اعتیاد به مواد مخدر
هرچند در فرهنگ عامه، اعتیاد در کنار مصرف مواد مخدر آمده است اما باید توجه داشت که اعتیاد صرفاً اختصاص به مصرف مواد اعتیادآور نیست بلکه فرد ممکن است به هر نوع کار، تفریح و یا فعالیتی عادت نموده و در نتیجه اعتیاد داشته باشد.
بنابراین دایره تعریف اعتیاد در عصری که ما در آن زندگی می کنیم فراتر از مصرف مواد اعتیاد آور بوده و شامل فعالیتها، کار و حتی تفریحات نیز میشود. یعنی برخی از افراد ممکن است به اینترنت، گوشی های موبایل، تلویزیون، کار و تفریح اعتیاد داشته باشد. به عنوان مثال کودک، نوجوان و یا بزرگسالی که ساعتها با گوشی موبایل خود بازی نموده و یا با کامپیوتر و شبکه های اجتماعی وقت خود را به استفاده از آن سپری می نمایند در اصطلاح به این تفریح و وسایل معتاد شده است.
اعتیادهای گوناگون افراد
هنگامی که نوجوانی ساعتها با گوشی موبایل خود بازی می کند ممکن است به بازی های گوشی و یا امکانات آن معتاد شده باشد. گاهی عوارض چنین وابستگیهایی بیش از مصرف مواد مخدر اعتیادآور است و لذا والدین باید مراقب استفاده نادرست از این وسایل توسط فرزندانشان باشند.
در این رابطه نظارت بر فعالیتهای تفریحی کودکان و نوجوانان توسط والدین، آموزش مستمر و آشنایی کودکان و نوجوانان با استفاده درست از این وسایل اهمیت زیادی دارد. هرچند اعتیاد به وسایل و تکنولوژیهای جدید ممکن است وابستگی داشته باشد و عوارض روانی و اجتماعی زیادی برای استفاده کنندگان از آن دارد اما بر طبق قوانین استفاده از این وسایل جرم محسوب نمیشود.
اعتیاد به مصرف مواد مخدر
اعتیاد به مواد اعتیاد آور نیز نوعی عادت است که در اثر تکرار و تداوم مصرف یک یا چند ماده مخدر و محرک ایجاد میشود. یعنی تکرار مصرف هر ماده تخدیر کننده و محرکی باعث ایجاد وابستگی به آن می شود. معادل اصطلاح اعتیاد می توان وابستگی را نیز به کار برد. یعنی فردی که به انجام و تکرار فعالیتی وابستگی داشته باشد در اصطلاح به او معتاد می گویند. معتاد به فردی گفته میشود که به مصرف یک یا چند نوع مواد مخدر و مواد محرک اعتیاد داشته باشد. اغلب به جای کلمه معتاد از واژه وابسته استفاده میشود و به افراد معتاد به مواد مخدر در اصطلاح وابسته به مواد مخدر گفته میشود.
اعتیاد یک جرم است
از نظر قانونی نیز افرادی که مصرفکننده مواد مخدر هستند مجرم هستند و متناسب با نوع و میزان مواد مخدری که حمل نموده و یا مصرف مینمایند مجازات میشوند ولی بر طبق قوانین، مصرف کنندگان مواد مخدری که جهت درمان به مراکز درمانی اعتیاد (دولتی و خصوصی) مراجعه مینمایند بیمار محسوب شده و از هرگونه تعقیب کیفری معاف بوده و ثبت مشخصات آن ها باعث سوء سابقه برای آن ها نخواهد شد.
اعتیاد یک بیماری است
از نظر پزشکی، وابستگی به مواد اعتیادآور یک بیماری است. یعنی فردی که نسبت به مصرف مواد اعتیادآور وابسته می شود دچار علائم بیماری می گردد. برای آن که عادتی، بیماری تشخیص داده شود باید به نشانههای آن توجه نمود. نشانههای یک بیماری عبارت از برگشت پذیر بودن، مزمن بودن، داشتن تب، سردرد، کسالت، خستگی، خشکی دهان، عرق مفرط، بی اشتهایی، پرخوری، کاهش وزن و غیره است.
ترک مصرف مواد مخدر
با توجه به این علائم بیمارانی که اقدام به قطع مصرف مواد مخدر می نمایند دچار یک یا چند نوع از علائم فوق می شوند. بیماری اعتیاد یک بیماری مزمن پیشرونده و برگشت پذیر است. یعنی فرد ممکن است در کنترل مصرف، اراده ای از خود نداشته و احتمال لغزش و عود اعتیاد نیز در او زیاد است لذا فرد احساس اجبار به مصرف می کند. هرچند ممکن است نسبت به عواقب مصرف مواد مخدر آگاهی داشته باشد.
بیماری وابستگی چیست؟
وابستگی به الکل و مواد مخدر از بیماریهای شایع و رایج است. مبتلا به بیماری وابستگی بودن یعنی که بسیار دشوار است اعتیاد خود را ترک کردن یا کاهش دادن. بدن به اینکه تحت تاثیر قرار داشته باشد عادت کرده و به مقدار بیشتر و بیشتری نیاز دارد تا به آن درجه از تاثیر که مورد نظر است برسد. اگر ماده مورد نظر مصرف نشود منجر به خماری و ناراحتی ناشی از مصرف نکردن میگردد. خماری ممکن است به هنگام اعتیاد به الکل، مواد مخدر یا برخی داروهای آرامبخش ونیز به هنگام اعتیاد به نیکوتین و قهوه ظاهر شود. به قمار بازی نیز میتوان وابستگی پیدا کرد. چنین احساس میشود که وابستگی قابل کنترل نیست و همه زندگی حول محور وابستگی دور میزند. بیماری وابستگی ناشی از یک تغییر مزمن در سیستم پاداش دهی مغز است. سیستم پاداش دهی مغز برای این ساخته شده که به ما برای انجام کارهایی که برای زنده ماندمان مهم است انگیزه بخشد. مغز هنگامی که ما برای نمونه غذای خوبی میخوریم، ورزش میکنیم یا رابطه جنسی داریم از راه آزاد کردن دوپامین بما پاداش میدهد. هنگامی که ما الکل مینوشیم یا مواد مخدر مصرف میکنیم مغز را فریب می دهیم که دوپامین آزاد کند. بجای یک احساس طبیعی و سالم، بما یک احساس مستی که بسیاری مایلند بارها و بارها آن را تجربه کنند میدهد. انسانهای گوناگون بسته به خصوصیات ژنتیکیشان به درجات گوناگون در معرض خطر وابستگی از زمان کودکی قرار دارند.
چگونه بیماری وابستگی بر روی زندگی تاثیر میگذارد؟
بیماری وابستگی میتواند تمام زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد. ناگهان دیگر هیچ چیزی مهمتر از فرونشاندن آن میل نیست. خیلی عادی است که برای نمونه بسیار به الکل یا ماده مخدر فکر کنید و شروع به پنهان کردن اعتیاد خود نمایید. اعتیاد میتواند خود را به کار، خانواده، سلامت شما- یعنی چیزهایی که برایتان پیش از این خواستنی و مهم بودند تحمیل کند. وابستگی میتواند به احوال فیزیکی و روانی شما و نیز اطرافیانتان صدمه وارد کند.
انواع اعتیاد
اعتیاد انواع مختلفی دارد که عبارتند از:
اعتیاد جسمی روحی
اعتیاد جسمی جواب فیزیولوژیک بدن نسبت به وارد شدن و تاثیر گذاشتن مواد جدید به بدن است که بیشتر به صورت پدیده تطبیق پذیری خود را نشان میدهد. به این معنی که به خاطر بیشتر شدن تعداد گیرنده های عصبی و کم شدن میانجی های عصبی در سیستم عصبی مرکزی احتیاج فرد مصرف کننده به مواد مخدر هر روز افزایش می یابد. در ادامه ترک اعتیاد جسمی فرد بیمار با پرخوابی، بیخوابی، خماری، درد و … همراه خواهد بود. همچنین مدت زمان ترک اعتیاد در منزل جسمی خیلی کوتاه تر از اعتیاد روانی است.
اعتیاد روانی
اعتیاد روانی به خاطر حس سرخوشی و لذتی است که براثر مصرف مواد مخدر بوجود می آید. درواقع به خاطر بهم ریخته شدن نظم ترشح میانجی های عصبی، فرد بیمار دچار آسیل ها و یا تناقض های روحی می شود. در صورتی که فرد بیمار مصرف را قطع کند با کاهش سطح دوپامین، افسردگی، نداشتن تمرکز و … روبرو می شود.
معنادرمانی فرانکل
یکی از درمانهایی روانشناختی که می تواند مورد توجه درمانگران اعتیاد قرار بگیرد درمانهای وجودی و بالاخص معنی درمانی می باشد.
روانشناسی وجودی را می توان بسان نظامی سازمان یافته ای انگاشت که امروزه آن را همچون روانشناسی انسان گرا به عنوان نیروی سوم در نظر می گیرند ( لاندین، 1392).
فرانکل و درمان اختصاصی او ، معنادرمانی، را نمی توان جدای از رویکرد والد آن یعنی رویکرد وجودی – انسان گرا بررسی نمود . فرانکــــل در کنار لودیگ بینزوانگر و مدارد باس جزو برجسته ترین روان درمانگران وجودی می باشند . حتی اگر کسی گرایش معنوی نیز نداشته باشد ،کار دشواری است تا این پیام فرانکل را نشنیده بگیرد : ورای شرطی سازی کلاسیک و عامل ، ماورای حاکمیت زیست شناختی، شخصی یگانه و انسانی بی همتا وجود دارد (خسروی ،1386).
معنادرمانی چهار پیام به انسانها می دهد:
- ما معنوی هستیم : این بعد نوش داروی معنادرمانی است .
- ما منحصر به فردیم : همیشه موقعیت و فرصتی وجود دارد تا یکتایی خود را تجربه کنیم .
- ما خود متعالی کردن را تمرین می کنیم : از رهگذر متعالی کردن محدودیت های پیشین ، تقلایی به سوی هدفی ارزشمند و تعامل با سایر موجودهای انسانی را آغاز می کنیم و از این طریق معنای زندگی را در خود تحقق می بخشیم.
- ما می توانیم نگرش خود را تغییر دهیم : هنگامی که با رنج بردن گریز ناپذیر مواجه می شویم و قادر به تغییر موقعیت نیستیم ، می توانیم زاویه ی دید خود را تغییر دهیم . ما در اتخاذ موضع نسبت به موقعیت تغییر ناپذیر آزادیم ، یعنی شجاعانه طرز تلقی و برخورد با موقعیت را بر موقعیت تحمیل می کنیم .
معنادرمانی فرانکــــل برپایه فلسفه وجودی و تمرکــز برمعنای زندگی است . در زمینه سلامت روان در کتابهای مختلف به عوامل تخصصی زیادی اشاره شده است . بویژه در کتاب ( انسان در جستجوی معنا ) ، اگر چه تعدادی از این عوامــــل هنوز هم در زمینه عمق کـار فرانکل ناشناخته مانده اند. مهمترین مساله این است که با احساس بی معنایی در زندگی افراد مقابله شود. این مطلب بیانگر از بین رفتن سنتها و عامل مهمی در بروز خلا وجودی انسان است . وقتی انسان چیزی را برای از دست دادن نداشته باشد چه می کند؟ نخستین چیزی که به نجات انسان می آید احساس سرد جدامانده ای است که وی را متوجه سرنوشت خویش می سازد . پس از آن به کاربستن شگردهایی برای حفظ باقیمانده زندگی است، با آنکه شانس ناچیزی برای زنده بودن وجود دارد . به قول نیچه: ( کسی که چرایی برای زندگی یافته است ، با هر چگونگی خواهد ساخت ). اگر زندگی هـــــدفی داشته باشد ، رنج و میــــرندگی نیز معنـــا خواهد یافت و هرکس معنــــای زندگـــی را "خود" بایـــد جستجو کنــــد و مسئولیـــت آن را نیز بپذیرد . معنادرمانی به عنوان یک درمان به انسان می آموزد ، حتی در بدترین شرایط نیز درک کند که بخاطر چیزی در زندگی مسئول است.
فرانکل معتقد است برخی از عوامل مانند رنج، گناه و گذرا بودن زندگی معنا جویی فرد را تهدید میکند. انسان تلاش میکند که معنای از دست رفته زندگی خود را با تسلیم شدن به قدرتطلبی و لذتطلبی جبران نماید و این تلاش نافرجام با افراط در اعمال جنسی، پولپرستی و اعتیاد به مواد مخدر نمایان میشود. (هاتکینسونو چامپن ،2005).
عوامل تهدید کننده معنا جویی انسان آثار مخربی بر افراد باقی میگذارد، از خودبیگانگی، بیحسی عاطفی و ناامیدی از جمله آنها میباشند. کارل راجرز(روان شناس انسان گرا) معتقد است که وقتی احساسات درونی فرد به دلیل هنجارهای تحمیل شده بازداری میشوند (برای بدست آوردن توجه مثبت)، تدریجاً فرد دچار ناسازگاری میشود و به بیماریهای روانی مبتلا خواهد شد. ناکامی در یافتن معنا باعث بروز مشکلاتی در شکل گیری هویت خواهد شد و در نهایت باعث ظهور افسردگی، رفتارهای وسواسی و اختلالات خوردن می شود (مومال، 1999).
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد