به عبارتی اعتماد به نفس، اعتماد شما به توانایی هایتان در مقابله با چالش ها، تعامل با دنیا و حل مشکلات است. عزت نفس، حس ارزشمندی درونی شما است، یعنی نسبت به توانایی خود چه دیدگاهی دارید و تا چه اندازه خودتان را ارزشمند می دانید. ممکن است شما در یک زمینه خاص اعتماد به نفس بالایی داشته باشید اما احساس ارزشمندی درونی نکنید.
ناتانیل برندن تعریف عزت نفس را متشکل از دو بخش میداند. یکی داشتن حس اطمینان در برخورد با چالشهای زندگی و دیگری احساس صلاحیت داشتن برای رسیدن به خوشبختی (احترام به خود).
تعریف عزت نفس از نظر راجرز (۱۹۵۹) عبارت است از ارزیابی و ارزشیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی خود و نوعی قضاوت شخص نسبت به ارزشمندی وجودی خویش هست. این صفت خاصیتی عمومی است و در همه انسانها وجود دارد و یک حالت ثابت و دائمی دارد.
کوپر اسمیت (۱۹۶۷) تعریف عزت نفس را ارزشیابی فرد از خود میداند که بیانگر نگرشی از موافقت و پذیرش و یا عدم موافقت نسبت به قابلیتها، اهمیت، موفقیت و ارزش خود هست که معمولاً فرد این ارزشیابی را حفظ میکند. بهطور خلاصه، آن یک قضاوت شخصی از باارزش بودن است که با نگرشهایی که فرد راجع به خودش دارد، نشان داده میشود و یک تجربه فاعلی است که فرد از طریق گزارشهای کلامی و دیگر تجلیات رفتاری ابراز میکند.
مازلو (۱۹۷۰) از عزت نفس بهعنوان یک نیاز یاد کرده و بیان میکند که: همه افراد جامعه ما (بهغیراز برخی بیماران) به یک ارزشمندی ثابت و استوار و معمولاً عالی از خودشان، به احترام به خود یا احترام به دیگران تمایل یا نیاز دارند.
گلوتوا و ویلهلم (۲۰۱۴) معتقد است مقدار ارزشي كه ما به خود نسبت میدهیم عزت نفس ناميده میشود، به عبارت دقيقتر تعریف عزت نفس مقدار ارزشي است كه ما فكر میکنیم ديگران براي ما بهعنوان يک شاخص قائل هستند.
براندن بیان میکند که افزایش عزت نفس نه تنها سبب بهتر شدن عملکرد شما را در زندگی می شود بلکه به درمان برخی از بیماری ها نیز کمک می کند. عزت نفس بالا سبب می شود که شما هنگام مواجه با مشکلات واقعیت را بپذیرید و به جای دلسوزی برای خود یا تسلیم شدن، علت ناکامی خود را پیدا کنید.
احتمالا با این اصطلاح از قبل آشنایی دارید. اغلب آن را با اعتماد به نفس به یک معنا به کار میبرند، اما حقیقت این است که عزت نفس مفهومی بسیار گستردهتر و عمیقتر از اعتماد به نفس دارد. حتی برخی معتقدند که ممکن است یک نفر با اعتماد به نفس بالا، دو مثقال هم عزت نفس نداشته باشد. بهخصوص اگر عادت داشته باشید که تا وقتی واقعا در کاری مهارت پیدا نکردهاید الکی فقط ادایش را دربیاورید و به عبارت دیگر، آنقدر وانمود کنید بلدید تا به جایی برسید که واقعا بلد شوید. شاید بقیه فکر کنند آدم بزرگی هستید، اما خودتان که حقیقت را میدانید. شاید این کار باعث شود دل و جرئت شروع را پیدا کنید، اما تا وقتی که مهارتتان واقعی نشده خودتان را قبول نخواهید داشت.
کسی که عزت نفس سالم داشته باشد، نیازی به وانمود کردن ندارد. او میتواند نقص داشتن و کامل نبودن را تاب بیاورد.
در مورد تعریف عزت نفس بحثهای داغی در جریان است؛ نظریه کریستوفر مراک یکی از نظریههای پرطرفدار است و عزت نفس را ترکیبی از دو عامل میداند: احساس شایستگی و احساس ارزشمندی.
نظریههای دیگری هم هستند که روی یکی از دو عامل تمرکز کردهاند. اما این رابطه بین این دو عامل است که به بهترین شکل میتواند مفهوم عزت نفس را توضیح دهد. ناتانیل براندن (Nathaniel Branden) در کتاب خود «psychology of self esteem» میگوید:
عزت نفس دو جنبهی مرتبط به هم دارد: احساس کارآمدی شخصی و احساس ارزش شخصی. عزت نفس ترکیبی است از اعتماد به نفس و احترام به خود. عزت نفس یعنی اعتقاد داشتن فرد به این که تواناییها و شایستگیهای لازم برای زندگی را داراست و لیاقت زندگی کردن را دارد.
ویژگی افرادی که عزت نفس بالا دارند، چیست؟
برای درک بهتر این موضوع که عزت نفس چیست و هضم کامل آن در ادامه لیستی از ویژگیهای افرادی که عزت نفس بالایی دارند که برای شما آوردهایم. البته ممکن است تمامی این ویژگیها به صورت همزمان در یک شخص وجود نداشته باشد.
از خود و دیگران تشکر و قدردانی می کنند.
از رشد کردن استقبال می کنند و چالش ها را می پذیرند.
همواره در حال کشف ویژگی های درونی خود هستند.
اغلب خودشان تصمیم می گیرند، اما نظرات افراد صاحب نظر را نیز می پذیرند.
هنگام مواجهه با مشکلات و چالش ها واقع گرا هستند.
همواره خود و دیگران را به سمت جنبه های مثبت زندگی هدایت می کنند.
انگیزه کافی برای تلاش برای رسیدن به اهداف خود دارند.
در صورت شکست، دلیل آن را پیدا کرده و از اشتباهات خود درس می گیرند.
انتقادات دیگران را بدون تعصب گوش می دهند، چون می دانند ارزش وجودی آن ها به نظرات دیگران بستگی ندارد.
مولفههای عزت نفس از دیدگاه جامعهشناسی
پنج مؤلفه از دیدگاه جامعنگر اینرونر در ذیل بررسی شدهاند:
۱) امنیت
امنیت از اساسیترین نیازهای زیربنایی بشر است. احساس اطمینان داشتن یعنی موردحمایت قرار گرفتن توسط دیگران. این مؤلفه بسیار مهم است، از آن نظر که پایهای است که بر اساس آن مؤلفههای دیگر عزتنفس شکل میگیرند. احساس امنیت باعث میشود که ما بتوانیم در محیطی امن به پرورش تواناییها و استعدادهایمان بپردازیم. اگر احساس ایمنی نکنیم، ترس باعث میشود به کشف خودمان نپردازیم و شناختی از آنچه به رشد و موفقیتمان کمک میکند، پیدا نکنیم. در سایه امنیت میتوانیم به اهدافمان برسیم.
۲) خودپذیری
فرد خودش را دوست دارد و میپذیرد. افرادی که خودپذیری قویای دارند، احساس شایستگی و کفایت میکنند و افرادی که خودپذیری ضعیفی دارند یعنی خودشان را دوست ندارند احساس عدم توانایی در انجام امور میکنند. خودپذیری باعث میشود جنبههایی از خودمان را که دوست نداریم انکار نکنیم بلکه نسبت به آن ویژگیها آگاه باشیم و برای رشد شخصیتمان بر روی آنها کار کنیم.
۳) پیوند جویی
پیوند جویی به معنای تعلق داشتن است. افرادی که احساس پیوند جویی میکنند، به راحتی با دیگران رابطه برقرار میکنند. در مقابل افرادی که احساس پیوند جویی ضعیفی دارند و احساس این را دارند که به کسی و جایی تعلق ندارند، دچار احساس بیگانگی و انزوا میشوند. اینکه ما علاقه داشته باشیم با دیگران در ارتباط باشیم، باعث تعاملی با کیفیت و همراه با رضایت میشود.
۴) شایستگی
شایستگی به معنای احساس کارایی و موفق شدن در امور است. افرادی که واجد احساس شایستگی هستند، میتوانند با هر شرایطی مواجه شوند. در مقابل افرادی که احساس شایستگی نمیکنند از روبهرو شدن با چالشها گریزانند. اگر ما احساس شایستگی داشته باشیم، باور داریم که در کارها میتوانیم موفق باشیم و همین مسئله در رسیدن به موفقیت تأثیرگذار است اما اگر احساس شایستگی نداشته باشیم و دائماً به این فکر کنیم که بیکفایت هستیم، نتیجه تلاشهایمان قطعاً شکست است.
۵) تعهد
تعهد به معنای احساس مسئولیت کردن در قبال پیامدهای تصمیمات خود است. فرد اهداف واقعبینانه و قابل حصولی انتخاب کند و برای دستیابی به آنها متعهد باشد. اگر متعهد باشیم بهسرعت از ناکامیها دلسرد نمیشویم و مسیر رشد و ارتقا را ادامه میدهیم ولی اگر متعهد نباشیم از کوچکترین دشواریها نمیتوانیم عبور کنیم. تعهد باعث رها نکردن اهداف و خواستهها میشود.
شایستگی و ارزشمندی
شایستگی به این معناست که شما تا چه حد باور دارید که از مهارتها و تواناییهای لازم برای موفقیت در حیطههایی که به نظرتان مهم هستند، برخوردارید. منظور این نیست که فکر کنید در تمام جنبههای زندگی موفقید، یا حتی اینطوری هم نیست که همیشه احساس شایستگی داشته باشید.
این باور فقط در مورد آن حیطههایی از زندگی است که به طور خاص برای شخص شما اهمیت دارند. مثلا اگر بتوانید در یک جمع آواز بخوانید و با گفتن لطیفه های بامزه چنان مردم را بخندانید که نفسشان بند بیاید، این برای خودش یک مهارت است. اما اگر چیزی که برایتان مهم است، موفقیت تحصیلی باشد مهارتِ ذکر شده تأثیری در عزت نفستان نخواهد داشت. همینطور اگر به بالاترین مقام ممکن در شغلی برسید اما داشتن چنان شغلی به نظرتان ارزشمند نباشد، بعید است که این عالیمقامی به عزت نفستان چیزی اضافه کند.
بحث ارزشها ما را به دومین عامل عزت نفس میرساند. در اینجاست که نشان میدهید بهطور کلی چه ارزیابیای از خود دارید. میزان این حس را جواب این دو سؤال مشخص میکند:
چه چیزهایی جزو ارزشهای شما هستند؟
آیا رفتارهایی که به طور روزمره از خود نشان میدهید با این ارزشها انطباق دارند؟
دست در دست هم، این عوامل مشخص میکنند که آیا خود را «به اندازهی کافی خوب» میدانید؟ و آیا فردی که هستید را دوست دارید و برایش احترام قائلید؟
با ترکیب کردن شایستگی و ارزشمندی و بررسی رابطهی آنها با یکدیگر، به یک تعریف جامع و پویا از عزت نفس میرسیم. صرف اینکه حس خوبی در مورد خودتان داشته باشید اسمش عزت نفس نیست. حتما باید عنصر شایستگی هم خودش را نشان بدهد و قبول کنید که رفتارهایتان نه به خرابکاری بلکه به اعمالِ مفید منتهی میشوند. اگر آدم زیاده از حد احساس ارزشمندی بکند هم کارش به خودبینی و حتی خودشیفتگی میکشد. عزت نفس سالم یعنی تعادل بین این دو عنصر.
نکته
نگاهی این چنینی به مسئلهی عزت نفس، کمک میکند تا تفاوت بین عزت نفس سالم و عزت نفس زیاده از حد را تشخیص بدهیم و جلوی دسته گلهایی که دومی به آب میدهد را بگیریم؛ مثلا رفتارهای پرخاشگرانه و مخرب. این تفکر که «من از همه بهترم» میتواند به تکبر، قلدری و حتی بدتر از اینها ختم شود. اگر هم میزان عزت نفستان با میزان تواناییهایتان فاصلهی خیلی زیادی داشته باشد، در واقع دارید زمینه را برای شکست، تحقیر، ناامیدی و خشم خود مهیا میکنید. در واقع، برخی از پژوهشگران این مسئله را با خشونت خانوادگی مرتبط میدانند.
تفاوت بین خودپنداری و عزت نفس چیست؟
غالباً این دو مفهوم به یک معنی بهکاربرده میشوند ولی این دو مفهوم باهم متفاوت هستند.
خودپنداری مجموعهای از عقاید فرد درباره خودش است. به نوعی توصیف فرد از خودش است. مثلاً اینکه چشم کسی آبی است، خودپنداری است. در خودپنداری قضاوتی صورت نمیگیرد اما اگر مبنای ارزشیابی و قضاوتی پیدا کند عزتنفس گفته میشود. مثلاً اینکه چشم آبی جذاب نیست.
تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس در چیست؟
این دو واژه ارتباط و همپوشانی زیادی با یکدیگر دارند و در کتابها و نظریات مختلف، تعاریف گوناگونی از آنها ارائهشده است. برای تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس باید بگوییم که در تعریف عزت نفس بر روی ارزش وجودی تأکید میشود اما در اعتمادبهنفس، در باور به توانمندیها در انجام امور تأکید میشود؛ بهعبارتدیگر فرد تا چه اندازه میتواند عملکرد موفقیتآمیزی در رفتارهای خاصی داشته باشد. همچنین ممکن است فردی مدیر موفقی باشد اما احساس ارزشمندی نکند. در اعتمادبهنفس فرد خود را دارای توانمندی در بعضی حوزهها میداند و در سایر حوزهها ممکن است اینگونه نیندیشد.
برای مثال ممکن است فردی در سخنرانی کردن اعتمادبهنفس بالایی داشته باشد ولی در آشپزی کردن اعتمادبهنفس پایینی داشته باشد اما در عزت نفس، فرد باید در همه شرایط زندگی (موفقیتها و شکستها) خود را دوست بدارد و ارزش و احترام برای خودش قائل باشد. عزتنفس سالم زیربنای اعتمادبهنفسی است که در سالهای بعد شکل میگیرد. ارزش قائل شدن و دوست داشتن خود در احساس کارایی و توانایی ما اثرگذار است.
افزایش عزت نفس
حالا که معنای عزت نفس برایتان واضحتر شده است، خیلی بهتر میتوانید عزت نفس خودتان را بهبود ببخشید و آن را متعادل و قدرتمند سازید. این توصیهها میتوانند به کارتان بیایند:
۱) در مورد خودتان مثبت فکر کنید
تنها کسی که میتواند نظر شما را در مورد خودتان تغییر دهد، خودتان هستید! هیچ کس دیگری نمیتواند عزت نفس به شما تزریق کند. شمایید که باید با فکر کردن در مورد چیزهای خوبی که در زندگیتان وجود دارد و به کار گرفتن آنها ، قدم به قدم این عزت نفس را بسازید. در خودتان عادت به تفکر مثبت را ایجاد کنید و طریقهی شناسایی و شکست دادن الگوهای خودویرانگری را یاد بگیرید. خودتان مشوق خود باشید و به خود انگیزه بدهید!
۲) به موفقیتهایتان افتخار کنید
وقتی کاری را خوب انجام دادید، برایش شادی کنید! منتظر ننشینید که یک نفر دیگر به شما بگوید چقدر خوبید! خودتان به خودتان بگویید!
۳) هدف تعیین کنید
هرچقدر به موفقیتهای بیشتری برسید، همانقدر حس بهتری در مورد خودتان خواهید داشت. هدف گذاری برای نشانه گرفتن، ردیابی و شکار کردن موفقیت واقعا کارساز است. داشتن اهداف مشخص کمک میکند تا احساس شایستگی را در خود پرورش بدهید و از شایستگی به احساس غرور و سرانجام به احساس ارزشمندی برسید. پس از هر فرصتی برای به کار بستن استراتژی های هدف گذاری استقبال کنید!
۴) به ارزشهایتان وفادار بمانید
عزت نفس شما زمانی رشد میکند که رفتارها و ارزشهای شخصیتان با هم در یک راستا باشند. در موقعیتهای سخت و زمانهایی که دارید مجبور میشوید به شرایط ناخواسته تن بدهید، تا جایی که میتوانید تلاشتان را بکنید که رفتارتان مطابق با ارزشهایتان باشد. با صداقت و درستکاری دنبال اهداف خود بروید. عزت نفستان را با تقلب و ریاکاری نابود نکنید.
۵) فراموش نکنید؛ شما کامل نیستید
زیادی به خودتان سخت نگیرید. همهی ما اشتباه میکنیم و این چیز بدی نیست؛ البته تا زمانی که از خطاهایمان درس بگیریم و آنها را همینطور رها نکنیم. تنها معیارهایی که باید به آنها وفادار باشید، معیارها و ارزشهای شخص خودتان هستند. دست از حرص خوردن در مورد آنچه دیگران در موردتان فکر میکنند بردارید و به جایش روی ویژگیهای خوبی که در خود میبینید تمرکز کنید. با این کار اطمینانی که به خود دارید بر عالم و آدم جلوهگر میشود و کاستیهایتان را جبران که هیچ، بر خوبیهایتان هم اضافه میکند.
۶) مراقب بدنتان باشید
فعال و پرانرژی که باشید، عزت نفستان هم بیشتر میشود. فعالیتهایی که سلامت عمومی شما را بالا ببرند، باعث میشوند احساس کنید کنترل بیشتری بر زندگی خود دارید. تکاپوی فیزیکی به آدم احساس رضایت میدهد و همین حس کمکم به دیگر حیطههای زندگی هم رسوخ میکند.
اهمیت عزت نفس چیست؟
عزت نفس یکی از عوامل مهم رشد و شکوفایی انسان است. به دلیل اهمیت بالایی که سطح آن در هر فرد برای سلامت روانی او دارد، روانشناسان زیاد به آن پرداختهاند و در چند دهه اخیر تحقیقات زیادی در مورد آن صورت گرفته است. عزتنفس بر روی همه جنبههای وجودی ما تأثیر میگذارد؛ نحوه کار کردنمان، نحوه ارتباط برقرار کردنمان، طرز رفتار ما با دیگران، انتخاب همسر، تربیت فرزندان، میزان موفقیتمان و … .
عزتنفس سالم با رفتار منطقی، واقعهگرایی، فراست، خلاقیت، استقلال، انعطافپذیری، تواناییهای قبول تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات و همکاری و تعاون در ارتباط مستقیم است. هرچه قویتر و سالمتر باشد، برای برخورد با مشکلات در زمینه زندگی خصوصی و شغلی، آمادگی بیشتری داریم. سریعتر میتوانیم بعد از شکستها و زمین خوردنها به پا خیزیم و نیرو و انگیزه بیشتری برای شروعی دوباره پیدا کنیم.
میزان ارزشی که فرد برای خودش قائل است تأثیر چشمگیری در پویایی درونی فرد دارد. اکثر صاحبنظران ارزیابی مثبت از خود را بهعنوان عاملی حیاتی در سازگاری عاطفی و اجتماعی افراد میدانند.
عزتنفس سالم باعث میشود به دیگران احترام بگذاریم و برایشان ارزش قائل باشیم، درنتیجه این موضوع باعث میشود افراد مقابل نیز با احترام با ما برخورد کنند. همچنین رفتار کردن با دیگران بهصورت منصفانه را نیز سبب میشود زیرا آنها تهدیدی علیه ما برای آسیبزدن محسوب نمیشوند.
[1] . دکتر جواد تقوی سوره برق روانشناس خانواده و معاونت پرورشی در مدارس سما رشت
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد