اول از خودتان بپرسید (فارغ از اینکه کاری را به آخر میرسانید یا نه)، آیا این قابلیت را دارید که برای انجام همهی وظایف و کارهایی که باید انجام دهید، به وجد بیایید؟! یا اینکه اساسا شروع یک کار برایتان سخت است؟ آیا به جای تمرکز بر روی کارهای تلنبار شدهتان، مدام آنها را نادیده میگیرید و گاهی هم فرار میکنید؟ آیا شما هم همیشه کاری را که از انجام آن متنفرید، در انتهای لیست کارهایتان میگذارید؟
باید واقعیتی را به شما بگویم؛ تا زمانی که انجام کار را به تأخیر میاندازید، استرس و فشار بیشتری را با خود حمل خواهید کرد. در نتیجه، ممکن است بعد از مدتی اعتماد به نفس خود را از دست بدهید و حتی به توانایی خود در انجام آن کار شک کنید! میدانم شروع کاری که برایمان جذابیتی ندارد ولی حتما باید انجام شود تا چه حد میتواند آزاردهنده باشد. پس چاره چیست؟ ایجاد انگیزه برای شروع هر کاری میتواند موتور محرکهی شما در انجام آن کار باشد. بیایید اول با ساختار انگیزش کمی بیشتر آشنا شویم.
انواع انگیزش
دو نوع انگیزه درونی و بیرونی وجود دارد که در انجام هر کاری، بسته به نوع آن به طور ترکیبی میتوانند به ما کمک کنند.
۱. انگیزش درونی
حالتی است که در آن شما برای به دست آوردن نیازهایتان، با عوامل درونی برانگیخته میشوید. اکثر عادتهای ما و کارهایی که در اوقات فراغتمان انجام میدهیم بر اساس انگیزه درونی است. این کارها را انجام میدهیم چون از انجام دادنشان لذت میبریم و صرفا به دلیل اجبار و یا الزامی برای انجامشان، دست به کار نمیشویم.
۲. انگیزش بیرونی
حالتی است که در آن توسط عوامل بیرونی که توسط دیگران ایجاد میشوند و در کنترل دیگراناند، برانگیخته میشویم. به عنوان مثال دریافت دستمزد و یا مورد تشویق و تجمید قرار گرفتن. شغل و کار ما معمولا با انگیزشهای بیرونی در ارتباط است. هرچند، در صورت لذت بردن از کار، انگیزش درونی نیز در انجام آن دخیل بوده است.
اکثر وظایفی که ما در محل کارمان انجام میدهیم، هر دو نوع انگیزش را در بر میگیرند. اما مسئله اینجاست؛ با اینکه ما شغلمان را دوست داریم و حقوق کافی هم برای آن دریافت میکنیم (هر دو نوع انگیزش درونی و بیرونی)، علاقه و انگیزهای به انجام بعضی از کارها نداریم (کارهایی نظیر بایگانی کردن، بحث با کارکنان در مورد ضعف عملکردشان، گزارش نویسی و…).
چیزی که مشخص است این است که به هر حال ما مجبوریم به عنوان قسمتی از وظایف شغلیمان کارهای ناخواستهای را انجام دهیم، پس باید راهی برای افزایش انگیزه پیدا کنیم. اینجاست که مفهوم خودانگیختگی (انگیزه دادن به خود) اهمیت ویژهای پیدا میکند.
خودانگیخته باشید. برای این کار لازم است نیازهای خود را ارزیابی و درک کنید و بدانید چه چیزی برای شما ارزشمند و شایستهی تقدیر است. حالا این هنرمندی شماست که با تغییر محیط در راستای جذابیتهای ذهنیتان، خودانگیخته شوید. پس به جای اینکه دنبال عواملی باشید که یک وظیفه را برای شما جالبتر کند، خودتان آن را به شکلی درآورید که برایتان جالبتر و ارزشمندتر شود. برای این کار روشهای گوناگونی وجود دارد که در زیر به آن اشاره شده است.
استراتژیهایی برای خودانگیختگی
بر اساس دو نوع انگیزشی (انگیزش درونی و بیرونی) که توضیح داده شد، دو نوع استراتژی نیز قابل تعریف است. حالت اول این است که وظیفه و کار مورد نظر را از نظر درونی، جالبتر و رضایتبخشتر انجام دهید. حالت دوم این است که برای خودتان پاداشهای بیرونی و شخصی در نظر بگیرید. استفادهی ترکیبی از دو استراتژی بالا معمولا بیشترین اثربخشی را به دنبال دارد. بر اساس استراتژیهای ذکر شده، میتوان روشهای کاربردی و متنوعی را برای ایجاد خودانگیختگی، پیاده کرد.
۱. نگرش و رویکرد خود نسبت به وظایف و کارهای ناخواسته و اجباری را تغییر دهید
به عنوان مثال مرتب کردن و سازماندهی قفسهی بایگانی ممکن است به خودی خود انگیزهبخش نباشد؛ اما اگر اینگونه به این مسئله نگاه کنید که انجام این کار و مرتب کردن فایلها و مدارک موجود در قفسهی بایگانی، باعث میشود دیگران به شما به عنوان یک فرد شایسته، منظم و قابل تقدیر نگاه کنند، ممکن است انگیزهی کافی برای انجام این کار را به دست آورید. اگر اینگونه به مسئله نگاه کنید میتوانید پیوندی میان انجام یک کار نه چندان جالب و نیازهای خود (در این مورد مورد توجه و تشویق قرار گرفتن) ایجاد کنید و با تکیه بر آن، وظیفه و کار خود را به خوبی انجام دهید.
۲. به چرایی کاری که انجام میدهید فکر کنید
ممکن است گاهی به این موضوع فکر کنید که کار شما کاری بیهوده و بیهدف است و چرا وقت خود را با انجام چنین کار بیهودهای تلف کنید؟ یکی از روشهای عالی جهت افزایش انگیزهی خود این است که تمام نکات مثبت و دستاوردهای شغل خود را لیست کنید. به عنوان مثال اگر شما کارمند بخش خدمات نظافتی در یک بیمارستان هستید، کار شما باعث میشود بیماران در مقابل میکروبها و آلودگیها در امان باشند. اگر شما کسب و کاری بین المللی در حوزهی تجهیزات و مبلمان اداری دارید، کار شما افزایش بهره وری کارکنان در سرتاسر جهان را به ارمغان میآورد.
۳. اهدافتان را تعیین کنید
با تعیین اهداف، شما دقیقا میدانید که برای به دست آوردن آنچه در زندگیتان میخواهید؛ دقیقاً باید به دنبال انجام چه کارهایی باشید. در نتیجه دیگر آن کارها برایتان خسته کننده نخواهد بود. به عبارتی با نگاه کردن به تصویر کلی و مشخص اهدافتان، خواهید دید که چقدر راحتتر میتوانید وظایف و کارهای ناخواسته و اجباریتان را به انجام برسانید.
۴. وظایف خود را به اجزای کوچکتر تقسیم و تجزیه کنید (کارتان را بشکنید)
به عنوان مثال مرتب کردن و سازماندهی همهی فایلها و مدارک موجود در قفسهی بایگانی شما ممکن است کار حجیم و سنگینی باشد و انجام آن طی یک مرحله بسیار دشوار به نظر برسد؛ بنابراین اول فایلها را دسته بندی کنید. به طور مثال آنها را با توجه به حروف الفبا در چند دسته قرار دهید. بعد از چیدن هر دسته در جای خود، برای مرتب کردن بقیه آنها انگیزه و حس بهتری پیدا خواهید کرد.
۵. برای خودتان مسئولیت و الزام پاسخگویی ایجاد کنید
دربارهی وظایف و کارهایی که باید انجام دهید و همچنین مدت زمانی که انتظار میرود کار را در طول آن به اتمام برسانید، به مدیر و یا همکار خود توضیح دهید. وقتی که بدانید دیگران از شما انتظار دارند که کارتان را در زمان مشخصی به خوبی به پایان برسانید، انگیزه پیدا میکنید تا با انجام بهتر وظایف خود، تواناییتان را به دیگران اثبات کنید.
۶. زمانتان را مدیریت کنید
مدیریت زمان را یاد بگیرید. برای خودتان برنامهی زمانبندی شدهای طراحی کنید که در زمانی مشخص، به شیوهای موثر بتوانید آن را اجرا کنید.
۷. کارهای خود را به تعویق نیندازید
غلبه بر عادت به تعویق انداختن کارها را یاد بگیرید. وقتی که انگیزهی کمی برای انجام کاری دارید؛ مطمئن باشید که اگر آن را به تعویق بیندازید، انگیزهتان کمتر شده و احتمال به انجام رسیدن آن بیش از گذشته، کاهش مییابد و در مواقعی به صفر نیز خواهد رسید. پس برای زودتر به انجام رساندن کارهایی که انگیزه کمتری دارید، بیشتر عجله کنید.
۸. برای خود پاداش در نظر بگیرید
با خود عهد ببندید که اگر کار مورد نظرتان را در زمان مشخص و با موفقیت انجام دادید به خودتان پاداش خوبی بدهید. به عنوان مثال اگر کار کوچکی را به خوبی انجام دادید به عنوان پاداش برای خود بستنی یا چیز خوشمزهی دیگری که دوست دارید بخرید و هنگامی که کار بزرگتری را با موفقیت پشت سر گذاشتید؛ خود را به یک رستوران برای صرف یک شام خوب و دلچسب دعوت کنید!
۹. با پیامدهای منفی ناشی از انجام ندادن کار، به خود هشدار دهید ( خود را بترسانید)
به خودتان بگویید که اگر این کار را به خوبی انجام ندهید با رئیستان به مشکل بر میخورید. روی این موضوع تمرکز کنید و با فکر کردن به اینکه مثلا رئیستان نسبت به شما ذهنیتی منفی پیدا میکند و ممکن است زمانی که به کمک او نیاز دارید و مثلا میخواهید برای انجام کارهای شخصیتان از او مرخصی بگیرید، با شما همکاری نکند. پس به خود هشدار دهید که لازم است کارتان را به موقع و درست انجام دهید.
۱۰. وظایفتان را در صورت امکان با همکاران خود مبادله کنید
میتوانید برخی از وظایفی را که علاقهای به انجام آنها ندارید به یکی از همکارانتان که مشکلی با انجام آنها ندارد بسپارید و به جای آن، برخی از وظایف او که انجام آن برای شما خوشایندتر است را به عهده بگیرید. در محیط کار از علایق، استعدادها و نیازهای یکدیگر جهت انجام موثرتر وظایفتان استفاده کنید.
۱۱. اجازه دهید افکار مثبت و افراد مثبت اندیش شما را احاطه کنند
افکار مثبت بسیار قدرتمند هستند. فقط به خود بگویید که «من میتوانم»، در بسیاری از مواقع این جمله تمام چیزی است که برای شروع یک کار به آن نیاز دارید! از سوی دیگر وقتی افرادی که در کنار خود دارید مثبت اندیش باشند، همواره از شما حمایت میکنند و شما را تشویق میکنند که به تلاش خود ادامه دهید و این انگیزه را به شما میدهند که کارتان را با موفقیت پشت سر بگذارید.
۱۲. برای خود یک کارنامهی انجام کار، درست کنید
تمام کارهایی که موفق به انجام آنها شدهاید را در یک کارنامه ثبت کنید. این کارنامه به شما انگیزه میدهد. وقتی کاری را با موفقیت به اتمام رساندید، آن را به کارنامهی خود اضافه کنید تا با پربارتر شدن آن، رکورد شما در انجام موفق کارها افزایش پیدا کند! از این کارنامه، هنگامی که به انگیزهی بیشتری برای اتمام کارتان نیاز دارید، استفاده کنید.
راه های افزایش انگیزه | انگیزه چیست؟
انگیزه یک روند درونی است. چه آن را محرک و چه یک نیاز تعریف کنیم ، انگیزه شرایطی است که در درون ماست و خواهان تغییر است ، چه در خود و چه در محیط. هنگامی که ما به این چاه انرژی می پردازیم ، انگیزه فرد را به حرکت و جهت مورد نیاز خود برای تعامل با محیط در یک روش تطبیقی ، باز و حل مسئله ای درگیر می کند (Reeve، ۲۰۱۸). جوهر انگیزه رفتار هدفمند و پرانرژی است. وقتی انگیزه داریم حرکت و اقدام می کنیم. انگیزه تحت تأثیر ارضای نیاز هایی است که یا برای حفظ زندگی ضروری است یا برای رفاه و رشد. نیاز های فیزیولوژیکی برای غذا ، آب و رابطه جنسی (بله رابطه جنسی) برای حفظ زندگی به ارگانیسم و همچنین رضایت از انجام این کار کمک می کند. نیازهای روانشناختی برای استقلال ، تسلط و تعلق ، رفتار ما را به همان شیوه هدایت می کند. همانطور که نیاز های موفقیت ، قدرت ، رستگاری ، معنا و عزت نفس نیز این کار را انجام می دهند. بعضی از این نیاز ها همانند تمام فعالیت های درونی که درگیرش هستیم،به محرک تبدیل می شوند. انگیزش موضوع پیچیدهای است و انگیزه دادن به خود، ممکن است کار دشواری باشد. با ارزیابی و درنظر گرفتن نیازهایتان میتوانید زاویهی دیدتان را نسبت به کارها و وظایف خود تغییر دهید و با پیوند دادن این وظایف با احساسات و تجاربی که از نظر درونی برای شما خوشایند و رضایت بخش است، به خوبی از پس آنها برآیید.
همچنین میتوانید برای خود پاداش شخصی در نظر بگیرید و نگرش خود نسبت به کارهای ناخواسته یا اجباری را تغییر دهید و انگیزش بیرونی ایجاد کنید. به عنوان مثال اگر مجبور به اضافه کاری شدهاید؛ به جای اینکه با نارضایتی از اینکه مجبورید چند ساعت بیشتر در محل کارتان بمانید اوقات خود را تلخ کنید، با فکر کردن به اینکه دستمزد بیشتری میگیرید و میتوانید چیزی را که به آن علاقه دارید تهیه کنید، انجام این کارهای اضافه را برای خود خوشایند کنید. یا با بخشی از این دستمزد، به عنوان پاداش انجام کار، خود را برای یک شام خوب به رستوران دعوت کنید. با استفاده ترکیبی از تکنیکهای ارائه شده برای ایجاد انگیزه، میتوانید برای انجام وظایف ناخواسته و یا اجباری به خود انگیزهی لازم را بدهید. اگر بخواهیم به تعریف انگیزه بپردازیم، «میل به انجام فعالیت به دنبال احساس نیاز» میتواند تعریف کاملی باشد. درواقع شما زمانی شروع به انجام کاری میکنید که برای آن انگیزه لازم را داشته باشید. همچنین انگیزه زمانی در شما به وجود میآید که در مورد مسئله خاصی احساس نیاز کرده باشید. فاکتورهای زیادی از قبیل شرایط و توانایی انجام کار بر شکلگیری انگیزه تاثیرگذار هستند. به صورت واضحتر انسان حتی برای انجام کوچکترین کارها به انگیزه نیاز دارد. به دنبال احساس تشنگی، انگیزه است که شما را برای رفع این نیازبه فعالیت وا میدارد. انگیزه به شما کمک میکند تا در راه رسیدن به اهداف و علائق در زندگی، با سختیها و مشکلات آن سازگار شوید.
بهطور کلی، انگیزه به عاملی اشاره دارد که به موجب آن افراد برخی رفتارهای هدفمند را شروع کرده، به آنها جهت داده و نسبت به انجام رفتارهای مذکور تعهد پیدا میکنند. به بیان سادهتر، انگیزه همان چیزی است که انسان را به نوشیدن آب برای رفع تشنگی، خواندن کتاب برای افزایش دانش و … تشویق میکند. در این مقاله قصد داریم تا با جزئیات بیشتری مفهوم انگیزه را تشریح کرده، عوامل مختلف تأثیرگذار در بهبود انگیزه افراد را از دیدگاه روانشناسی ایجاد انگیزه مورد بررسی قرار داده و تئوریهای مختلف آن را بیان کنیم. همچنین جنبههای مختلف انگیزش افراد، بر اساس خصوصیات درونی آنها را تشریح کرده و در نهایت ۵ استراتژی کاربردی به منظور حفظ انگیزه افراد در کسب و کار را معرفی خواهیم کرد.
تعریف انگیزش (Motivation) بستگی به مفاهیم نظری روانشناسی دارد. درواقع تعریف یک روانشناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید، کتل، مورفی، هب و… تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کردهاند، اما در یک جمعبندی کلی میتوان انگیزش را بهصورت «مجموع متغیرهای پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهتدار احساس و رفتار منجر میشود.» تعریف کرد. اگر بخواهیم سادهتر بیان کنیم، نیروهای بیولوژیکی، عاطفی، اجتماعی و شناختی که منجر به بروز رفتارهای مختلف از جانب افراد میشود، انگیزش نام دارد. بهعنوانمثال، قبول شدن در رشته پزشکی برای یک دانشآموز انگیزه ایجاد میکند که صبحها زود از خواب بیدار شود و درس بخواند. یا خوشاندام شدن انگیزهای برای افراد است که ورزش کنند.
محیط و بستر اجتماعی ما از نظر انگیزه بیرونی نقش بسزایی خواهد داشت. ما همچنین با اهداف ، ارزش ها و خواسته ها انگیزه خواهیم گرفت تا احساسات خاصی را در ارتباط با برخی حالت های نهایی تجربه کنیم. (Reeve، ۲۰۱۸). بهترین روش برای توضیح انگیزه نشان دادن آن به شکلی است که در زندگی روزمره به نظر می رسد. در اینجا مثالی از دلایل انگیزشی احتمالی است که شخص می تواند برای تمرین استفاده کند.
دلایل استفاده نوع انگیزه مثال هایی از زندگی واقعی
تفریح، لذت انگیزه ذاتی دویدن و جست و خیز کودکان فقط برای سرگرمی و لذت است.
پنج گام مهم وجود دارد که اگر پیوسته و با اعتماد به نفس و باور به خود انجام شوند، قطعا باعث ایجاد انگیزه میگردند:
گام اول: خودتان را بشناسید
سعی کنید فارغ از مقایسه با دیگران خود واقعیتان را بشناسید. باید بدانید چه چیزهایی باعث خوشحالی شما میشود تا در زمان بیحوصلگی از آنها استفاده کنید. همچنین باید نقاط ضعف خود را بدانید و آنها را بدون سرزنش کردن خود، بپذیرید. توصیه میکنیم مقاله بی انگیزگی را مطالعه کنید.
گام دوم: هدفمند باشید
هدف نقش اساسی در پیدایش انگیزه دارد. طبیعتا زمانی که هدف وجود نداشتهباشد نیازی هم وجود ندارد و انگیزه معنای خود را در این شرایط از دست میدهد. سعی کنید در اولین فرصت متناسب با علائق، استعدادها و تواناییهای خود هدف مناسبی تعیین کنید.
یادتان باشد که اهداف باید منطقی باشند. پیشنهاد میکنیم ابتدا با اهداف کوچک و قابل دسترس شروع کنید. برای مثال ابتدا میتوانید هدف خود را بر روی خواندن یک کتاب مفید تنظیم کنید.
گام سوم: برنامه ریزی کنید
سعی کنید پس از اینکه هدف را مشخص کردید، برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید. به خاطر داشته باشید که برنامه شما باید تا جای ممکن جزئی باشد (برای مثال برنامه هفتگی خود را با جزئیات روزانه بنویسید.) این کار باعث میشود که منظمتر به انجام برنامه خود بپردازید. نکته دیگر اینکه در برنامه خود حتما زمانی را به تفریح مورد علاقه و استراحت اختصاص دهید.
گام چهارم: راه های افزایش انگیزه | بررسی میزان پیشرفت
سعی کنید در زمانهای استراحت به پیشرفتهای خود فکر کرده و به ارادهتان افتخار کنید. حتی اگر گاهی از برنامه عقب ماندید با مهربانی از خود انتقاد کنید. سرزنش مهمترین عامل پذیرش ناتوانی است.
گام پنجم: لذت از مسیر و مثبت اندیشی
در مسیر عمل به برنامههای خود لذت کافی را ببرید و سعی کنید نقاط مثبت خود را به یاد داشته باشید. تمام انرژی و حواس خود را در زمان حال و برای رسیدن به اهداف متمرکز کنید. افکار خود را بر این باور متمرکز کنید که نتیجه به هر حال حاصل میشود؛ آنچه که اهمیت دارد لذت از مسیر رسیدن است.مسئولیت پذیری و تعهد در عمل به برنامه را در خود تقویت کنید.
انگیزه
انگیزه عبارت است از نیروهای بیولوژیکی، عاطفی، اجتماعی و شناختی که منجر به بروز رفتارهای مختلف از جانب افراد میشود. در کاربردهای روزمره، اصطلاح انگیزه اغلب برای توصیف دلایل مربوط به انجام دادن کاری توسط افراد استفاده میشود. به عنوان مثال، ممکن است بگوییم دانشآموزی برای ورود به رشته روانشناسی بالینی چنان انگیزه دارد که تمام شب را به مطالعه میگذراند.
اصطلاح «انگیزه» به عواملی اشاره دارد که موجب بروز رفتارهایی هدفمند، جهتگیری رفتارها و ثبات در آنها از جانب افراد میشود. در حقیقت، انگیزهها چرایی رفتارهای افراد بوده و نیازها و خواستههای آنان را شامل میشود که باعث بروز رفتار شده و آنچه را که افراد انجام میدهند، توضیح میدهد. از سوی دیگر، انگیزه چیزی قابلمشاهده و ملموس نیست، بلکه نشانههای وجود آن در رفتار افراد قابل استنباط است.
اما آیا میدانید پشت انگیزههای مربوط به دلایل رفتارهای مختلف افراد، چه چیزی نهفته است؟ از دیدگاه روانشناسی ایجاد انگیزه، تئوریهای مختلفی برای انگیزه رفتارهای انسان وجود دارد که از آن جمله میتوان تئوری غرایز، تئوری نیازها و تئوری سطح برانگیختگی را نام برد. واقعیت این است که نیروهای مختلف زیادی وجود دارند که منجر به ایجاد انگیزه در افراد و بروز رفتارهای هدفمند از جانب آنان میشوند. در ادامه هر یک از تئوریهای مذکور را بررسی خواهیم کرد.
فاکتورهای تأثیرگذار در ایجاد انگیزه
همانطور که میدانید، برای رسیدن به هدف و دستیابی به موفقیت، صرف داشتن میل به تحقق آن کافی نیست. در حقیقت، رسیدن به اهداف مورد نظر مستلزم استمرار در انجام کارهای مورد نیاز و استقامتی است که علیرغم مواجهه با مشکلات، همچنان برای موفقیت تلاش کرده و از موانع عبور کنید. بنابراین میتوان گفت که سه فاکتور تأثیرگذار برای ایجاد انگیزه در افراد وجود دارد:
- اقدام: اقدام برای انجام کار، یکی از عواملی است که در ایجاد انگیزه تأثیرگذار خواهد بود. برای مثال، میتوان به ثبتنام در کلاس روانشناسی اشاره کرد.
- استمرار: پایداری عبارت است از تلاش مداوم برای دستیابی به اهداف مورد نظر، به طوری که از تمامی موانع عبور کرده و به موفقیت برسید. برای مثال، میتوان استمرار شرکت در کلاسها و دورههای مختلف روانشناسی جهت اخذ مدرک معتبر را نام برد. گرچه این موضوع به سرمایهگذاری قابلتوجهی از لحاظ زمان، انرژی و منابع نیاز دارد.
- استقامت: از جمله دیگر فاکتورهای ایجاد انگیزه استقامت و تلاش برای انجام کارهای همسو با هدف مورد نظر است. در حقیقت، استقامت عبارت است از نیرویی که یک فرد برای موفقیت در جهت دستیابی به هدفش، صرف انجام امور مربوطه میکند. به عنوان مثال، میتوان به دانشجویی اشاره کرد که برای موفقیت در رشته تحصیلی خود سخت تلاش میکند، به طور مرتب درس میخواند، در بحثهای کلاسی شرکت میکند و از فرصتهای تحقیقی خارج از کلاس استفاده میکند. در واقع، این دانشجو اهداف آموزشی خود را با شدت بیشتری دنبال میکند.
انگیزه از دید روانشناسی
انگیزه یک نیروی درونی است که بخش اعظمی از رفتار ما را تعیین میکند. تمایلات ما میتواند در انجام کارهای مثبت و منفی به ما انگیزه دهند. در روانشناسی اغلب با ایجاد انگیزه به تشویق فرد در ایجاد تغییرات مثبت رفتاری در زندگی کمک میکنند.
عبارات روانشناختی
- فعالیت هورمونی: مواد شیمیایی موجود در بزاق یا خون ، مانند کورتیزول (استرس) یا کاتکول آمین ها (واکنش ستیز یا گریز).
- فعالیت قلبی عروقی: انقباض و انبساط قلب و عروق خونی (همانطور که در پاسخ به یک انگیزه جذاب یا یک کار دشوار / چالش برانگیز ایجاد می شود).
- فعالیت چشمی: رفتار چشم – اندازه مردمک (میزان فعالیت ذهنی) ، چشمک زدن چشم (تغییر حالات شناختی) و حرکات چشم (فکر بازتابی).
- فعالیت الکترودرمی: تغییرات الکتریکی روی سطح پوست (همانطور که در پاسخ به یک رویداد مهم یا تهدیدآمیز ایجاد می شود).
- فعالیت اسکلتی: فعالیت عضله ، مانند حالات صورت (احساس خاص) ، حرکات بدنی یا تغییر وزن شخص در حین مکالمه خسته کننده (تمایل به ترک).
فعال سازی مغز
درست مانند تغییرات در رفتار ، درگیری و روانشناسی ، فعالیت های مغزی نشانه ظهور و سقوط و حفظ حالت های انگیزشی است. الگوی متفاوتی از فعالیت عصبی با هر انگیزه و احساسات وجود دارد. به عنوان مثال ، هیپوتالاموس هنگام تشنگی فعال می شود و وقتی احساس انزجار می کنیم ، فعالیت اینسولار مغز افزایش می یابد.

محققان از تجهیزات پیشرفته مانند الکتروانسفالوگرافی (EEG) و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) برای مشاهده ، تشخیص ، نظارت و اندازه گیری فعالیت عصبی مغز استفاده می کنند.
همه اینها را در کنار هم قرار می دهیم تا به سؤال اولیه پاسخ دهیم که انگیزه چیست ، اما از همه مهمتر اینکه چه کاری انجام می دهد. ما انگیزه را افزایش و ریزش نیاز ها ، شناخت و احساسات بیان شده از طریق الگو های رفتاری ، میزان درگیری و فعالیت عصبی و روانی در جهت تحقق نتایج اساسی زندگی تعریف می کنیم.
مدل انگیزه
به طور خلاصه ، انگیزه ها تجربیات درونی در قالب نیاز ها ، شناخت ها و احساسات و علل مستقیم و تقریبی عمل با انگیزه هستند. زمینه های اجتماعی و رویداد های خارجی به عنوان پیش زمینه ی انگیزه هایی مطرح هستند که باعث ایجاد یا تحریک حالات انگیزشی می شوند. انگیزه های ما خود را از طریق رفتار ، درگیری ، روانشناسی ، فعال سازی مغز و گزارش خود بیان، نشان می دهند.

مشاورۀ آنلاین با دکتر روانشناس مورد نظرتان را رزرو کنید
به صفحه مشاورۀ آنلاین روانشناسی بروید و زمان مشاوره دلخواهتان را (تصویری، صوتی و متنی) آنلاین رزرو کنید.رزرو مشاورۀ روانشناسی![]()
مدل زیر چارچوب چگونگی مطالعه روند انگیزشی و عناصر آن را توسط روانشناسان انگیزشی نشان می دهد و سعی می کند پاسخ سوالات را در مورد آنچه باعث ایجاد انگیزه می شود بیابد. همچنین نشان می دهد که چرا مطالعه انگیزه برای زندگی افراد تا این حد اهمیت دارد و اینکه چگونه انگیزه در نتایج مهم زندگی مانند دستیابی ، عملکرد و بهزیستی نقش مثبتی دارد. (Reeve، ۲۰۱۸).
[sibwp_form id=1]
فرآیند انگیزه
انگیزه ما، هنگامی که از انگیزه های درونی سرچشمه می گیرد، آنگونه که براساس نیاز ها، شناخت ها و احساسات طبقه بندی می شود ، اغلب به عنوان انگیزه ای فوری و قدرتمند تر از بیرونی تجربه می شود.
این تجربیات درونی نمی توانند بدون درجاتی از تأثیر بیرونی اتفاق بیفتند ، خواه به صورت پیامد ها ، محرک ها و یا اشکال دیگری از فشار که ناشی از بافت اجتماعی محیط ما باشد.
نیاز های فیزیولوژیکی و روانشناختی ما را به سمت خود سوق می دهد ، شناخت هایمان، ما را هدایت می کنند و احساسات به اهدافمان شدت و انرژی می بخشند. هنگامی که ترکیبی از شرایط پیشین و انگیزه های درونی تراز شوند ، محیطی مناسب برای درگیری ایجاد می کنند که رفتار عملی را در پی دارد.
هنگامی که این رفتار ها به نوبه خود حالت های انگیزشی و عاطفی بیشتری ایجاد می کنند ، از طریق یک حلقه بازخورد مثبت باعث تقویت رفتار می شوند و احتمال تکرار را افزایش می دهند (Reeve ، ۲۰۱۸).
بزرگترین دزدی که این جهان تاکنون به خود دیده ، تعلل است و هنوز هم کنترل امور را در دست دارد.

جاش بیلینگز
یک مسئله انگیزشی مانند تعلل یا اجتناب را در نظر بگیرید
نیاز ها ، شناخت ها ، احساسات ، محیط و روابط ما می تواند نقش مهمی در تعلل یا اجتناب داشته باشد.
همه نیاز ها به دلیل کمبود یا نیاز به رشد به وجود می آیند. نیاز های فیزیولوژیکی نیروی ویژه ای برای تعیین رفتار است. در صورت تهدید سلامتی بدن ، بدن به مغز علامت خواهد داد و به عنوان مثال ، هنگامی که از گرسنگی ، تشنگی یا کمبود خواب رنج می بریم ، می تواند به اجتناب و تعلل منجر شود.
نیاز های روانشناختی همچنین محرک های مهمی در ایجاد انگیزه هستند ، زیرا آن ها نیاز های ذاتی را برای رشد احساس استقلال ، شایستگی و وابستگی نشان می دهند. وقتی سعی می کنیم خود را وادار به انجام کاری کنیم که با آن نیاز ها مغایرت داشته باشد ، این نیرو های فطری می توانند برای غلبه بر آن ها دشوار باشند.
تعارض بین رفتار انتخاب شده و نیاز به برآوردن نیاز های روانشناختی مانند خودمختاری می تواند نا همخوانی ایجاد کند که می تواند منجر به اجتناب یا تعلل شود. در حالی که برآورده کردن نیاز های فیزیولوژیکی در مورد حفظ سلامتی است ، برآورده کردن نیاز های روانشناختی به معنای شکوفایی و رشد به عنوان یک فرد است (Reeve ، ۲۰۱۸).
هنگامی که ما دیگر قادر به تغییر یک وضعیت نیستیم ، برای تغییر خودمان به چالش کشیده می شویم.
ویکتور فرانکل
همچنین نیاز های ضمنی وجود دارد که از طریق توسعه اجتماعی – عاطفی از محیط ما به دست می آید. آنها با توجه به تجربیات ما در افراد مختلف متفاوت هستند و برخلاف نیاز های روانی ذاتی ، انگیزه های ضمنی دست یافتنی هستند.
ضمنی در اینجا به معنای ناخودآگاه است. این نیاز ها بدون آگاهی اتفاق می افتند و ماندگار هستند. نیاز های ضمنی ما را به سمت پیگیری و دستیابی به محرک های خاص اجتماعی سوق می دهد (شولتایس ، و برونشتاین ، ۲۰۱۰).
یک انگیزه ضمنی یک نیاز روانشناختی است که از نشانه های موقعیتی ناشی از واکنش های عاطفی ناشی می شود و سپس رفتار و سبک زندگی افراد را پیش بینی ، هدایت و توضیح می دهد. آنها را می توان از افکار ، احساسات و رفتار های شخصیتی استنباط کرد. آنچه شخص از یک انگیزه ضمنی “نیاز” دارد، تجربه یک الگوی خاص از تأثیر یا احساسات است.
به عنوان مثال، اگر نیاز کم یا ناچیزی به موفقیت داشته باشیم ، ممکن است هنگام درگیر شدن در آن کار چالش برانگیز ، تاثیرات منفی مانند اضطراب ، شرم و خجالت را تجربه کرده و در نتیجه اجتناب یا تعلل کنیم. انگیزه های ضمنی رفتار ما را بسیار دقیق تر از انگیزه های صریح ، همان انگیزه هایی که به عنوان محرک خود، به دیگران معرفی می کنیم، پیش بینی می کنند. (مک کلند ، کوستنر ، و وینبرگر ، ۱۹۸۹).
شناختهای ما همچنین می تواند در تمایل ما به پرهیز یا تعلل تأثیر بگذارد. شناخت ها ساختار های ذهنی مانند اهداف ، طرز فکر ، انتظارات ، اعتقادات و خودپنداره هستند که بر انگیزه ما تأثیر می گذارند. به عنوان مثال اگر اهداف متناقضی داشته باشیم ، احتمالاً بیشتر اجتناب و تعلل خواهیم کرد.
نگرش خود به مسائل را تغییر دهید تا مسائل نیز تغییر کنند.
وین دبلیو دایر
احساسات ، گرچه از نزدیک با شناخت ها و نیاز های روانی پیوند دارند ، اما به خودی خود می توانند انگیزه را ایجاد کنند یا از بین ببرند. آنها می توانند اهمیت رفتار خاص را نشان دهند. ممکن است شادی یا غرور را از امکان دستیابی به هدف از طریق درگیر شدن در رفتار های خاص احساس کنیم ، یا به خاطر ترس از شکست اجتناب و تعلل را برگزینیم.
محیط ما همچنین می تواند ایده آل و حمایتی باشد یا مانعی برای با انگیزه ماندن و رسیدن به اهدافمان (Reeve، ۲۰۱۸). می تواند پر از حواس پرتی باشد یا فاقد شرایط بهینه برای ایجاد انگیزه پایدار.
سرانجام ، روابط ما هنگام تغییر می تواند حامی و قدرت بخش باشند. این را می توان از طریق مفهومی مانند پدیده میکل آنژ توضیح داد ، جایی که روابط مان از پتانسیل ما پشتیبانی می کند. آنها همچنین می توانند مانند پدیده Blueberry که رابطه در آن بدترین حالت را به وجود می آورد و می تواند به اجتناب و تعلل بینجامد.
چرخه انگیزه
انگیزه یک فرآیند پویا است و انگیزه های ما با گذشت زمان تغییر می کند. افزایش و کاهش با تغییر شرایط و با گذشت زمان ، انگیزه ها به جریان مداوم رفتار کمک می کند. برای پیچیده تر کردن امور ، ما در هر نقطه از زمان با انگیزه های مختلفی هدایت می شویم.
یکی از انگیزه ها ، که معمولاً از نظر موقعیتی مناسب است ، قوی ترین خواهد بود و توجه ما را به خود جلب می کند ، در حالی که انگیزه های دیگر مطیع هستند و نسبتاً خفته. اگرچه به طور معمول قویترین انگیزه بیشترین تأثیر را در رفتار ما خواهد گذاشت ، با تغییر اوضاع ، هر انگیزه فرعی می تواند غالب شود.
مثال زیر نشان می دهد که چگونه انگیزه دانش آموزان برای خواندن با گذشت زمان از نظر قدرت متفاوت است و در مقایسه با نیاز به وقت گذراندن با دوستان یا خوردن میان وعده ، نسبتاً قوی شروع شده و سپس ضعیف تر می شود (Reeve، ۲۰۱۸).
آگاهی از چگونگی تغییر انگیزه در طول زمان ، از اهمیت ویژه ای در هنگام تعیین هدف برخوردار است.
هنگامی که ما مزایای انگیزشی و عملکردی را در مقابل مضرات برای کسانی که هدف کوتاه مدت اتخاذ می کنند ، متمایز می کنیم ، مانند خوردن کمتر از ۲۰۰۰ کالری در طی یک روز ، در مقابل افرادی که هدفی بلند مدت را اتخاذ می کنند ، مانند از دست دادن ۲۰ پوند در سال جاری، باید قبل از ارائه توصیه ها نوع فعالیتی را که آنها درگیرش هستند در نظر بگیریم.
اهداف کوتاه مدت برای فعالیت های خسته کننده بهتر عمل می کنند ، زیرا آنها با ارائه بازخورد بیشتر در مورد پیشرفت ، تعهد را تقویت می کنند که این امر نیز به نوبه خود تلاش بیشتر برای ادامه فعالیت را برمی انگیزد. (Reeve، ۲۰۱۸).
انگیزه برای انجام کار های معمول یا خسته کننده می تواند بهبود یابد. با این حال ، با ارائه وضوح اهداف و انتخاب در نحوه انجام یک کار. شفافیت و انتخاب می تواند حس تسلط و استقلال را تحریک کند و هر دو به صورت ترکیبی می توانند انگیزه کلی را افزایش دهند، زیرا نیاز های اساسی روانشناختی را برآورده می کنند.
هنگامی که نوبت به کار های جالب می رسد، یا همانطور که Mihaly Csikszentmihalyi (1990) آن ها را به عنوان فعالیت های اتوتولیک فرا می خواند، اهداف بلند مدت بهتر کار می کنند، زیرا آنها اغلب انعطاف پذیری و استقلال بیشتری را در چگونگی دنبال کردنشان فراهم می کنند. نقاط عطف کوتاه مدت می تواند برای فعالیت های جالب مزاحم باشند. فعالیت های اتوتولیک در حال حاضر جذاب هستند و ما اغلب به دلیل لذت بردن از انجام آنها به طور ذاتی انگیزه داریم. اما مهمتر از همه ، ما دوست داریم حتی بدون پاداش های خارجی یا مشوق ها ، آنها را دنبال کنیم.
اتوتولیک کلمه ای است که از دو ریشه یونانی تشکیل شده است: اوتو (خود) و تول (هدف). فعالیتی اتوتولیک است که ما به خاطر خودش آن را انجام می دهیم، زیرا تجربه کردنش هدف اصلی است.
میهای چیکسنتمیهایی
همچنین باید به خاطر داشته باشیم که انگیزه عمل به اهداف اغلب در مواقعی که هدف در آینده نزدیک باشد ، بیشتر می شود ، در حالی که اهداف دور باعث ایجاد تنش سریعی که به ما انگیزه می دهد تا فوراً عمل کنیم، نمی شود. (Reeve، ۲۰۱۸ )
تئوری های انگیزشی افراد از دیدگاه روانشناسی ایجاد انگیزه
به طور کلی، بسته به ویژگیهای شخصیتی افراد، موارد متعددی میتوانند موجب ایجاد انگیزه در آنان برای انجام کاری شوند. هر یک از این موارد تحت عنوان تئوریهای انگیزشی شناخته شده و در چند دستهبندی کلی جای میگیرند. در ادامه، هر یک از آنها را تشریح میکنیم.
۱. غرایز
تئوری غرایز در رابطه با ایجاد انگیزه در افراد به بیان این موضوع میپردازد که برخی رفتارهای انسان تحت تأثیر غرایز وی که الگوهای ثابت و ذاتی رفتار او هستند، بروز میکنند. روانشناسان از جمله ویلیام جیمز، زیگموند فروید و ویلیام مک داگال برخی غرایز پایهای انسانی را بیان کردهاند که باعث بروز رفتار میشوند. برای مثال، غرایز بیولوژیکی برای بقای ارگانیسم را میتوان نام برد. مانند ترس، تلاش برای پاکیزگی و عشق که از جمله اساسیترین رفتارهایی هستند که به موجب ایجاد انگیزه در انسان بروز میکنند.
۲. نیازها و تمایلات
بسیاری از رفتارهای انسان مانند غذا خوردن، نوشیدن و خواب از جمله نیازهای بیولوژیکی هستند که موجب ایجاد انگیزه در آنان میشوند. در حقیقت، افراد مختلف یکسری نیازهای بیولوژیکی به غذا، آب و خواب دارند و همین موضوع موجب ایجاد انگیزه در آنان برای غذا خوردن، نوشیدن و خوابیدن میشود. به عبارت دیگر، تئوری نیازها به این موضوع اشاره دارد که افراد نیازهای اساسی بیولوژیکی دارند و رفتارهای آنان هم به دلیل ضرورت تحقق این نیازها ایجاد میشوند.
۳. سطح برانگیختگی
از جمله دیگر تئوریهای مطرح در زمینه بروز رفتارهای ناشی از ایجاد انگیزه در افراد مختلف، سطح برانگیختگی آنان است. به عبارت بهتر، تئوری برانگیختگی انگیزه بیانگر این است که سطح انگیزهی افراد برای انجام رفتارهای مختلف با سطح برانگیختگی آنها ارتباط مستقیمی دارد. به همین دلیل هم هر یک از افراد نسبت به نیازهایی که سطح برانگیختگی کمتری در آنان ایجاد میکنند، فعالیتهای کمتحرک و آرامشبخشی مانند خواندن کتاب را دنبال میکنند. در حالی که افراد دارای نیازهای با سطح برانگیختگی بالا، معمولاً به دنبال فعالیتهای پرتحرک و هیجانانگیزتری هستند تا به نوعی متناسب با انگیزه بالای آنان باشد. برای مثال، این گروه از افراد به انجام فعالیتهایی مانند شرکت در مسابقات موتورسواری علاقهمند هستند.
انواع انگیزش
انواع مختلف انگیزش در افراد، غالباً به صورت درونی و بیرونی توصیف میشوند. انگیزههای بیرونی مواردی هستند که از محیط پیرامون فرد به وجود آمده و عواملی بیرونی که توسط سایرین انجام میشود، موجب ایجاد انگیزه درونی در افراد میگردد. برای مثال، عوامل بیرونی انگیزش میتوانند شامل پاداشهایی مانند ارتقاء شغلی، درآمد بیشتر، موقعیت اجتماعی یا تأیید از جانب سایرین باشند.
اما انگیزههای درونی مواردی هستند که در درون فرد ایجاد میشوند. در این مورد معمولاً افراد برای رفع نیازهای خود نیاز به انگیزش درونی دارند. به طور معمول، بسیاری از عادتها و کارهایی که در اوقات فراغت انجام میشوند، بر اساس انگیزه درونی هستند. برای مثال، حل یک معما، تماشای تلویزیون، بازی و … همگی کارهایی هستند که برای رضایت شخصی انجام شده و به دلیل اجبار یا الزام برای انجام آنها پیگیری نمیشوند.
سلسله مراتبی انگیزه ها
برخی نظریهپردازان نظیر مزلو (Maslow) و باک (Buck) انگیزههای انسان را بهصورت سلسلهمراتبی ارائه کردهاند. مزلو انگیزههای انسان را در پنج طبقه اصلی «انگیزههای (نیازهای) فیزیولوژیک (مانند آب و غذا و اکسیژن و…)، نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی (محبت و عشق)، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. درحالیکه باک آنها در پنج طبقه بهگونهای دیگر شامل «غرایز، تحریکهای نخستین، تحریکهای اکتسابی، هیجانها و انگیزش شایستگی» طبقهبندی میکند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه میدهد تا انگیزههای بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقهبندی کند.
افراد، عموماً انگیزش را حالات درونی میدانند که باعث میشود فرد به انجام کارهایی بیش از کارهای دیگر تمایل نشان دهد، استیرز و پورتر انگیزش را شامل سه عنصر اصلی میدانند که عبارتند از:
۱- نیروهای فعالکننده:
نیروهایی در افراد هستند و باعث میشوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد.
۲- نیروهای هدایتکننده:
رفتار را بهسوی چیزی هدایت میکنند. بهعبارتدیگر انگیزش هدفدار است.
۳-نیروهای تداومدهنده:
در این حالت، انگیزش، رفتار انسان را در جهت رسیدن به هدف نیرو بخشیده و به آن تداوم میدهد. محیط افراد عامل اصلی در شدت و ضعف و جهت دادن به این نیروها است. پس انگیزش یعنی نیروها یا حالتهای درونی که باعث میشوند فرد داوطلبانه فعالیتهایی را شروع کرده و تا رسیدن به اهداف مشخصی ادامه دهد. بر اساس این تعریف انگیزش متأثر از عوامل درونی و بیرونی است.
با توجه به نظریه های انگیزشی، شیوه برانگیخته شدن افراد با یکدیگر متفاوت است
یکی از معروفترین نظریات، نظریه انتظار ویکتور وروم است. طبق نظر وی، انسانها رفتار خود را برحسب نتیجهای که انتظار دارند، تنظیم میکنند. بهعنوانمثال، اگر شخصی انتظار دارد ۵ کیلو لاغر شود، انگیزه ورزش کردن پیدا میکند و عمل ورزش به دلیل انتظارات وی شکل میگیرد. نظریه انتظار بر سه عنصر استوار است:
انتظار
باور این مطلب که تلاشهای شما منجر به دستیابی به هدف مطلوبتان خواهد شد. این امر بر تجارب پیشین شما، اعتمادبهنفستان و اینکه دستیابی به این هدف را تا چه حد دشوار میدانید، مبتنی است.
عاملیت
باور به این امر که اگر انتظارات عملکردی را برآورده سازید، پاداش خواهید گرفت.
ارزش
ارزشی که برای پاداش قائل هستید. خودانگیختگی موضوع پیچیدهای است و ایجاد انگیزه بهراحتی امکانپذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان میتوانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، میتوانید بهخوبی از پس آنها برآیید.
۵ تکنیک روانشناسی برای ایجاد انگیزه
۱. استفاده دقیق از عوامل تشویق کننده
تصور کنید که فردی از اطرافیانتان از انجام کاری لذت میبرد؛ آیا میتوان استدلال کرد که پاداش و تشویق او در این زمینه منجر به تکرار چنین کاری از جانب او گردد؟ پاسخ به این سؤال خیر است! در حقیقت، محققان دریافتهاند که تلاش برای ایجاد انگیزهی بیشتر در مورد کارهایی که خود فرد به صورت درونی نسبت به انجام آنها تمایل دارد، در اکثر موارد نتیجه عکس داشته و منجر به کاهش انگیزه وی میگردد.
بنابراین به خاطر داشته باشید که انگیزه درونی از درون فرد به وجود میآید و نیاز به محرکهای بیرونی ندارد. به عبارت دیگر، در چنین مواردی انجام کار صرفاً به دلیل رضایت شخصی بوده و همین موضوع نیز خود به منزله پاداشی برای فرد است. برای مثال، پاداش دادن به کودکان به خاطر انجام کارهایی که خودشان از آنها لذت میبرند، مانند بازی با یک اسباببازی خاص، انگیزه آنها برای تکرار رفتار مورد نظر را در آینده کاهش میدهد. روانشناسان از این پدیده به عنوان اثر توجیه افراطی یاد میکنند.
با توجه به آنچه که بیان شد، نیاز است تا در پاداش دادن به افراد به منظور ایجاد انگیزه در آنان محتاطانه رفتار کنید. به بیان دیگر، تشویق افراد معمولاً به منظور افزایش انگیزه آنان، جهت انجام کارها یا رفتارهایی تأثیرگذار است که بدون تشویق و انگیزشهای بیرونی، آنها را تکرار نمیکنند؛ اما وابستگی بیش از حد به چنین پاداشهایی ممکن است در برخی موارد منجر به کاهش انگیزه نیز گردد. بنابراین برای تشویق اطرافیان و ایجاد انگیزه در آنان نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
- از پاداشهای بیرونی کمتر استفاده کنید.
- پاداشهای بیرونی تنها زمانی تأثیرگذار هستند که فرد مورد نظر هیچگونه انگیزش درونی نسبت به انجام کار یا رفتار مربوطه نداشته باشد.
- از پاداشهای بیرونی در مراحل ابتدایی انگیزش استفاده کنید و به تدریج با مشاهده علاقمند شدن فرد نسبت به رفتار یا کار مورد نظر، پاداشهای بیرونی را کاهش دهید.
۲. به چالش کشیدن خود
مواجهه با چه کارهایی منجر به افزایش انگیزه شما میشود؟ آیا نسبت به انجام کارهایی ساده که چندین بار تکرارشان کردهاید، تمایل بیشتری دارید یا برای کارهای جالبتر، هیجانانگیز و چالشی که نیاز به یادگیری چیزهای جدید دارند، انگیزه بیشتری دارید؟ به طور کلی، میتوان گفت که به منظور افزایش انگیزه خود یا اطرافیان برای انجام کارهای مد نظر میتوانید یکسری چالشهایی برای خود یا افراد دیگر تعریف کنید. برای مثال، اگر قصد دارید تا زودتر از خواب بیدار شوید، جدا شدن از همان کارهای روتین گذشته و مواجهه با چالشهای جدید در زندگی میتوانند روشی مؤثر برای حفظ جرقههای انگیزشی شما باشند.
در همین راستا، برای به چالش کشیدن خودتان میتوانید مواردی همچون ثبتنام در یک کلاس ورزشی، مدیریت زمان، تلاش بیشتر برای بهبود کیفیت کار و … را امتحان کنید. در حقیقت، صرفنظر از هدفی که دارید، تعریف چالشهای جدید در میان برنامههای روتین روزانه میتواند در بهبود مهارتهای شخصی، افزایش انگیزه و نزدیک شدنتان به موفقیت کمککننده باشند.
یکی از متداولترین نکات روانشناسی ایجاد انگیزه تجسم موفقیت است. حال آن که تحقیقات نشان میدهند که این امر میتواند نتیجهای عکس داشته باشد! به عبارت دیگر، در این روش افراد غالباً اهداف خود را محقق شده و دستیافتنی تجسم میکنند و این در حالی است که از تجسم تلاش لازم برای رسیدن به هدف مورد نظر غافل میشوند. در چنین شرایطی، با تصور اینکه به هدف خود رسیدهاند، مقدار انرژی و همچنین انگیزه آنان برای انجام وظایف مورد نظر جهت تحقق اهدافشان کاهش مییابد.
به علاوه، تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان دادهاند که تصورات ایدهآل افراد در مورد آینده و اهدافشان معمولاً دستاوردهای ضعیفتری نسبت به پتانسیل واقعی آنان را شامل میشود. از سوی دیگر، همانطور که پیشتر اشاره شد، ذهن انسان به تصورات و افکار وی واکنش نشان میدهد؛ بنابراین تجسم دستاوردهای ضعیف ممکن است نتیجهای منفی بر پتانسیل درونی و انگیزه فرد داشته باشد که برای رفع این مشکل نیاز است تا نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
- به جای اینکه خود را موفق تصور کنید، تمام مراحل مورد نیاز برای رسیدن به آن موفقیت را متصور شوید.
- چالشهای احتمالی پیش رو را پیشبینی کنید؛ در حقیقت، آگاهی از مشکلاتی که ممکن است با آنها مواجه شوید، میتواند روند مواجهه با آنها و رفع موانع مربوطه را تسهیل کند.
- استراتژیهای کاربردی برای غلبه بر چالشهای احتمالی را پیشبینی کنید؛ به عبارت دیگر، برنامهریزی برای آینده میتواند شما را برای غلبه بر مشکلاتی که ممکن است با آنها روبهرو شوید، آماده کند.
۴. شرکت دادن همه افراد در کارهای گروهی
به طور کلی، افراد در مورد کارهایی انگیزه بیشتری دارند که احساس کنترل و مسئولیت بیشتری روی آنها داشته باشند. بنابراین در کارهای تیمی بهتر است برای افزایش انگیزه و مسئولیتپذیری افراد، احساس کنترل مستقیم بر روند انجام کارها را به هر یک از اعضای گروه بدهید. در واقع، یکی از دلایلی که کارکنان معمولاً تمایلی به کارهای گروهی ندارند، عدم برخورداری از احساس کنترل و مشارکت مستقیم در نتایج کارهاست. اما برای رفع این مشکل توجه داشته باشید که در کارهای گروهی نکات زیر را رعایت کنید:
- اگر مشغول انجام کاری تیمی هستید یا به عنوان سرپرست تیم سعی در ایجاد انگیزه در میان اعضای گروه دارید، نیاز است تا روشی برای مدیریت تیم به کار بگیرید تا هر یک از اعضا احساس کنترل، تأثیرگذاری و برخورداری از مسئولیت مستقیم در روند انجام کار و نتیجه آن داشته باشند.
- به اعضای تیم کمک کنید تا به طور مستقیم در نحوه ارائه ایدهها و بکارگیری آنها در روند انجام کار، نقش داشته باشند.
- به اعضای گروه اجازه دهید تا اهداف مورد نظر خود را برای پیگیری در گروه تعیین کنند.
۵. توجه کردن به روند کار، به جای تمرکز روی نتیجه!
تصور اینکه نتایج به دست آمده فارغ از روند انجام کارهای مورد نیاز، ثابت و غیرقابل تغییر است، میتواند انگیزه افراد را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. Carol Dweck، روانشناس فعال در این زمینه، در تحقیقات خود در مورد ذهنیتهای مختلف افراد دریافته است که تمجید از کودکان به خاطر صفات غیرارادی و ذاتی آنان مانند باهوش بودن یا جذاب بودن، میتواند انگیزه و تلاش آنان برای موفقیت را در آینده کاهش دهد.
به عبارت بهتر، به اعتقاد وی، این نوع تمجید باعث میشود تا ذهنیت ثابتی در افراد، مبنی بر اینکه یکسری ویژگیها به صورت ذاتی در وجود انسان نهادینه شده و غیرقابل تغییر یا بهبود هستند، شکل بگیرد. در حقیقت، افراد دارای این طرز فکر معتقد هستند که خصوصیات شخصی هر انسانی ذاتی و تغییرناپذیر هستند. به طوری که یک فرد ممکن است با ویژگیهایی ذاتی مانند باهوش، کمهوش، زیبا، زشت، ورزشکار، غیر ورزشکار و غیره به دنیا آمده باشد، به طوری که این ویژگیها در او غیرقابل تغییر بوده و نمیتوان آنها را بهبود داد. به هر حال، برای تغییر ذهنیت ثابت در افراد مختلف، میتوان نکاتی همچون موارد زیر را مد نظر قرار داد:
- در ابتدا باید توجه کنید که به جای تشویق کودکان و سایر افراد به دلیل ویژگیهای ذاتیشان، آنها را به خاطر تلاششان برای انجام کارها (فارغ از نتیجه به دست آمده) تشویق کنید.
- به جای تمرکز روی نتیجه کارتان (موفقیت یا عدم موفقیت) سعی کنید تا روی روند انجام کارهای مورد نیاز جهت دستیابی به اهداف مورد نظر متمرکز شوید.
- از تجربیات خود درس بگیرید و به خاطر داشته باشید که روند انجام کارها نیز به اندازه هدف مورد نظر مهم است.
- با ارزیابی کارهای انجام شده برای رسیدن به اهدافتان، میتوانید اقدامات مؤثر در این مورد را مشخص کنید. در این صورت امکان تنظیم برنامهای با کارایی بهتر را خواهید داشت و بدین ترتیب به نتایج بهتری میرسید.
درک ابعاد مختلف روانشناسی ایجاد انگیزه در افراد مختلف و در بسیاری از زمینههای زندگی آنان از کودکی تا محل کار حائز اهمیت است. بسیاری از افراد در جایگاه مدیر یک سازمان، ممکن است اهدافی برای کسب و کار خود در نظر گرفته و از این روی قصد داشته باشند تا با مد نظر قرار دادن سیستمهای پاداش مناسب برای کارکنان خود، زمینههای ایجاد انگیزه در آنان را فراهم کنند. از سوی دیگر، خود فرد نیز برای افزایش و حفظ انگیزه خود نیاز به آگاهی از منابع انگیزش درونی، بیرونی و استراتژی مفید در این زمینه دارد. بنابراین با بکارگیری هر یک از نکات و استراتژیهای مطرحشده در این مقاله، میتوانید زمینه ایجاد انگیزه در اعضای تیم را فراهم کرده و همچنین به افزایش انگیزه جهت انجام کارهای شخصی خود کمک کنید.
اگر شما نیز نکاتی کاربردی در زمینه استراتژیهای ایجاد انگیزه در افراد مد نظر دارید، آن را با ما و کاربران انگیزه در میان بگذارید.
راهکارهای مؤثر برای افزایش انگیزه در زندگی
طبق شواهد بسیاری ثابت شده که کمک گرفتن از یک مشاور یا روانشناس خوب میتواند راه بسیار موثری در جهت افزایش انگیزه افراد و جلوگیری از افسردگی باشد. گاهی اوقات ممکن است هرکاری از دستتان برمیآید انجام دهید اما فشارهای محیطی آنقدر زیاد باشند که به تنهایی نتوانید بر ناامیدی خود غلبه کنید.در این شرایط، برای شناخت بیشتر خود، آگاهی از تواناییها و نقاط قوتتان از فردی مطمئن مشورت بگیرید، صحبت با دوست و خانواده ممکن است تسکین باشد اما همیشه راهگشا نیست و گاهی لازم است فرد با تجربه تری شما را نسبت به لایههای مختلف شخصیتی آگاه کند تا عملکرد بهتری را از خود بروز دهید.
در صورتی که گامهای ذکر شده را به طور کامل انجام دهید میتوانید انگیزه رسیدن به اهداف را در خود تقویت کنید. اما گاهی افراد در میانه راه دچار بیانگیزگی میشوند. در این صورت روشهای زیر به شما کمک میکند تا انگیزه خود را افزایش دهید و مسیر پیشرفت را طی کنید.
1. راه های افزایش انگیزه | بلند پروازی
اگر نهایت توقع شما از تحصیلات دیپلم باشد، قطعا نمیتوانید پزشک خوبی شوید. اگر نهایت توقع شما از درآمد رفع مایحتاج روزمره باشد هم، نمیتوانید انسان ثروتمندی باشید و چنانچه نهایت توقع شما از ازدواج، تکرار چرخه نسل بشری و همرنگی با جماعت باشد، قطعا نمیتوانید همسر موفقی باشید و شریک زندگی خود رابطه موفقیت آمیزی برقرار کنید. بنابراین بلند پروازی به شما کمک میکند تا انگیزهی خود را افزایش دهید. برای اطلاع از راه های ایجاد انگیزه در نوجوانان کلیک کنید.
2. توجه به علل رفتارها و اعمال خود
سعی کنید مدام از خودتان درباره علل رفتارهایی که انجام میدهید سوال کنید، این باعث میشود بتوانید از انجام کارهای بیهوده خودداری کرده و وقت و انرژی خود را برای انجام اعمال مهمتر ذخیره کنید.
3. راه های افزایش انگیزه | زندگی در لحظه
بسیاری از انرژی روزمره افراد در افسوس گذشته یا اضطراب آینده به هدر میرود، این درحالی است که اگر وقت و انرژی خود را صرف بهره برداری هرچه مفیدتر از لحظه کنونی کنید، آینده روشن تری در انتظارتان خواهد بود.
4. پذیرش زندگی و مشکلات
آبراهام مزلو، روانشناس انسان گرای مشهور، در نظریه خود ویژگیهایی را برای افراد خودشکوفا و موفق بیان میکند که یکی از آن ویژگیها پذیرش است. پذیرش به این معنا نیست که هر بلایی به سرتان میآید را قبول کنید و خود را ناتوان بدانید.
شما ملزم هستید که برای بهبود شرایط همواره تلاش کنید، اما گاهی اوضاع از دست شما خارج میشود و تقلای بیش از اندازه بیهوده است و صرفا موجب خستگی، اتلاف وقت و ناامیدی میشود. پس واقعیات غیرقابل تغییر را بپذیرید.
۱۰ روش ایجاد انگیزه در خود
در ادامه به راهکارهای مؤثر جهت افزایش انگیزه میپردازیم:
۱- اقدام کن، وقت تلف نکن!
در نخستین گام بهتر است صرفاً اقدام کنید و از اتلاف وقت بپرهیزید. یکی از راهکارهایی که لئونارد ای.اسکلسینگر به آن تأکید کرده، شروع بدون فوت وقت است. چقدر برای شروع انجام کاری سختیکشیدهاید و احساس کردید که اگر فقط میتوانستید شروع خوبی داشته باشید چقدر خوب میشد؟ شما نمیدانید چه اتفاقی خواهد افتاد، شما نمیدانید که اتفاقات چطور در آینده شکل میگیرند. پس چگونه میتوانید موفق شوید؟ سعی نکنید پیشبینی کنید، نظری ندهید؛ وقت خود را برای فکر کردن به نتایج تلف نکنید. فقط شروع کنید.
۲- انگیزه درونی ایجاد کن!
راهکار دیگر که ویکتور فرانکل در کتابهای خود به آن اشاره میکند، ایجاد انگیزه درونی است. وقتی برای زندگی خود معنای مشخصی تعریف کنیم، ایجاد انگیزه برای انجام دادن کارها راحتتر است.
۳- به خودت پاداش بده!
دن آریلی به نقش پاداش در ایجاد انگیزه اشاره میکند. به عقیده وی با در نظر گرفتن پاداش بهعنوان محرک بیرونی میتوان انگیزه برای افراد ایجاد کرد.
۴- مثبت فکر کن!
یکی دیگر از راههای افزایش انگیزه، قدرت تفکر مثبت است. نورمن وینسنت پیل، یکی از افرادی است که به نقش مثبتگرایی برای رسیدن به موفقیت و ایجاد انگیزه اشارهکرده است.
۵- افکارت را تغییر بده!
بخش قابلتوجهی از آثار برایان تریسی دربارهی روانشناسی، موفقیت در کار و زندگی است. وی در کتابهایش به موضوع جذاب ایجاد انگیزه نیز اشارهکرده است. کتاب «راههای مؤثر برای ایجاد انگیزه»، راههای کسب انگیزه و موفقیت شغلی را ازلحاظ روانشناختی موردبررسی قرار داده است. برایان تریسی معتقد است تغییر و اصلاح درون از اهمیت ویژهای برخوردار است. او به توسعه فردی تأکید کرده است. ازجمله روشهایی که او برای افزایش انگیزه عنوان کرده میتوان به طبقهبندی ارزشها و قانون پارتو اشاره کرد.
- طبقهبندی ارزشها به این مفهوم است که شما با دادن اولویت به کارهای مهم و قرار دادن کارهای کماهمیتتر در درجه چندم، میتوانید وقت بیشتری برای خود آزاد کنید و انگیزه خود را برای انجام کارها افزایش دهید.
- قانون پارتو یا ۸۰-۲۰، یکی از کاربردیترین اصول موفقیت و ایجاد انگیزش است که تریسی به آن اشارهکرده است. این اصلی کلی است و در بسیاری از موارد قابل انجام است. تعریف آن این است که ۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد فعالیتها ناشی میشود. یا ۲۰ درصد مشتریان شما، ۸۰ درصد سود شما را ایجاد میکنند.
۶- از قدرت ناخودآگاه غافل نشو!
درزمینه افزایش انگیزه و موفقیت، میتوانیم از توصیههای ناپلئون هیل بهعنوان نویسنده کتابهای پرفروش موفقیت و ثروت نیز بهره ببریم. یکی از مهمترین موضوعاتی که هیل در جهت افزایش انگیزه عنوان میکند، تمرکز روی قدرت ضمیر ناخودآگاه و حس ششم است. زمانی که شما ضمیر ناخودآگاه خود را پرورش دهید، اشتیاق یادگیری و انگیزه پیشرفت پیدا میکنید.
۷- آهسته و پیوسته حرکت کن!
یکی از مؤثرترین روشها جهت افزایش انگیزه، آهسته و پیوسته پیش رفتن است. زمانی که شما هدف خود را مصمم و بدون شتاب دنبال میکنید، کمتر خسته میشوید و موانع مسیر را سریعتر پشت سر میگذارید. دارن هاردی در کتاب اثر مرکب، بهخوبی این موضوع را شرح داده و مؤثرترین راه جهت انگیزه تغییر عادات دانسته است. به عقیده وی تنها راه ایجاد انگیزه، پیروی از فرمول جادویی زیر است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
به عقیده هاردی، چیزی که ما بهعنوان شانس میشناسیم ترکیبی از آمادگی، نگرش، فرصت و اقدام است. با پیدا کردن آمادگی، تغییر دیدگاه، استفاده از فرصتها و اقدام به آنها میتوانیم به موفقیت برسیم. خواندن پیامهای اغواکنندهی چگونه سریع پولدار شویم یا چگونه در یک ماه لاغر شویم شاید در ما ایجاد انگیزه کند ولی موقتی است. ما باید راه درست و پیوسته را دنبال کنیم تا انگیزههایمان نهادینه شود.
۸- وظایف را به قسمت های کوچک تر تقسیم کن!
هرچه وظیفه بزرگتر و سنگینتر باشد، احتمال اینکه آن را انجام ندهید بیشتر است. پس بهتر است آن را برای خودتان سادهتر کنید تا برای انجامش انگیزه داشته باشید. این سادهسازی میتواند بهصورت خرد کردن وظایف باشد. بهعنوانمثال یک پروژه کاری را در طی ماه تقسیم کنید و هرروز بخشی از آن را انجام دهید.
۹- مدیریت زمان داشته باش!
مدیریت زمان یکی دیگر از روشهای مؤثر جهت ایجاد انگیزه است. با زمانبندی مشخص شما میتوانید به خیلی از فعالیتهای نظم دهید و در موعد مقرر آن را انجام دهید. در پایان روز مشاهده میکنید حجم فعالیتهای مفید شما به شکل چشمگیری افزایشیافته و باعث میشود در ادامه مسیر انگیزه بیشتری پیدا کنید.
۱۰- به انجام کار متعهد باش!
به انجام کار متعهد باشید و برای خودتان تنبیه و پاداش در نظر بگیرید. اگر حس تعهد در شما ایجاد شود و بدانید در صورت عدم انجام باید خود را تنبیه کنید، در این صورت برای انجام آن رغبت بیشتری دارید. بهعنوانمثال اگر پروژه درسیام را بهموقع انجام دهم خود را بهصرف قهوه دعوت میکنم و اگر آن را به تعویق بیندازم خود را جریمه مالی میکنم.
۱۱- قدرت تفویض اختیار را نادیده نگیر!
در صورت امکان برای سبک شدن کارها از دیگران کمک بگیرید. تفویض اختیار یکی از راهکارهای مؤثر در افزایش سرعت کارها و ایجاد انگیزه است. اگر در کاری تخصص کافی ندارید و انجام آن برای شما زمانبر است، شخص ماهری بیابید تا آن را برای شما انجام دهد. این نکته هم باعث ایجاد روحیه همکاری خواهد شد هم مانع کلافگی و بیانگیزگی شما میشود.
۱۲- اهداف به ثمر رسیده را تیک بزن!
اهداف خود را تیک بزنید. تمامکارهایی که موفق به انجام آنها شدهاید را روی کاغذ بنویسید تا انگیزه شما برای ادامه افزایش یابد. هرچه تعداد تیکهای انجامشده افزایش یابد، شما اهداف بعدی را باقدرت بیشتری دنبال میکنید.
۱۳- خودت را به چالش بکش!
خودتان را به چالش بکشید. ایجاد چالش میتواند جذابیت هدف را برای شما افزایش دهد. گاهی مسیر تکراری رسیدن به هدف، شمارا دچار روزمرگی میکند. یک تغییر و تعریف چالش میتواند شما را از این یکنواختی نجات دهد. بهعنوانمثال ۲۰ روز چالش زود از خواب بیدار شدن برای خود تعریف کنید و هر بار که آن را انجام میدهید خود را تشویق کنید.
۱۴- روی مسیر تمرکز کن نه هدف!
روی روند کار متمرکز شوید نه نتیجه! برای اینکه در انجام کارها انگیزه پیدا کنید، لازم است بهجز هدف، به مسیر رسیدن هدف نیز مشتاق باشید. بهعنوانمثال اگر هدف لاغر شدن است، هنگام ورزش کردن فقط به لاغر شدن فکر نکنید و از خود ورزش و احساس خود سلامتی نیز لذت ببرید. اهمیت این موضوع به این دلیل است که وقتی شما فقط به هدف فکر میکنید در صورت عدم تحقق آن، مسیر را رها کرده و استمرار نخواهید داشت؛ اما اگر مسیر برای شما لذتبخش باشد، حتی اگر در کوتاهمدت به هدف نرسید همچنان آن را ادامه میدهید و درنهایت پس از مدتی نتایج مثبت نمایان میشود.
۱۵- تجسم خلاق را فراموش نکن!
موفقیت خود را تجسم کنید. یکی از متداولترین نکات روانشناسی ایجاد انگیزه تجسم موفقیت است. تجسم خلاق میتواند برای شما حس لذت ایجاد کند. این حس شوق و لذت شمارا به انجام کار ترغیب میکنند. نکتهای که باید به آن توجه کنید آن است که در تجسم خود هدف را محل و غیرقابلدسترس تصور نکنید و حس خوب داشته باشید.
جمع بندی
خودانگیختگی موضوع پیچیدهای است و ایجاد انگیزه بهراحتی امکانپذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان میتوانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، میتوانید بهخوبی از پس آنها برآیید. همچنین میتوانید برای خود پاداش در نظر بگیرید و انگیزش بیرونی ایجاد کنید. با استفاده ترکیبی از تکنیکهای ارائهشده برای ایجاد انگیزه، میتوانید برای انجام وظایف ناخواسته و یا اجباری به خود انگیزهی لازم را بدهید.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد