تعریفی جامع از طرحواره درمانی
طرحواره درمانی یا به طور دقیقتر درمان شناختی متمرکز بر طرحواره یک رویکرد درمانی یکپارچهنگر است که بهترین جنبههای درمانهای میانفردی، تجربهای، روانکاوی و رفتاردرمانی شناختی را در قالب یک مدل واحد با هم ترکیب میکند. طرحواره درمانی در کمک به بیماران برای تغییر دادن الگوهای منفی یا ناسازگاری که سالها با آنها زندگی کردهاند، بسیار کارآمد ظاهر شده است، حتی زمانی که تلاشها و روشهای دیگر برای تغییر این الگوها عملاً به بنبست رسیده است، طرحواره درمانی توانسته بیمار را با موفقیت درمان کند. دکتر یانگ و همکارانش گروهی از بیماران را شناسایی کردند که در بهرهمندی از رویکرد استاندارد با مشکل مواجه شده و به نتیجه نرسیده بودند. دکتر یانگ متوجه شد که این بیماران معمولاً زمینهها یا الگوهای تفکر، احساس و رفتار/ مقابلهی دیرپایی دارند که تغییر آنها مستلزم استفاده از ابزارهای مداخلهای متفاوتی است. بنابراین دکتر یانگ تصمیم گرفت، به این زمینهها یا الگوهای عمیقتر بپردازد و آنها را تعدیل کند؛ این الگوها اصطلاحاً “طرحواره” یا “تله زندگی” گفته میشود. طرحوارههایی که این رویکرد درمانی بر آنها متمرکز است، الگوهای دیرپا و خودبراندازانهای هستند که معمولاً در سالهای ابتدایی زندگی شکل میگیرند. این الگوها از احساسات و افکار منفی/ ناکارآمدی تشکیل میشوند که در طول زندگی بارها و بارها تکرار شده و شرح و تفصیل یافته است و اکنون موانعی را برای رسیدن به اهداف یا تامین خواستهها ایجاد میکند. “من یه شکست خوردهام”، “مردم به من اهمیت نمیدن”، “مهم نیستم”، “قراره یه اتفاق بد بیفته”، “مردم من رو به حال خودم رها میکنن”، “هیچ وقت نمیتونم نیازهامو برآورده کنم”، “هیچ وقت نمیتونم به اندازه کافی خوب باشم” و … نمونههایی از باورهای طرحوارهها هستند. هرچند طرحوارهها معمولاً در اوان زندگی، یعنی در دوران کودکی یا نوجوانی شکل میگیرند، امکان ایجاد آنها در سالهای بعد و در دوران بزرگسالی هم وجود دارد. این طرحوارهها به واسطهی سبکهای مقابلهای حفظ طرحواره، اجتناب و جبران در رفتار فرد رسوخ میکنند و استمرار مییابند. طرحواره درمانی به منظور کمک به از بین بردن این الگوهای مقاوم و منفی تفکر، احساس و رفتار و ایجاد جایگزینهایی سالمتر برای آنها طراحی میشود.
۳ راهبرد رایج در واکنش به طرحوارهها
برای این که متوجه سازو کار طرحوارهها بشوید، باید با سه سبک مقابلهای در واکنش به طرحوارهها آشنا شوید. این سبکها عبارتاند از تسلیم، اجتناب و جبران افراطی. طرحوارهها از طریق این سه سبک بر رفتارمان تاثیر میگذارند و بقای خود را تضمین میکنند.
تسلیم در برابر طرحواره
منظور از سبک مقابلهای تسلیم این است که فرد منفعلانه در برابر طرحواره تسلیم میشود. او طرحواره را به عنوان حقیقت میپذیرد و سپس به روشهایی عمل میکند که این طرحواره را تایید کند. برای مثال مرد جوان دارای طرحواره طرد/ بیکفایتی ممکن است شریک عاطفیای را برای خود انتخاب کند که توان متعهد شدن به روابط بلندمدت را نداشته باشد. چنین فردی به کوچکترین نشانه هایی که میتواند علامت طرد و رها شدن باشد، مانند دوری یا تفریح کوتاه چند ساعته به شیوهای اغراقآمیز واکنش نشان میدهد و دستخوش هیجانات منفی شدیدی میشود. این مرد جوان علیرغم درد عاطفی آزاردهندهای که در چنین رابطهای تجربه میکند، همچنان به رابطهاش ادامه میدهد، چون به نظرش هیچ راه دیگری برای برقرار کردن یک ارتباط سالم با زن دیگری برایش وجود ندارد.
اجتناب از طرحواره
افراد از فعال کردن طرحوارهها خودداری میکنند. چون زمانی که طرحواره فعال میشود، فرد دچار هیجانات منفی شدیدی میشود، او راههایی را برای اجتناب از تحریک کردن طرحواره پیدا میکند تا متحمل این درد آزاردهنده نشود. سبک مقابلهای اجتناب دارای سه نوع شناختی، هیجانی و رفتاری است.
اجتناب شناختی
اجتناب شناختی به تلاشهای فرد برای فکر نکردن دربارهی رخدادهای ناراحت کننده اشاره دارد. این تلاشها ممکن است ارادی یا خودکار باشد. فرد عمداً و آگاهانه تصمیم میگیرد که بر جنبه های نگران کنندهی رخداد یا شخصیتش متمرکز نشود. همچنین فرایندهای ناخودآگاهی نیز وجود دارد که به افراد کمک میکند تا راه را بر اطلاعاتی ببندند که ممکن است روبرو شدن با آنها باعث تشویش و اضطرابشان شود. این افراد غالباً رخدادهای دردناک را کاملاً فراموش میکنند. برای مثال کودکی که قربانی سوءاستفادهی جنسی شده است، خاطرهی این اتفاق را غالباً به طور کامل فراموش میکند.
اجتناب هیجانی یا عاطفی
اجتناب هیجانی یا عاطفی به تلاشهای ارادی یا خودکار برای ممانعت از هیجانات منفی اشاره دارد. افراد در مواجهه با تجربیات هیجانی دردناک غالباً خود را در برابر آن احساس دردناک بیحس میکنند تا دردشان به حداقل برسد. برای مثال ممکن است مردی دربارهی رفتار نامناسب همسرش صحبت کند و بگوید که هیچ خشم و عصبانیتی را نسبت به او حس نمیکند، فقط اندکی از او آزرده خاطر است. برخی برای حس نکردن احساسات ناخوشایند حاصل از طرحوارهها به مشروبات الکلی یا مواد مخدر پناه میبرند.
اجتناب رفتاری
اجتناب رفتاری سومین نوع اجتناب است. افراد دارای این سبک مقابلهای غالباً به روشی عمل میکنند که در موقعیتهای فعال کنندهی طرحواره قرار نگیرند و به این ترتیب دچار درد روانی نشوند. برای مثال خانم دارای طرحواره شکست از قبول کردن شغل جدید و سختی که میتواند برایش بسیار مناسب باشد، خودداری میکند. او با اجتناب از این موقعیت چالشبرانگیز در واقع از هر نوع دردی مانند اضطراب شدید دوری میکند که میتواند در اثر فعال شدن طرحواره شکست تولید شود.
سبک مقابلهای جبران افراطی
فرد برای اجتناب از فعال کردن طرحواره به روشی رفتار میکند که ظاهراً نقطهی مقابل روشی است که طرحواره ایجاب میکند. ظاهراً اینطور به نظر میرسد که فرد دارای سبک مقابلهای جبران افراطی با حمایت کردن از خودش به شیوهی سالمی رفتار میکند. اما او با افراط کردن در این سبک در واقع الگوهای مشکلآفرین بیشتری را ایجاد میکند و به این ترتیب طرحواره به بقای خود ادامه میدهد. برای مثال مرد جوانی که دارای طرحواره نقص است، با جلوه دادن خود به عنوان مردی بینقص و با انتقاد کردن از دیگران سعی میکند که درصدد جبران افراطی طرحوارهاش بربیاید. این رفتار موجب میشود که دیگران نیز به نوبهی خود از او انتقاد کنند، در نتیجه باور او مبنی بر آن که خود دارای نقص است، تایید و تقویت میشود.
طرحواره درمانی برای چه کسانی مناسب است؟
هرچند ST در ابتدا برای درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD) ابداع شد، در حال حاضر از این روش برای درمان گسترهی وسیعتری از تظاهرات بالینی نیز استفاده میشود؛ البته شواهد مربوط به کارآمدی طرحواره درمانی برای رفع مشکلات دیگری به جز اختلال شخصیت مرزی هنوز ناکافی و نوپا است. مراحل درمان بسته به اختلالهای شخصیتی مختلف، از قبیل اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت ضداجتماعی تغییر داده میشود. طرحواره درمانی (ST) برای تمام بیمارانی که حداقل بعضی مشکلات فعلیشان ریشه در دوران کودکی دارد و همچنین بیمارانی که با مشکل برگشت الگوهای منفی زندگی و تاثیر گذاشتن این الگوها بر موقعیتهای فعلی روبر هستند، مفید است. طرحواره درمانی چارچوب مفیدی برای تمامی بیماران، از جمله بیماران مبتلا به روانپریشی و ناتوانیهای یادگیری است، البته این روش گاهی اوقات باید تغییر داده شود تا با شرایط سازگار شود. به یاد داشته باشید که طرحوارهها همانطور که گفته شد باورهای راسخی هستند که از دوران کودکی وتحت تاثیر ارتباط شما با والدین و سبکهای تربیتی آنان ایجاد شدهاند، پس انتظار نداشته باشید که خیلی زود این باورها و افکار از بین بروند. طرحواره درمانی می تواند برای بیشتر بیماریهای روانی و مشکلات رفتاری متوسط تا شدید مورد استفاده قرار بگیرد. در درمان آنها جدی باشید چون در غیر این صورت شما نیز این طرحواره های ناسازگار را به فرزندانتان به ارث خواهید داد.
انواع طرحواره درمانی:
به طور کلی می توان گفت طرحواره درمانی به قالب هایی گفته می شود که آرامش افراد را سلب می کند و اضطراب و آشفتگی در ذهن فرد ایجاد می کند که این عوامل باعث می شود وی در برخورد با دیگران و محیط و اجتماع دچار دشواری هایی شود. در علم روانشناسی تعارف و نظریه های متعددی در این باره ذکر شده است اما باید بدانیم طرحواره دو نوع است:
• طرحواره سازگار
• طرحواره ناسازگار
نکته قابل توجه این است که هر یک از این انواع طرحواره درمانی خود دارای حوزه هایی است و برای افراد خاص به کار برده می شود. از جمله حوزه های طرحواره درمانی ناسازگار اولیه عبارت است از:
• حوزه بریدگی و طرد: این حوزه برای بیمارانی مورد استفاده قرار می گیرد که بی عاطفه هستند و هیچ گرایشی به ایجاد ارتباط و عشق با دیگران نخواهند داشت و در واقع این افراد از خصوصیات خاص خود برخوردار هستند که یکی از انواع طرحواره درمانی است.
• حوزه خودگردانی و عملکرد مختل: افراد بیمار در این حوزه از اعتماد به نفس لازم برای انجام کارها برخوردار نیستند و احساس وابستگی می کنند.
• حوزه محدودیت های مختلف: افراد در این حوزه در محدودیت های درونی خود احساس نقص می کند.
به طور کلی می توان گفت طرحواره درمانی ناسازگار اولیه خود دارای انواعی است که از جمله آنها:
-طرحواره رهاشدگی: فرد در این طرحواره درمانی به صورت مستمر نگران از دست دادن نزدیکان خود است.
-طرحواره بی اعتمادی: افراد در طول این طرحواره درمانی منتظر ضربه و آسیب از سوی دیگران هستند.
-طرحواره درمانی محرومیت هیجانی: افراد در طول این طرحواره درمانی احساس کمبود محبت می کنند و به دنبال یک همدرد هستند.
-طرحواره درمانی شرم و نقص: این افراد در هر زمان احساس پوچی و بی ارزشی می کنند.
-طرحواره درمانی انزوای اجتماعی: تفکر این افراد این است که برای جامعه فردی بی ثمر هستند.
-طرحواره وابستگی: این افراد نمی توانند کارها و اعمال روزمره خود را به درستی انجام دهند.
-طرحواره آسیب پذیری: این افراد دارای اضطراب و تنش هستند و به صورت دائم منتظر بروز رویدادها و اتفاقات ناگوار هستند.
-طرحواره درمانی خویشتن تحول نیافته: این افراد احساس وابستگی شدید نسبت به اطرافیان خود دارند.
-طرحواره شکست: این افراد به صورت دائم احساس شکست و عدم رضایت از زندگی می کنند.
-طرحواره درمانی استحقاق: این افراد به دنبال بهترین ها و برترین ها هستند و هیچ توجهی به دیگران ندارند.
-طرحواره خویشتن داری ناکافی: این افراد بیمار همواره بر روی خود و کارهایش احساس مدیریت ندارد و به دیگران آسیب می زند.
-طرحواره ایثارگری افراطی: این افراد نیازها و خواسته های خود را نمی توانند به درستی انجام دهند و همواره قدرت نه گفتن به دیگران را ندارند.
- طرحواره اطاعت: فرد در این زمان خود را تابع دیگران می داند و همواره و در تمامی شرایط باید به همگان به صورت اجباری و زوری اطاعت گوید.
-طرحواره پذیرش جویی و جلب توجه: افراد خود در جایگاهی هستند که مدام به دنبال جلب توجه و احساس رضایتمندی از دیگران هستند.
-طرحواره منفی گرایی: این بیماران نسبت به تمامی اتفاقات اطراف و دیگران احساس بدبینی می کنند.
-طرحواره بازداری هیجانی: این افراد احساسات متفاوت خود اعم از خشم، ناراحتی، شادی و ... را به خاطر ترس از دست دادن دیگران بروز نمی دهند.
-طرحواره ملاک های سخت گیرانه: این افراد نسبت به تمامی امور سخت گیر هستند و از دیگران عیب جویی می کنند.
-طرحواره های تنبیه گری: افراد در این طرحواره درمانی این دیدگاه را دارند که به خاطر تمامی اشتباهات باید به شدت تنبیه شوند.
نکته: این موارد ذکر شده از انواع طرحواره درمانی هستند که هر یک از بیماران در این دوره با مشکلاتی مواجه هستند و راهکارهای ویژه ای برای آنها وجود دارد که افراد با تکیه و پیروی از آنها این نقایص را برطرف می کنند.
آموزش طرحواره درمانی:
با توجه به اینکه طرحواره درمانی خود نوعی از روان درمانی است که برای کمک کردن به دیگران طراحی شده است که به اختلالات شخصیتی دچار شده و مشکلات خاصی برای آنها پیش آمده است.
طرحواره درمانی از مزیت هایی برخوردار است که یکی از مهم ترین آنها این است که رویکردی یکپارچه است که تمامی جنبه های شخصیتی فرد را در هم می آمیزد و مولفه های شناختی و رفتاری را برای درمان بیماری ها ضروری می داند که آموزش طرحواره درمانی در این راه امری مهم است و همچنین به رابطه درمانی، تکنیک ها و روش های هیجانی و تجربی توجه بسیار دارد. این طرحواره درمانی برای بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی طراحی شده که چنانچه اصول آن رعایت شود این بیماری درمان می یابد برخی از مهم ترین این بیماری ها افسردگی، اعتماد به نفس، خشم و ... می باشد.
به طور کلی آموزش طرحواره درمانی به منظور کاهش اثرات منفی بر روی اعمال و رفتار و شخصیت های افراد است و این مقصود با شکل دهی و تکمیل یک طرحواره درمانی مدرن، مناسب تر و مثبت تر به چشم می خورد. زمانی که تصویر سازی در ذهن بیماران قصد انجام دارد باید یک اصل مهم در این باره رعایت شود و آموزش های لازم به بیمار داده شود و نکته قابل توجه این است که طرحواره درمانی ناسازگار الگوها و نمونه های هیجانی و شناختی آسیب رسانی هستند که در ابتدای تحولاتی در ذهن شکل گرفته و همچنان در حال تکرار هستند.
یکی از اصول مهم در این زمینه این است که مشکلات بیماران را به صورت ریشه ای بازیابی می کنند و به دنبال حل آنها هستند و معتقدند که دلیل اصلی بسیاری از مشکلات افراد در زندگی و رفتارهایی که از آنها ظاهر می شود به زمان کودکی و نوجوانی آنها باز می گردد.
در طول این درمان و آموزش طرحواره درمانی بیماران به واسطه درمانگر به چالش کشیده می شوند و بیماران تلاش زیادی می کنند تا مقاومت خود را در این زمینه بروز دهند که این روش نتیجه ای کارآمد از خود برجای می گذارد. در برخی مواقع مشکلات و آسیب های بیمار به درستی باز شناخته نمی شود و با شکست مواجه می شود که این امر نیازمند به جبران است و به همین منظور درمان از سر گرفته می شود و چنانچه جبران طرحواره درمانی نیز با شکست روبرو شود درمان بیمار به دلیل اینکه آمادگی لازم برای درمان را ندارد مدتی به تأخیر می افتد.
از مهم ترین نکات در این زمینه این است که گاهی افراد از نظر روانشناختی سلامت هستند از این رو طرحواره ها ملایم و انعطاف پذیر می باشند و قابلیت تغییر دارند و به وسیله دیگر حوزه های شخصیتی خود فرد کنترل می شوند و بر عکس افرادی که با اختلالات شخصیتی مواجه هستند از این رو طرحواره های درمانی آنها شدید تر و وخامت آنها بیشتر است و از دیگر ابعاد مربوط به شخصیت فرد متمایز هستند.
۳ مرحله اصلی در طرحوارهدرمانی
طرحواره درمانی (ST) از سه مرحله اصلی زیر تشکیل میشود:
• مرحله اول، مرحله ارزیابی است که طی آن طرحوارهها در جلسات اولیه تشخیص داده میشود. برای رسیدن به تصویری واضح از الگوهای مختلف درگیر از پرسشنامه نیز استفاده میشود.
• مرحله دوم، مرحله تجربهای و آگاهی هیجانی است. بیماران در این مرحله متوجه وجود طرحوارهها میشوند و یاد میگیرند که چگونه طرحوارههای فعال در زندگی روزمرهشان را تشخیص بدهند.
• مرحله سوم، مرحله تغییر رفتار است. بیمار در این مرحله به طور فعال در جایگزینی رفتارها و افکار منفی و همیشگی با گزینه های رفتاری و شناختی سالم و جدید شرکت میکند.
در ادامه پرسشنامه طرحواره یانگ به همراه تفسیر و نمره گذاری به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته تا بتوانید طرحوارههای برجسته خود را پیدا کنید. پیشنهاد ما این است که برای اطمینان بیشتر از صحت تفسیر خود با روانشناسان ما در ارتباط باشید.
تفسیر پرسشنامه
پرسشنامه
طرحواره درمانی یکی از شناختهشدهترین و علمیترین رویکردهای درمانی در روانشناسی است که توسط دکتر جفری یانگ مطرح شده است. طرحوارهها باورهای اساسی و ریشهداری هستند که از دوران کودکی تحت تاثیر سبکهای فرزند پروری و نوع برخورد والدین با فرزندانشان ایجاد میشوند. افراد معمولا ناآگاهانه این طرحوارهها را در خود پرورش میدهند و به همین دلیل هنگام درمان، این طرحوارهها از قدرت زیادی برخوردارند و تغییر دادن آنها زمانبر است. افراد معمولا با سه روش اجتناب، تسلیم و جبران افراطی به طرحوارههای خود واکنش نشان میدهند. یانگ ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه را مطرح میکند که عبارت اند از: بریدگی و طرد، بیاعتمادی و بدرفتاری، محرومیت هیجانی، نقص و شرم، انزوای اجتماعی و بیگانگی، وابستگی و بیکفایتی، آسیبپذیری نسبت به ضرر و بیماری، خود تحول نایافته و گرفتار، شکست، استحقاق و بزرگمنشی، خویشتنداری و خود انضباطی ناکافی، اطاعت، ایثار، پذیرش جویی و جلب توجه، منفیگرایی و بدبینی، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه و عیب جویی افراطی، تنبیه. این درمان برای اکثر مشکلات و بیماریهای روانی خصوصا اختلال شخصیت مرزی اثربخش است. جلسات طرحواره درمانی نیز از ۳ بخش ارزیابی، بینش دادن به مراجعان درباره مشکلاتشان، و مرحله تغییر رفتار تشکیل میشود.
در نهایت....
به طور کلی می توان گفت آموزش طرحواره درمانی نوعی از روش های مقابله ای محسوب می شوند که مشکلات افراد را به صورت ریشه ای برطرف می نماید و درک این طرحواره های درمانی بدان معناست که فرد نه تنها الگوهای وجود خود را به خوبی درک می کند بلکه وی می تواند درک و فهم خود را برای تمامی امور و مسائل گسترش دهد.
چنانچه بخواهیم تعریفی از طرحواره درمانی ذکر کنیم به این صورت است که یک ساختار عمیق عاطفی، شناختی و انگیزشی است و همه انسان ها به نوعی دارای آن هستند و تفاوت آن به شدت آن آسیب باز می گردد.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد