این مرحله، یکی از مراحل بحرانی در زندگی هر فرد است که عبور کردن موفق از آن نقش تعیینکنندهای بر سلامت روان و شخصیت فرد در دوران بزرگسالی دارد. باید بدانیم که بسیاری از مشکلات جسمانی، روانی، اجتماعی و رفتارهای ناسالم در بزرگسالی، ریشه در زمان نوجوانی دارند. هر چه خانواده آگاهی و درک بهتری از این دوره و چالشهای آن داشته باشند، بهتر میتوانند بستر مناسب را برای شکلگیری شخصیتی قوی و سازنده در نوجوان خود فراهم کنند. از نوجوانی میتوان بهعنوان دوره طوفان و استرس یادکرد.
حالا سوال اینجاست که، چقدر برای تربیت فرزند نوجوان خود وقت و انرژی صرف میکنید؟ نوجوانی دورهای است که در آن شخصیت اجتماعی فرد شکل میگیرد و اغلب با چالشهای گوناگونی از جمله هویت یابی مواجه میشود. افراد در این دوران به تدریج مستقل میشوند و از نظر جسمانی و روانی تغییراتی میکنند. نحوه برخورد والدین با فرزندان و شیوهی تربیتی که برای آنها به کار میگیرند در رشد شخصیت و اعتماد به نفس آنها تأثیر بسیار زیادی دارد. به همین دلیل لازم است تا والدین اطلاعات خود را از این دوران بالا ببرند و با درک عواطف و احساسات نوجوانان، آنها را در مسیر موفقیت و پیشرفت یاری دهند. برای اطلاعات بیشتر در مورد دوران نوجوانی تا پایان مطلب همراه باشید.
مراحل نوجوانی
تغییر و تحوّلات این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:
مرحله اول: فاصله گرفتن (12ـ14 سالگی)
بروز رشد جسمی و اولین نشانه های بلوغ، با نوعی تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن کودک از بزرگ سالان، بخصوص والدین همراه است. این تمایل می تواند در بستن در اتاق یا حمام توسط کودک و یا محرمانه جلوه دادن تغییرات بدن مشاهده شود. این گونه رفتارهای محرمانه و اختصاصی، نقش روانی ـ اجتماعی مهمی در پایان دادن به وابستگی های کودکانه قبلی به والدین و سایر بزرگ سالان ایفا می کند. با افزایش این فاصله، کودک می تواند با دوستان نزدیک خود راز و رمزهایی را مطرح کند و ارتباط های ویژه دوره نوجوانی را با گروه هم سالان و
به دور از والدین و معلمان و دیگر بزرگ سالان به وجود آورد. در کودکان عادی، این فاصله تا آنجا گسترش می یابد که به کشف هویت و جنسیت و سایر جوانب رشد «خود» در آنان منجر شود.
مرحله دوم: جدایی تدارکاتی (15ـ17 سالگی)
این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات آن است، با رشد بیشتر بدنی و جنسی همراه است و سطح عالی تری از ادراک «خود» را تجلّی می دهد. رشد مغز و توانایی های شناختی نوجوان با درونی شدن حیات عاطفی و ارتباط عمیق تر با گروه هم سالان، جدایی بیشتر ویژگی های روان شناختی نوجوان و باورها و ارزش های او از والدین و بزرگ سالان را به بار می آورد. این جدایی هرچند به ندرت جنبه جدایی مکانی نوجوان با والدین و بزرگ سالان را پیدا می کند، اما معمولا یک جدایی روحی، فکری، ارزشی و رفتاری است و زمینه های ذهنی استقلال را برای او فراهم می آورد. در همین مرحله، انسجام جنبه های مختلف بدنی و جنسی و تصور از خویش به صورت هویت واحد شکل می گیرد و پاسخ گویی به سؤال اساسی «من کیستم؟» به تدریج در ذهن نوجوان تحقق می یابد.
در این مرحله، کسب دانش و مهارت های لازم برای اشتغال یا برای ادامه تحصیل، به عنوان یک نیاز مهم در تعلیم و تربیت نوجوانان مطرح می شود.
مرحله سوم: ورود مجدّد به مناسبات اجتماعی (18ـ20 سالگی)
چنانچه رشد نوجوان در مراحل پیشین به گونه ای نسبتاً بهنجار صورت گرفته باشد، در این مرحله آخر نوجوانی به تدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات خانوادگی، آموزشی، شغلی، اجتماعی و فرهنگی ایفای نقش می کند و در چنین صورتی می توان امیدوار بود که مراحل رشد و پرورش او به درستی انجام شده و او آماده است تا زندگی جوانی و بزرگ سالی را با موفقیت آغاز کند و ثمرات رشد و پرورش بیست ساله را در تداوم زندگی خویش آشکار نماید.6
تحوّل جسمی
نوجوانی پس از مرحله جنینی، که از تغییرات سریع و فوق العاده برخوردار است، دومین مرحله تغییر و تحوّلات چشمگیر و پرشتاب است. از این رو، روان شناسان بیشتر تمایل دارند که در این مورد به جای «رشد» واژه «جهش» را به کار گیرند. در سال های اولیه بلوغ (سنین 12 تا 13 سالگی) تعادل جسمی نوجوان بر هم می خورد و تغییرات عمیقی در ارگانیزم به وجود می آید، شکل و حجم بدن تغییر می کند و دستخوش دگرگونی می شود و طرح عمومی بدن نوجوان از حالت کودکی خارج شده، مانند قالب و اندازه بزرگ سالان می شود.
اعضای بدن از پایین به بالا رشد می کند، به گونه ای که ابتدا پاها بزرگ و دراز می شوند، سپس رشد بخش های میانی بدن و عضلات آغاز می گردد و به همین ترتیب سایر اعضای بدن نیز تحوّل می یابند.
افزایش ناگهانی قد و وزن آشکارترین نشانه اولیه بلوغ است. این تغییر سریع به طور معمول در دختران و پسران حدود 2 سال طول می کشد. بیشتر دختران در سنین بین 14 تا 15 سالگی به قد بزرگ سالی می رسند، اما در اکثر پسران این رشد در حدود 18 سالگی حاصل می شود. پیش از رشد ناگهانی بلوغ بدنی، قد پسران حدود 2 درصد بلندتر از قد دختران است. به دلیل آنکه دختران زودتر به رشد بدنی می رسند، برای یک دوره کوتاه سه تا چهار ساله، دختران بلند قدتر و سنگین تر از پسران هم سال خود می شوند، اما پس از آنکه جهش ناگهانی بلوغ در پسران نیز صورت گرفت قد آنان به طور متوسط حدود 8 درصد بلندتر از قد دختران می شود. (پاپالیا و اُلدز، 1992، ص 312)
هرچند رشد بدن ـ از جمله قد ـ به دلایل ژنتیک، ناهنجاری زا، بهداشتی، تغذیه ای، نژادی و حتی اجتماعی ـ فرهنگی در بین کودکان و نوجوانان متفاوت است، ولی به هر صورت، اندازه قد کودکان و نوجوانان اثر مهمی بر چگونگی رفتار هم سالان و بزرگ سالان با آنها دارد. مردم اغلب این طور فکر می کنند که افراد بلندقدتر و عضلانی تر از شایستگی های بیشتر و کارایی و قدرت مدیریت بالاتری برخوردارند. کودکان و نوجوانان بلند قدتر و عضلانی تر نیز احساس متفاوتی درباره خودشان دارند. آنان احساس می کنند که «تیپ» بهتری دارند و تمایل رهبری دیگران در آنان بیشتر می شود. والدین نیز به این نوجوانان به چشم افراد بزرگ سال می نگرند، در حالی که فرزندان کوتاه قدتر و ظریف اندام تر خود را ـ حتی اگر از نظر سنّی و بلوغ جنسی در حدّ هم سالان بزرگ اندام تر خود باشند ـ تحت مراقبت بیشتری قرار می دهند.
در اثر رشد جسمی، نوجوانان حساسیت زیادی نسبت به بدن خویش پیدا می کنند. پسران این احساسات را با ایستادن های مکرّر در مقابل آینه و نظاره کردن بدن خود و اندیشیدن نسبت به طبیعی بودن یا نبودن رشد خود ظاهر می سازند و نیز نسبت به تناسب اندام ها، حالت پوست، موی سر و حالت چهره و چاقی و لاغری و درشتی و ریزاندامی خود حساس می شوند. البته حساسیت دختران نسبت به بدن و جذابیت های خود بسیار بیشتر از پسران است.10 نوجوانانی که در این دوره خود را طبیعی و بالنده تلقّی می کنند، در آینده نیز از عزّت نفس و شادمانی بیشتری برخوردار خواهند بود.
تحوّل جنسی
رشد جنسی در دوره نوجوانی، یک معیار و شاخص مهم رشد در این مرحله از زندگی است. این معیار نشانه ای از بلوغ و تغییرات دیگری است که در این دوره رخ می دهد. در طول دوره بلوغ اندام های جنسی پسران (بیضه ها و آلت) و اندام های جنسی دختران (تخمدان ها، رحم و مهبل) بزرگ تر و رسیده تر می شوند. در پسران، بیضه ها شروع به تولید اسپرم می کنند و غده پروستات به تولید منی می پردازد و در دختران، تخمدان ها تخمک رشدیافته را در لوله های فالوپ آزاد می کنند. ویژگی های ثانوی جنسی نیز که مردان را از زنان متمایز می سازد، نظیر روییدن موی صورت در پسران و رشد پستان ها در دختران، آغاز می شود.
با توجه به وضعیت متوسط رشد اندام های جنسی، معمولا بزرگ تر شدن بیضه های پسران در حدود سن 5/13 سالگی آغاز می شود و شش ماه پس از آن موهای زهاری می روید. رشد آلت و جهش قد پسران و کلفت شدن صدای آنان نیز مستلزم گذشت شش ماه دیگر است. اولین احتلام یا دفع خود به خودی منی و اسپرم معمولا حدود یک سال پس از بزرگ شدن آلت بروز می کند. رشد موهای صورت و بدن پسران نیز پس از این مراحل آغاز می شود.
رشد پستان ها و جهش قد دختران نیز معمولا در ده و نیم سالگی شروع می شود. نمو موهای زهاری در دختران در یازده سالگی و نمو موهای زیربغل در سیزده سالگی بروز می کند. نخستین عادت ماهیانه عموماً در آغاز سیزدهمین سال زندگی رخ می دهد. نخستین عادت ماهیانه شاخص رشد جنسی دختران است و مترادف با توانایی باردار شدن نیست. آزاد شدن تخمک رسیده در دختران، که لازمه باروری است، معمولا یک سال تا یک سال و نیم بعد از وقوع نخستین قاعدگی امکان پذیر می شود. بدیهی است که در همه موارد مزبور تفاوت های فردی وجود دارد.
در نظریه تحلیل روانی فروید، آغاز بلوغ با دوباره بیدار شدن امیال جنسی و احساسات اودیپی، شروع مرحله تناسلی را نشان می دهد. در این مرحله، هدف اصلی غریزه جنسی همان بازتولید زیستی است، اما یادگیری چگونگی برخورد جامعه پسند با نیروی جنسی با تعارضاتی برای فرد همراه است. نیروی لیبیدو، در دوره نوجوانی و اوایل جوانی، صرف فعالیت هایی نظیر دوست یابی، دست یابی به ویژگی های شغلی، ابراز عشق و ازدواج می شود و مقدمات ارضای رشد یافته تر غریزه جنسی از طریق صاحب فرزند شدن فراهم می آید. فروید معتقد است که آدمی تا پایان عمر در همین مرحله باقی می ماند.
رشد هویت جنسی، بخشی از فرایند عمومی رشد جنسی است و اساس زیستی دارد ولی به عوامل گوناگونی همچون چگونگی ارتباطات کودک با والدین، بخصوص با والد هم جنس خود، ارتباط با هم سالان و هم کلاسی ها، محیط آموزشی و فرهنگ و جامعه نیز بستگی دارد.
از نظر نگرش و رفتار جنسی، برخی از تحقیقات (کُول و کُول، 1993، ص 604) نشان می دهد که پسران در آغاز عمدتاً متمرکز بر جنبه های جسمی رفتار جنسی هستند و به تدریج متوجه جنبه های عمیق تر ارتباط اجتماعی و عاطفی می شوند، در حالی که برای دختران هدف های مربوط به تعلق عاطفی و ارتباط اجتماعی اهمیت بیشتری دارد و در مراحل بعدی است که جنبه های جسمی رفتار برایشان اهمیت پیدا می کند. این تفاوت جنسیت در شکل گیری هویت را می توان به شکل های مختلف تبیین کرد. اگر بخواهیم نظریه تحلیل روانی را اساس این تبیین قرار دهیم، باید بگوییم که انرژی پسران عمدتاً جهت گیری خارجی دارد و به کنترل و تسلّط بیرونی متمرکز است، در حالی که انرژی روانی دختران عمدتاً متوجه دنیای درونی و عاطفی است.
تحوّل شناختی
بیشتر نظریه های سنّتی روان شناسی و عامّه مردم بر این باورند که با ورود به دوره نوجوانی یک تحوّل کیفی در تفکر پیدا می شود. تغییر رفتار و گفتوگوها، استدلال ها و اظهارنظرها و دیدگاه های انتقادی نوجوانان نیز این باور را استحکام بخشیده است. با توجه به اهمیت تحوّل شناختی در شخصیت نوجوان، در اینجا به اختصار برخی از دیدگاه های روان شناسان را در مورد چگونگی این تحوّل مورد توجه قرار می دهیم:
1. عملیات صوری
پیاژه معتقد است که آخرین مرحله رشدشناختی مربوط به سنین 11 تا 15 سالگی و دست یابی به عملیات صوری است. تفکر فرد در این دوره هم منطقی و هم انتزاعی است.17 برای آشنایی بیشتر با ویژگی های دوره عملیات صوری، آن را با دوره پیشین (عملیات عینی) مقایسه می کنیم:
واقع در برابر ممکن: کودک معمولا با واقعیت شروع می کند و به طور نارس و با بی علاقگی به احتمال نزدیک می شود; در مقابل، نوجوان، یا بزرگ سال بیشتر با احتمال شروع می کند و تنها بعدها به واقعیت می پردازد. او ممکن است مسئله را به دقت وارسی کند تا دریابد همه راه حل ها یا حالات ممکن امور کدامند، و سپس به طور منظم می کوشد تا دریابد کدام یک از اینها در مورد اخیر واقعی است.
استقرایی ـ تجربی در برابر قیاسی ـ فرضیه ای: تبعیت واقع از ممکن خود را به روش خاصی در حلّ مسائل نشان می دهد. فردی که در قالب عملیات صوری می اندیشد، داده های مسئله را وارسی می کند، فرض می کند که این یا آن نظریه یا تبیین ممکن است پاسخ درست باشد; بر اساس آن قیاس می کند که چنین پدیده هایی باید به لحاظ منطقی در واقعیت رخ دهند یا ندهند، و سپس نظریه خود را آزمون می کند تا ببیند آیا پدیده های پیش بینی شده در واقعیت نیز رخ می دهند یا نه. این شکل از استدلال به دلیل تکیه زیادی که بر فرضیه ها و استنتاجات منطقی از فرضیه ها دارد، استدلال فرضیه ای ـ قیاسی خوانده می شود که نقطه مقابل استدلال تجربی ـ استقرایی فردی است که به صورت عملیات عینی می اندیشد.
درون گزاره ای در برابر میان گزاره ای: پیاژه تفکر عملیات عینی را درون گزاره ای می خواند; یعنی تفکر در حیطه یک گزاره واحد. با اینکه فردی که در قالب عملیات صوری می اندیشد نیز گزاره های واحد را در برابر واقعیت می سنجد، اما چیزی بیش از آن انجام می دهد که کیفیت بسیار ویژه به استدلالش می بخشد. او در مورد روابط منطقی که بین دو یا چند گزاره وجود دارد استدلال می کند که شکل انتزاعی تر و ظریف تر استدلال محسوب می شود و پیاژه آن را «میان گزاره ای» می نامد. ذهن کمتر رشد یافته تر رابطه واقعی بین یک گزاره و واقعیت تجربی مربوط به آن را در نظر می گیرد، اما ذهن رشد یافته تر به رابطه منطقی بین یک گزاره و گزاره دیگر نیز توجه دارد.
عملیات درجه اول در برابر درجه دوم: استدلال عملیات صوری یک نوعِ انتزاعی و اشتقاقی استدلال است که ارزش آن در ماهیت میان گزاره ای آن است; به این صورت که در آن، تفکر اساساً در باب گزاره ها و نه واقعیت جریان می یابد. همان گونه که پیاژه می گوید، در حالی که عملیات عینی، عملیات «درجه اول» است که با اشیا و رویدادها سر و کار دارد، عملیات صوری عملیاتی «درجه دوم» است که با گزاره ها یا احکام حاصل از عملیات درجه اول و عینی سر و کار دارد. (اینهلدر و پیاژه، 1978، ص 154)
2. سطح انتزاعی
فیشر (1993، ص 3ـ56) که متأثر از نظر پیاژه است، یک روند رشدی مشتمل بر چهار سطح را پیشنهاد می کند و برای هر سطح چهار مرحله رشدی در نظر می گیرد. انتقال به نوجوانی منطبق بر سطح چهارم (سطح انتزاعی) است. در اولین مرحله این سطح، نوجوان قادر به انتزاع های ساده درباره خود، احساس ها، واقعه ها، اشیا، افراد دیگر و مؤسسات است. در مرحله دوم، او متوجه می شود که یک امر انتزاعی ممکن است به یک امر انتزاعی دیگر مربوط باشد. این مرحله «تناظر» نامیده می شود. در مرحله بعدی، یا در اواسط نوجوانی، فرد اندک اندک کشف می کند که برخی از انتزاع ها متعارض با انتزاع های دیگر است; یعنی برخی از قواعد و ویژگی های نسبت داده شده به گروه های معینی از مردم با قواعد و ویژگی های دیگری که به سایر گروه های مردم نسبت داده می شود، در تعارض است.
برای حل این تعارضات، نوجوان می کوشد تا توانایی سازمان دادن یک نظام از انتزاع هایی را به دست آورد که به صورت تقریباً تناقضی با هم جور درمی آید اما در عرصه های مختلف زندگی او اهمیت عملی دارد. در آخرین مرحله، فرد در پی کشف اصول عمومی برای سازمان دادن نظام های انتزاعی است.
3. پنج ویژگی اساسی تفکر دوره نوجوانی
از نظر دانیل کیتینگ (1980) پنج ویژگی اساسی تفکر این دوره عبارتند از:
الف. تفکر درباره ممکنات: بر خلاف کودکان دبستانی که استدلال های ساده ای از مشاهدات خود به عمل می آورند، نوجوانان به ممکنات و احتمالات دیگری نیز که به طور مستقیم در معرض نظرشان نیست، فکر می کنند.
ب. تفکر آینده نگر: نوجوانی دوره ای است که فرد به انجام کارها در آینده و در بزرگ سالی خود فکر می کند.
ج. تفکر با کمک فرضیات: نوجوان، در مقایسه با کودک دبستانی، بیشتر به آزمون فرضیه ها می پردازد و غالباً به موقعیت هایی متفاوت از واقعیت های ساده فکر می کند.
د. اندیشیدن به تفکر: در دوره نوجوانی، اندیشیدن به فرایندهای فکر خود، یعنی تفکر فراشناختی، پیچیدگی بسیار بیشتری می یابد. در این دوره، نوجوان می تواند قوانینی را از مجموعه قوانین موجود استخراج کند، قوانین نظام جداگانه را با یکدیگر مقایسه کند و نتیجه بگیرد و به طور نظاموار و عمیق به طرز فکر و خواسته های دیگران فکر کند.
هـ. تفکر در ورای حدود قراردادی: نوجوانان از توانایی های جدید خود برای بررسی مجدّد مسائل اساسی مربوط به مناسبات اجتماعی، اخلاقیات، سیاست و مذهب استفاده می کنند. آنان تلاش می کنند تا راه حلی برای تعارض میان ایده آل های موجود در مسائل مذکور و عملکرد واقعی بزرگ سالان پیدا کنند و راه صحیحی را برای خود برگزینند.
تفاوت های فردی در رشدشناختی
نکته قابل توجه در مورد تفکر نوجوانی این است که این سطح از تفکر بسته به موقعیت ها و جوامع گوناگون متفاوت بوده و همه نوجوانان به گونه ای برابر از این نوع تفکر برخوردار نیستند. برای مثال، بیشتر بزرگ سالان طبقه متوسط آمریکایی در انجام بخش اعظم تکالیف و کارهای عادی از عالی ترین مراحل تفکر صوری استفاده نمی کنند و در تعداد زیادی از فرهنگ های غیرغربی بزرگ سالان خیلی کم عملیات صوری را به کار می بندند. پیاژه در توجیه این موضوع اظهار می دارد که افراد بزرگ سال به طور معمول در سن 15 سالگی و حداکثر تا 20 سالگی به درجه ای از تفکر «عملیات صوری» می رسند، ولی آنها این تفکر را اصولا در بخش ها و زمینه های مورد علاقه یا توان مندی خاص به کار می بندند.
همچنین تحقیقات دیسن و هرون (1981) نیز حاکی از آن است که در فرهنگ هایی که افراد از تحصیلات مدرسه برخوردار نمی شوند، هیچ کس نمی تواند تکالیف پیاژه در عملیات صوری را حل کند; زیرا در این فرهنگ ها افراد از تجارب مربوط به منطق و ریاضیات و علوم برخوردار نمی شوند و طبیعی است افرادی که از سطح هوشی موردنیاز برای حل مسائل تفکر عملیات صوری بهره مند نباشند نمی توانند به این مرحله از تفکر برسند. به این ترتیب، سطح معینی از هوش، دانش، تجربه، و سطح معینی از علاقه مندی و تمرکز مسائل انتزاعی لازم است تا فرد بتواند مسائل مربوط به تفکر عملیات صوری را حل کند.
مخاطرات رشدشناختی
این مرحله از تفکر با مخاطراتی نیز همراه است. بر خلاف کودک دبستانی که معمولا وضعیت موجود جهان را همان گونه که هست می پذیرد و دستورالعمل های بزرگ سالان را اجرا می کند، نوجوانی که به مرحله تفکر عملیات صوری رسیده و قادر است شقوق فرضی متفاوت از واقعیت های موجود را در ذهن خود ترسیم کند، ممکن است در خانه و مدرسه و جامعه به همه چیز ایراد بگیرد و حتی واقعیت های موجود در جهان هستی را نپذیرد. تفکر ایده آلی او، که ریشه در رشدشناختی وی و رسیدن به تفکر انتزاعی دارد، موجب احساس شکاف عمیقی بین واقعیت های زندگی و ایده آل های ذهن او خواهد شد. این احساس ممکن است او را در مقابل والدین و مدرسه و جامعه نیز قرار دهد و حتی در شرایط خاصی، او را به پرخاشگری و عصیان علیه نهادهای اجتماعی نیز وادارد. این ایده آل گرایی ممکن است بین او و نسل قبل شکاف عمیقی را به وجود آورد.
خود مرکزبینی نوجوانی، که الکیند (1981) از آن نام می برد، اساساً ناشی از تحوّلات دوره نوجوانی و به ویژه تحوّل شناختی نوجوان است. نوجوان دچار این تصور می شود که همیشه تحت نظر است و نوعی مخاطب خیالی شاهد اعمال اوست. به همین دلیل، نسبت به همه اعمال و حرکات و وضع ظاهر و باطن خود حسّاس است. او همچنین دچار یک افسانه شخصی است و معتقد است که از وضعیتی بی همتا برخوردار است. این احساس بی همتایی ممکن است باعث شود که فکر کند حوادث و خطرها شامل حال او نخواهد شد و با این تصور غلط، خود را به مخاطرات بزرگ دچار سازد.
تحوّل اخلاقی
در هیچ دوره ای به اندازه دوره نوجوانی ارزش ها و استانداردهای اخلاقی برای انسان مطرح نمی شود. توانایی های فزاینده نوجوانان بیشتر آنان را متوجه مسائل و ارزش های اخلاقی می کند و راه های پیچیده تری را برای کنار آمدن با آن می یابند. در عین حال، آنچه جامعه از نوجوانان می خواهد به سرعت در حال تغییر است و همین مستلزم ارزیابی مجدّد و مداوم ارزش ها و اعتقادات اخلاقی است.
در ذیل به برخی از دیدگاه های مهم و مطرح در زمینه تحوّل اخلاقی دوران نوجوانی اشاره می نماییم:
1. دیدگاه پیاژه
از آن رو که بر طبق دیدگاه پیاژه رشد عقلانی کودکان در بستر توالی ویژه ای از مراحل تحقق می یابد، قضاوت های اخلاقی نیز بر مبنای مراحلی تکامل می یابند که متناسب با تحوّلات شناختی عمومی است. از نظر پیاژه، رشد مفاهیم اخلاقی در کودکان دارای توالی ثابت و نامتغیری است که از یک مرحله اولیه که مرحله «واقع نگری اخلاقی» نام دارد، آغاز می شود و پس از چند سال به یک مرحله کامل تر به نام «اخلاق توافقی» یا «اخلاق خودگردان» منتقل می شود و هیچ کس قادر نیست بدون طی مرحله واقع نگری اخلاقی به مرحله کامل تر پس از آن راه یابد. شیوع مرحله اول اندیشه اخلاقی در کودکانی است که در سنین بین 4 تا 7 سال قرار دارند، اما مرحله بعدی بیشتر در کودکان 9 تا 10 سال به بالا آغاز می شود. کودکان 7 تا 10 ساله در یک مرحله انتقالی بین دو مرحله قرار دارند و اَشکالی از تفکر هر دو مرحله را از خود بروز می دهند.
از نظر پیاژه، ویژگی های «اخلاق توافقی» که شکل تازه ای از اندیشه اخلاقی و مربوط به دوران نوجوانی می باشد، به شرح ذیل است:
ـ قضاوت های اخلاقی در این دوره در مورد قوانین اجتماعی، بیشتر «نسبی گرا» است; به این معنا که قوانین و مقررات در نظر نوجوان عبارت است از یک سلسله موافقت های قراردادی و دلبخواهی که می تواند مورد تردید و حتی تغییر قرار گیرد.
ـ اطاعت از افرادی همانند والدین که دارای قدرت هستند، نه ضروری است و نه همیشه مطلوب.
ـ سرپیچی و تخلّف از قوانین نیز همیشه خطا نیست و قطعاً هم به تنبیه منتهی نمی شود.
ـ در قضاوت رفتار دیگران، علاوه بر توجه به پیامدهای عینی آن، احساسات و دیدگاه های افراد نیز باید به حساب آید. تنبیه یک رفتار، همیشه باید مناسب با نیّات فاعل و ماهیت سرپیچی (انگیزه مخالفت) باشد.
ـ تنبیه رفتار نادرست باید به صورتی اعمال شود که یا آسیب وارده تلافی شود و یا دست کم به خطاکار بیاموزد که در صورت تکرار موقعیت به گونه ای بهتر عمل کند.
ـ باید مساواتی به شکل عدالت برابر، برای همه وجود داشته باشد.
2. دیدگاه کلبرگ
کلبرگ دیدگاه پیاژه را گسترش داده است. در تحقیقات او، اخلاق دوره نوجوانی از نوع اخلاق فوق قراردادی و خودمختاری است که روی اخلاق قراردادی دوره دبستانی بنا می شود که آن نیز به نوبه خود به دنبال مرحله پیش اخلاقی یا اخلاق پیش قراردادی دوره کودکستانی شکل می گیرد.
اخلاق مرحله نوجوانی، نوعی تصمیم گیری اخلاقی است و شخص با انتخاب خود اصول اخلاقی معینی را دنبال می کند. پایه اساسی اخلاق این دوره، اصول جهان شمول عدالت به عنوان بنیاد تصمیم گیری در مسائل اخلاقی است که می تواند به اصول دیگری همچون حقوق اجتماعی، برابری و حق تعیین سرنوشت تعمیم یابد. در این مرحله است که اخلاق فرد می تواند از اصول مربوط به قراردادهای اجتماعی نیز فراتر رود و حتی ضرورت نافرمانی از برخی قراردادهای اجتماعی نامطلوب را موجّه بداند.
کلبرگ در تحقیقات خود نشان می دهد که با آموزش می توان به برخی از نوجوانان آموخت تا سطح اخلاقی خود را یک مرحله جلوتر ببرند. انتقال به یک مرحله بالاتر مستلزم توانایی و فراگیری استدلال مؤثر در ارزش های عمومی اخلاقی و تصمیم گیری صحیح تر درباره رفتارهای معین است.
برای آنکه فرد بتواند مفهوم حقوق انسانی و قراردادهای اجتماعی را بفهمد باید دست کم به مرحله پنجم از مراحل رشد اخلاقی مذکور برسد. به همین علت، هنجارهای اخلاقی در پایان نوجوانی، برخورداری از الزامات پنجمین مرحله رشد اخلاقی در نظام کلبرگ است.
وی رشد شناختی را برای شکل گیری اخلاقی کافی نمی داند و بر اهمیت شرایط مناسب تعلیم و تربیتی و فراگیری راه حل تعارضات میان مفاهیم اخلاقی و بازبینی های مستمر نظرهای گوناگون تأکید کرده است. چه بسا افرادی از نظر رشدشناختی در مرحله تفکر انتزاعی هستند اما قضاوت ها و عملکردهای آنان در سطح اخلاق پیش قراردادی است.
کلبرگ معتقد است در حالی که رشد شناخت (برای مثال، رسیدن به مرحله عملیات صوری) رشد اخلاقی را تضمین نمی کند، ولی ممکن است شرط لازم برای وقوع آن باشد. (کلبرگ، 1987)
وی برای اندازه گیری سطح استدلال اخلاقی فرد روش مصاحبه با آزمودنی را به کار می برد، به نحوی که مسائل پیچیده اخلاقی را طرح می کرد و مجموعه ای از سؤالات را از او می پرسید. سؤالات به گونه ای طرح شده بودند که مشخص کنند چگونه آزمودنی حلّ معمّای اخلاقی را استدلال می کند؟ معروف ترین مصاحبه اخلاقی کلبرگ درباره داستانی است که «معمای اخلاقی ها» نیز نامیده می شود.
3. دیدگاه دبس
موریس دبس رشد اخلاقی و ارزشی نوجوانی را به سه مرحله متفاوت تقسیم کرده است:
اول، مرحله اخلاق بسته یا اخلاق مبتنی بر دستورات و مقررات و قوانینی که از جانب دیگران وضع شده است و نوجوان از آنها اطاعت می کند.
دوم، مرحله اخلاق باز که به صورت فردی بروز می کند و جنبه تمایل شخصی دارد. این اخلاق صورت مخالفت با ارزش های خانوادگی و محیطی را به خود می گیرد و نوجوان پیوسته به سوی حیات شخصی تر و خصوصی تر می رود و می خواهد آزاد باشد تا بتواند به میل خود رفتار کند. او غالباً در خصوص انتخاب های خود احساسات تند و مبالغه آمیزی دارد و اعمال خود را از روی این احساسات تنظیم می کند. به تدریج که فرد به اواخر دوره نوجوانی و به آستانه جوانی می رسد میل به زندگی پاک تر و سخاوت مندانه تر و بی غرضانه تر در او پیدا می شود و به تحسین و تمجید پرشوری از خوبی ها و زیبایی ها می پردازد.
سوم، مرحله اخلاق ارزش هاست که در آن فداکاری و یکرنگی و پاکدلی و رحم و شفقت و قهرمانی و حالاتی مانند اینها اهمیت و ارزش می یابد و فرد با سرمشق قرار دادن انسان هایی که آینه کمالات اخلاقی و فرهنگی و دینی هستند، به دعوت آنها گوش فرا می دهد.
مخاطرات اخلاقی دوران نوجوانی
دوران نوجوانی زمینه بروز برخی مخاطرات اخلاقی را نیز فراهم می کند.
ـ بسیاری از نوجوانان مشکل دار، دچار رشدنایافتگی و خودمحوری هستند. اطاعت آنان از قوانین هنوز به دلیل نظارت افراد قدرتمند و ترس از تنبیه است. آنان به زودی یاد می گیرند که می توانند برخی از قوانین موجود را نادیده بگیرند، بی آنکه تحت پیگرد قرار گیرند.
ـ وابسته شدن نوجوانان در آغاز و میانه نوجوانی، دشواری دیگر گروهی از نوجوانان است. اینان ممکن است از اینکه نام یا عکسشان پس ار ارتکاب جرم در جراید چاپ شود احساس اهمیت کنند و بر فعالیت های ضداخلاقی خود بیفزایند.
ـ گروه دیگری از نوجوانان به سبب مشکلات اخلاقی و ارزشی به استفاده از مواد مخدّر روی می آورند و به تدریج خود را به آسیب های مغزی دچار می کنند.
ـ گروه بزرگ تری از نوجوانان هستند که مشکل مواد مخدّر و قانون شکنی ندارند، اما با پرسش ها و تردیدهای زیادی درباره معنای زندگی و مذهب و اخلاق روبه رو هستند.31
ـ ارزش های نوجوانان همیشه نتیجه تصمیمات عاقلانه ای نیست که به طور منطقی اتخاذ کرده اند. نوجوانان ارزش ها را اغلب به دلایلی که با تضادها و انگیزه های شخصی آنان در ارتباط است (و بسیاری را هم ناآگاهانه) انتخاب می کنند. (کانجر و پیترسون، 1984; دووان و آدلسون، 1966)
نوسانات خلقی در دوران نوجوانی
نوجوان در این دوران تغییرات جسمانی و جنسی عمدهای را تجربه میکند که به سبب آنها دچار نوسانات خلق میشود. ثبات در دوره نوجوانی معنا ندارد. گاه نوجوان رفتارهای کودکانه از خود بروز میدهد و گاه همانند یک بزرگسال فکر و رفتار میکند. حالات درونی نوجوان اغلب در نوسان است. به گونهای که گاهی بسیار شاد و پر تلاش است و با گاه با کوچکترین اتفاق به هم میریزد و در ناراحتی و افسردگی فرو میرود.
در حالی که احساس غرور میکند ممکن است احساسات شرمندگی و خجالتزدگی را نیز تجربه کند. گاه نسبت به مسائل بسیار بیاعتنا است و در برخی موارد مدام اظهار نظرو دخالت میکند. ممکن است دوستان زیادی داشتهباشد اما همواره احساس تنهایی کند. این نوسانات برای خود نوجوان نیز بسیار آزار دهنده هستند. کنار آمدن با تغییرات دوران نوجوانی و سازگاری با محیط بزرگسالان، حمایت و توجه والدین را میطلبد.
نشانههای بلوغ
علائم زیر از نشانههای گذار روانی-رفتاری نوجوانان از مرحله کودکی به مرحله بلوغ است:
تغییر در اطلاعات و میزان هوش
کودکان با ورود به سن بلوغ از هوش خود بهتر استفاده میکنند. این دوران، شروع تفکرات انتزاعی در آنهاست. اطلاعات عمومیشان بیشتر میشود و سعی میکنند برای هر پرسشی پاسخی بیابند.
محدودیت ارتباط با والدین و اطرافیان
در این دوران حساس، ارتباط نوجوان با همسالان بیشتر و با والدین خود کمتر میشود. آنها حرف کمتری برای گفتن دارند، به پرسشهای والدین خیلی کوتاه پاسخ میگویند و دیگر رازهایشان را با آنها در میان نمیگذارند.
تمایل بهتنهایی
نیاز به داشتن حریم خصوصی از دیگر خصوصیات این دوران است. نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان بگذرانند. شاید میخواهند با والدینی که مسائل آنها را درک نمیکنند، کمتر مواجه شده و پاسخ دهند.
مصرفگرایی زیاد
نوجوان تصور میکند که گنجینهای وجود دارد که میتواند بیحدوحصر از آن برداشت کند. معنی محدودیت را نمیداند و بدون هیچ ملاحظهای با تلفن صحبت میکند. صدای موزیک یا تلویزیون را بلند کرده و لامپها را روشن میگذارد.
بداخلاقی، کمحوصلگی و مسئولیت گریزی
در سنین بلوغ عصبانیت، زودرنجی، کمحوصلگی و کمتحمل شدن افزایش مییابد. نوجوانان از انجام مسئولیتها شانه خالی میکنند و هنگامیکه از آنها برای انجام کاری نظیر بردن زباله، خرید نان و … درخواست میشود، عصبانی میشوند که چرا مزاحمشان شدهاید. شلختگی و بینظمی بهوفور در آنها دیده میشود.
تأثیرپذیری زیاد از دوستان
برای نوجوانان، گروه همسالان و دوستان اهمیت خاصی دارند و به دلیل تمایلی که به گذراندن وقت با افراد همسنوسال خوددارند، از فعالیتها و گردهماییهای خانوادگی دوری میکنند.
ایرادگیری و مقاومت
کودک آرام، خجالتی و کمحرف دیروز در نوجوانی پرحرف، سمج، باجرئت و نافرمان شده است. به دفاع از ایدههای خود برخاسته و از خواستههای والدین سرپیچی میکند. این رفتارها تا حدود زیادی طبیعی است.
نوع لباس پوشیدن
نوجوانان دوست دارند همچون همسالان خود لباس بپوشند تا هویت خود را از این طریق ابراز کنند؛ لذا هر لباسی که مد شود، بهگونهای یکپارچه بین نوجوانان شایع میشود.
کاهش علاقه به درس
به دلیل وارد شدن فعالیتهای دیگر در زندگی نوجوان، افت تحصیلی در سنین بلوغ افزایش میابد. بیرون رفتن از منزل با دوستان، بازیهای گروهی، افزایش علاقه به دنیای مجازی، توجه بیشتر به جنس مخالف، مکالمات تلفنی با دوستان میتواند مثالی از این فعالیتهای جانبی باشد که باعث اتلاف وقت نوجوان، کاهش تمرکز و افت تحصیلی او میشود.
واکنشهای تکانشی و دفاعی
نوجوانان در این سن بشدت رفتارهای تکانشی از خود نشان داده و با واکنشهای دفاعی با افکار دیگران مقابله میکنند. گاهی برای فرار از مسئولیت و یا مشکلاتشان، آرزوی کودک بودن میکنند، گاه به عالم رؤیا و خیال رفته و شکستهای خود را با خیال و اوهام جبران میکنند. در زمان مواجه با ناکامی بشدت برآشفته شده و میکوشند مسئولیت را به گردن دیگران بیندازند و آنها را مقصر دانسته و گاهی با پنهان کردن واقعیت، خود را عکس آنچه هستند، نشان میدهند.

چالشهای دوره نوجوانی
نوجوانی با بلوغ و پایان دوران بی دغدغه کودکی همراه است. در این مرحله حساس زندگی فرد با چالشهای جدیدی رو به رو میشود که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم:
1. کشمکش بین استقلال و وابستگی
نوجوانی دورهای است که فرد از دوره کودکی خارج میشود و با نقشها و مسئولیتهای جدید در خانواده و جامعه روبه رو میشود. در واقع فرد در دوره نوجوانی از وابستگی کودکانه به سمت استقلال حرکت میکنند. نوجوانان میخواهند در محیط خانواده و مدرسه استقلال بیشتری داشته باشند و خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و زیر سلطه دیگران نباشند. این خواسته در نوجوان و عدم پذیرش این واقعیت توسط والدین منجر به ایجاد یک دوگانگی میشود. انتظارات والدین از نوجوان باید متناسب با تواناییهای فرد باشد، داشتن توقعات بیش از اندازه به دلیل عدم آمادگی، استرس شدیدی در او ایجاد خواهد کرد. در مقابل خانواده نباید به نوجوان خود به چشم یک بچه نگاه کنند بلکه باید شرایط مسئولیت پذیری و استقلال بیشتر را برای او محیا سازند.
2. دوران نوجوانی و طغیان علیه مراجع قدرت
برخلاف تصور قالبی، نوجوانان صرفا به دلیل مخالفت با والدین خود یا بزرگسالان دست به طغیان یا سرکشی نمیزنند، در واقع نوجوانان نمیخواهند با تمام قوانین آنها مخالفت کنند بلکه خواهان انتخاب شخصی در مسائلی هستند که قبلا در حوزه کنترل والدین بوده است. تمایل نوجوان برای مستقل شدن و عدم کنترل توسط والدین و پافشاری آنها برای اعمال کنترل به درگیریهایی بین آنها منجر میشود. خانوادهها با محدودیت زیاد و اعمال مقررات سخت و خشک باعث ایجاد فاصله بین نوجوان و خانواده میشوند.
در واقع دوره نوجوانی با فاصله عاطفی بین فرزند و والدین همراه است و معمولا اختلافات شدت میگیرند. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا نوجوان و خانوادهاش به یک حالت تعادل برسند. در این شرایط نحوه برخورد صحیح والدین و شیوهی تربیتی آنان اهمیت مییابد.
3. بحران هویت
دوره نوجوانی یکی از مراحل مهم در رشد شخصیت است. یکی دیگر از چالشهای مهمی که نوجوان با آن روبه رو میشود مسئله هویت فردی است. هویت دستاورد مهم دوره نوجوانی است سوالهای زیادی درباره مفهوم زندگی در ذهن او شکل میگیرد، سوالهایی مانند «من کیستم، الان کجا قرار دارم، به کجا میخواهم بروم، چه مسیری را میخواهم در زندگی طی کنم؟ هدف من در آینده چیست؟».
هر چه ارزشهایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز میشود با ارزشهای خانواده همخوانی بیش تری داشته باشند به همان نسبت، بحران هویت آسانتر طی میشود.
4. چگونگی ارضای نیازهای جنسی در دوران نوجوانی
تعییرات بیولوژیکی و افزایش هورمونها در سن بلوغ میتواند بر روی رفتار فرد به طور مستقیم تأثیر بگذارد و باعث افزایش تمایلات و همچنین فعالیتهای جنسی در آنها شود. با آموزش های صحیح در این زمینه میتوان آسیبهای احتمالی ناشی از روابط جنسی را کاهش داد. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه روابط جنسی کلیک کنید.
لازم است نوجوانان در این دوران مدیریت نیازهای جنسی خود را بیاموزند. افزایش صمیمیت بین والدین و فرزندان و به دنبال آن آگاهی بخشی به نوجوانان در مورد نیازهای جنسی از اهمیت زیادی برخوردار است.
5. ترس از آینده
ورود به نوجوانی و پیدایش نیازهای جدید در فرد و میل به مستقل شدن، نگرانی در مورد آینده را در او افزایش میدهد. در واقع نوجوان باید هدف و مسیر زندگی خود در آینده را تعیین کند. داشتن تحصیلات دانشگاهی، چگونگی تأمین اقتصادی و تشکیل خانواده از جمله مسائلی است که برای نوجوانان میتواند مبهم باشد.
6. پیروی از همسالان در دوران نوجوانی
در این دوره دوستیها در گروه همسالان شکل جدیتری به خود میگیرد و پیروی از همسالان در اوایل و اواسط نوجوانی افزایش مییابد. پیروی از دوستان در حدود چهارده سالگی به بیشترین حد خود میرسد در واقع بیشترین آسیب پذیری از فشار همسالان در این دوره میباشد که میتواند به رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی، مصرف مواد مخدر، تجاوز جنسی و... منجر شود. گاه این رفتارها در نوجوان باقی مانده و در شخصیتی ضد اجتماعی را در او آشکار میسازد.
گرایش به مصرف مواد مخدر بر اثر وسوسهی دوستان و همسالان بحران آسیبزنندهای است که نوجوانان را درگیر میکند و زندگی آینده آنها را تباه میسازد. عدم توجه کافی والدین به نوجوانان و عدم کنترل آنها زمینه این بحران را ایجاد میکند.
با توجه به مطالب گفته شده به اهمیت انتخاب دوست در این دوران پی برده اید. پس برای بهترین انتخاب هم نوجوان و هم والدین باید نکاتی را رعایت کرده و بدانند. به دلیل اهمیت موضوع مقاله انتخاب دوست در نوجوانی را مطالعه نمایید.
7. داشتن استقلال مالی در دوران نوجوانی
نیازهای اقتصادی نوجوان ابتدا به صورت نیاز به پول جیبی توسط والدین تأمین میشود، در دوره راهنمایی و متوسطه نیاز اقتصادی فرد شکل جدیدتری به خود میگیرد. به موازات رشد نوجوان به سوی دوره جوانی، بر میزان نیاز اقتصادی وی نیز افزوده میشود. یکی از روشهای ارضاء حس استقلال طلبی نوجوانان، دادن استقلال مالی به آنان است تا حدی که بتوانند برخی از نیازهای خود را رفع کنند. برای مثال به جای دادن پول تو جیبی به صورت روزانه، مقدار پولی را برای مدت طولانیتر مثلا هفتگی یا ماهانه تعیین کنید. استفاده از ادبیات متفاوت نیز تأثیر گذار است. برای مثال به جای اصطلاح «پول تو جیبی» والدین میتوانند از «کمک هزینه تحصیلی» استفاده نمایند.
رسیدن به استقلال مالی در نوجوانان به میزان زیادی در موفقیت آنها تأثیر گذار است. در صورتی که امکان کار کردن در جای مناسبی برای آنها فراهم است، اجازه دهید تا این کار را انجام دهند و از سختگیریهای بیهوده در این مورد بپرهیزید.
8. ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران
فشارهای روانی، اجتماعی، خانوادگی و عاطفی در این دوران باعث میشود نوجوان دچار تعارض شده و ارتباط مناسب با دوستان، اعضای خانواده و معلمان را ازدست بدهد. در این دوران اعتماد به نفس کاهش پیدا میکند و در صورتی که مهارتهای ارتباطی در کودکی به خوبی یاد گرفته نشدهباشد، نوجوان توانایی خود را برای رویارویی با دیگران و برقراری ارتباط مؤثر با آنها از دست میدهد.
9. اضطراب و استرس در دوران نوجوانی
نوجوان وارد دنیای جدیدی شده و ناتوانی او در سازگاری با موقعیتهای مختلف جدید منجر به بروز ترس و اضطراب دراو میشود. به گونهای که اگر این ترس و اضطراب به خوبی درمان نشود تا بزرگسالی ادامه مییابد و تبدیل به اختلالات و مشکلات بیشتری میشود. استرس قبول نشدن در امتحانات و ترس از سرزنش شدن، ترس از قبول نشدن در گروه دوستان، ترس از پذیرش مسئولیت، اضطراب در مواجهه با جنس مخالف و... نمونههایی از ترسها و اضطرابهای نوجوانان هستند.
نقش والدین در رابطه با نوجوانان
کیفیت حضور والدین در زندگی نوجوانان بر تمام جنبههای زندگی آنها تأثیر میگذارد. نوجوانی دوران حساسی است که انتخابهای مهم زندگی از جمله انتخاب رشته تحصیلی و مسیر زندگی در این دوران شکل میگیرد. والدین نقش اساسی در هدایت فرزندان و شکل گیری هویت آنها دارند. بنابراین اهمیت به کارگیری اصول تربیتی در این دوران بیش از پیش حس میشود. در این زمینه میتوانید مقاله تربیت فرزند را مطالعه کنید.
نوجوان که از کودکی خود خارج شده به دنبال کسب استقلال و کشف جایگاه و هویت خود میگردد. در این میان به دلیل بحرانهایی که تجربه میکند ممکن است در ارتباط با والدین خود که سعی بر کنترل و مراقبت از او دارند دچار مشکل شود. والدین میتوانند با رفتارها و واکنشهای صحیح از بروز مشکلات و یا حل آنها جلوگیری کنند.
دو اصل اساسی در تربیت فرزند نوجوان

دورهی نوجوانی از اهمیت بالایی برخوردار است و درصورتی که والدین فرزندان خود را به خوبی تربیت نکنند، موجب میشود تا اثرات آن تا بزرگسالی بر فرزندان باقی بماند و زندگی آنها را با چالشهای زیادی روبهرو کند. در ادامه به دو نکته مهم در تربیت نوجوانان اشاره کردهایم:
نیاز به توجه در نوجوان
نوجوانان در این سن تمایل دارند تا مطرح شوند، به آنها توجه شود و به استقلال برسند. بنابراین اگر والدین دائما خواستههای آنان را سرکوب کنند و به آنها توجهی نکنند، باعث میشود تا فرزندان به تدریج به این باور برسند که دوستداشتنی نیستند و ویژگیهای منفی در شخصیت آنها شکل بگیرد.
البته این نکته را بدانید که توجه بیش از اندازه هم خوب نیست و والدینی که بیش از حد به فرزند خود توجه میکنند و تمام درخواستهای فرزندشان را فورا برآورده میکنند، تدریج با خواستههای غیر منطقی آنها مواجه میشوند و ممکن است در صورت برآورده نشدن نیازها پرخاشگری کنند. برای اطلاع از چگونگی رفتار با نوجوان پرخاشگر کلیک کنید.
ارتباط صمیمانه با نوجوان
در صورتی که والدین بتوانند ارتباط عمیقی با فرزندان خود برقرار کنند و به عبارت دیگر با آنها دوست شوند، بسیاری از چالشهای بین آنها حل میشود و میتوانند با صحبت کردن مسائلشان را حل کنند. ارتباط مؤثر و صمیمانه باعث میشود نوجوان در صورت بروز تعارضات و مشکلات به محیط خانواده پناه ببرد و از آسیبهای اجتماعی دور بماند.
نوجوانان در این سن به بلوغ میرسند و از نظر جنسی دچار تغییراتی میشوند که توصیه میشود والدین با روانشناسان متخصص در این زمینه صحبت کنند تا بتوانند فرزند خود را از نظر جنسی به درستی آگاه کنند. البته روشهای مناسب تربیت جنسی باید از کودکی اعمال شوند. برای آگاهی از تربیت جنسی کودکان و نوجوانان کلیک کنید.
فرزند نوجوان خود را بشناسید
ویژگیهای شخصیتی افراد متفاوت است و نوجوانان نیز شخصیتهای منحصر به فرد خود را دارا هستند. بنابراین ویژگیهای فرزند خود را بشناسید و از مقایسه کردن با همسالان بپرهیزید. برخی از نوجوانان در برخی از موارد بیشتر عاطفی و احساسی عمل میکنند تا منطقی و به همین دلیل نیاز است تا والدین روی رفتار و اعمال آنها نظارت داشتهباشند. برای آشنایی با رفتار صحیح با نوجوان کلیک کنید.
بهتر است در مراقبت و توجه به نوجوانان زیاده روی نکنید و متناسب با شناختی که از فرزند خود دارید به او آزادی عمل بدهید. همچنین لازم است تا دوستان فرزند نوجوانتان را بیشتر بشناسید، چرا که در این دوران افراد بیشترین الگوبرداری را از همسالان و دوستان نزدیک خود دارند. گاهی دوستان ناباب آسیبهای فراوانی را برای نوجوان به وجود میآورند.
آگاهی از تغییرات جسمانی نوجوان
نوجوانان در دوران بلوغ از نظر جسمانی تغییراتی میکنند و درصورتی که از این تغییرات آگاه باشند و در مورد آن اطلاعات کسب کرده باشند، به راحتی میتوانند این دوره را بگذرانند و با این تغییرات کنار بیایند. این مسئولیت والدین است تا آگاهیهای لازم و علتهای رفتار را برای نوجوان خود توضیح دهند. در صورتی که والدین و فرزندان از تغییرات این دوران آگاهی نداشته باشند، نمیتوانند به راهحل مناسب در مواجهه با بحرانهای نوجوانی برسند.
دختران حدودا در سن ۱۰ سالگی به بلوغ میرسند و در این دوره رشد موهای زائد، تغییر تن صدا، رشد پستانها، عادت ماهیانه و اینگونه موارد از جمله تغییراتی هستند که در دوران نوجوانی آن را تجربه میکنند. در پسران نیز دوران بلوغ معمولا از سن ۱۱ تا ۱۳ سالگی شروع میشود و این دوران همراه با بم شدن صدا، جهش قد، رشد آلت تناسلی، افزایش میل جنسی، استقلال طلبی و... میباشد.
بهتر است والدین در این دوران با توجه به تغییرات جسمانی نوجوانان، فرزند خود را درک کنند و آنها را حمایت کنند، تغذیهی مناسبی برای فرزند خود فراهم کنند و فضایی آرام و بدون تشنج برای نوجوانان مهیا کنند.
چالشهای دوران نوجوانی
نوجوانان در این دوره از نظر جسمانی و روانی تغییراتی میکنند و میتوان گفت این دوره یکی از مهمترین مراحل زندگی هر انسانی ست. اگر نوجوان بتواند به خوبی این دوره را بگذراند، در آینده از شخصیت و روحیهی قوی برخوردار خواهد شد. در این دوران نوجوانان ممکن است با چالشهایی مثل کشمکش میان استقلال و وابستگی، تعارض با والدین در جنبههای مختلف، بحران هویت، نیازهای جنسی و چگونگی ارضای آن مواجه شوند. انواع دیگری از این مشکلات را میتوانید در مقاله چالش های دوران نوجوانی مطالعه کنید.
بسیاری از والدین با وجود رعایت تمامی نکات فررزند پروری، موفق به برقراری ارتباط مؤثر با نوجوان خود و حل تعارضات موجود نمیشوند؛ در این شرایط لزوم مراجعه به مشاوره روانشناسی نوجوان حس میشود. روانشناس با ریشهیابی و ارائه راهکارهای مؤثر به شما کمک میکند.
به فرزند خود فرصت جبران بدهید و او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید
معمولا نوجوانان در دوران نوجوانی ممکن است خطاهایی داشته باشند اما از این طریق به کسب تجربه و یادگیری میپردازند. اگر والدین نوجوانان اجازه دهند که آنها مسئولیت کار اشتباه خود را بر عهده بگیرند، موجب میشود تا بتوانند خطایی که مرتکب شدهاند را جبران کنند و در زندگی مهارت حل مسئله را بیاموزند.
اما اگر والدین نظارت بیش از اندازه روی نوجوان خود داشته باشند و به آنها فرصت ندهند که خطای خود را جبران کنند، باعث میشود تا فرزندشان در آینده نتواند به خوبی از عهدهی اشتباهات خود بربیاید و به چالش کشیده میشود. بنابراین به والدین توصیه میشود که اشتباهات فرزند خود را بپذیرند، آنها را تحقیر نکنند و برای جبران آن به فرزندان خود کمک کنند. اگر در مدیریت اشتباهات نوجوان خود مشکل دارید، کلیک کنید.
مشاورهی نوجوان چه اهمیتی دارد؟
مشاورهی نوجوان جنبههای مختلفی را بررسی میکند و مهارتهایی مانند نحوهی برقراری ارتباط و شناخت علائق نوجوان را به والدین میآموزند. همچنین مشاوره کمک میکند تا والدین فرزندان خود را قضاوت نادرست نکنند و از دید آنها به قضایا نگاه کنند.
طبیعتا انسانها در این دوران دچار اشتباهات و آزمون و خطا میشوند؛ در این شرایط مشاوران به خود نوجوانان نیز کمک میکنند تا راههای از بین بردن تنشهای روانی و سازگاری با محیط را بیاموزند.
چند توصیه برای والدین
- فرزند نوجوان شما معمولاً میخواهد با یافتن علایق و کارهای جدید مستقل بودن خود را اثبات کند. شما ممکن است به دلیل ناآشنایی با علایق فرزند نوجوان خود، تصمیم بگیرید که از آن انتقاد یا بهسادگی از پاسخگویی به نیازهای فرزند خود چشمپوشی کنید که باعث دور شدن آنان از شما میشود.
- پدر و مادر میتواند در مورد درخواستهای فرزند نوجوان خود سؤالاتی بپرسد تا بیشتر در مورد آن موضوع اطلاعات کسب کنند و بهاینترتیب شناخت تفاوت سلیقه نهتنها به روشی برای نزدیکی بیشتر به هم بلکه باعث بالا رفتن عزتنفس نوجوان خواهد شد.
- از تخریب شخصیت فرزند خود در زمان مشاجرات خانوادگی پرهیز کنید. گاهی انتقاد از یک حرکت اشتباه جوان و یا محکوم کردن او بهجای اینکه انگیزهای برای تغییر ایجاد کند باعث افزایش حالت دفاعی آن فرد در برابر والدین میشود تا بتواند از درد اتهام وارده بکاهد.
- اگر پدر و مادر از کاری که از فرزند نوجوان سرزده یا انتخابی که کرده ناراحت هستند، فقط در مورد آن موضوع و بهطور خاص راجع به همان کار صحبت کنند، انتقاد بهطورکلی و در مورد همه کارها، نهتنها آن را، بلکه همه افراد را در حالت دفاعی قرار میدهد.
- نوجوان در این سن دوست دارد همیشه توضیح دهد، صحبت کند و ابراز عقیده کند. همین موارد باعث ارتباط و شناخت بیشتر از نوجوان میشود، چنانچه پدر و مادر وقت و حوصله بحث نداشته باشند، نمیتوانند از مسائل و نیازهای فرزند خود مطلع شوند و از فرزند خود دور میشوند.
- برای شنیدن سخنان کودک و نوجوان باید وقت صرف کرد. شنیدن بخشی از ارتباط برقرار کردن است و والدین خسته از کار هیچگاه ارتباطی صحیح با فرزندان نخواهند داشت. چنانچه میخواهید با نوجوان خود ارتباط برقرار کنید، ضمن ایجاد زمینه برای گفتگو به صحبتهای آن گوش دهید.
- توجه بیشازاندازه به کارهای نامناسب نوجوانان موجب میشود که فرزند شما باور کند که چیزی جز مجموعهای از رفتارهای اشتباه نیست. ازاینرو چنانچه از کارهای خارج از عرف او انتقاد میکنید، برای انجام کارهای خوب او را تشویق کنید.
- والدین توجه کنند بخش از هویت اجتماعی فرزندانشان در همراهی آنها با دوستان ازجمله همکلاسیهای شکل میگیرد. از دوستان فرزند نوجوان خود باید استقبال کرد تا در کنار و با نظارت خانواده، دنیای اجتماعی مستقل ایجاد و به یکدیگر نزدیکتر شد.
برای دریافت مشاوره در زمینه چالشهای دوران نوجوانی می توانید با دکتر جواد تقوی سوره برق روانشناس تخصصی خانواده از طریق لینک اینستاگرامی ایان به آدرس زیر تماس بگیرید.
کلیک کنید، هماهنگ شویم
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد