلاتی در سلامت جسمی و روانی فرد می شود. مشکلاتی مانند: مشکلات قلبی عروقی، ضعف سیستم ایمنی و افزایش اضطراب و افسردگی.
خشم يك احساس ناخوشايندي است كه در صدمه و يا آزار فرد ديگري به ما دست مي دهد (و گاهي در پي ترس) كه مي تواند به دليل توهين، بي عدالتي، خيانت، بي وفايي، درد و غيره باشد و زماني كه نخواهيم خاطره آن ما را رها كند و آزاد شويم و ببخشيم به نفرت تبديل مي شود. در بسياري از مطالعات نشان داده شده است كه خشم ماندگار و نفرت مي تواند اثرات زيانباري بر سلامت روح و روان و حتي سلامت فيزيكي فرد (از جمله كاهش قدرت سيستم ايمني بدن و در نتيجه سرطان) داشته باشد. به عبارت ديگر خشم و نفرت سمي است كه در بدنمان توليد مي كنيم و تنها راه رهايي آن بخشش است و تنها بدين طريق است كه مي توانيم به آرامش برسيم. در این مقاله راه های بخشش همسر در روابط زناشویی را بررسی خواهیم کرد.
وقتی به جای تمرکز و فکر کردن به درمان آسیب هایی که دیگران برای ما بوجود آورده اند. به خود آسیب و کینه از دیگران فکر کنیم و این تفکرات منفی را بارها در ذهن خود تکرار کنیم باعث می شود درد، خشم و … برای ما دو چندان شود.
در صورتیکه اگر بتوانیم ببخشیم:
اگر ببخشید احساسات منفی و انرژی که برای تمرکز بر روی آنها صرف می کنید، پایان می یابد.
لذت بخشیدن دیگران برای رشد معنوی ضروری است و باعث بازگشت آرامش می شود.
وقتی بتوانید اطرافیان خود را ببخشید باعث بازگشت اعتماد و ایجاد روابط درست می شوید.
بخشش و گذشت می تواند بر سلامتی، آرامش و رفاه عاطفی شما تاثیر مثبت بگذارد.
پس به یاد داشته باشید که بخشش و گذشت بیشتر از همه برای خودتان سودمند است.
چرا بخشش سخت است؟
بخشش همیشه آسان نیست و گاهی غیر ممکن به نظر می رسد. دلایلی زیادی وجود دارد که بخشش را به یک فرایند سخت و دشوار تبدیل می کند. کنترل خشم و درد، مقابله با میل به انتقام و جبران آسیب و … سخت است. بخشش زمانی سخت تر می شود که فردی که به شما آسیب رسانده است این موضوع را قبول نکند و زیر بار عذرخواهی نرود. بعضی از افراد بر این باور اند که بخشش کسی که به شما صدمه زده است، این اجازه را به او می دهد که مجدد رفتار خود را تکرار کند.
بخشیدن دیگران به زمان و تلاش نیاز دارد. شاید شما از دست والدین خود و یا همسرتان ناراحت شده باشید. یا در حالت بدتر شریک زندگیتان به شما خیانت کرده باشد و یا از طرف کسی مورد ظلم قرار گرفته باشید. در این حالت دست کشیدن از افکار انتقام جویانه و رها کردن تفکرات مربوط به آن سخت است. برخی به اشتباه بخشش و گذشت را فراموش کردن آنچه اتفاق افتاده، انکار کردن درد و آسیبی که ایجاد شده است و یا از سر گرفتن رابطه قبلی با شخص می دانند. در صورتیکه بخشش صرفا به این معناست که خشم، رنجش و میل به انتقام را رها کنید.
بخشش و گذشت باید به چه شکل باشد؟
آیا دوران کودکی خود را به یاد دارید؟ زمانی که موهای خواهر یا بردار خود را میکشید و او هم در پاسخ به رفتار ما موی سر ما را میکشید؟ در این زمان یک اصطلاح خیلی جالب و خندهدار داشتیم که شاید اکثر ما آن را به یاد داشته باشیم. در آن لحظات به یکدیگر میگفتیم ” ول کن تا ول کنم!”
بسیاری از ما هنوز هم با همین طرز فکر بزرگ شدهایم. به همین دلیل در روابط عاطفی خود نیز معاملهای برخورد میکنند. آنها تصور میکنند اگر زمانی در زندگی خود گذشت کردند، این یعنی یک بلیت برای زمانهایی که نیاز به بخشش و گذشت داشتند. این تحت شرایطی است که شاید خطای طرف مقابل شما ساده و خطای شما واقعا غیرقابل بخشش باشد.
در نهایت باید گفت که بخشش، گذشت و فداکاری در زندگی همانند یک تیغه دو لبه هستند. اگر از هر طرف زیادهروی کنید، ضرر خواهید کرد. در نتیجه متعادل رفتار کنید و هیچ گاه خود واقعیتان را در یک رابطه فراموش نکنید. رابطه عاطفی به معنای غرق شدن در فرد دیگر نیست. علایق خود را دنبال کنید و همیشه برای خودتان یک تفریح و یا یک فضای خصوصی در نظر بگیرید و هیچ کس را درون آن راه ندهید.
بخشش یا فراموشی؟
متاسفانه در رابطه با بخشش، باورهای غلط بسیاری وجود دارد. قبل از هر چیز باید این باورهای غلط را بشناسید و آن ها را اصلاح کنید. چند نکته اساسی درباره بخشش همسر وجود دارد که باید از آن مطلع باشید. شما بایستی بدانید که:
- ببخش نه فراموش كردن است و نه قول به آن. شما هر گز صدمه وارد شده را نمي توانيد فراموش كنيد و اگر هم فراموش كرده باشيد ديگر بخششي در كار نيست.
- بخشش اين نيست كه قول دهيد يا خود را متقاعد كرده باشيد كه فرد خاطي و گناهكار، مسئول عمل بد خود نيست.
- بخشش تاييد آنچه كه رخ داده است و يا تخفيف خطا و صدمه وارد شده نيست.
- بخشش اجازه دادن به تكرار خطا و آزار نيست. به عبارت ديگر، بخشش زماني صدق خواهد كرد كه قدرت انتقام و تلافي وجود داشته باشد ولي از آن گذر كرد و مطمئن شد كه فرد خاطي و گناهكار از عمل خود به معني واقعي پشيمان بوده و حاضر به جبران است.
اگر زخم های قدیمی، ناامیدی ها، زخم های جزئی، خیانت ها، حساسیت ها و خشم هایتان را در خود نگه دارید، انرژی و وقت خود را تلف کرده اید.
عدم توانایی بخشش شما را از پا می اندازد.
بعلاوه این کار باعث صدمه فیزیکی و جسمی به خودتان نیز می شود
- خود را ملزم به بخشش کنید.
- یک تصمیم آگاهانه بگیرید و همسر یا دوست تان را ببخشید.
- هنگامی که به فکر آن عمل بد و آزاردهنده می افتید، سعی کنید آرام باشید و فکرهای بد را از خود دور کنید.
- برای بخشش همسر خود اصلا اشتباه و خطای همسرتان را دائم به او گوشزد نکنید و از آن برای آزار دادن او استفاده نکنید.
- به دنبال انتقام و مجازات نباشید. هر زمان که ممکن بود به درد تان دامن نزنید و آن را بزرگ نکنید. این کار اصلا باعث بهتر شدن احساس خشم تان نخواهد شد.
- قبول کنید که شما هیچگاه نمی توانید دلیل اصلی آن خطا، رفتار و یا اشتباه را درک کنید.
- به یاد داشته باشید که بخشش صرفا به معنی فراموش کردن آن خطا نیست.
- باید برای بخشیدن همسر خود با ویژگی های رابطه عاشقانه آشنا شوید
- با خود مهربان باشید. بخشیدن همسر به دلیل خطایی که کرده است، سخت می باشد و اندکی زمان می برد. سعی نکنید که این فرایند را به سرعت پیش ببرید.
- اگر متوجه شدید که این کار برایتان دشوار است و واقعا قادر به بخشش او نیستید، می توانید از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید.
اگر شما باعث رنجش همسرتان شدید، چگونه باید از او طلب بخشش کنید
- ندامت و پشیمانی واقعی خود از خطایی که مرتکب شدید را به او نشان دهید.
- به او قول بدهید که دیگر آن کار و رفتار گذشته را انجام نمی دهید و باعث رنجش او نخواهید شد.
- نتایج منفی وارد شده، بر اثر خطایی که انجام داده اید را بپذیرید.
- علاوه بر بخشش همسر خود باید در جهت بهبود اوضاع تلاش کنید.
- با همسرتان مهربان باشید. بخشش کار راحتی نیست و زمان می برد. سعی کنید احساسات او را درک کنید و سریعا انتظار بخشش نداشته باشید.
- با زبان نرم و مهربانی از همسرتان معذرت خواهی کنید و سعی کنید دل او را بدست آورید. این کار باید با رفتار پشیمانی نیز همراه باشد.
اگر همسرتان نسبت به شما کار خطایی انجام دهد، به کارش ادامه دهد، دائم به شما دروغ بگوید و رفتاری مبنی بر پشیمانی در او دیده نشود، دیگر وقت آن رسیده که مهربانی را کنار بگذارید. اگر شواهدی مبنی بر عدم بهبود رابطه و بخشش همسر وجود نداشت، به جای تلاش برای بخشش، باید بدانید که گاهی بخشش برای رابطه تان بسیار مضر نیز می باشد. در برخی روابط که درگیر خیانت و خطا شده اند، اما دیگر این مسئله تکرار نشده است، بخشش بعد از مدتی ممکن است باعث بهبود رابطه شود.
پس هر دو تان باید در مورد مسئله ی مورد نظر صحبت و مذاکره کرده و آن را پردازش کنید و در این راه همراهی زوج درمانگر یک موضوع بسیار مهم خواهد بود
مراحل بخشش چیست؟
اگر فکر می کنید آمادگی لازم برای بخشیدن کسی که به شما آسیب رسانده را دارید. پس می توانید از مراحلی که در زیر گفته شده است برای بخشیدن دیگران استفاده کنید.
به فواید بخشش فکر کنید
برای خودتان مشخص کنید که بخشش چیست و چرا اهمیت دارد؟ همانطور که در بالا تعریف شد بخشش تصمیمی آگاهانه برای رهایی از احساس رنجش یا انتقام نسبت به کسی است که به شما آسیب رسانده است. فرمولی وجود ندارد که انسان سریع بتواند کسی را ببخشد. ببخش و گذشت یک فرایند زمان بر است و نیاز به تلاش دارد. بخشش در زندگی مشترک نیز بسیار اهمیت دارد. شما باید بتوانید روحیه از خود گذشتگی را در خودتان و همسرتان تقویت کنید.
دانستن مزایای بخشیدن باعث می شود که ما محکم تر در این مسیر گام بردارید.
بخشیدن را تمرین کنید
برای تمرین کردن بخشیدن، می توانید بر روی تغییرات مثبت دنیای درونی خود کار کنید. به آرامی قلب بخشنده خود را تقویت کنید. سعی کنید با بخشیدن آسیب ها و رنجش های کوچک، این فرایند را در زندگی روزمره خود شروع کنید. مثلا وقتی از صحبت های منفی و تحقیر آمیز در برابر شخصی که به شما آسیب رسانده است خودداری کنید. بخش بخشنده ذهن و قلب خود را تقویت کرده اید.
مهربانی و محبت کردن به دیگران در تمرین بخشیدن بسیار به شما کمک می کند. می توانید روز خود را با لبخند زدن به خانواده خود شروع کنید و به آنها محبت کنید. اگر در زندگی روزانه خود رفتارهای کوچک پر محبت و بخشش را تکرار کنید به شما کمک می کند تا در موقعیت های آسیب زا بتوانید دیگران را ببخشید. مثلا اگر همسرتان حال ندارد و یا پریود است او را درک کنید. به او محبت کنید و رفتارهای عاشقانه خود را در این دوران افزایش دهید.
تمرین بخشش باعث می شود حس انتقام شما کمرنگ شود.
دردهای درونی خود را برطرف کنید
والدین، خواهر یا برادر، همسر، همکاران و … می توانند باعث آسیب رساندن به شما شده باشند و شما را ناراحت کرده باشند. این آسیب ها، دردهای درونی برای شما ایجاد می کند که باید آن را شناسایی کنید.
انواع مختلفی از دردهای عاطفی وجود دارد. که برخی از آنها عبارتند از: اضطراب، افسردگی، عصبانیت ناسالم، عدم اعتماد، نفرت از خود، اعتماد به نفس پایین، عدم اعتماد به توانایی های خود برای تغییر و … . همه این آسیب ها را می توان با گذشت زمان و تمرین برطرف کرد. پس مهم است که نوع دردی را که از آن رنج می برید شناسایی کنید و آن را بپذیرید. اگر به تنهایی نتوانستید این کار را انجام دهید. می توانید از یک مشاوره خانواده کمک بگیرید.
هرچه درد عاطفی شما عمیق تر باشد بخشش بیشتر اهمیت پیدا می کند.
از طریق همدلی به تقویت بخشش کمک کنید
دانشمندان بررسی کرده اند که گذشت و بخشش در روانشناسی به گونه ای است که وقتی کسی را می بخشید، فعالیت بیشتری در مدارهای عصبی مسئول همدلی اتفاق می افتد. این نشان می دهد که همدلی با ببخشش مرتبط است. شما با همدلی با دیگران و محبت به اطرافیان خود می توانید بخشش را در وجود خودتان تقویت کنید. شما با همدلی نسبت به کسی که به شما آسیب رسانده می توانید او را درک کنید. شاید او در کودکی خود مشکلی داشته است و یا در برهه ای از زمان دچار چالش های زیادی شده باشد. پس با توجه به شناختی که از او دارید و رویدادهای زندگی اش، او را نیز درک کنید. همیشه سعی کنید دیگران را متناسب با موقعیت هایی که دارند درک کنید. دست از قضاوت کردن و مقایسه اطرافیانتان مخصوصا همسرتان با دیگران بردارید. هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. این کار به او نشان می دهد که هیچ درکی نسببت به او ندارید.
درک این موضوع که همه ما زخم هایی را در قلب خود داریم و آن ها ر ا تحمل می کنیم، می تواند به باز کردن دری برای بخشش کمک کند.
رنج خود را معنا کنید
وقتی رنج زیادی را تحمل کرده ایم، باید برای آن دلیل منطقی داشته باشیم. ما با تحمل رنج و عذاب ها رشد می کنیم یا سعی می کنیم یاد بگیریم اعمال بد دیگران را با خوبی پاسخ دهیم. سعی کنید بفهمید که تحمل رنج چه تاثیر مثبتی برای شما داشته است و کدام رفتار شما را اصلاح کرده است. برخی مردم می گویند عذاب و سختی ها باعث شده آنها انعطاف پذیرتر یا شجاع تر شده باشند. رنج و سختی ممکن است دیدگاه افراد را نسبت به زندگی و اهداف آنها تغییر دهد. یافتن معنا برای رنج و درد، به معنای کم کردن درد یا انکار آن نیست. فقط به ما کمک می کند تا بهترین استفاده را از تحمل رنج و سختی ها داشته باشیم.
شما باید همیشه سعی کنید دردهای خود را برطرف کنید، در غیر این صورت بخشش شما سطحی خواهد بود.
وقتی بخشش برای شما سخت است، ناامید نشوید
وقتی با بی عدالتی زیاد دیگران روبرو هستیم، بخشش همیشه سخت است. به یاد داشته باشید که اگر بخشش برای شما سخت است و با آن دست و پنجه نرم می کنید. به این معنی نیست که در بخشش و گذشت شکست خورده اید پس ناامید نباشید. بخشیدن دیگران فرآیندی است که به زمان، صبر و اراده نیاز دارد. سعی کنید نسبت به خودتان خشن نباشید و حس آرامش را در درون خود تقویت کنید. خودتان را دوست داشته باشید. سعی کنید شجاعت و صبر را در خودتان تقویت کنید.
اگر بخشش هنوز برای شما سخت است. از بخشیدن آسیب های جزئی شروع کنید.
اول خودت را ببخش
بسیاری از ما نسبت به خودمان سخت تر از دیگران رفتار می کنیم و تلاشی برای دوست داشتن خود نمی کنیم. اگر نسبت به خودتان و رفتارهایی که انجام داده اید، احساس خوبی ندارید. روی بخشش خود، کار کنید. در بخشش خود، شما به خودتان احترام می گذارید حتی اگر ناقص باشید. اگر از رفتارهایی که انجام داده اید ناراضی باشید به سمت خود بیزاری می روید. وقتی این اتفاق بیفتد از خودتان به خوبی مراقبت نمی کنید. ممکن است پرخوری کنید یا بیش از حد بخوابید و… . دلت را نسبت به خودت نرم کن. وقتی خودتان را بخشیدید از کسانی که به آنها آسیب رسانده اید نیز طلب بخشش کنید.
بخشش خود، صبر و فروتنی شما ر ا افزایش می دهد.
قلبی بخشنده ایجاد کنید
بخشش و کنترل خشم و مقابله با انتقام و … همه باعث می شود قلب ما سبکتر باشد و زندگی شاد تری را تجربه کنیم. اگر تلخی را دور بریزید و عشق و محبت را به جای آن بگذارید و این کار را برای افراد زیادی انجام بدهید، آرام تر می شوید و قلبتان پر از عشق می شود.
وقتی به رنج و خشم خود غلبه می کنید، درک کامل تری از فروتنی، شجاعت و عشق در دنیا را به دست می آورید.
سخنی از مشاوران آویژه
شاید تمرین بخشش دشوار به نظر برسد. اما این مهارتی است که می توانید به آن دست پیدا کنید و آن را توسعه دهید. شاید احساس کنید بخشیدن ناعادلانه است چون آنها به شما آسیب رسانده اند. اما بخشش می تواند به شما کمک کند از این احساسات منفی عبور کنید و آرامش را پیدا کنید. بخشیدن اول از همه برای خودتان سود دارد و باعث جلوگیری از بیماری های روانی و جسمی می شود. پس تا جایی که ممکن است ببخشید تا زندگی خودتان نیز آرامشش را از دست ندهد. اگر شما به تنهایی نمی توانید این کار را انجام دهید می توانید از مشاوره خانواده یا روانشناس برای بخشش درمانی استفاده کنید.
عواقب بخشش و گذشت بیش از حد چیست؟
در این مورد شاعر چه زیبا سروده که ” نیکی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند”. قطعا این شعر نیازی به تفسیر ندارد و معنای آن کاملا مشخص است. گذشت قطعا میتواند باعث پایداری زندگی و شیرینی بیشتر آن شود. همیشه بزرگان ما گفتهاند ببخشید تا بخشیده شوید اما واقعا تا کی؟
گاهی گذشت کردن در هر مورد به جای فداکاری در زندگی تبدیل به یک عادت برای طرف مقابل میشود. در این زمان طرف مقابل تصور میکند که بخشش و گذشت وظیفه شماست و یا بدتر اینکه تصور میکند اتفاقی نیفتاده که نیازی به گذشت باشد! در نتیجه دیگر گذشت شما را به عنوان یک فرصت دوباره نمیبیند و تصور میکند که همه چیز با یک عذر خواهی ساده حل خواهد شد.
این روند تا زمانی ادامه خواهد داشت که طرف مقابل شما فرض میکند که اصلا نیازی به عذر خواهی نیز نیست و با وقاحت تمام شما را در این مورد محکوم میکند. در نتیجه کاری نکنید تا طرف شما فداکاری در زندگیتان را یک وظیفه قلمداد کند.
راه های بخشش همسر در روابط زناشویی
براي اينكه بتوانيد ببخشيد بايستي مراحل زير را به كار ببنديد:
خود را آماده كنيد
اولين قدم اين است كه واقعا تمايل به اين كار در شما ايجاد شده باشد. براي اينكه به اين نقطه برسيد خشم و ناراحتي خود را با فرد يا دوست مورد اعتماد خود در ميان بگذاريد و به اين بينديشيد كه تنها راه رهايي از اين ناراحتي و حس آزار دهنده، بخشش همسر (یا شریک عاطفی) است. بخشش حكم در آوردن خار يا تير به پا رفته است كه وقتي خارج شد، ديگر با هر بار فشار بر محل آن (يادآوري) ديگر احساس درد و ناراحتي نخواهيد كرد.
مسئله را ارزيابي بهتري كنيد
بار ديگر به طور غير مغرضانه علت، ريشه و شرايط رفتار فرد را ارزيابي كنيد. سطح تحصيلات، آگاهي، فرهنگ خانوادگي و شرايط دوران كودكي فرد را در نظر بگيريد (گاهي در اين مرحله ممكن است به جاي حس خشم، براي او دلسوزي، همدلی و همدردي كنيد)
خود را جاي همسرتان قرار دهيد
آيا شما هيچ موقع موجب ناراحتي و آسيب كسي نشده ايد؟ از خودتان صادقانه بپرسيد اگر شما در موقعيت فرد قرار مي گرفتيد آيا امكان سر زدن چنين رفتاري را از خودتان داشتيد و اگر چنين چيزي از شما سر مي زد و پشيمان و متاسف مي شديد چه انتظاري از طرف مقابل تان داشتيد؟
نقش و سهم خود را مشخص كنيد
منصفانه نقش و مسئوليت خودتان را در بروز مسئله و صدمه وارده ارزيابي كنيد. برخی افراد نقش خود در بروز این اتفاقات را نادیده گرفته و مصرانه به گناهکار بودن طرف مقابل (همسر) پافشاری می کنند. اینگونه افراد اصولا بخشش همسر را نوعی لطف به طرف مقابل می دانند و هر از گاهی مجدد اشتباهات فرد و لطفی که کردند (بخشش) را به همسران خود یادآوری می کنند.
چرايي خشم و ناراحتي خود را مجددا ارزيابي كنيد
آيا صدمه و آزار وارده بر شما واقعا آنقدر كه احساس مي كنيد آزار دهنده و مهم است و چرا؟ چرا رها كردن شما توسط پدرتان بسيار آزار دهنده تر از رها شدن شما توسط مادرتان است ( و يا بالعكس)؟ چرا در حالي كه رئيس شما با كلام و رفتار خودش شما را بارها مورد سرزنش قرار مي داد و حس بي كفايتي به شما دست مي داد چندان ناراحت و خشمگين نشديد ولي همين رفتار از طرف همسرتان موجود بروز نفرت نسبت به او شده است؟ بسياري از اين حساسيت ها ريشه در صدمات كودكي دارد كه بايستي اصلاح شود.
يك بار ديگر ارزش ها، معيارها و باورهاي خود را بازنگري كنيد
چرا فلان چيز برايتان آنقدر ارزشمند هست؟ آیا باور شما از همسرتان معقول و منطقی است؟
خود را از دروران كودكي برهانيد (پدر و مادرتان را ببخشيد)
بدون شك، تمامي پدرها و مادرها خوبي فرزندشان را مي خواهند و سعي مي كنند كه بهترين کار خودشان را در حق فرزندانشان انجام دهند. اما متاسفانه به دليل نا آگاهي والدين، كمتر افرادي هستند كه در دوران كودكي صدمات جدي روحي، رواني و شخصيتي نديده باشند. چرا؟ زيرا ستون و پايه احساسي عاطفي، ادراكي و شخصيتي ما در ٢ تا ٣ سال اول تولد و %٨٠ آن تا ٨ سالگي شكل مي گيرد و در اين دوران پدر و مادر نقش غول چراغ جادو و قادر مطلق و منبع مهرباني را بازي مي كنند و هيچ كودكي نيست كه صدها بار اين پيام را كه تو ناداني، ناتواني، خطاكاري و غيره را از پدر و مادر دريافت نكرده باشد.
از طرفي در دوران كودكي در لحظه هاي خاصي، كودك ممكن است طي يك حادثه صدمه شديدي بخورد (مثلا تحقير شدن در جلوي ديگران). در چنين حالتي به روح و روان كودك آسيب شدید می رسد. سيستم مغزي ما به گونه اي است كه خاطرات كودكي را به ضمير ناخودآگاه منتقل كرده و شخص از آن خبري ندارد. اما هر بار كه مسئله اي پيش مي آيد كه با آن خاطره نزديكي داشته باشد، ناگهان آن خاطره در حافظه ما بيدار مي شود و شخصا را شديدا ناراحت و منقلب مي كند.
توصيه روانپزشكان اين است كه از طريق تجسم سازي هدايت شده، تمام اين احساسات پنهان را شناسايي و در همان حالت رويا انتقام خود را از پدر و مادرتان بگيريد و آن ها را ببخشيد. در اين صورت بيشتر صدمات روحي دروان كودكي شما التيام مي يابد و در مواجه با مسائل زناشویی منطقی تر عمل کرده و قاعدتا بخشش همسر با رعایت تمام نکات بالا اتفاق می افتد.
كسي كه انتقام مي گيرد يك لحظه خوشحال است و كسي كه مي بخشد يك عمر
از شما متشکریم که تا انتهای این مقاله با ما همراه بودید. سوالات خود را در قسمت “نظرات” با ما در میان بگذارید، همچنین اگر ایده یا نظری در رابطه با این مطلب دارید، خوشحال می شویم آن را با ما در میان بگذارید.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد