آن ها می گويند تجربيات دوران کودکی و زندگی باعث شکل گيری طرحواره در ذهن افراد می شود؛ يعنی همان قالب فکری ما و آن چه به وسيله آن دنيا را می بينيم و مسائل را حلاجی می کنيم، رفتار ديگران را معنا می کنيم و به اتفاقاتی که پيرامون ما رخ می دهد، بار معنايی می دهيم.
طرحوارهها قالبهایی هستند که از تولد در ذهن و شخصیت ما ایجاد شدهاند و ما با آنها دنیا را میبینیم و تمام روابط ما طبق این قالبها رقم میخورند. مدل طرحوارهدرمانی توسط جفری یانگ ارائه شده است. یانگ میگوید که طرحوارههای ناسازگار اولیه به خاطر تجربیات بد دوران کودکی ایجاد شدهاند و این طرحوارهها به خاطر برآورده نشدن نیازهای کودکی ایجاد شده اند (استیونز و رودیگرز۲۰۱۵).
بسیاری از افرادی که رفتارهای مشکل آفرین دارند، در کودکی مورد ظلم قرار گرفتهاند و بسیاری دیگر از افراد هم در خاطرشان نیست که کودکی شان چگونه بوده است. البته ممکن است بعضی از افراد هم در کودکی تجربیات خیلی خوبی داشتهاند ولی اکنون مشکلات زیادی دارند. طرحوارهها به خاطر نوع تربیت ما و در عین حال به خاطر خلق و خوی ما ایجاد شدهاند. شاید کسی در کودکی مشکلی نداشت ولی اکنون در بزرگسالی مشکلاتش بسیار باشد. باز هم این شخص به خاطر وجود تعدادی طرحواره این کارها را انجام میدهد.
یادتان باشد طرحوارهها یک سری پیش فرض درست میکنند که رفتار افراد طبق آن فرضیات شکل میگیرد. شخص معلولی را میشناختم که به صورت مادرزاد هر دو دستش از بالای آرنج قطع بودند و یکی از پاهایش هم مصنوعی بود، ولی نقاشیهای زیبایی میکشید و در کار خود استاد بزرگی بود و او به همهی افراد سالم امید و انگیزه میداد. او میگفت در مدرسه وقتی بچهها بازی میکردند و من نمیتوانستم بازی کنم، به خودم میگفتم نباید “کم بیاری.” پیش فرضهای ذهنی این شخص به این صورت بوده است.
این طرحوارهها تبدیل به الگوهای ذهنی میشوند و ما با آن الگوها با دیگران ارتباط برقرار میکنیم. اگر قالب کیک به صورت مربعی باشد نباید انتظار داشته باشیم که کیک ما گرد شود.
طرحواره ها یا الگوهای ذهنی چگونه ما را به سمت آدمهای نامناسب میبرد؟ چه عاملی باعث میشود که شخصی با داشتن موقعیتهای خوب در روابط کاری و یا عاطفی مشکل پیدا کند ولی شخص دیگر موفق باشد؟ چرا ما گاهی به کسی وابسته میشویم که هیچ تناسبی با ما ندارد؟ چرا بعضی از افراد در محیط کار خیلی زود پیشرفت میکنند ولی بعضی دیگر به هیچ جا نمیرسند؟
جواب در الگوهای ذهنی نهفته است. ذهن ما باعث میشود از کسانی خوشمان بیاید، از کسانی متنفر باشیم، به کسانی وابسته باشیم، از کسانی دوری کنیم و…
تاریخچه مفهوم طرحواره
پديد آيي اين واژه را در روانشناسي مي توان به گشتالتي ها و نظريه هاي پياژه نسبت داد. اما فیپس[1] معتقد است که استفاده از طرحواره ها به عنوان یک مفهوم اساسی برای اولین بار توسط یک روانشناس انگلیسی به نام فردریک بارتلت به عنوان بخشی از تئوری یادگیری استفاده شد. نظریه بارلت پیشنهاد کرد که درک ما از جهان توسط شبکه ای از ساختارهای ذهنی انتزاعی شکل گرفته است.
مرور پيشينه هاي موجود نشان مي دهد که قبل از بارتلت نيز اصطلاح طرحواره توسط آدلر در سال 1929 به کار رفت. آدلر معتقد بود که آسيب شناسي رواني بازتاب طرحوارههاي ناسالم و روان نژند است که زيربناي سبک زندگي است که به کار مي رود. پس از بارتلت مينسکي چهارچوب ها و شانک متن را که شبیه طرحواره هاي بارتلت بود را مورد استفاده قرار دادند. سپس هر کس بر اساس شاخه موضوعي خود طرحواره را تعريف و آن را در چهارچوب ديدگاه نظريش به کار بست[2].
ژان پیاژه بارها در مباحث خود از اين اصطلاح استفاده کرده است. می توان گفت استفاده از این واژه پس از انتشار مطالعات وی رواج یافت. طبق نظریه رشد شناختی پیاژه، کودکان یک سری مراحل رشد فکری را طی می کنند.
در نظریه او، طرحواره هم مقوله دانش و هم فرآیند کسب آن دانش است. وی معتقد بود که افراد هنگام دریافت اطلاعات جدید و یادگیری چیزهای جدید، دائماً با محیط سازگار می شوند. تجارب اتفاق می افتد و اطلاعات جدید ارائه می شود، طرحواره های جدید ایجاد می شوند و طرحواره های قدیمی تغییر می کنند یا اصلاح می شوند. از نظر پیاژه طرحواره ها عناصر اصلی ساخت چنین مدلهای ذهنی هستند که ما را قادر می سازند تا جهان را بیشتر بشناسیم[3].
مطابق توضیحات اولیه روانپزشکی بک، هر یک از اختلالات روانپزشکی با الگوهای عادت بسیار کلی و فراگیر عادت همراه است که نوع آسیب پذیری ناشی از آن اختلال را تعیین می کند. بک استدلال می کند که در زمینه روانشناسی، طرحواره شمای ساختاری است که حاوی محتوای شخصی شده با خصوصیات فردی است که در اثر اختلالاتی مانند افسردگی ، اضطراب ، حملات هراس و رفتارهای اجباری ایجاد می شود.
از نظر یانگ ، طرحواره ها اعتقادات عمیقی در مورد خود و جهان دارند و محصول آموزه های سالهای اولیه زندگی هستند. طرحواره ها دانش ما از خود و جهان هستند و به ما می گویند در جهان چگونه هستیم و جهان چگونه است. از منظر طرحواره ، شیوه منحصر به فرد و متمرکز فرد در نگاه به خود یا دیگران است.
ماهیت طرحواره ها این است که آنها ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند و ممکن است شامل همه راه های پایدار برای نگاه به خود یا دیگران باشد. اين طرحواره ها در طي کودکي شکل گرفته اند و پاسخ فرد به رخدادهاي محيطي را کنترل مي کند
جفری یانگ “Jeffrey Young” بنیانگذار طرحواره درمانی باور دارد که ما در کودکی نیازهای هیجانی خاصی داشتیم و نوع برخوردی که والدین با این نیازها در آن سال های دور ولی سرنوشتساز داشتند باعث ایجاد اختلالات مختلف در شخصیت ما شده است. روزهایی که شخصیت ما در حال شکلگیری بوده است، طرحواره ها هم به سرعت خود را بر شخصیت ما تحمیل کرده اند:
در چه خانوادهای بزرگ شدهایم؟
پدر و مادر چه رفتاری با هم داشتهاند؟
آیا ما را در آغوش میگرفتند؟
آیا احساس امنیت میکردیم؟
آیا به ما حس ارزشمندی دادهاند؟
آیا ما را با دیگران مقایسهکردهاند و صدها سئوال دیگر، اینها همه طرحواره های ما را ساختهاند.
یانگ معتقد است که برخی از طرحواره ها به ویژه آنها که عمدتا در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می گیرند ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت و بسیاری از اختلالات مزمن باشد که یانگ به آنها طرحواره های ناسازگار اولیه می گوید. شاید بتوان گفت طرحواره یک بسته حافظه ایست که محتوای آن را آموزه های فرد در طول زمان شکل می دهد.
شکل گیری طرحواره
بسیاری از طرحواره ها در اوایل زندگی شکل می گیرند، به حرکت خود ادامه می دهند و خود را بر تجربیات بعدی زندگی تحمیل می کنند، حتی اگر فایده ای نداشته باشند. طرحواره عمومی ترین سطح شناختی است که در برابر تغییر مقاوم است و تأثیر عمیق و قدرتمندی در شناخت و احساسات فرد دارد. طرحواره ها، فرضیات اساسی یا قوانینی که افکار و رفتارهای فرد را کنترل می کند و در طول زندگی تکامل می یابد. محتوای طرحواره ها شامل تمام جنبه های آگاهانه و ناخودآگاه زندگی شخص می شود و منجر به شکل گیری معنا و ساختار ذهنی فرد در اطراف خود می شود.
مثال کاربردی
به عنوان مثال، یک کودک خردسال ممکن است ابتدا وقتی اسب را می بیند یک طرحواره برای او در ذهن خود ایجاد کند. او می داند که یک اسب بزرگ است، دارای مو، چهار پا و دم است. هنگامی که دختر کوچک برای اولین بار با یک گاو روبرو می شود، ممکن است ابتدا آن را اسب بخواند. ظاهر گاو برای ویژگی های یک اسب در ذهن او همخوانی دارد.
گاو نیز یک حیوان بزرگ است که دارای مو، چهار پا و دم است. به محض اینکه به او گفته شود این حیوان متفاوتی به نام گاو است، او طرحواره موجود خود را برای یک اسب اصلاح کرده و یک طرحواره جدید برای یک گاو ایجاد می کند. بنابراین از طریق تجربیات جدید، طرح های موجود اصلاح می شود و اطلاعات جدید آموخته می شود.
انواع طرحواره
انسان مبتلا به طرحواره در زندگی از اهداف خود دور میشود. چرایی این موضوع را در ادامه توضیح خواهیم داد. ابتدا باید بگوییم که طرحوارهها ۱۸ مورد هستند. هر انسانی ممکن است به یک یا چند طرحواره مبتلا شود. تمام طرحوارهها در کودکی در فرد شکل میگیرند. جز یکی از آنها که در دوران نوجوانی و در مدرسه شکل میگیرد.
عامل شکلگیری طرحوارهها در وهلهٔ اول والدین هستند. سپس اطرافیان و محیط زندگی در آن نقش دارند. طرحواره مانند یک حافظهٔ کامپیوتری است و رفته رفته همزمان با شکلگیری خود، با باورها، عقاید و ارزشهای فرد پر میشوند. در نتیجه از آن به بعد دیگر تمام باورها و عقاید فرد تحت تأثیر طرحوارههای موجود در اوست. بنابراین تصمیم گیری ها، رفتارها و اخلاق فرد از همین طرحواره یا طرحوارههایی که در وجودش قرار دارد نشئت میگیرد. یعنی عملا کل زندگی فرد تحت تأثیر طرحواره قرار میگیرد!
در حالی که پیاژه بر رشد کودکی متمرکز بود، طرحواره ها چیزی است که بزرگسالان نیز از آن برخوردارند و همچنان شکل می گیرند و در طول زندگی تغییر می کنند. طرحواره های اشیا فقط یکی از انواع طرحواره ها هستند که بر روی اینکه یک چیز بی جان چیست و چگونه کار می کند تمرکز می کنند. به عنوان مثال، بیشتر مردم در کشورهای صنعتی برای اینکه یک ماشین چیست، طرح و برنامه دارند. طرح کلی شما برای یک ماشین ممکن است شامل زیرمجموعه هایی برای انواع مختلف اتومبیل مانند ماشین جمع و جور، سدان یا اسپرت باشد. انواع دیگر طرحواره هایی که افراد اغلب در اختیار دارند عبارتند از:
طرحواره های شخصی در مورد افراد خاص متمرکز شده است. به عنوان مثال، طرحواره شما در مورد دوستتان ممکن است اطلاعاتی در مورد ظاهر، رفتارها، شخصیت، ترجیحات و علائق او باشد.
طرحواره های اجتماعی شامل دانش عمومی در مورد نحوه رفتار افراد در موقعیت های خاص اجتماعی است.
طرحواره های خود بر دانش شما در مورد خود متمرکز هستند. این می تواند هم شامل مواردی باشد که در مورد خود فعلی و هم ایده هایی در مورد خود ایده آل یا آینده شما باشد.
طرحواره های رویدادی بر الگوهای رفتاری متمرکز شده اند که باید برای برخی از حوادث دنبال شوند. این عمل دقیقاً مانند چارچوبی است که به شما اطلاع می دهد که باید در موقعیت های مختلف چه کار کنید، چگونه بپوشید، چگونه رفتار کنید و همچنین در چه شرایطی چه سخنی را بگویید[5].

طرحواره ها دو نوع هستند:
- طرحواره های سازگار
- طرحواره های ناسازگار
ما در این سلسله مقالات روانشناسی به بررسی طرحواره های ناسازگار اولیه میپردازیم که نمی گذارند شخص توانمندی های خود را نشان دهد و در ارتباط با افراد دیگر موفق عمل کنند.
نیازهای هیجانی
هر کودک هنگامی که به دنیا میآید با 5 نوع نیاز هیجانی روبروست که اگر این نیازها برآورده نشوند، در شخصیت کودک طرحواره های ناسازگاری تشکیل میگردد:
1- امنیت،ثبات و دلبستگی ایمن به دیگران
2- کفایت،استقلال و ابراز وجود
3- آزادی در بیان خواستهها و نیازهای سالم
4- تفریح و خودانگیختگی
5- حدودیت های واقع بینانه
ریشههای ایجاد طرحواره های شخصیتی
دو عامل مهم باعث ایجاد طرحواره ها می شوند:
1- خلق وخوی کودک
2- نوع برخورد والدین با نیازهای هیجانی
اگر کسی خلق و خوی خاصی داشته باشد و در عین حال نیازهای او در زمان خاص برآورده نشوند دچار یکی یا چند مورد از طرحواره ها یا تله های شخصیتی می شود. مثلا کودکی که در خانواده ناامنی بزرگ شده باشد و از جانب اطرافیان محبت کافی ندیده باشد در بزرگسالی دچار کمبود محبت می شود و ممکن است در روابط عاطفی به شدت متزلزل شود و هر از چندگاهی دنبال نیمه گم شده خود باشد و یا حتی برعکس از دیگران فاصله بگیرد که این همان اثرات کمبود محبت است.
حوزه های طرحواره های ناسازگار اولیه
با توجه به اینکه فرد چه تجاربی داشته و نیازهایش چگونه بر آورده شده و خلق و خوی فرد چیست ۵ حوزه مشخص شده که هر حوزه طرحواره هایی را در بر می گیرد.
تا کنون جمعا ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه تشخیص داده شده که در ادامه به برخی از آنها می پردازيم.
از آنجایی که زندگی حوزههای مختلفی دارد، طرحواره های روانشناسی هم در حوزههای مختلف خود را نشان می دهند.
این حوزهها شامل موارد زیر می باشند:
حوزه اول: بریدگی و طرد
بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارد، نمی توانند دلبستگی و رابطه عاطفی ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند.
چنین افرادی معتقدند که نیاز آن ها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر، هیچ گاه برآورده نخواهد شد.
این طرحواره های در خانواده هایی شکل می گیرد که بی عاطفه، سرد، مضایقه گر، منزوی، تندخو، غیر قابل پیش بینی یا بد رفتار هستند. بیمارانی که طرحواره هایی در این حوزه دارند نمی توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد.
خانواده های این افراد معمولاً خصوصیات زیر را دارند:
بی ثبات
بدرفتار
سرد و بی عاطفه
طرد کننده
منزوی
براین اساس طرحواره های این حوزه به شرح زیر می باشند:
طرحواره رهاشدگی / بی ثباتی
طرحواره بی اعتمادی / بدرفتاری
طرحواره محرومیت هیجانی
طرحواره شرم و نقص
طرحواره انزوای اجتماعی / احساس بیگانگی
حوزه دوم: خودگردانی و عملکرد مختل
انتظاراتی که فرد از خود و محیط دارد با توانایی های محسوس او برای جدایی، بقاء و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت آمیز کارها تداخل می کنند.
خانواده های این افراد معمولاً خصوصیات زیر را دارند:
اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهند
گرفتارند
بیش از حد از کودک محافظت می کنند
نتوانسته اند کودک را به انجام کارهای بیرون از خانواده تشویق کنند
براین اساس طرحواره های این حوزه به شرح زیر می باشند:
طرحواره وابستگی
طرحواره آسیب پذیری
طرحواره خویشتن تحول نیافته
طرحواره شکست
حوزه سوم: محدودیت های مختل
نقص در محدودیت های درونی،
احساس مسئولیت در قبال دیگران یا جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی.
این طرحواره ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران، همکاری با دیگران یا هدف گزینی و رسیدن به اهداف واقع بینانه می شود.
خانواده های این افراد معمولاً خصوصیات زیر را دارند:
به جای انضباط، مواجهۀ مناسب، محدودیت های منطقی، مسئولیت پذیری، همکاری متقابل و هدف گزینی،
وجه مشخصۀ آن ها، سهل انگاری افراطی، سردرگمی، یا حس برتری است.
براین اساس طرحواره های این حوزه به شرح زیر می باشند:
طرحواره استحقاق
طرحواره خویشتن داری ناکافی
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
تمرکز افراطی بر تمایلات، احساسات و خواسته های دیگران به گونه ای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود.
این کار به منظور دریافت عشق پایدار، پذیرش و تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام صورت می گیرد.
در این طرحواره ها، فرد معمولاً هیجانات و تمایلات طبیعی خود را پس می زند و نسبت به آن ها ناآگاه است.
خانواده های این افراد معمولاً خصوصیات زیر را دارند:
کودک را با قید و شرط پذیرفته اند و او یاد گرفته است نیاز های خود را فدای نیاز های دیگران کند.
براین اساس طرحواره های این حوزه به شرح زیر می باشند:
طرحواره ایثارگری افراطی
طرحواره اطاعت
طرحواره پذیرش جویی و جلب توجه
حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
تأکید افراطی بر واپس زنی احساسات، تکانه ها و انتخاب های خودانگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف ناپذیر و درونی شده دربارۀ عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط نزدیک و سلامتی می شود.
خانواده های این افراد معمولاً خصوصیات زیر را دارند:
عصبانیت، توقع و گاهی اوقات تنبیه مشاهده می شود.
در این خانواده ها، بر عملکرد عالی، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی، پیروی از قوانین، پنهان سازی هیجان ها، اجتناب از اشتباه تأکید می شود، در عین حال که به لذت، خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود.
براین اساس طرحواره های این حوزه به شرح زیر می باشند:
طرحواره منفی گرایی
طرحواره بازداری هیجانی
طرحواره ملاک های سخت گیرانه ( معیارهای سرسختانه )
طرحواره تنبیه گری
طرحواره های ناسازگار اولیه
مدل طرحواره را علم ارتباطات مینامند (بروس استیونز و اکهارد رودیگر 2017).
طرحواره ها مثل نقشه یک ساختمان هستند که بنای ساختمان طبق آنها ساخته میشود.
بعضی از افراد جذب افراد بی عاطفه میشوند.
بعضی دیگر دنبال افراد قدرتمندی هستند که آنها را نجات دهند.
افراد دیگری هم در ارتباطات خود تمایل به افراد ضعیفتر دارند.
گروهی هم از ارتباط ترس دارند.
این موارد به خاطر طرح وارههای افراد است و همین طرحواره ها تعیین میکنند که ما چگونه با دیگران برخورد کنیم.
طرحواره های ناسازگار به ما میگویند که چگونه خود و دیگران را نگاه کنیم؛
میگویند چگونه با دیگران رفتار کنیم و میگویند چگونه فکر کنیم و یا احساسات خود را چگونه بیان کنیم.
بنابراین طرحواره ها تصاویر عمیقی در ناخودآگاه هستند که به صورت رفتار، گفتار، باور و احساس خود را نشان میدهند.
یکی از راه های یافتن طرحواره خود استفاده از پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ یا همان تست طرح واره ها است.
سه سبک مقابله ای ناسازگار:
۱. تسلیم: وقتی بیماران تسلیم طرحواره می شوند به درست بودن طرحواره گردن می نهند و هیچوقت سعی نمی کنند با طرحواره بجنگند یا از آن اجتناب کنند. الگوی طرحواره را تکرار می کنند به طوری که در بزرگسالی تجارب دوران کودکی را دوباره زنده می کنند. آنها از نظر رفتاری افرادی را به عنوان شریک زندگی انتخاب می کنند که به احتمال زیاد مانند والد خشمگین با آنها برخورد کنند.
۲. اجتنابی: وقتی بیماران سبک مقابله ای اجتناب را به کار می برند سعی می کنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرحواره هیچوقت فعال نشود. آنها می کوشند با ناآگاهی زندگی کنند انگار که اصلا طرحواره وجود ندارد. از فکر کردن درباره طرحواره اجتناب می کنند. آنها ممکن است به طور افراطی مشروب بخورند، بی بند و باری جنسی داشته باشند، دارو مصرف کنند ، اشتغال به پاکی و تمیزی پیدا کنند.
۳. جبران افراطی: وقتی بیماران این سبک مقابله را به کار می برند می جنگند که طرحواره متضادی داشته باشند. اگر در کودکی احساس بی ارزشی کنند در بزرگسالی تلاش می کنند افرادی کامل و بی عیب باشند. اگر در کودکی مطیع بوده اند در بزرگسالی سعی می کنند رو در روی همه بایستند. جبران افراطی معمولا در چرخه حمله متقابل گرفتار می شود. معمولا چنین افرادی اغراق آمیز و بی ثمر اند.
انواع طرحواره ها
۱- طرحواره رهاشدگی:
شخصی که این طرحواره را دارد به طور ناخودآگاه منتظر است که عزیزان خود را از دست بدهد. فکر میکند دیگران در دسترس او نیستند و نمیتوان خیلی به آنها تکیه کرد. او باور دارد که طرف مقابلش او را رها میکند و یا از بین میرود و نهایتاً خودش تنها میماند. بنابراین یا سمت افراد دور از دسترس میرود و با به خاطر ترس از دست دادن آدمها با آنها وارد رابطهای صمیمی نمیشود و یا برای نگه داشتن دیگران آنها را بسیار کنترل میکند.
سبک های رفتاری در طرحواره درمانی
قبل از این که بحث را پیش ببریم باید ذکر کنیم که افراد در مقابل طرحوارههایی که دارند حداقل سه روش به کار میگیرند؛ بعضیها همان کودکی خود را ادامه میدهند. یعنی اگر آن زمان مظلوم و قربانی بودند هم اکنون هم هستند، اگر مورد بیتوجهی قرار میگرفتند اکنون هم کارهایشان به گونهای است که باعث بیتوجهی میشود. یا چون در آن زمان اطرافیان در دسترشان نبودند اکنون هم سمت کسانی میروند که در دسترس نیستند. این سبک رفتاری را تسلیم میگویند؛ یعنی شخص تسلیم طرحوارهی خود است و همیشه طبق آن رفتار میکند.
روشی دیگر فرار یا اجتناب است؛ یعنی چون شخص از طرحوارهی خود رنج میبرد پس تلاش میکند از موقعیتهایی که آن طرحواره را فعال میکنند دوری کند. مثلا به خاطر ترس از مسخره شدن وارد جمعها نمیشود و یا به خاطر ترس از دست دادن مردم به کسی علاقهمند نمیشود.
و روش دیگر هم جبران افراطی یا حمله است؛ بدین گونه که شخص دیگر نمیخواهد مثل گذشته اش باشد و برعکس آن عمل میکند. در این صورت شخص به طرحوارهی خود حمله میکند. مثلا کسی که در کودکی خیلی مورد ظلم واقع شده است، ممکن است اکنون دیگران را اذیت کند و یا کسی که مورد بیمهری قرار میگرفت اکنون میخواهد به هر روشی نظر دیگران را جلب کند.
ما برای هر کدام از ۱۶ مورد طرحواره این سه نوع سبک رفتاری را توضیح خواهیم داد.
کسانی که طرحوارهی رهاشدگی داشته باشند ممکن است به یکی از روشهای زیر عمل کنند:
- همسر یا دوستان خود را از میان افراد غیرقابل دسترس و یا غیرقابل پیشبینی پیدا میکنند (تسلیم).
- به خاطر ترس از رها شدن وارد روابط نمیشوند (فرار).
- به خاطر ترس از رها شدن سعی میکنند بر طرف مقابل خود مسلط شوند و یا او را خیلی کنترل کنند که مبادا رهایشان کند(جبران افراطی).
۲- طرحواره محرومیت هیجانی
کسی که این طرحواره را دارد همه یا یکی از مشکلات زیر را دارد:
الف- کمبود محبت
ب- عدم همدلی: احساس میکند کسی او را درک نمیکند.
ج- محرومیت از حمایت: احساس میکند کسی وجود ندارد که بتواند به او تکیه کند.
این افراد در روابط کاری و یا عاطفی یا جذب افراد سرد و بیعاطفه میشوند و یا انتظار عاطفی زیادی از دیگران دارند. بعضی از این افراد هم خیلی وارد روابط صمیمی نمیشوند، زیرا فکر میکنند دیگران توجهی به آنها ندارند.
کسانی که طرحوارهی محرومیت هیجانی داشته باشند ممکن است به یکی از روشهای زیر عمل کنند:
- جذب افراد سرد و بیعاطفه میشوند و طرف مقابل به آنها اهمیتی نمیدهد (تسلیم).
- به خاطر فرار از درد بیمهری و تسکین خود روی به اعتیاد یا حتی کار زیاد میآورند (فرار).
- به هر طریقی میخواهند نظر دیگران را جلب کنند و به همین خاطر بسیار دنبال کار دیگران هستند و بعد به خاطر عدم برآورده شدن نیاز عاطفی خود از دیگران گلهمند هستند (جبران افراطی).
[irp posts=”191″ name=”طرحواره محرومیت هیجانی”]
۳- طرحواره بیاعتمادی:
از انواع دیگر طرحواره ها طرحواره بی اعتمادی است.
وقتی دچار طرحواره بی اعتمادی یا تله بی اعتمادی باشید، فکر می کنید همه برای شما نقشه کشیده اند. به کسی اعتماد نمی کنید. سراغ افراد غیرقابل اعتماد می روید.
چنین افرادی ممکن است در روابط عاطفی دچار موارد زیر شوند:
- همسر بدبین و یا غیر قابل اعتماد پیدا کنند (تسلیم).
- به خاطر عدم اعتماد به مردم با کسی وارد رابطهی نزدیک نشوند (فرار).
- از دیگران سوء استفاده کنند و یا نسبت به دیگران بیحرمت باشند (جبران افراطی).
۴- طرحواره شرم و نقص:
این افراد احساس میکنند ارزشمند نیستند و به درد جامعه نمیخورند. آنها نسبت به انتقاد بسیار حساس هستند. معمولا خود را با دیگران خیلی مقایسه میکنند و فکر میکنند عیبهای درونی دارند.
در روابط عاطفی ممکن است اتفاقات زیر برای آنها بیفتد:
- همسر و یا دوستان انتقادگر و سرزنشگر پیدا میکنند. خود را همیشه زیر دست دیگران قرار میدهد و فکر میکند نمیتواند موقعیت بهتری داشته باشد (تسلیم).
- به خاطر ترس از طرد شدن احساسات خود را با دیگران در میان نمیگذارد و میترسد که او را مسخره کنند (فرار).
- رفتار انتقادگرانه در مقابل دیگران دارد و تلاش میکند موفقیتهای دیگران را ناچیز جلوه دهد (جبران افراطی).
۵- طرحواره انزوای اجتماعی:
از انواع طرحواره ها همین طرحواره انزوای اجتماعی است.
این افراد فکر میکنند به جامعه تعلق ندارند و وصلهی ناجور جامعه هستند. در روابط عاطفی و یا دوستی ممکن است به صورت زیر باشند:
- در گروهها مشارکت نمیکنند (تسلیم).
- از جمعها دوری میکنند (فرار).
- برای ملحق شدن به گروه نقش بازی میکند ولی در اصل احساس تعلق به آن نمیکند (جبران افراطی).
۶- طرحواره وابستگی:
چنین افرادی نمیتوانند مسئولیتهای روزمرهی خود را انجام دهند و به شدت دنبال این هستند که کسی آنها را راهنمایی کند و یا کمک کند که کارهایشان را انجام دهند.
در روابط عاطفی و دوستی به صورت زیر هستند:
- دنبال همسر و یا دوستان بسیار کمککننده هستند (تسلیم).
- تصمیمات را به عقب میاندازند و مسئولیت مهمی در زندگی بر عهده نمیگیرند (فرار).
- با این که نیاز به دیگران دارند ولی بسیار وانمود میکنند که به کسی نیاز ندراند (جبران افراطی).
۷- طرحواره آسیبپذیری:
این افراد معمولا فکر میکنند که قرار است اتفاق وحشتناکی برایشان بیفتد. در روابط عاطفی و دوستی هم به صورت زیر عمل میکنند:
- از طرف مقابل بسیار سوال میپرسد تا مطمئن شود که مشکلی پیش نمیآید و همیشه نگران اتفاقات بد هست (تسلیم).
- ممکن است از هر گونه موقعیت ناشناخته فرار کند (فرار).
- ممکن است به طور افراط گونهای بخواهد خود را شجاع نشان دهد و رفتارهای خطرناکی بروز دهد (جبران افراطی).
۸- طرحواره خویشتن تحولنیافته:
این افراد احساس میکنند که وجود
شان در دیگران ادغام شده است و بدون دیگران (مثلا والدین و یا یک شخص دیگر) هیچ هویت جداگانهای ندارند. در روابط عاطفی و یا دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
- از رفتار افراد مهم زندگی بسیار تقلید میکنند و با کسی ارتباط برقرار میکنند که رهبر و فرمانروای آنها است (تسلیم)
- اگر کسی به آنها بگوید باید خودت مستقل باشی از او کنارهگیری میکنند (فرار)
- گاهی بعضی از این افراد برعکس موارد بالایی به صورت افراط گونهای خود را مستقل نشان میدهند و برای کارهای سخت هم درخواست کمک نمیکنند (جبران افراطی)
۹- طرحواره شکست:
یکی از انواع طرحواره ها که شیوع بالایی دارد شکست است:
این افراد باور دارند که شکست خورده هستند و احساس بیکفایتی میکنند. در روابط با دیگران هم به صورت زیر هستند:
- اصلا خود را قبول ندارند و یا همیشه فکر میکنند دیگران کارها را بهتر انجام میدهند (تسلیم).
- سرگردان است و دنبال هدف و برنامه ریزی برای موفقیت نیست (فرار).
- پیشرفتهای دیگران را بیارزش جلوه میدهند و یا تلاش میکنند به گونهای بینقص کارها را به سرانجام برسانند و چون نمیتوانند دچار استرس فراوان میشوند (جبران افراطی).
۱۰- طرحواره استحقاق:
این افراد فکر میکنند همیشه حق با خودشان است. هر وقت چیزی میخواهند باید دیگران هر طوری که شده فراهم کنند در غیر این صورت قهر میکنند و یا عصبانی میشوند. این افراد برتری جو هستند و توجهی به خواستههای دیگران ندارند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
- با همسر و یا افراد مهم زندگی روابط بیعاطفهای دارند و به نیازهای طرف مقابل توجهی نمیکنند (تسلیم).
- اگر در موقعیتی نتواند برتری طلبی خود را نشان دهد از آن جا میروند (فرار).
- این افراد گاهی برعکس عمل میکنند و با دادن هدیههای پر زرق و برق و یا کارهای ظاهرا خیرخواهانه میخواهند نشان دهند که به فکر دیگران هم هستند (جبران افراطی).
۱۱- طرحواره خویشتنداری ناکافی:
چنین افرادی نمیتوانند بر احساسات خود مدیریت داشته باشند و ممکن است کارهایی انجام دهند که به خود و یا دیگران آسیب برسانند، همچنین اینها تحمل ناکامی را ندارند و زمانی که چیزی را میخواهند اگر مشکلی پیش بیاید بسیار آشفته میشوند و یا آن هدف را زود رها میکنند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر عمل میکنند:
- هیجانات خود را نمیتوانند کنترل کنند و یا به صورت افراطی به خوردن و یا تفریح میپردازند (تسلیم).
- ممکن است هدف خاصی برای خود تعیین نکنند و یا در محل کار زیاد توجهی به کار نداشته باشند و به همین خاطر از کار اخراج شوند (فرار).
- بعضی از این افراد به صورت افراطی میخواهند این مشکل را حل کنند و به همین خاطر به صورت فشرده میخواهند کارهای خود را فورا به اتمام برسانند (جبران افراطی).
۱۲- طرحواره ایثارگری افراطی:
این افراد نیازهای خود و خانوادهاشان را فدای دوستان و اطرافیان میکنند و وقتی کسی چیزی را از آنها بخواهد نمیتوانند نه بگویند، به همین خاطر علیرغم میل و با خشم درونی معمولاً دنبال انجام کارهای بقیه هستند و خودشان هم احساس میکنند که قربانی شدهاند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر عمل میکنند:
- برای دیگران بیش از حد ایثارگری میکنند و توجهی به هدفها و خواستههای خود ندارند (تسلیم).
- ممکن است به خاطر ترس از قربانی شدن از دیگران دوری کنند (فرار).
- ممکن است روزی به حالت پرخاشگری و یا افسردگی برسند که چرا دیگران قدر کار آنها را نمیدانند و دیگر تصمیم بگیرند که برای هیچ کسی کاری نکنند (جبران افراطی).
۱۳- طرحواره جلب توجه:
یکی دیگر از انواع طرحواره ها جلب توجه است.
افرادی که این طرحواره را دارند به صورت زیر عمل میکنند:
- برای هر کاری که انجام میدهند در پی جلب توجه دیگران هستند و اگر طرف توجه نکند بسیار اذیت میشوند (تسلیم).
- ممکن است وقتی میبینند کسی مورد توجه است خیلی نسبت به او حسادت کنند و از او دوری کنند (فرار).
- یا وقتی کسی کار مورد پسندی انجام میدهد به شکل نامناسبی او را بیارزش جلوه میدهند (جبران افراطی).
۱۴- طرحواره منفیگرایی:
این افراد عادت دارند از کوچکترین حوادث بزرگترین فاجعهها را بسازند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
- هر اتفاق مثبتی را نادیده میگیرند و تلاش میکنند جنبههای مثبت را بیارزش نشان دهند. ویژگیهای خوب طرف را نمیبیند و در هر چیزی به دنبال یک نکتهی منفی است (تسلیم).
- امیدی به بهبود اوضاع ندارند و فکر میکنند هرگز مشکلات به پایان نمیرسد (فرار)
- بعضی از این افراد ممکن است بعد از مدتی برعکس شوند و مثبت نگر خیالی شوند و از واقعیتها دور شوند (جبران افراطی).
۱۵- طرحواره بازداری هیجانی:
یکی دیگر از انواع طرحواره ها طرحواره بازداری هیجانی است.
چنین افرادی خشم، ناراحتی و غم خود را نشان نمیدهند، چون میترسند که طرد شوند و یا دیگران را ناراحت کنند. چنین افرادی حتی ممکن است خوشحالی خود را هم نشان ندهند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
- بر منطق و استدلال بسیار تاکید میکنند و احساسات را بیاهمیت جلوه میدهند (تسلیم).
- اگر فعالیتی نیاز به هیجان داشته باشد از آن دوری میکنند و یا افراد دارای هیجان را بیمنطق میدانند (فرار).
- بعضی از این افراد برعکس عمل میکنند و بدون در نظر گرفتن شرایط به صورت افراطی هیجانات را نشان میدهند و حتی ممکن است برای این امر تحت تاثیر الکل و مواد مخدر قرار بگیرند (جبران افراطی).
۱۶- طرحواره ملاکهای سخت گیرانه:
این افراد نسبت به خود بسیار سخت گیر هستند و همیشه منتظرند تا هدفهای بزرگ خود را به دست بیاورند و بعد تفریح کنند.
اینها از خود رضایتی ندارند و فکر میکنند هر کاری را باید به نحو احسن انجام دهند، در غیر این صورت بیارزش هستند. در روابط عاطفی و دوستی و کاری این افراد به صورت زیر عمل میکنند:
- تلاش میکنند که کارها را بدون نقص انجام دهند و از خود و دیگران انتظارات زیادی دارند (تسلیم).
- گاهی وقتی میبینند کارها به آن صورت که میخواهند پیش نمیرود کار را رها میکنند و یا آن را به عقب میاندازند (فرار).
- گاهی از همهی هدفهای خود دست میکشند و به کارهای خیلی معمولی روی میآورند (جبران افراطی).
طرحواره درمانی نتایج قابول قبولی برای رهایی از تله های ذهنی یا درمان طرحواره ها دارد که در این مقاله مجالی برای بررسی آن ها نیست.
چگونه طرحواره ها تغییر می کنند؟
فرایندهایی که از طریق آنها برنامه ها تنظیم یا تغییر می کنند به عنوان جذب (assimilation) و انطباق (accommodation) شناخته می شوند. در جذب، اطلاعات جدید در طرح های قبلی موجود گنجانده می شود. این فرایند می تواند مثبت و یا منفی باشد. زمانی اثر مثبت دارد که اطلاعات جدید با قبلی همخوانی داشته و باعث غنی شدن ساختارهای قبلی می شود. اثرات منفی زمانی است که فرد می خواهد یک تجریه ناهمخوان را جذب کند. در این حالت تجربه تحریف شده و به شکل همخوان جذب می گردد
در انطباق یا سازگاری، ممکن است با آموختن اطلاعات جدید و تجربه های جدید، برنامه های موجود تغییر کند یا برنامه های جدیدی شکل بگیرد. در این حالت یا طرحواره های قدیم اصلاح و تعدیل می یابند و یا یک طرحوراه جدید شکل می گیرد
تغییر طرحواره ها در دوران کودکی آسان تر است اما با بزرگتر شدن افراد سفت و سخت می شود و اصلاح آنها دشوار است. این طرح ها اغلب حتی در صورت ارائه مدارکی که با عقاید آنها مغایرت داشته باشد، پابرجا خواهند بود. در بسیاری از موارد، افراد فقط در صورت تکرار مداوم شواهد متفاوت با تجارب قبلی، برنامه های خود را به آرامی تغییر می دهند.
طرحواره های ناسازگار
این اصطلاح واژه ای است که توسط یانگ در حوزه طرحواره درمانی به کار رفته است. یانگ آن دسته از طرحواره هایی را که منجر به مشکلات روانشناختی می شوند ، طرحواره های ناسازگار اولیه می نامد و معتقد است که طرحواره ها به الگوی مداوم از خاطرات ، احساسات ، شناختها ، حواس و ادراکات که راهنمایی کننده رفتارها هستند اشاره دارد. این طرحواره ها موضوعات طولانی مدت و ثابت هستند که در دوران کودکی بوجود می آیند و منجر به طرز تلقی در زندگی بزرگسالان می شوند و تا حد زیادی آسیب زا هستند.
طرحواره های ناسازگار اولیه، آسیب پذیری خاصی را برای انواع اختلالات روانشناختی و آسیب شناسی شخصیت ایجاد می کند. محتوای این طرحواره های ناسازگار نیز مربوط به شکل گیری هویت فرد در ارتباط با دیگران است و در دوران کودکی شکل گرفته و شکل می گیرد و در طول زندگی فرد ، بصورت گسترده و کاملاً پیوندی ، یکپارچه و درونی در ارتباط هستند. مجموعه ای از تجربیات نارسای اولیه در ارتباط با دیگران و در محیط اولیه کودک که می توانند عمیقا مشکل زا بوده و طرز تفکر غلط و اشتباه و همچنین رفتار ناکارآمد و ناصحیح را در آینده بوجود بیاورند
شدت طرحواره ها به مراتب مهم تر از تعداد آنهاست. ممکن است فردی تمامی ۱۸ طرحواره را به شکل خفیف در خود داشته باشد ولی زندگی کاملاً عادی داشته باشد اما وجودی یک طرحواره شدید میتواند آسیبهای جدی به زندگی، شغل و روابط فرد و سلامتی او وارد کند.
طرحواره درمانی نوعی درمان روانشناسی است که با استفاده از نظریه روانکاوی، رفتار درمانی، درمان شناختی، نظریه گشتالت و نظریه روابط موضوعی تلاش میکند تا طرحواره ها از بین بروند.
از کجا بدانیم که دارای طرحواره هستیم و چگونه برای رهایی از آن اقدام کنیم؟
حتما با شنیدن نام طرحوارهها فکر میکنید که حال اگر هم به چنین چیزی مبتلا باشیم، راه رهایی از آن سخت است. اما باید بگوییم که اینگونه نیست. وبسایت طرحواره تمامی موارد لازم برای تشخیص، درمان و حتی موارد پس از درمان را برای تمام افراد ارائه میکند.
نگار رضوی کارشناس ارشد روانشناسی و مؤسس وبسایت طرحواره است. او این وبسایت را با هدف ارائهٔ نکات مشاورهای و درمانی در راستای توسعهٔ فردی، مشاورهٔ ازدواج، مشاورهٔ موفقیت، طرحوارهٔ درمانی و موارد دیگر تأسیس کرده است. اطلاعات تمام این موارد را میتوان از طریق مشاورهٔ تلفنی، مراجعهٔ حضوری در صورت نیاز و از همه مهمتر از خود وبسایت دریافت کرد.
طرحواره درمانی بخشی است که پس از تشخیص وجود طرحواره در فرد انجام میشود. این بخش دارای مراحل مختلفی است که با توجه به شرایط فرد و طرحوارهای که به آن مبتلاست، از سوی خانم رضوی ارائه میشود. اما قبل از هر چیزی نیاز به انجام تست طرحواره است.
نگاهی مجدد به انواع طرحواره های ناسازگار اولیه
1- طرحواره رهاشدگی: Abandonment
شخصی که این طرحواره را دارد به طور ناخودآگاه منتظر است که عزیزان خود را از دست بدهد.
این فرد فکر میکند دیگران در دسترس او نیستند و نمیتوان خیلی به آنها تکیه کرد. او باور دارد که طرف مقابلش او را رها میکند و یا از بین میرود و نهایتاً خودش تنها و بی پناه میماند.
بی ثباتی یا بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان، به طوری که فرد احساس می کند افراد مهم زندگی اش نمی توانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند زیرا این افراد از لحاظ هیجانی، بی ثبات، غیر قابل پیش بینی (برای مثال ناگهان عصبانی می شوند) اعتماد ناپذیر و نامنظم اند. چنین فردی معتقد است هر لحظه ممکن است که افراد مهم زندگی اش او را ترک کنند و یا به دیگری علاقه مند شوند.
بنابراین یا سمت افراد دور از دسترس میرود و یا به خاطر ترس از دست دادن آدمها با آنها وارد رابطهای صمیمی و عاطفی نمیشود و یا برای نگه داشتن دیگران آنها را بسیار کنترل میکند.
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب همسر و دوستان از میان کسانی که در دسترس نیستند و رفتارشان قابل پیش بینی نیست. انتخاب همسر و دوستی که متعهد نیست و نمی تواند رابطه پایداری برقرار کند.
اجتناب: دوری از روابط صمیمانه همراه با ترس از رها شدن. زیاده روی در نوشیدن مشروب به هنگام تنهایی.
جبران افراطی: حفظ رابطه با همسر و افراد مهم زندگی با رفتارهایی نظیر وابستگی زیاد، سلطه گری یا کنترل کردن. رفتارهای سماجتی و حاکی از وابستگی شدید و دلگیر کردن همسر تا حدی که از او دور شود؛ حملات آتشین به همسر به خاطر جدایی های کوتاه مدت.
قبل از این که بحث را پیش ببریم باید ذکر کنیم که افراد در مقابل طرحواره هایی که دارند حداقل سه روش به کار میگیرند؛
+ بعضیها همان کودکی خود را ادامه میدهند؛
یعنی اگر آن زمان مظلوم و قربانی بودند هم اکنون هم هستند،
اگر مورد بیتوجهی قرار میگرفتند اکنون هم کارهایشان به گونهای است که باعث بیتوجهی میشود.
اگر در آن زمان اطرافیان در دسترسشان نبودند اکنون هم سمت کسانی میروند که در دسترس نیستند.
این سبک رفتاری را تسلیم میگویند؛ یعنی شخص تسلیم طرحواره خود است و همیشه طبق آن رفتار میکند.
+ روشی دیگر فرار یا اجتناب است؛
یعنی چون شخص از طرحواره خود رنج میبرد پس تلاش میکند از موقعیتهایی که آن طرحواره را فعال میکنند دوری کند.
مثلا به خاطر ترس از مسخره شدن وارد جمعها نمیشود و یا به خاطر ترس از دست دادن مردم به کسی علاقهمند نمیشود.
+ روش دیگر هم جبران افراطی یا حمله است؛
بدین گونه که شخص دیگر نمیخواهد مثل گذشته اش باشد و برعکس آن عمل میکند.
در این صورت شخص به طرحواره خود حمله میکند.
مثلا کسی که در کودکی خیلی مورد ظلم واقع شده است، ممکن است اکنون دیگران را اذیت کند
و یا کسی که مورد بیمهری قرار گرفته اکنون میخواهد به هر روشی نظر دیگران را جلب کند.
ما برای هر کدام از 18 مورد طرحواره این سه نوع سبک رفتاری را توضیح خواهیم داد.
کسانی که طرحواره رهاشدگی داشته باشند ممکن است به یکی از روشهای زیر عمل کنند:
همسر یا دوستان خود را از میان افراد غیرقابل دسترس و یا غیرقابل پیشبینی پیدا میکنند (تسلیم).
به خاطر ترس از رها شدن وارد روابط نمیشوند (فرار).
به خاطر ترس از رها شدن سعی میکنند بر طرف مقابل خود مسلط شوند و یا او را خیلی کنترل کنند که مبادا رهایشان کند(جبران افراطی).
2- طرحواره بی اعتمادی: Mistrust
کسانی که این طرحواره را دارند انتظار دارند که از طرف دیگران ضربه بخورند و فکر میکنند مردم نقشههایی دارند که از او سوء استفاده کنند.
چنین افرادی ممکن است در روابط عاطفی دچار موارد زیر شوند:
همسر بدبین و یا غیر قابل اعتماد پیدا کنند (تسلیم).
به خاطر عدم اعتماد به مردم با کسی وارد رابطهی عاطفی نزدیک نشوند (فرار).
از دیگران سوء استفاده کنند و یا نسبت به دیگران بیحرمت باشند (جبران افراطی).
3- طرحواره محرومیت هیجانی: Emotional Deprivation
کسی که این طرحواره را دارد همه یا یکی از مشکلات زیر را دارد:
کمبود محبت
عدم همدلی: احساس میکند کسی او را درک نمیکند.
محرومیت از حمایت: احساس میکند کسی وجود ندارد که بتواند به او تکیه کند.
این افراد در روابط کاری و یا عاطفی یا جذب افراد سرد و بیعاطفه میشوند و یا انتظار عاطفی زیادی از دیگران دارند.
بعضی از این افراد هم خیلی وارد روابط عاطفی صمیمی نمیشوند، زیرا فکر میکنند دیگران توجهی به آنها ندارند.
کسانی که طرحواره محرومیت هیجانی داشته باشند ممکن است به یکی از روشهای زیر عمل کنند:
جذب افراد سرد و بیعاطفه میشوند و طرف مقابل به آنها اهمیتی نمیدهد (تسلیم).
به خاطر فرار از درد بیمهری و تسکین خود روی به اعتیاد یا حتی کار زیاد میآورند (فرار).
به هر طریقی میخواهند نظر دیگران را جلب کنند و به همین خاطر بسیار دنبال کار دیگران هستند و بعد به خاطر عدم برآورده شدن نیاز عاطفی خود از دیگران گلهمند هستند (جبران افراطی).
این افراد انتظار ندارند که تمایل آنها برای برقراری رابطه هیجانی با دیگران به طور کافی ارضا شود.
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب همسری که محرومیت هیجانی دارد و بیان نکردن خواسته هایش. انتخاب همسری که سرد و بی عاطفه است. ارتباط سرد با افراد مهم زندگی؛ عدم تشویق دیگران به خاطر ابراز محبت.
اجتناب: اجتناب از روابط صمیمانه با دیگران.
جبران افراطی: برآورده ساختن نیازها و انتظارات هیجانی همسر و دوستان صمیمی. توقع غیر واقع بینانه که دیگران باید تمام نیازهای او را بر آورده کنند.
4- طرحواره شرم و نقص: Defectiveness
این افراد احساس میکنند ارزشمند نیستند و به درد جامعه نمیخورند.
آنها نسبت به انتقاد بسیار حساس هستند. معمولا خود را با دیگران خیلی مقایسه میکنند و فکر میکنند عیبهای درونی دارند.
فرد احساس می کند که در مهمترین جنبه های شخصیتی اش انسانی نامطلوب، بد، حقیر و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی اش فردی منفور و نامطلوب به حساب می آید. این طرحواره حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد، سرزنش، کمرویی، مقایسه های نابجا، احساس نا امنی در حظور دیگران و حس شرمندگی در ارتباط با عیب ها و نقص های درونی را دربر می گیرد.
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: انتخاب دوستان انتقادگر و طرد کننده، تحقیر خود و قرار دادن خود در موقعیت های زیر دست و فرمانبر.
اجتناب: اجتناب از بیان احساسات و افکار واقعی و اجازه ندادن به دیگران برای نزدیک شدن به او.
جبران افراطی: انتقاد و طرد دیگران به گونه ای که به نظر میرسد خودش هیچگونه عیب و ایرادی ندارد. رفتار انتقادگرایانه یا برتری طلبانه نسبت به دیگران، تلاش برای بی نقص جلوه دادن خود.
در روابط عاطفی ممکن است اتفاقات زیر برای آنها بیفتد:
همسر و یا دوستان انتقادگر و سرزنشگر پیدا میکنند. خود را همیشه زیر دست دیگران قرار میدهد و فکر میکند نمیتواند موقعیت بهتری داشته باشد (تسلیم).
به خاطر ترس از طرد شدن احساسات خود را با دیگران در میان نمیگذارد و میترسد که او را مسخره کنند (فرار).
رفتار انتقادگرانه در مقابل دیگران دارد و تلاش میکند موفقیتهای دیگران را ناچیز جلوه دهد (جبران افراطی).
5- طرحواره انزوای اجتماعی: Social isolation
این افراد فکر میکنند به جامعه تعلق ندارند و وصلهی ناجور جامعه هستند.
در روابط عاطفی و یا دوستی ممکن است به صورت زیر باشند:
در گروهها مشارکت نمیکنند (تسلیم).
از جمعها دوری میکنند (فرار).
برای ملحق شدن به گروه نقش بازی میکند ولی در اصل احساس تعلق به آن نمیکند (جبران افراطی).
6- طرحواره وابستگی: Dependence
چنین افرادی نمیتوانند مسئولیتهای روزمره خود را انجام دهند و به شدت دنبال این هستند که کسی آنها را راهنمایی کند و یا کمک کند که کارهایشان را انجام دهند.
در روابط عاطفی و دوستی به صورت زیر هستند:
دنبال همسر و یا دوستان بسیار کمککننده هستند (تسلیم).
تصمیمات را به عقب میاندازند و مسئولیت مهمی در زندگی بر عهده نمیگیرند (فرار).
با این که نیاز به دیگران دارند ولی بسیار وانمود میکنند که به کسی نیاز ندراند (جبران افراطی).
7-طرحواره آسیب پذیری: Vulnerability to Harm
این افراد معمولا فکر میکنند که قرار است اتفاق وحشتناکی برایشان بیفتد.
در روابط عاطفی و دوستی هم به صورت زیر عمل میکنند:
از طرف مقابل بسیار سوال میپرسد تا مطمئن شود که مشکلی پیش نمیآید و همیشه نگران اتفاقات بد هست (تسلیم).
ممکن است از هر گونه موقعیت ناشناخته فرار کند (فرار).
ممکن است به طور افراط گونهای بخواهد خود را شجاع نشان دهد و رفتارهای خطرناکی بروز دهد (جبران افراطی).
8- طرحواره خویشتن تحول نیافته: Enmeshment
این افراد احساس میکنند که وجودشان در دیگران ادغام شده است و بدون دیگران (مثلا والدین و یا یک شخص دیگر) هیچ هویت جداگانهای ندارند.
در روابط عاطفی و یا دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
از رفتار افراد مهم زندگی بسیار تقلید میکنند و با کسی ارتباط برقرار میکنند که رهبر و فرمانروای آنها است (تسلیم).
اگر کسی به آنها بگوید باید خودت مستقل باشی از او کنارهگیری میکنند (فرار).
گاهی بعضی از این افراد برعکس موارد بالایی به صورت افراط گونهای خود را مستقل نشان میدهند و برای کارهای سخت هم درخواست کمک نمیکنند (جبران افراطی)
9- طرحواره شکست: Failure
این افراد باور دارند که شکست خورده هستند و احساس بیکفایتی میکنند.
در روابط با دیگران هم به صورت زیر هستند:
اصلا خود را قبول ندارند و یا همیشه فکر میکنند دیگران کارها را بهتر انجام میدهند (تسلیم).
سرگردان است و دنبال هدف و برنامه ریزی برای موفقیت نیست (فرار).
پیشرفتهای دیگران را بیارزش جلوه میدهند و یا تلاش میکنند به گونهای بینقص کارها را به سرانجام برسانند و چون نمیتوانند دچار استرس فراوان میشوند (جبران افراطی).
10- طرحواره استحقاق: Entitlement
این افراد برتری جو هستند و توجهی به خواستههای دیگران ندارند.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
با همسر و یا افراد مهم زندگی روابط بیعاطفهای دارند و به نیازهای طرف مقابل توجهی نمیکنند (تسلیم).
اگر در موقعیتی نتواند برتری طلبی خود را نشان دهد از آن جا میروند (فرار).
این افراد گاهی برعکس عمل میکنند و با دادن هدیههای پر زرق و برق و یا کارهای ظاهرا خیرخواهانه میخواهند نشان دهند که به فکر دیگران هم هستند (جبران افراطی).
11- طرحواره خویشتن داری ناکافی : Insufficient Self
چنین افرادی نمیتوانند بر احساسات خود مدیریت داشته باشند و ممکن است کارهایی انجام دهند که به خود و یا دیگران آسیب برسانند،
همچنین اینها تحمل ناکامی را ندارند و زمانی که چیزی را میخواهند اگر مشکلی پیش بیاید بسیار آشفته میشوند و یا آن هدف را زود رها میکنند.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر عمل میکنند:
هیجانات خود را نمیتوانند کنترل کنند و یا به صورت افراطی به خوردن و یا تفریح میپردازند (تسلیم).
ممکن است هدف خاصی برای خود تعیین نکنند و یا در محل کار زیاد توجهی به کار نداشته باشند و به همین خاطر از کار اخراج شوند (فرار).
بعضی از این افراد به صورت افراطی میخواهند این مشکل را حل کنند و به همین خاطر به صورت فشرده میخواهند کارهای خود را فورا به اتمام برسانند (جبران افراطی).
12- طرحواره ایثار گری افراطی: Self-Sacrifice
این افراد نیازهای خود و خانوادهاشان را فدای دوستان و اطرافیان میکنند و وقتی کسی چیزی را از آنها بخواهد نمیتوانند نه بگویند، به همین خاطر علیرغم میل و با خشم درونی معمولاً دنبال انجام کارهای بقیه هستند و خودشان هم احساس میکنند که قربانی شدهاند.
بیمارانی که طرحواره ایثار (SS) دارند، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایتمندی شخصی ارضاء میکنند. آن ها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران، دوری از گناه، دستیابی به احساس ارزشمندی و تداوم رابطه هیجانی با افراد نیازمند انجام میدهند. بیمارانی که این طرحواره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان میدهند. آن ها مدام با این احساس دست و پنجه نرم میکنند که نیازهایشان به طور کافی ارضاء نمیشود و این امر گاهاً منجر به احساس دلخوری آنها میشود.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر عمل میکنند:
برای دیگران بیش از حد ایثارگری میکنند و توجهی به هدفها و خواستههای خود ندارند (تسلیم).
ممکن است به خاطر ترس از قربانی شدن از دیگران دوری کنند (فرار).
ممکن است روزی به حالت پرخاشگری و یا افسردگی برسند که چرا دیگران قدر کار آنها را نمیدانند و دیگر تصمیم بگیرند که برای هیچ کسی کاری نکنند (جبران افراطی).
13-طرحواره اطاعت: Subjugation
احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران، این کار معمولاً برای اجتناب از خشم، محرومیت هیجانی یا انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره اغلب به صورت اطاعت افراطی همراه با حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران تجلی می یابد. این طرحواره منجر به خشمی فرو خورده شده که خود را در قالب یک سری رفتارهای ناسازگارانه مثل پرخاشگری منفعل، طغیان های عاطفی کنترل نشده، علایم روان تنی، کناره گیری از عواطف، برون ریزی و سو مصرف مواد نشان می دهد.
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: واگذاری حق انتخاب و کنترل موقعیت به دیگران، انتخاب همسر یا افراد مهم زندگی که کنترل کننده اند. مهیا کردن شرایط برای دیگران به منظور رسیدن به آرزوهایشان.
اجتناب: اجتناب از موقعیت هایی که مستلزم تعارض با دیگران است. اجتناب از کلیه روابط بین فردی. اجتناب از موقعیت هایی که خواسته هایش با دیگران متفاوت است.
جبران افراطی: نافرمانی در مقابل مراجع قدرت. انجام رفتارهای منفعلانه، پرخاشگرانه یا نافرمانی.
14-طرحواره پذیرش جویی و جلب توجه : Approval Seeking
تأکید افراطی در کسب تأیید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنای مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خودش. گاه این طرحواره با تأکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران (اهداف اولیه از دست یابی به تأیید، تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل نیست).
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: تلاش برای تاثیر گذاشتن بر دیگران. جلب توجه دیگران به موفقیت های مرتبط با منزلت اجتنماعی خود
اجتناب: اجتناب از تعامل با کسانی که مورد تحسین هستند و حسادت نسبت به آنها.
جبران افراطی: دوری جستن از روابط به گونه ای که توجه دیگران را اصلاً جلب نکند، بی ارزش جلوه دادن موفقیت های دیگرانی که مورد تحسین هستند.
افرادی که این طرحواره را دارند به صورت زیر عمل میکنند:
برای هر کاری که انجام میدهند در پی جلب توجه دیگران هستند و اگر طرف توجه نکند بسیار اذیت میشوند (تسلیم).
ممکن است وقتی میبینند کسی مورد توجه است خیلی نسبت به او حسادت کنند و از او دوری کنند (فرار).
یا وقتی کسی کار مورد پسندی انجام میدهد به شکل نامناسبی او را بیارزش جلوه میدهند (جبران افراطی).
15- طرحواره منفی گرایی: Negativity
بیمارانی که طرحواره منفیگرایی/ بدبینی دارند، به جنبههای منفی زندگی (مثل درد، مرگ، فقدان، ناامیدی، تعارض و خیانت) خیلی توجه میکنند. در حالی که جنبههای مثبت را کم ارزش جلوه میدهند. این بیماران در حین فعال شدن این طرحواره، معمولاً دست به پیشبینیهای افراطی میزنند. مثلاً پیشبینی میکنند همیشه کارهای شغلی، اقتصادی و بین فردی به طرز اسفناکی اشتباه از آب درمیآیند. این بیماران از اشتباه کردن خیلی میترسند.
این نوع طرز تفکر به نوبه خود منجر به گرفتاریهای مالی، فقدان، احساس سرافکندگی یا در مخمصه افتادن میشود. از آن جائی که چنین بیمارانی، نتایج منفی احتمالی را اغراقآمیز جلوه میدهند. اغلب ویژگیهایی مثل نگرانی، تشویش، گوش به زنگی، غر زدن و بلاتکلیفی دارند. این افراد عادت دارند از کوچکترین حوادث بزرگترین فاجعهها را بسازند.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
هر اتفاق مثبتی را نادیده میگیرند و تلاش میکنند جنبههای مثبت را بیارزش نشان دهند. ویژگیهای خوب طرف را نمیبیند و در هر چیزی به دنبال یک نکتهی منفی است (تسلیم).
امیدی به بهبود اوضاع ندارند و فکر میکنند هرگز مشکلات به پایان نمیرسد (فرار)
بعضی از این افراد ممکن است بعد از مدتی برعکس شوند و مثبت نگر خیالی شوند و از واقعیتها دور شوند (جبران افراطی).
16- طرحواره بازداری هیجانی: Emotional Inhibition
چنین افرادی خشم، ناراحتی و غم خود را نشان نمیدهند، چون میترسند که طرد شوند و یا دیگران را ناراحت کنند.
چنین افرادی حتی ممکن است خوشحالی خود را هم نشان ندهند.
بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خود انگیخته که معمولاً به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد.
شایع ترین حوزه های بازداری عبارتند از:
۱- بازداری خشم و پرخاشگری.
۲- بازداری از بیان تکانه های مثبت از قبیل خوشحالی، محبت، برانگیختگی جنسی و بازی.
۳- بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیازهای شخصی.
۴- تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها. بیمارانی که طرحواره بازداری هیجانی (EI)دارند، رفتارها، احساسات و روابط بین فردی خودانگیختهشان را محدود میکنند.
آنها معمولاً این کار را برای جلوگیری از مورد انتقاد واقع شدن یا از دست دادن کنترل روی تکانههایشان انجام میدهند.
شایعترین حوزههای بازداری عبارتند از:
1. بازداری خشم
2. بازداری تکانههای مثبت (مثل شوخی، محبت، برانگیختگی مثبت و بازیگوشی)
3. مشکل در بیان آسیبپذیری و
4. تأکید بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجانها.
این بیماران اغلب افرادی کسالتآور، مقید، منزوی یا سرد و بیعاطفه به نظر میرسند.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری به صورت زیر هستند:
بر منطق و استدلال بسیار تاکید میکنند و احساسات را بیاهمیت جلوه میدهند (تسلیم).
اگر فعالیتی نیاز به هیجان داشته باشد از آن دوری میکنند و یا افراد دارای هیجان را بیمنطق میدانند (فرار).
بعضی از این افراد برعکس عمل میکنند و بدون در نظر گرفتن شرایط به صورت افراطی هیجانات را نشان میدهند و حتی ممکن است برای این امر تحت تاثیر الکل و مواد مخدر قرار بگیرند (جبران افراطی).
17- طرحواره ملاک های سخت گیرانه ( معیارهای سرسختانه ): Unrelenting Standards
بیمارانی که طرحواره معیارهای سرسختانه/ عیبجویی افراطی (US)دارند، معتقدند باید تلاش کنند تا به معیارهای بلند پروازانه خود دست یابند و این کار را به خاطر اجتناب از عدم تأیید یا خجالتزدگی انجام میدهند. این طرحواره معمولاً منجر به احساس فشار مداوم و عیبجویی افراطی از خود و دیگران میشود.
باور اساسی مبنی بر اینکه فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه درباره رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد و این کار معمولاً برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می اید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان ممکن انجام شود.
این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس ارزشمندی، پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود.
این وضعیت در صورتی به عنوان یک طرحواره ناسازگار اولیه در نظر گرفته میشود که منجر به اختلال در سلامت، احساس ارزشمندی، روابط بین فردی یا لذت بردن از زندگی شود.
شکلهای بروز این طرحواره عبارتند از
1. بینقصگرایی،توجه غير معمول به جزييات يا ارزيابي كمتر از حد عملكرد خود در مقايسه با عملكرد ديگران. (مانند نیاز به انجام دقیق کارها، توجه غیر عادی به جزئیات یا کم برآورد کردن کارآیی)
2. قوانين غيرقابل انعطاف، قواعد “و بایدهای” انعطافناپذیر در بسیاری از حوزههای از جمله معیارهای اخلاقی، فرهنگی و مذهبی غیر واقع بينانه و
3. دغدغه زمان و كارآمدي به منظور انجام كار بيشتر يا اشتغال ذهنی با زمان و بازده کار.
افراد با این طرحواره معتقدند باید سخت تلاش کنند تا به معیاهای بلند پروازانه خود دست یابند و این کار را به خاطر اجتناب از عدم تایید یا خجالت زدگی انجام می دهند.
این طرحواره معمولاً منجر به عیب جویی افراطی از خود و دیگری می شود. این وضعیت در صورتی به عنوان یک طرحواره ناسازگار اولیه شناخته می شود که منجر به اختلال در سلامت، احساسا ارزشمندی، روابط بین فردی یا لذت بردن از زندگی شود. این افراد نسبت به خود بسیار سخت گیر هستند و همیشه منتظرند تا هدفهای بزرگ خود را به دست بیاورند و بعد تفریح کنند.
اینها از خود رضایت شخصی ندارند و فکر میکنند هر کاری را باید به نحو احسن انجام دهند، در غیر این صورت بیارزش هستند.
سبک های مقابله در مقابل این طرحواره:
تسلیم: تلاش زیاد برای بی نقص جلوه دادن خود.
اجتناب: اجتناب از موقعیت ها و تکالیفی که منجر به قضاوت در مورد عملکرد فرد می شود. اجتناب از انجام کارها، اهمالکاری.
جبران افراطی: بی توجهی به معیارها و انجام کارها بدون در نظر گرفتن زمان به صورت شتاب زرده. کنار گذاشتن تمام معیارهای بلند پروازانه و عادت کردن به انجام رفتار پایین تر از حد معمول.
در روابط عاطفی و دوستی و کاری این افراد به صورت زیر عمل میکنند:
تلاش میکنند که کارها را بدون نقص انجام دهند و از خود و دیگران انتظارات زیادی دارند (تسلیم).
گاهی وقتی میبینند کارها به آن صورت که میخواهند پیش نمیرود کار را رها میکنند و یا آن را به عقب میاندازند (فرار).
گاهی از همه هدفهای خود دست میکشند و به کارهای خیلی معمولی روی میآورند (جبران افراطی).
18- طرحواره تنبیه گری : Punitiveness
بیمارانی که طرحواره تنبیه دارند، بر این باورند که افراد باید به خاطر اشتباهات خود سخت تنبیه شوند. در چنین طرحوارهای، تمایل تنبیهی شدیدی وجود دارد نسبت به کسانی که طبق معیارشان عمل نمیکنند (حتی خود فرد). بیمارانی که این طرحواره را دارند معمولاً نمیتوانند از اشتباهات دیگران چشمپوشی کنند و آنها را ببخشند، زیرا نمیتوانند موقعیتهای مشکلزا، نقصها و کمبودهای انسانی را مد نظر قرار دهند و از پذیرش این موارد طفره میروند (یانگ و همکاران 1390،1:22).
****
طرحواره هایی که در اوایل سیر تحول انسان شکل می گیرند و اغلب در محور ساخت شناختی قرار دارند، غیر شرطی اند. طرحواره هایی که بعدا در سیر تحول شکل می گیرند شرطی اند. طرحواره های شرطی در پاسخ به طرحواره های غیر شرطی به وجود می آیند. مثلاً طرحواره معیارهای سرسختانه در پاسخ به طرحواره نقص، طرحواره اطاعت در پاسخ به طرحواره رهاشدگی و طرحواره ایثار در پاسخ به طرحواره نقص بوجود می آیند. ارضای توقعات طرحواره شرطی همیشه امکان پذیر نیست و دیر یا زود فرد با طرحواره اصلی اش مواجه می شود.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد