وسواس نگهداری وسایل(احتکار)
برخی از افراد وسواس این را دارند که اشیاء مختلف را نگه دارند، حتی اشایی که فاقد ارزش هستند یا ممکن است هرگز استفاده نشوند. این افراد گمان میکنند که اگر اشیاء را دور بندازند، ممکن است بعدا به کارشان بیاید یا ممکن است با دور ریختن اشیاء اتفاق بدی برایشان رخ دهد، یعنی یک تصور و ذهنیت منفی و خرافی درباره آن دارند.
چک کردن مدام یک سری از وسایل
در این نوع وسواس فرد دائم تصور میکند باید همه چیز را مجدد بررسی کند. به عنوان مثال، فرد وسواسی مدام گاز را چک میکند که بسته است یا خیر یا به بسته بودن یا نبودن درب منزل شک دارد و مدام آن را چک میکند اما انگار راضی نمیشود. این رفتار هم جزء رفتارهای افراد وسواسی است.
افکار خرافی
برخی از افراد وسواسی، درگیر افکار خرافی هستند. به عنوان مثال اعتقاد دارند که حتما همه اعدادی که انتخاب میکنند یا در طول روز با آنها سر و کار دارند، باید اعداد زوج باشند، وگرنه اتفاق بدی میافتد، یا درباره رنگها ممکن است یک سری افکار خرافی داشته باشند، مثل اینکه رنگ سیاه، بدبختی میآورد.
افکار تکراری و اضطرابآور
برخی از افراد، وسواس عملی ندارند، بلکه وسواس فکری است که آنها را اذیت میکند. این افراد در زمینههایی مثل مسائل جنسی، مذهبی یا مسائل و مشکلات مربوط به خودشان و یا رابطهشان، دچار وسواس هستند یعنی یک سری از افکار منفی و اضطرابآور، دائما در ذهنشان میچرخد و آنها را آزار میدهد.
داشتن آداب و رسوم خاص در ذهن خود
برخی از افراد وسواسی، یک سری آداب و رسوم و روشهای خاص کاری برای خود دارند که حتما باید از آنها پیروی کنند وگرنه دچار اضظراب میشوند. به عنوان مثال برخی از افراد برای خود تعیین کردهاند که نباید به اشیاء به صورت طولانی دست بزنند، یا باید از خط عابر پیاده به صورت خاصی عبور کنند.
ترسهای بیاساس مربوط به سلامتی
افراد وسواسی، ترسهایی مثل ترس از مرگ، ترس از مورد حمله قرار گرفته شدن توسط دزدها و یا ترس از مورد آزار و خشونت قرار گرفتن را دارند. این ترسهای بیاساس و غیرمنطقی، باعث تشدید اضطراب و وسواسشان میشود.
دوست دارند همه چیز متقارن باشد
برخی از افراد وسواسی، دوست دارند همه چیز در اطرافشان متقارن باشد، یعنی اگر فقط کمی جابهجا باشد، مضطرب یا عصبانی میشوند.
اثرات وسواس بر رابطه عاطفی و زندگی مشترک
تماس فیزیکی دشوار میشود
افرادی که وسواس شستشو و تمیزی دارند، رابطه جنسی کمتری برقرار میکنند و برایشان سخت است که این کار را بکنند چون آلوده شدن و یا احتمال ابتلا به بیماری پوستی یا جنسی، آنها را اذیت میکند. به همین دلیل یکی از ابعاد زندگی مشترکی که آسیب میبیند، رابطه زناشویی است که قطعا تاثیر منفی روی رابطه عاطفی زوجین و میزان صمیمیت و تعهدشان خواهد گذاشت.
دیدن رفتارهای وسواسی به صورت مداوم، بسیار سخت است
یکی از اثرات وسواس بر روی زندگی مشترک، این است که همسرش باید به صورت مداوم، رفتارها و افکار وسواسی شوهرش را ببیند و مسلما این کار اصلا راحت نیست. شاید اوایل زندگی مشترک، خانم سعی کند شوهرش را درک کند و به او کمک کند که کمتر مضطرب شود اما قطعا در درازمدت، این همدلی و صبوری کاهش پیدا خواهد کرد و این وسواسها، بر روی سلامت روان خانم هم تاثیر منفی خواهد گذاشت.
خوشحالی را کاهش میدهد
فردی که دچار وسواس است، مدام دچار استرس و اضطراب است و این هیجانات منفی، اجازه نمیدهد شاد باشد و یا از زندگی با همسرش لذت ببرد. بنابراین وسواس، خوشحالی و شادی را در زندگی مشترک کاهش میدهد
رفتار با وسواس فکری همسر
در حال حاضر که شما در حال جستجوی مقاله ای با این عنوان هستید که چگونه باید با همسرمان که مبتلا به وسواس فکری است رفتار کنیم.
به احتمال زیاد با دیدن نشانه هایی در رفتارهای همسرتان این احتمال را می دهید که همسرتان مبتلا به وسواس است و یا اینکه قصد ازدواج با فردی را دارید که او صادقانه به شما می گوید من مبتلا به اختلال وسواس فکری هستم.
یا اینکه خودتان حدس هایی در این مورد زده اید و به این فکر می کنید که من چگونه می توانم با همسر وسواسی خودم رفتار مناسبی داشته باشم تا بتوانم شرایط را به سمت بهبودی پیش ببرم.
چگونگی رفتار با وسواس فکری همسر
ما در این مقاله قصد داریم شما را با راهکارهایی در جهت رفع این مشکل آشنا کنیم.
قبل از ارائه ی راهکارها نیاز است که با نشانه های اختلال وسواس فکری – عملی به طور دقیق آشنا شوید و این اختلال را به خوبی بشناسید و بعد به سراغ راهکار بروید.
نشانه های اختلال وسواس فکری – اجباری (OCD)
اختلال وسواسی – اجباری دو عنصر مهم به نام وسواس و اجبار دارد که گاهی از هم مستقل هستند.
وسواس فکری
تحمیل سمج افکار، تصورات یا تکانه های ناخواسته ای است که اضطراب ایجاد می کند.
وسواس عملی
رفتاری تکراری و ظاهرا هدفمند است که در پاسخ به تمایلات غیر قابل کنترل یا طبق یک رشته مقررات تشریفاتی یا قالبی انجام می شود.
بر خلاف وسواس های فکری که موجب اضطراب می شوند، وسواس های عملی برای کاهش دادن اضطراب یا پریشانی انجام می گیرند.
نشانه های OCD وقت گیر، غیر منطقی و پریشان کننده هستند و فرد نومیدانه آرزوی متوقف کردن آنها را دارد.
ملاک تشخیصی اختلال وسواس فکری – عملی
حضور وسواس ها، اجبارها یا هر دو:
وسواس ها
افکار، امیال یا تصاویر ذهنی تکراری و دایمی، که فرد، در برهه ای در طول ناراحتی، آنها را ناخواسته و مزاحم می داند و در اکثر افراد اضطراب یا استرس شدید به وجود می آورند.
فرد تلاش می کند تا این افکار، امیال یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند یا به وسیله ی یک فکر یا عمل دیگر، آنها را خنثی کند (یعنی با انجام دادن یک اجبار).
اجبارها
رفتارهای تکراری (مثلا شستن دست ها، مرتب کردن، چک کردن) یا اعمال ذهنی تکراری (دعا کردن، شمردن، تکرار کلمات در سکوت) که فرد احساس می کند در واکنش به یک وسواس یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شوند باید به اجرا درآورد.
هدف فرد از اعمال ذهنی یا رفتارهای فیزیکی عبارت است از جلوگیری یا کاهش اضطراب و استرس یا پیشگیری از یک رویداد یا موقیعت که فرد آن را ترسناک می داند، اما این اعمال ذهنی یا رفتارهای فیزیکی با مواردی که قرار است آنها را خنثی یا پیشگیری کند هیچ ارتباط واقع بینانه ای ندارند یا رفتارها و اعمالی به وضوح افراطی هستند.
وسواس ها یا اجبارها وقت گیر هستند (برای مثال هر روز بیش از یک ساعت از وقت فرد را می گیرند) و در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر جنبه های زندگی رنج شخصی یا نابسامانی شدید به وجود می آورند.
وسواس می تواند همراه با بینش خوب (فرد می داند که باورهایش واقیعت ندارند و یا احتمالا واقیعت ندارند)، بینش ضعیف (فرد فکر می کند که احتمالا باورهایش واقعی هستند)، عدم بینش (فرد کاملا به باورهایش اطمینان دارد) باشد.
حال که با نشانه های دقیق این اختلال آشنا شدید نیاز است که به دنبال راهکارهای مقابله با آن بپردازیم:
اطلاعات خود را درباره اختلال وسواس افزایش دهید
هرچقدر اطلاعات کاملتری درباره یک مسئله داشته باشید بهتر میتوانید با آن برخورد کنید. قدم اول برای رفتار درست با فرد وسواسی در خانواده شما آن است که اطلاعاتتان را درباره وسواس تکمیل کنید. درباره علائم، نشانهها، علل، ریشههای اختلال و روشهای درمان وسواس تا حد امکان مطالعه کنید. شرکت در کلاسهای گروهی که برای خانواده افراد وسواسی در کلینیکهای روانشناسی برگزار میشود، میتواند بهترین راه برای این منظور و هدف باشد.
رفتار با وسواسی | حمایتی باشید
حمایتی بودن به معنای آن است که نیازهای طرف مقابل خود را بشناسید، او را درک کنید و در مسیر رفع نیازهایش حرکت کنید، بدون آن که از نیازهای خود چشمپوشی کنید و یا با احساسات او درگیر شوید و رنج ببرید. بدانید که اختلال وسواس یکی از رنجآورترین اختلالهای روانی برای خود فرد مبتلا است. فرد وسواسی از حمله افکار وسواسی غیرقابل کنترل رنج میبرد و برای از بین بردن آنها به رفتارهای وسواسی مانند شستن و چک کردن و مرتب کردن افراطی و بیهوده دست میزند. او خودش هم از بیهوده بودن رفتارش اطلاع دارد اما نمیتواند آن را کنترل کند و معمولا به شما میگوید دست خودم نیست. پس در برابر این همه رنج، نیاز به حمایت اطرافیان دارد.
با وسواس هم دوستداشتنی است
قدم اول حمایتی بودن آن است که به او بفهمانید با وجود اختلال وسواس هم دوستش دارید. اگر چیزی برای شما آزاردهنده است آن رفتار وسواسیاش بوده و مشکلی با خود او ندارید. رفتار را از خودش جدا کنید و به او بفهمانید که میخواهید کمکش کنید تا آن را بهبود دهد، اما با وجود وسواس هم او را میپذیرید و دوست دارید. اگر نیاز دارد درباره احساساتش، افکار وسواسی و اجبارهایش حرف بزند با توجه کامل به او گوش داده و نشان دهید که شرایط سخت او را درک میکنید.
رفتار با وسواسی | سرزنش نکنید
همان طور که گفته شد افکار و رفتارهای وسواسی فرد مبتلا به راحتی برای او قابل کنترل نیستند. پس سرزنش شما رنج او را چند برابر میکند. ممکن است وقتی رفتارش را میبینید که یک دستگیره را پانزده بار چک میکند یا لباسهایش را با ترتیب در مدت زمان بسیار طولانی در کمد میچیند یا آن که بیشتر از چهار ساعت را در حمام میگذراند؛ در نتیجه شما هم عصبانی میشوید. احساس خود را کتمان نکنید اما بگویید که سختی و عصبانیت او را هم برای اجبار به انجام این رفتارها درک میکنید. علاوه بر آن سرزنش شما باعث میشود او اختلالش را از شما یا دیگران پنهان کند و طبیعتا دیرتر برای درمان اقدام خواهد کرد.
برچسب نزنید
برچسب وسواسی زدن به فرد مبتلا در خانواده و جامعه میتواند اثرات زیانباری داشته باشد. سعی کنید خود فرد را از اختلالش جدا کنید. به او نگویید تو آدم وسواسی هستی. با این کار، او خود را با بیماریش یکی دانسته و در برابر بهبود و درمان بیشتر مقاومت میکند.
انتظاراتتان را تغییر دهید، تا کمتر ناکام شوید
مسلما وقتی از عضو مبتلا به وسواس انتظار داشته باشید که به راحتی رفتار وسواسیاش را کنترل کند، با دیدن یک رفتار وسواسی از او، عصبانی و برانگیخته میشوید. پس انتظاراتتان را نسبت به تغییر کردن او عوض کرده و بپذیرید که این اختلال در برابر درمان مقاوم است. با این نوع پیش فرض حتی وقتی تغییر کوچکی هم مشاهده کنید که ناشی از تلاش خود او و درمان باشد، او را تشویق کرده و به بهبودی بیشتر او کمک میکنید. در نظر داشته باشید که سرعت درمان وسواس در افراد مبتلای تحت درمان هم متفاوت است، پس مقایسه کردن او با دیگران چندان مفید نیست و حتی موجب احساس بیکفایتی، افکار منفی و مقاومت بیشتر در او میشود.
رفتار با وسواسی | ریتم زندگی را حفظ کنید
سعی کنید به دلیل وسواس یک عضو خانواده، خودتان را از روابط اجتماعی و رفع نیازهایتان محروم نکنید. شما حق تفریح و خوشگذرانی دارید پس با دوستان، خانواده و فامیل در رابطه باشید و روابط صمیمانه تجربه کنید. اگر قواعد و عادات فرد وسواسی در خانواده، شما را محدود میکند، در مورد نیازهایتان با او صحبت کرده و در این باره قاطع باشید.
خودتان را وارد رفتار وسواسی نکنید
رفتار وسواسی را برای او تسهیل نکنید؛ شما او را دوست دارید اما نباید خود را وارد رفتار وسواسی او کنید یا کارهای اجباری او را برایش انجام دهید. خریدن مواد شوینده زیاد برای استفاده یا کمک کردن در شستن چندینباره سرویس بهداشتی نمیتواند به بهبود او کمک کند. توجه کنید که او باید سختی معقول بیماریش را تحمل کند تا برای درمان انگیزه داشته باشد.
رفتار با وسواسی | به درمان تشویقش کنید
اطلاعاتی را که دباره اختلال وسواس کسب کردهاید با او درمیان گذاشته و بگویید که احتمالا به کمک متخصص نیاز دارد. برای او مشخص کنید که اختلال وسواس قابل درمان است. روشهای درمانی را به او معرفی کرده و شواهد اثربخشی آنها را برایش توضیح دهید. تصمیم نهایی با خود اوست و هر تصمیمی بگیرد شما باید آن را بپذیرید. اگر علاقهای به درمان نشان نمیدهد با او همدلی کرده و بگویید درک میکنید که مراجعه کردن به پزشک یا روانشناس مضطربش میکند یا میترید بقیه فکر کنند که او دیوانه است. اطمینان دهید که چنین فکری نمیکنید و تنها قصد کمک به او را دارید.
خانوادهدرمانی
ممکن است رفتارهای وسواسی فرد مبتلای نزدیک به شما بر روی خودتان نیز فشار آورده یا شما را خسته کرده باشد. حتی شاید احساس کنید که زندگی خانوادگیتان تحت تاثیر قرار گرفته است. در این مواقع شما هم باید وارد درمان شوید تا آسیب زیادی نبینید. تصور نکنید که بیماری او در اولویت قرار دارد وشما فعلا مهم نیستید. اگر شما آسیب ببینید خانواده به طور کلی آسیب میبیند پس خانواده را به طور کامل وارد درمان کرده و از روشهای خانوادهدرمانی و زوجدرمانی استفاده کنید.
با یک فرد وسواسی چگونه برخورد کنیم؟
آمارها حاکی از آن هستند که در حدود دو درصد از افراد جامعه بهنوعی به وسواس دچار هستند. وسواس اصطلاح عامیانه برای اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یا وسواس جبری است که با تکرار افکار، تکانهها و تصاویر ناخواسته و مزاحم (وسواس) و همچنین انجام آیینهای رفتاری و ذهنی تکراری (اجبار) تعریف میشود و نهتنها فرد مبتلا بلکه نزدیکان او را نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل قصد داریم در این مقاله به نحوه برخورد اطرافیان فرد وسواسی و روند بهبودی مبتلایان بپردازیم.
مشکلات اطرافیان فرد وسواسی
زندگی با شخصی که مبتلا به وسواس است، بسیار دشوار، خستهکننده و رنجآور است. اعضای خانواده و دوستان ممکن است عمیقا درگیر سبک زندگی فرد مبتلا شده و مجبور شوند که مسئولیت بسیاری از فعالیتهای روزمره را که شخص وسواسی قادر به انجام آنها نیست، به عهده بگیرند.
فرد وسواسی میتواند ساعتهای زیادی از یک روز خانواده را به خود اختصاص دهد و این موضوع ممکن است بهشدت بر کار، تحصیل، آرامش و روابط خانوادگی او تأثیر منفی بگذارد.
اما تبعات زندگی با فرد وسواسی به همینجا ختم نمیشود و گاها سلامت روان کل خانواده را بهخطر میاندازد.
افراد مبتلا به وسواس معمولا از اینکه وسواس فکری و یا عملی آنها غیرمنطقی و بیش از حد است، آگاه هستند، اما در عین حال نمیتوانند بر آنها كنترل داشته باشند یا در برابرشان مقاومت کنند.
در عین حال در اغلب موارد، اطرافیان نیز راههای ارتباط با مبتلایان را نمیدانند و با رفتارهای خود باعث وخامت اوضاع میشوند. معمولا سؤالات رایجی که خانوادهها در این شرایط مطرح میکنند این است که:
فرد مبتلا چه زمانی به کارهای خود پایان میدهد؟
آیا آنها وظیفه دارند که وضعیت موجود را تحمل کنند؟
آنها برای کمک چه کاری میتوانند انجام دهند؟
اطرافیان چگونه میتوانند کمک کنند؟
غالبا تلاشهای اطرافیان برای کمک به فرد مبتلا به OCD رد میشوند یا ناکارآمد هستند و سبب میشود که اعضای خانواده احساس ناتوانی کنند. در ادامه چهار توصیه در مورد چگونگی کمک به افراد وسواسی آورده شده است:
درک اختلال وسواس و علائم آن
عدم تقویت رفتارهای وسواسی در فرد
دریافت کمک تخصصی
مقابله با رد کردن درمان از سوی فرد وسواسی
۱. درک اختلال وسواس و علائم آن
افراد مبتلا به وسواس اغلب بهدلیل نیاز به انجام اعمال اجباری، احساس ناامیدی و پریشانی میکنند. هنگامیکه اعضای خانواده و دوستان در مورد اختلال وسواس آگاهی بیشتری داشته باشند، پشتیبانی مبتلایان آسانتر انجام میشود.
بسیاری از افراد OCD ترس شدیدی را در رابطه با اتفاقات وحشتناکی که ممکن است برای خود یا دیگران رخ دهند، تجربه میکنند و نسبت به رفتار خود دائماً تردید دارند و بهدنبال تأیید دیگران هستند. تأیید مداوم این افراد و آرام کردن ذهن پرتلاطم آنها یکی از اموری است که اطرافیان را خسته و خشمگین میسازد. اما اگر نزدیکان بدانند که این موارد از علائم این اختلال بوده و خارج از کنترل شخصیت OCD هستند، مطمئناً بهتر و با آرامش بیشتری با آن برخورد میکنند.
علاوه بر این، تصورات رایج غلطی در رابطه با اختلال وسواس وجود دارند. اطرافیان غالبا چنین میپندارند که وسواس شخص در اثر عوامل زیر ایجاد شده است:
تنبلی
عدم وجود اراده
فرزند پروری بد
تروما (آسیب روحی)
چنین تصورات غلطی منجر به سرزنش فرد مبتلا و القای احساس گناه به او میشوند و از آنجاییکه افراد OCD غالبا از اضطراب و افسردگی نیز رنج میبرند، چنین رفتارهایی تأثیر بسیار مخربی بر آنها خواهد گذاشت.
منابع زیادی در رابطه با اختلال وسواس در دسترس هستند که میتوانند به رفع سوءتفاهمها و نگرانیهای مربوط به این مشکل روانشناختی کمک کنند که مهمترین آنها عبارتند از:
کتابهای روانشناسی
پادکستها
کارگاههای آموزشی
وبسایتهای پزشکی و روانشناسی
منابع اجتماعی مانند خطوط تلفن روانکاوی و گروههای حمایتی
۲. عدم تقویت رفتارهای وسواسی در فرد
خانواده و دوستان غالبا تصور میکنند که تنها راه کاهش پریشانی فرد مبتلا به OCD این است که خواستههای او را اجابت کنند و بدین ترتیب درگیر رفتارهای OCD میشوند. بهعبارت دیگر اطرافیان فکر میکنند که اگر درخواست فرد وسواسی را انجام دهند، بسیار راحتتر از تحمل اضطراب طولانی، گریه کردن و جروبحث با او است.
در حالیکه چنین برخوردهایی، الگوهای رفتاری هستند که OCD را تثبیت میکنند و مانعی برای بهبود یافتن فرد هستند.
کاهش درگیر شدن در رفتارهای وسواسی فرد بسیار دشوار است، بهویژه اگر برای مدتزمان طولانی انجام میشده است.
اما عادیسازی روال زندگی خانوادگی و عدم مشارکت در تقویت رفتارهای OCD بسیار مهم است. این کار باید بهصورت تدریجی و ترجیحاً بهعنوان بخشی از یک برنامه رفتاردرمانی شناختی (CBT) انجام شود.
توجه داشته باشید که توقف ناگهانی پاسخگویی به درخواستها و نیازهای فرد مبتلا میتواند موجب ناراحتی شدید او شده و منجر به افزایش علائم وسواس، اضطراب و افسردگی شود.
۳. دریافت کمک تخصصی
وسواس جزو اختلالات روانشناختی سمج است، یعنی روند درمان آن طولانی بوده و نیازمند استمرار و مداومت است و باید به محض مشاهده رفتارهای وسواسی در فرد به رواندرمانگر مراجعه کرد. معمولاً روش درمان وسواس، ترکیبی از دارودرمانی، رفتاردرمانی و خانوادهدرمانی میباشد.
دارودرمانی
داروهای مختلفی وجود دارند که روی افراد مبتلا به وسواس اثر مفیدی دارند. داروهایی که بهطور معمول تجویز میشوند، داروهایی هستند که روی یک ماده شیمیایی موجود در مغز به نام سروتونین تأثیر میگذارند، چراکه اعتقاد بر این است که سطح سروتونین در مغز با اختلال وسواس در ارتباط است.
تعدادی از داروهای مسدودکننده سروتونین بهعنوان داروی ضدافسردگی به بازار عرضه میشوند. این داروها روی افراد وسواسی اثر مثبتی دارند، زیرا بسیاری از مبتلایان به OCD علاوه بر وسواس، از علائم افسردگی همچون از دست دادن علاقه و انرژی، تمرکز ضعیف، مشکل در خواب، کاهش میل جنسی و حتی افکار خودکشی رنج میبرند.
لازم به ذکر است که دارودرمانی بهتنهایی برای درمان این اختلال مؤثر نیست و باید همراه با رفتاردرمانی و خانوادهدرمانی انجام شود.
رفتاردرمانی
رفتاردرمانی شناختی (CBT) یک درمان اثربخش برای وسواس است که گاهی همراه با دارودرمانی و گاهی بهتنهایی استفاده میشود. روش مواجهه و بازداری از پاسخ (ERP) از مؤلفههای مؤثر رفتاردرمانی شناختی برای درمان وسواس است.
برای اجرای روش درمانیERP ، ابتدا باید فهرستی از موقعیتها، اشیاء، تصاویر، افکار یا تکانههایی که فرد وسواسی از مواجهه با آنها میترسد یا اجتناب میکند، ایجاد شود.
برای کاهش علائم، مبتلایان باید خود را مستقیماً و بهصورت تدریجی در معرض شرایط مذکور قرار دهند. در مرحله بعد، فرد برای مقاومت یا حداقل به تأخیر انداختن اجبارهایی که در برابر این شرایط احساس میکند، تشویق میشود.
با تکرار روش مواجهه و بازداری از پاسخ، فرد مبتلا میآموزد که در صورت مواجه شدن با شرایطی که از آنها فراری است، اتفاق بدی نخواهد افتاد و اضطراب او کاهش مییابد. البته گاهی روش EPR در ابتدا باعث افزایش اضطراب میشود، ولی در صورت ادامه درمان درنهایت به کاهش علائم وسواس و اضطراب منجر میشود.
خانوادهدرمانی
ایده اصلی خانوادهدرمانی این است که نشانههای بیماری فرد هنگامیکه در بافت الگوهاي تعاملی خانواده ارزیابی میشوند، بهتر قابل درك و شناخت هستند.
مداخلات خانواده در کنار دارودرمانی و رفتاردرمانی نقش مؤثری را در بهبود فرد مبتلا ایفا میکند.
یکی از انواع خانوادهدرمانی که در درمان وسواس استفاده میشود، روش رفتاردرمانی چند خانواده (Multi-Family Behavioral Treatment) است که توسط رواندرمانگر ارائه میشود. اگر خانواده در قالب گروههای حمایتی از این روش درمانی برخوردار شود، به آن گروهدرمانی چند خانواده (Multifamily Psycho-Educational Group) گفته میشود.
هدف خانوادهدرمانگران یا گروههای حمایتی این است که به فرد و اعضای خانواده او در رابطه با پیامدهای اختلال وسواس فکری-عملی، تأثیر این اختلال بر خانواده و نحوه کنار آمدن با آن آموزش دهند. با این روش، درک متقابل طرفین از مشکل موجود افزایش پیدا میکند و اعضای خانواده همسو با یکدیگر در جهت درمان فرد مبتلا گام برمیدارند. علاوه بر این، رواندرمانگر در خلال جلسات درمانی تلاش میکند تا فشار روحی موجود بر اعضای خانواده را نیز کاهش دهد.
۴. مقابله با رد کردن درمان از سوی فرد وسواسی
فرد وسواسی در برخی موارد، ابتلا به این اختلال را انکار میکند یا از هر نوع درمانی اجتناب میکند. گاهی نیز ممکن است فرد مبتلا در اثر طولانی شدن روند درمان، از ادامه آن امتناع کند. در این شرایط اطرافیان فرد مبتلا میتوانند از روشهای زیر برای شکستن مقاومت فرد وسواسی استفاده کنند:
مقالات، نوارهای ویدیویی یا نوارهای صوتی آموزشی مربوط بهOCD را به خانه ببرید. استفاده از این منابع را به فرد وسواسی پیشنهاد کنید و یا آنها را در مکانی قرار دهید که نگاهشان به آن بیفتد و بهتنهایی آن را بخوانند یا گوش دهند.
با اطمینان به شخص مبتلا بگویید که افراد زیادی از طریق درمانهای موجود به کاهش چشمگیر علائم دست یافتهاند و افراد دیگری نیز با همین مشکلات وجود دارند.
به فرد مبتلا پیشنهاد دهید که به کلینیکهای روانشناسی مراجعه یا در گروههای حمایتی آنلاین شرکت کند و با افرادی که OCD دارند، صحبت کند.
در مورد نیاز به همکاری او برای رفع شدن این اختلال صحبت کنید و به او بگویید که بسیاری از کارهایی که شما انجام میدهید، برای پشتیبانی و کمک به او است و قصد رها کردن یا آزار او را ندارید.
راهکارهای مناسب رفتار با وسواس فکری همسر
همسرتان را درک کنید
قبل از انجام هرکاری نیاز است که بتوانید همسرتان را درک کنید تا بتوانید رفتار مناسبی با او داشته باشید.
برای اینکه بتوانید همسرتان را درک کنید نیاز است که با این اختلال به خوبی آشنا باشید و اطلاعات کافی را در مورد آن داشته باشید.
سعی کنید مطالعه ی کافی در مورد آن داشته باشید یا به سازمان بین المللی OCD بپیوندید تا از خمایت افرادی که آنجا بوده اند بهره مند شوید.
با یک روانشناس در مورد آن صحبت کند و سعی کنید این را در نظر بگیرید که همسر شما از سر اجبار و به دلیل محافظت از خود و عزیزانش این کارها را انجام می دهد نه از سر لجبازی با شما.
هرچه بیشتر با این کشمکش ها همدردی کنید بهتر می توانید شفقت و مهربانی را از خود بروز دهید.
سعی کنید با همسرتان گفت و گو کنید و احساستان را صادقانه در این مورد به همسرتان بگویید
اگر قصد کمک به همسر خودتان را دارید باید سعی کنید به طور صادقانه و به دور از تحقیر و تنش درباره نگرانیها و دیگر مشکلاتی که در اثر این بیماری به وجود آمده است با او صحبت کنید.
او را به بودن در جمع تشویق کنید
ممکن است همسر شما به دلیل درگیری هایی که با اختلال خود دارد از بودن در جمع خودداری کند، تداوم این کار می تواند منجر به بروز افسردگی و انزوای همسرتان شود.
سعی کنید او را به بودن در جمع تشویق کنید، با او در مورد احساساتش از بودن در جمع صجت کنید و سعی کنید با شنیدن صحبت هایش و همدلی و ارائه ی راهکار او را به بودن در جمع ترغیب کنید و زمینه های فعالیت های اجتماعی همسرتان را افزایش دهید.
تمایلات خود را فراموش نکنید
افراد وسواسی معمولا با هوشیاری تمام و ماهرانه افراد و موقیعت ها را دستکاری می کنند و همسر و اعضای خانواده را متقاعد می کنند طبق خواسته ی آن رفتار کنند.
دقت داشته باشید که مطیع بودن شما شرایط را تغییر نمی دهد بلکه فقط برای لحظه های موقتی همسرتان را آرام می کند ولی به مرور این رفتارها در همسرتان شدت پیدا می کند.
بنابراین در عین حال که سعی می کنید همسرتان را درک کنید، سعی کنید طبق اصول درست و منطقی رفتار کنید و تا حد ممکن خواسته های همسرتان را به چالش بکشید و از تمایلات خودتان برای انجام کارها حرف بزنید.
اگر مدام سعی کنید طبق خواسته های همسرتان رفتار کنید به دلیل اینکه همسرتان مدام از کارهای شما انتقاد می کند، ممکن است به مرور احساس ضعف و بی کفایتی کنید و احساس کنید که شما توان انجام هیچ کاری را به صورت مستقل ندارید.
ناامید نشوید
هنگامی که به دلیل نشانه های وسواس فکری – عملی همسرتان احساس خستگی می کنید از خود بپرسید آیا قصد دارم اجازه دهم اعمال و تشریفات وسواسی همسرم زندگی مشترکمان را خراب کند یا اینکه می خواهم قدرت این را پیدا کنم که حمایتگر و مهربان باشم؟
همسرتان را برای مراجعه به روانشناس و طی کردن رواند درمانی تشویق کنید
اختلال وسواس با همه ی تاثیرات منفی که بر فرد و زندگی اش می گذارد به درمان پاسخ بسیار خوبی می دهد و نکته ای که حائز اهمیت است.
لزوم طی کردن روند درمانی برای بهبود این اختلال است، بنابراین سعی کنید با ملایمت همسرتان را تشویق کنید و به او پیشنهاد بدهید برای درمان مراجعه کند.
برخی از افراد وسواسی نیازمند درمانهای دارویی و مراجعات مکرر به روانپزشک دارند. بنابراین بهتر است قبل از آنکه علائم این بیماری تشدید یابد همسر خود را به پی گیری چرخه درمانی تشویق کنید.
برای این منظور می توانید از متخصصان و مشاوران برجسته ی مرکز مشاوره ی مشاورانه بهره ببرید.
درمان اختلال وسواس
راهکارهای متفاوتی برای کاهش و درمان علائم وسواس وجود دارد که برخی از این راهکارها، توسط خودِ زوجین و فرد دارای وسواس انجام میشود که باعث کاهش شدت علائم وسواس میشود اما این راهکارهای عمومی، درمان نمیکنند. درمان توسط راهکارهای تخصصی که روانشناس آنها را طبق شرایط و شدت مشکل فرد توضیح میدهد، انجام میشود. در ادامه، ابتدا چند راهکار عمومی برای کاهش شدت وسواس، توضیح میدهیم و سپس به راهکارهای تخصصی میپردازیم.
راهکارهای عمومی
با همسرتان گفتگو کنید
یکی از راهکارهای عمومی موثر برای کاهش شدت علائم وسواس، گفتگو کردن با همسرتان است. احساساتتان را درباره علائم و شدت بیماریاش، با او در میان بگذارید و اجازه دهید خودش نیز احساساتش را از آنچه که به دلیل وسواسش احساس میکند و یا آزار میبیند، با شما در میان بگذارد. این نوع گفتگو و تبادل احساسات با هم، باعث افزایش صمیمیت، همدلی و درک متقابل میشود.
به او کمک کنید، احساساتش را یادداشت کند
تحقیقات نشان داده است، یادداشت کردن احساسات و افکار وسواسی، میتواند استرس و اضطراب را کاهش دهد. به همسرتان کمک کنید، احساسات و افکارش را یادداشت کند. این کار باعث میشود او تمام تنش و اضطرابهایش را تخلیه کرده و روی کاغذ بیاورد. تخلیه هیجانی برای افراد وسواسی بسیار مهم است و این روش هم یکی از روشهای سالم برای تخلیه هیجانی است.
کلمات، اعداد یا رنگهایی که باعث اضطراب شما میشود، با خود تکرار کنید
اگر روی یک سری از کلمات، اعداد و رنگها حساس هستید و با شنیدن یا دیدن آنها دچار اضطراب میشوید، برای اینکه این موارد برای شما عادی شود، باید در طول روز آنها را با خود تکرار کنید تا زمانی که اضطرابتان نسبت به آنها از بین برود. همچنین میتوانید یک فایل صوتی از این کلمات اضطرابآور ضبط کنید و بارها در طول روز آنها را گوش کنید. این تکرار مداوم و مواجه شدن با این موارد، کم کم برایتان عادی خواهد شد و دیگر اضطرابی در مقابل آنها نخواهید داشت.
زمانبندی کنید
اگر شما کاری را به اجبار میخواهید انجام دهید و می گویید:«من الآن باید این کار رو انجام بدم.» شاید این گونه اضطراب بر شما غلبه کند و بخواهید مدت طولانی کاری را انجام دهید که وسواستان را تسکین دهد. به جای این کار، بهتر است برای کارهایتان که از روی وسواس است، زمانبندی کنید. به عنوان مثال با خود تکرار کنید که:«من نیم ساعت وقت دارم اتاقم رو مرتب کنم.» اگر این کار را انجام دهید و زمان مشخص کنید، احتمالا تا پایان نیم ساعت، وسواس و اضطرابتان کم خواهد شد و خود به خود کارتان را تمام خواهید کرد. بنابراین زمانبندی کردن، به شما کمک میکند که کارهایتان را در زمانهای خاصی انجام دهید و زیاد طول ندهید.
درمان تخصصی
رفتار درمانی شناختی (CBT)
در روش رفتار درمانی شناختی، بر روی باورها و الگوهای فکری مراجعهکننده که باعث وسواس و اضطراب میشوند، کار میشود تا الگوهای فکری اشتباه اصلاح شوند و رفتار نیز تغییر کند. البته در طول این فرایند درمان، از مواجههسازی هم استفاده میشود یعنی درمانگر، مراجعهکننده را تحت شرایط کنترل شده، گاهی با موارد اضطرابآور مواجه میکند تا زمانی که کم کم برایش عادی شود و اضطرابش کاهش پیدا کند. همچنین درمانگر تمریناتی را به مراجعهکننده میدهد تا در خانه آنها را تمرین کند.
دارو درمانی
اگر شدت وسواس به قدری زیاد باشد که نیاز باشد در کنار رفتار درمانی شناختی، فرد دارو نیز مصرف کند، روان پزشک به مراجعهکننده، داروی خاص و موثری را تجویز میکند. داروهایی که تجویز میشود، معمولا داروهای ضدافسردگی و ضداضطراب است. این داروها طبق تشخیص روان پزشک برای مدت کوتاهی مصرف شده و بعد که توسط روان درمانی، علائم فرد کاهش پیدا کرد و انتقالدهندههای عصبی نیز توسط دارو به عملکرد نرمال و طبیعی خود رسید، روان پزشک تجویز میکند که کم کم دارو کنار گذاشته شود.
آیا دارو درمانی به تنهایی موثر است؟
داروها فقط روی بُعد جسمانی فرد یعنی تنظیم هورمونها و انتقالدهندههای عصبی کار میکنند اما طرز تفکر، عقاید و تلههای ذهنی که باعث این مشکلات روانی میشوند، توسط دارو درمان نمیشوند. بنابراین دارو درمانی به تنهایی موثر نیست چون فقط علائم جسمانی را کنترل میکند. برای اینکه رفتار و تلههای ذهنی فرد هم درمان شود و اصلاح پیدا کند، نیاز به روان درمانی است. اغلب مواقع فقط روان درمانی کافی است اما فقط در موارد شدیدتر از درمان دارویی هم استفاده میشود. بنابراین دارو به تنهایی موثر نیست اما روان درمانی در اغلب مواقع به تنهایی موثر و کافی است.
چگونه با همسر وسواسی برخورد کنم و چگونه کمکش کنم بهتر شود؟
برای اینکه نحوه برخورد و کمک و همدلی با او را آموزش ببینید، ابتدا اطلاعات کاملی درباره نشانهها و ریشه بیماری او کسب کنید و سپس به زوج درمانگر مراجعه کنید تا شرایط و شدت بیماری همسرتان بررسی شود و طبق این شرایط، به شما راهکارهای خاصی داده شود. توصیه میکنیم در این زمینه با زوج درمان در ارتباط باشید.
سخن پایانی
یکی از اختلالات شخصیتی که زندگی مشترک را تحت تاثیر خود قرار میدهد و ارتباط زوجین را تا حدودی مختل میکند، اختلال شخصیت وسواس است. اگر همسرتان نیز علائم وسواس را دارد، توصیه میکنیم برای به دور ماندن از اثرات منفی این اختلال، او را تشویق کنید که به درمانگر مراجعه کند و تحت درمان قرار بگیرد و در کنار روان درمانی، یک سری راهکارهای عمومی که در مقاله توضیح دادیم را با هم اجرا کنید، مثل نوشتن احساسات و افکار وسواسگونه، تکرار کلماتی که باعث وسواس و اضطراب میشود و گفتگو با هم درباره احساسات و افکارتان نسبت به بیماری وسواس. درمانهای تخصصی وسواس، شامل روش درمانی شناختی رفتاری و در موارد خاص شامل دارو درمانی میشود که توسط روانشناس بالینی و روان پزشک اجرا میشود. اگر شوهرتان مبتلا به اختلال وسواس است، توصیه میکنیم برای آموزش دیدن نحوه برخورد با او و بهبود رابطه عاطفی و جنسیتان، از دکتر تقوی کمک بگیرید. همسرتان نیز برای درمان وسواس خود، میتواند از دکتر تقوی راهنمایی بگیرد و تحت درمان تخصصی قرار بگیرد.
۸ توصیه کاربردی برای توقف وسواس همسرتان
این مساله که شما با وجود بیماری همسرتان، بتوانید ارتباطات اجتماعی خود را در بیرون از منزل حفظ کنید، اهمیت زیادی دارد. یادتان باشد که وسواس میتواند جنبههای وراثتی داشته باشد و اگر همسرتان دچار این اختلال است، ممکن است یک یا چند نفر از اعضای خانوادهاش هم دچار افسردگی، اختلال اضطراب و ... باشند. درباره علائم بیماری همسرتان با اعضای خانواده صحبت کنید و خودتان را از حمایتهای آنها محروم نکنید.
سرویس سبک زندگی فردا؛ نیلوفر علیزاده: سالانه، بیش از دو درصد از افراد دنیا، به وسواس مبتلا میشوند، اما هنوز هم خیلیها، از شنیدن این کلمه، وحشت دارند و ابتلا به این اختلال را نوعی کابوس میدانند. شاید بخش عمدهای از این ترس، در ناآگاهی یا باورهای غلطی ریشه دارد که درباره این بیماری، در جامعه ما رواج پیدا کرده است. اغلب ما فکر میکنیم افراد مبتلا به وسواس، فقط و فقط نگران میکروبها هستند و تمیزی، برایشان اهمیت زیادی دارد، اما در واقعیت اینطور نیست؛ زیرا وسواس فکری- عملی، یک اختلال اضطرابی است که میتواند خیلی پیچیدهتر از این حرفها باشد و بخش های مختلفی از زندگی را تحت الشعاع قرار دهد و نه فقط خود فرد بلکه اعضای خانواده و به خصوص همسرش را هم دچار چالش کند. در ادامه ۸ توصیه اساسی برای زندگی با یک فرد مبتلا به وسواس را بخوانید.
۱. اطلاعاتتان را درباره وسواس تکمیل کنید
هر چه قدر که اطلاعات بیشترری راجع به بیماری وسواس، علائم و نشانههای آن، علل به وجود آوردنده وسواس و... داشته باشید، بهتر میتوانید رابطهتان را با همسری که دچار این مشکل شده است، مدیریت کنید. به خصوص اگر بتوانید در کلاسهای گروهی که درباره وسواس برگزار میشود، شرکت کنید میتوانید به استراتژی های بهتری درباره برخورد با یک بیمار دچار اختلال وسواس برسید.
بیشتر بخوانید: به وسواس خود فرمان ایست بدهید!
۲. به همسرتان کمک کنید تا زودتر وارد فرایند درمان شود
اگر فکر میکنید وسواس همسرتان به مرور برطرف میشود یا شما به تنهایی میتوانید با این رفتارهای او مقابله کنید، صد در صد دچار سوء تفاهم شدهاید! در اولین فرصت با همسرتان صحبت کنید و بخواهید که وارد فرایند درمان حرفهای شود. در بعضی از موارد بیماران مبتلا به وسواس نه تنها نیاز به مشاوره برای تغییر رفتارهای وسواس گونه دارند، بلکه باید برای کنترل علائم بیماری شان از دارو هم استفاده کنند. متاسفانه در خیلی از موارد فردی که به وسواس مبتلا شده است، تمایل چندانی برای مراجعه به روانشناس یا روان پزشک ندارد و حتی ممکن است مشکل خود را قبول نداشته باشد. یکی از علتهای این بی میلی نسبت به حضور در جلسات درمانی این است که فرد مبتلا به وسواس میترسد به او برچسب «دیوانه» زده شود. بعضی از مبتلایان هم از درمان شدن ناامید هستند و فکر میکنند هیچ کس نمیتواند به رفع علائم وسواس در وجودشان کمک کند. بنابراین حمایت شدن از جانب همسر می تواند انگیزهای قوی برای شروع درمان باشد.
۳. سعی کنید در مورد بیماری همسرتان با او باز و صادقانه صحبت کنید
همسرتان را تشویق کنید تا درباره علائم بیماریش صحبت کند. برای مدیریت درست رابطه با همسری که دچار اختلال وسواس است، شما باید به خوبی بدانید که او با چه چالشهای مغزی رو به روست و وقتی رفتارهای وسواس گونه سراغش میآید، دقیقاً چه حسی دارد. هر چه قدر که شما بهتر بتوانید عواملی را که تحریک کننده علائم وسواس در همسرتان هست، بشناسید، بهتر میتوانید به او کمک کنید تا رفتارهایش را کنترل کند.
بیشتر بخوانید: همه آنچه از اختلال وسواس جبری نمیدانید
۴. وارد پروسههای زوج درمانی و خانواده درمانی شوید
ممکن است رفتارهای وسواس گونه همسرتان شما را خسته کرده باشد یا احساس کنید که زندگی خانوادگیتان تحت تاثیر قرار گرفته است. مطب روان شناس یا روان پزشک بهترین و امن ترین جا برای زوجی مثل شماست تا بتوانید در آرامش کامل درباره رفتارهای همسرتان و این که وسواس او چطور روی شما یا بچههایتان تاثیر گذاشته یا چه مشکلاتی برایتان ایجاد کرده است، صحبت کنید. حضور در جلسات زوج درمانی به شما کمک میکند تا از شر افکار منفی و استرسهایی که به دلیل بیماری همسرتان دارید، خلاص شوید و کمتر احساس تنها ماندگی کنید.
۵. اگر فرزندی دارید حتما با او درباره بیماری پدر/ مادرش صحبت کنید
بچه ها حس ششم قویای در این زمینه دارند و به خوبی متوجه میشوند که عاملی باعث ایجاد تنش و استرس در خانواده شده است. از طرف دیگر مستعد این هستند که خودشان را بابت هر اتفاق و مشکلی مقصر بدانند و سرزنش کنند. بنابراین لازم است که با آنها درباره بیماری پدر یا مادرشان صحبت کنید و بگویید که وسواس هم درست مثل سرماخوردگی یا آنفلوآنزا یک جور بیماری است که باعث میشود فرد دچار نگرانیهای زیادی شود. میتوانید به کودک توضیح دهید که وسواس باعث گلودرد یا آب ریزش بینی نمیشود، در عوض نحوه فکر کردن یا احساسات پدر یا مادر را تغییر میدهد. حتما به کودک بگویید که او در ابتلای پدر یا مادر به این بیماری هیچ نقشی نداشته است.
بیشتر بخوانید: با مشاهده این علائم نگران وسواسی شدن باشید
۶. به دلیل بیماری همسرتان، خودتان را از حضور در اجتماع محروم نکنید
این مساله که شما با وجود بیماری همسرتان، بتوانید ارتباطات اجتماعی خود را در بیرون از منزل حفظ کنید، اهمیت زیادی دارد. یادتان باشد که وسواس میتواند جنبههای وراثتی داشته باشد و اگر همسرتان دچار این اختلال است ممکن است یک یا چند نفر از اعضای خانوادهاش هم دچار افسردگی، اختلال اضطراب و ... باشند. درباره علائم بیماری همسرتان با اعضای خانواده صحبت کنید و خودتان را از حمایتهای آنها محروم نکنید.
۷. خودتان را وارد رفتارهای وسواس گونه همسرتان نکنید
بسیاری از مبتلایان به وسواس همسر و اعضای خانوادهشان را درگیر رفتارهای تکرار شونده خود میکنند و مثلا از شما به عنوان همسر انتظار دارند که همه چیز را بارها و بارها کنترل کنید، بشویید و تمیز کنید یا منظم کنید. در اغلب موارد همسران فرد بیمار به راحتی به این کارها تن میدهند چون میخواند طرف مقابل را از استرس رها کرده یا آرامش خانواده را حفظ کنند. در حالیکه اگر میخواهید به همسرتان برای درمان کمک کنید باید در مقابل این کارها مقاومت کرده و سعی کنید به مرور آنها را خاموش کنید. همراهی کردن با همسرتان در انجام کارهای وسواسی ممکن است در ابتدا حس خوبی به شما بدهد اما در بلند مدت تقویت کننده بیماری او خواهد بود.
بیشتر بخوانید: اگر وسواسی هستید این مطلب را بخوانید
۸. رفتارهای وسواس گونه همسرتان را شخصی سازی نکنید یا به اصطلاح به خودتان نگیرید
وقتی همسرتان به درخواستهای شما برای کنترل یک رفتار وسواسی هیچ توجهی نکرده و کار خودش را میکند، به راحتی ممکن است حس کنید آدم خودخواهی، لجباز یا خیره سری است یا انگیزهای برای تغییر و درمان ندارد. اما برای کمک به او لازم است که این رفتارها را شخصی سازی نکنید. همه تلاشتان را بکنید تا آرام بمانید و از کوره در نروید. خیلی روشن و واضح به او بگویید که رفتارهایش شما را خسته کرده است و این وسواسها برای شما هم تبدیل به یک چالش شده است. یادتان باشد که رفتار یا صحبتهایتان نباید انتقادی، دفاعی یا تحقیر آمیز باشد.
زن های وسواسی بخوانند
زنی که دچار وسواس باشد فکر می کند که همسرش به او خیانت می کند و نسبت به همه چیز شکاک است اگر دیر به خانه بیاید حتما به دنبال فلان کار رفته است، اگر به فلان خانم احترام گذاشته حتماً با هم رابطه ای دارند، چون در ماشینش سنجاق سر پیدا کردم معلوم است دختری همراه او بوده است
اگر همسرش به حمام می رود یعنی به او خیانت کرده، اگر به او اجازه نمیدهد پیام و نوشته هایش را بخواند یعنی پای شخص دیگری در میان است چون محبتی به من ندارد یعنی محبت را خرج شخص دیگری می کند.
اگر فالگیری می گوید که زنی مو بور، بلند قامت با شما دشمنی می کند می گوید هووی من است و شوهر من به من خیانت می کند.
خانم های وسواسی قصد دارند با این افکار بی پایه و اساس خیانت همسرانشان را اثبات کنند.
حس بدبینی در آن ها به اندازه می شود که آن ها یقین پیدا می کنند حتماً خیانتی صورت گرفته و دائما در مورد بی وفایی و خیانت مردان در جمع صحبت می کنند.
همین موضوع باعث می شود که کم کم بد اخلاقی ها و ناسازگاری ها آغاز شود. به امور خانه نمی پردازد، هر روز دعوا و درگیری پیش می آید، نسبت به همسر خود بی اعتماد می شود، او را تعقیب می کند، جیب های او را می گردد، تمام کارهای او را کنترل می کند و هر اتفاقی را خیانت می داند.
با این نوع رفتار، زندگی را برای همسر و خودش سخت می کند.
خانه باید محلی برای آرامش باشد ولی همسر وسواسی آن را به جهنمی تبدیل می کند که همه اعضای خانواده را می سوزاند.
هر چقدر هم همسرش برای او دلیل بیاورد حتی قسم بخورد که هیچ خیانتی نمیکند هرگز قانع نمی شود.
اگر این مشکل برطرف نشود و افراد به زندگی ادامه دهند تا آخر عمر مشکلات باقی می ماند و اگر نسبت به یکدیگر سرسخت باشند باعث جدایی آن ها می شود.
اگر مرد به این موضوع فکر کند که با طلاق همسرش همه چیز پایان می یابد و دوباره ازدواج می کند و زندگی آرامی را تجربه خواهد کرد باید بداند که چنین چیزی امکان پذیر نیست چون با ازدواج دیگر با مشکلات جدیدتر روبرو خواهد شد.
آیا طلاق گرفتن باعث آرامش می شود؟
شاید زن فکر کند که با طلاق از همسرش انتقام گرفته است ولی او باعث بدبختی خود شده است، شاید دیگر هیچ همسری پیدا نکند، آرامش خود را از دست بدهد یا مجبور شود با مردی ازدواج کند و در فراق فرزندانش بسوزد یا مجبور به بزرگ کردن فرزند دیگران باشد و مشکلات بیشتری برای او بوجود آید.
بنابراین قهر، دعوا، طلاق و جدایی نمی تواند بهترین راه حل باشد.
زن و مرد باید دست از سر لجبازی بردارند و منطقی نسبت به موضوع نگاه کنند از آن جایی که مرد مسئولیت بیشتری در قبال خانواده دارد باید کمی صبور تر باشد و تلاش کند که همسرش از این بیماری نجات پیدا کند.
آقایان به این نکته توجه داشته باشید که همسرتان در عین حال که وسواس دارد شما را دوست می دارد، به زندگی و فرزندانش علاقه دارد. اما قطعا شما از این موضوع رنج می برید ولی بدانید که او هم ناراحت است.
توجه داشته باشید که اگر به شما علاقه ای نداشت هرگز حسادت نمی کرد.
او دوست ندارد که اوضاع به این شکل باشد. این بیماری مانند بیماری های ساده مثل سردرد، دل درد، زخم معده نیست بلکه یک بیماری عصبی می باشد.
شما اگر به یک روانشناس مراجعه کنید خواهید دید که با چنین فردی چه دلسوزانه برخورد می شود و با دیدی انتقام جویانه رفتار نمی شود.
پس به او به چشم یک بیمار نگاه کنید و در مقابله ناسازگاری هایش صبوری کنید، عکس العمل های شدید از خود نشان ندهید، داد و فریاد نکنید، دم از طلاق و جدایی نزنید. این کارها نمی تواند باعث بهبود اوضاع شود بلکه شرایط را شدید و پیچیده تر میکند.
راه اول:
تو باید عشق خود را به او نشان دهی، ممکن است از این شرایط ناراحت باشد ولی چاره ای نیست. باید به گونهای رفتار کنی که او مطمئن شود تو عاشق او هستی و هیچ کس جای او را نمی گیرد.
راه دوم:
سعی کن با او به تفاهم برسی، هرگز از او چیزی را پنهان نکن و اجازه بده پیام هایت را بخواند.
مراقب حرکات خود باش، بگذار جیب های تو را بگردد، اگر در طول روز کاری برای انجام دادن نداری زودتر به خانه برو، اگر نتوانستی سر ساعت به خانه بروی علت دیر آمدنت را به او توضیح بده، مراقب کارهایت باش و هرگز به همسرت دروغ نگو، اگر کاری انجام دادی که باعث شک و بدبینی همسرت میشد همان موقع بدون ترس آن را توضیح بده.
راه سوم :
شاید شما فردی باشید که هرگز قصد خیانت به همسر خود را نداشته باشید ولی بدان که گاهی کارهای خود فرد باعث بدبینی می شود. لازم است که کمی در رفتارهای خود دقت داشته باشید و علت بدبینی همسر خود را پیدا کردهو آن را برطرف کنید. اگر با خانم های اطراف خود شوخی داری این کار را ترک کن چه لزومی دارد که با خانم های اطراف شوخی و خنده داشته باشی که همسرت چنین برداشتی داشته باشد.
اگر همسر شما فردی بدبین است لزومی ندارد که شما منشی زن بگیرید زیرا باعث بدبینی او خواهید شد.
در مهمانی ها با خانم ها گرم نگیرید و زمانی که کنار همسر خود هستید از زنان دیگر صحبت نکنید هرگز به آن ها نگویید که مگر من اسیر و برده تو هستم که هر چه می گویی گوش دهم شما مرد عاقلی هستید که نسبت به همسر خود متعهد هستید پس باید با عقل و منطق بیماری او را درمان کنید.
باید این بیماری را که باعث این مشکلات شده برطرف کنید تا هم همسرتان و هم فرزندانتان را از غم و اندوه نجات دهید.
باید بدانید که اگر شما نسبت به همسر خود صبوری کنید و به دنبال درمان همسر باشید تا زندگی خود را بهبود ببخشید نزد خدا پاداش بزرگی خواهید داشت.
اختلال وسواس فکری
زنی که دچار وسواس باشد فکر می کند که همسر او به او خیانت می کند. در این شرایط بهتر است از راه های زیر استفاده کنید.
اولین راه
شما باید بدانید که برای اثبات خیانت همسرتان نیاز به دلیل و مدرک دارید و تا زمانی که نتوانستید آن را قطعی اثبات کنید حق ندارید او را متهم کنید، شما حق ندارید به خاطر یک احتمال، شخص بی گناهی را مورد سرزنش قرار دهید و او را متهم به خیانت کنید.
دست از از نادانی بردار عاقل باش، زمانی که ناراحت و عصبی نیستی فکر کن شواهد را در نظر بگیر روی کاغذی آن ها را یادداشت کن و مانند یک قاضی با آن رفتار کن.
در مورد دلایلت کمی فکر کن و اگر دیدی این دلایل کافی نیستند و نمی توانی به آن ها یقین داشته باشی زندگی را به کام خود و شوهرت تلخ نکن.
اگر همسرت دیر به خانه می آید نشان دهنده خیانت او نیست شاید او مشغول به کاری باشد یا به دیدار اقوام و دوستانش رفته باشد، در جلسه علمی یا دینی شرکت کرده باشد.
اگر شخصی از خوشتیپی و خوش اخلاقی همسرت صحبت کرد آن را دلیلی بر خیانت ندان، خوش اخلاقی دلیل خیانت نیست اگر همسرت بداخلاق باشد هیچ کس با او همنشین نمی شود.
اگر همسرت به زنی بیوه کمک میکند نشاندهنده علاقه او به آن فرد نیست بلکه ممکن است به دلیل خیرخواهی او باشد.
اگر شوهرت کمد مخصوصی دارد نشان دهنده این نیست که قصد پنهان کردن چیزی از شما را دارد برخی افراد دوست ندارند کسی از کارهایشان باخبر شود یا شاید شغل آن ها به گونه ای است که نباید کسی از آن خبر داشته باشد به هر حال در زندگی ممکن است اتفاقاتی بیفتد ولی دلیل بر خیانت نمی باشد.
دومین راه
هر جا که بدبین شدی سریع آن را با شوهرت در میان بگذار و نگذار شک در دلت ریشه کند.
بدون اعتراض، خشم و عصبانیت آن را به همسرت بگو و بعد به حرف های او گوش کن و نسبت به او شک به دل راه نده.
دلایلی که برای تو می آورد را به خاطر بسپار اگر بدبینی تو بر طرف نشد می توانی تحقیق کنی. اگر در حین تحقیقات متوجه شدی که همسرت دروغ گفته این دروغ را دلیلی بر خیانت ندان شاید از بدگمانی و بدبینی تو اطلاع داشته و قصد داشته که مطلب را جوری بگوید که باعث بدتر شدن اوضاع نشود، بهتر است هر جا که به مشکل برخوردی با همسرتان را مطرح کنید، اگر از شوهرت سوالی پرسیدی که نتوانست دلیل قانع کننده ای بیاورد آن را دلیل بر خیانت ندانید ممکن است مطلب را واقعاً فراموش کرده باشد یا از بدگمانی تو دست و پایش را گم کرده باشد.
اگر او گفت که فراموش کردم به او فرصت بده تا آن را به یاد آورد.
سومین راه
بدگمانی خود را هرگز با کسی در میان نگذارید شاید آن فرد دشمن شما باشد یا شخصی حسود باشد.
شاید فردی که با او مشورت می کنید فردی نادان و بی تجربه باشد و به قصد دلسوزی ذهن شما را خراب تر کند پس هرگز با چنین افرادی مشورت نکنید حتی اگر مادر، خواهر یا اطرافیانت بود.
اگر نیاز به مشورت داشتید با افرادی که عاقل و خیرخواه هستند در میان بگذارید.
چهارمین راه
اگر دلایل شما برای اثبات خیانت همسرتان کافی نبود و اطرافیان هم معتقد بودند که همسر شما بی گناه است و همسرتان با دلیل و مدرک، قسم و آیه عدم خیانت خود را ثابت کرد و باز هم شما نسبت به او بی اعتماد بودید باید بدانید که شما فردی بیمار هستید و حتماً باید به روانپزشک مراجعه کنید.
پنجمین راه
به یاد داشته باشید که داد و فریاد مشکلی را برطرف نمیکند بلکه باعث اضافه شدن مشکلات جدید تر می شود.
حرف از جدایی و طلاق نزنید، آبروی شوهرت را نریزید، شاید کار به جایی برسد که همسرتان از شما خسته شود و به ناچار طلاقتان دهد پس با این کارها به نتیجه نمی رسید مواظب باشید که تصمیم نادرستی بگیرید و خودتان را نابود نکنید.
ششمین راه
اگر بدبینی تو تمام نشد و مطمئن بودی که همسرت به تو خیانت می کند باز هم می توانی با اخلاق و گفتار نیک در قلب شوهرت نفوذ کنی.
راهکارهای مناسب رفتار با وسواس فکری همسر
همسرتان را درک کنید.
قبل از اینکه هر کاری انجام دهید برای اینکه بتوانید همسر خود را درک کنید باید به خوبی با این مشکل آشنایی داشته باشید.
سعی کنید در این زمینه مطالعه کافی داشته باشید. با یک روانشناس در ارتباط باشید و سعی کنید درک کنید که همسر شما از روی محافظت از خود عزیزانش این کارها را انجام میدهد و قصد لجبازی و آزار و اذیت شما را ندارد اگر بتوانید نسبت به این رفتارها با او همدردی کنید و رفتارهای مناسبی از خود نشان دهید می توانید این بیماری را درمان کنید.
سعی کنید با همسرتان صحبت کنید و احساسات خود را با او در میان بگذارید اگر قصد دارید که به همسر خود کمک کنید باید آن را صادقانه و بدون تحقیر و سرزنش بیان کنید.
او را به بودن در جمع تشویق کنید.
ممکن است همسر شما به دلیل ضعفی که دارد در جمعهای خانوادگی شرکت نکند اگر این موضوع ادامه پیدا کند باعث افسردگی همسرتان خواهد شد سعی کنید او را به بودن در جمع تشویق کنید و حس او را از بودن در جمع بپرسید.
تمایلات خود را فراموش نکنید.
افراد وسواسی ماهرانه اوضاع و شرایط را تغییر میدهند و تلاش میکنند که همسر و فرزندان خود را وادار کنند که به خواستههای آن ها عمل کنند.
به این نکته توجه داشته باشید که اگر شما فردی موفق باشید و دائماً از دستورات او پیروی کنید به نتیجه نخواهید رسید بلکه فقط در دوره ای کوتاه او را آرام می کنید ولی به مرور زمان این رفتار در همسر شما بیشتر میشود بنابراین علاوه بر اینکه همسرتان را درک می کنید سعی کنید که نسبت به او منطقی رفتار کنید و از تمایلات خود برای او صحبت کنید.
ناامید نشوید.
اگر شما به هر دلیلی از نشانه های وسواس در همسرتان احساس خستگی می کنید از خود بپرسید آیا باید اجازه بدهم که این نشانه ها باعث خراب شدن زندگی شود یا می توانم فردی حمایتگر باشم.
همسرتان را برای مراجعه به روانشناس و طی کردن روند درمانی تشویق کنید.
وسواس تاثیر منفی روی زندگی افراد می گذارد اما نکته مهم اینجاست که واکنش مثبتی به درمان نشان میدهند.
شما در طول درمان باید نسبت به همسر خود مهربان باشید و او را تشویق به درمان کنید.
گاهی افراد وسواسی برای درمان نیاز به دارو و مراجعه مکرر به روانپزشک را دارند، بنابراین باید قبل از اینکه این بیماری در همسر شما گسترش یابد او را تشویق به درمان کنید.
وارد پروسه های زوج درمانی و خانواده درمانی شوید.
ممکن است رفتارهای وسواسی در همسرتان باعث ناراحتی و خستگی شما شود بنابراین با مراجعه به روانپزشک و روانشناس می توانید مشکلات خود را برطرف کنید و با آرامش کامل به دنبال درمان همسرتان باشید شما می توانید در مورد رفتارهای همسرتان و تاثیرات منفی که روی شما و فرزندانتان گذاشته صحبت کنید.
جلسات زوج درمانی به شما کمک می کند که از استرس ها و افکار مزاحم خود خلاص شوید.
اگر فرزندی دارید حتماً در مورد این بیماری با او صحبت کنید.
بچه ها حس ششم قوی دارند متوجه میشوند که چه عواملی باعث دعوا و درگیری بین اعضای خانواده شده است و حتی ممکن است خود را مقصر بدانند و سرزنش کنند بنابراین شما باید در مورد این بیماری با آن ها صحبت کنید و بگویید که این بیماری همانند سرماخوردگی قابل درمان است بنابراین به کودکان خود بگویید که آن ها هیچ نقشی در این بیماری ندارند.
به دلیل بیماری همسرتان، خودتان را از حضور در اجتماع محروم نکنید.
شما با وجود این بیماری باز هم می توانید در جامعه باشید.
وسواس می تواند جنبه وراثتی داشته باشد، بنابراین اگر همسر شما دچار وسواسی باشد حتماً یک یا چند نفر از اعضای خانواده اش هم دچار این اختلال هستند، پس در مورد علائم این بیماری با اعضای خانواده صحبت کنید و از حمایت آن ها بهره ببرید.
خودتان را وارد رفتارهای وسواس گونه همسرتان نکنید.
افرادی که به وسواس مبتلا می شوند خودشان را درگیر رفتارهای تکراری میکنند، مثلاً ممکن است از شما بخواهند وسایل را چندین بار چک کنید یا دائماً در حال تمیز کردن و شستشو باشید.
برخی افراد به راحتی به تمام کارها تن می دهند تا از استرس و اضطراب همسرشان کم شود.
اگر میخواهید به همسرتان برای درمان کمک کنید باید در مقابل این کارها کمی مقاومت کنید، اگر با او همراهی کنید ممکن است باعث تقویت این بیماری شوید.
رفتارهای وسواس گونه همسرتان را به خودتان نگیرید.
وقتی از همسرتان میخواهید که رفتارهای وسواسی خود را کنترل کند ولی به حرف شما هیچ توجهی نمی کند ممکن است که با خود فکر کنید همسرتان افسرده و لجباز است یا هیچ قصدی برای تغییر و اصلاحی را ندارد اما برای کمک به او لازم است که این رفتارها را شخصی سازی نکنید، آرام بمانید و به او بگویید که این رفتارها باعث خستگی شما شده است.
دقت داشته باشید که صحبتهای شما نباید به گونهای نباشد که او را تحقیر کنید.
سخن آخر
همانطور که بیان شد، روند درمان اختلال وسواس طولانی و دشوار است و با افزایش سن نیز شدت مییابد. بنابراین، شما هر چه زودتر به رواندرمانگر مراجعه کنید، نتایج بهتری کسب خواهید کرد.
همچنین به یاد داشته باشید که این اختلال اغلب بهصورت کامل رفع نمیگردد، ولی کیفیت زندگی مبتلایان تا میزان قابلملاحظهای بهبود مییابد.
وبلاگ حاضر به دنبال گلچینی از مطالب و محتوای روانشناسی کاربردی و مفید برای شما عزیزان است و در این مسیر تلاش می شود منابع مطالب تا حد امکان برای شما عنوان و درج گردد